تبليغاتX
دنیایی بی جواب
 دنیایی بی جواب

***

 

|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه 20 دی1390 و ساعت 1:58 قبل از ظهر 
 مشهورترین گنجینه های پنهان جهان - 3

دوستان و بینندگان  yahoo2در دو مطلب گذشته با راز گنجینه های پنهان شده در تاریخ اشنا شدند, یکی از انها بعد از قرنها توسط باستان شناسان کشف و دیگری همچنان از نظرها پنهان مانده است . امروز مطلب جالبی را که در سایت فول نت مشاهده کردم برای شما در نظر گرفتم . این مطلب در واقع مهمترین گنجینه های جهان را به شما معرفی خواهد کرد چندی پیش، ماجرای کشف گنج حیرت انگیزی در هندوستان و ارزش بی نظیر ) ان تقریبا ۲۰ میلیارد دلار) تبدیل به یکی از مهم ترین اخبار رسانه ای شد . در این گزارش به سراغ مهم ترین گنج های گمشده تاریخ رفتیم. زیبایی و زرق و برق این گنج‌ها، چشم‌ها را کور می‌کرد، کمرها را مقابل قدرت‌ها خم می‌کرد و آب دهان‌ها را برای داشتن کمی از آن راه می‌انداخت .!! اما حالا آنها کجا هستند؟ چه اتفاقی برایشان افتاده است؟ اینها شش گنج بزرگ دنیا هستند که معلوم نیست در دستان چه کسی و در کجا مخفی شده اند.

 

اتاق کهربا ( همان اتاق پر سروصدای زمان هیتلر )

 

کسانی که اتاق کهربا را دیده بودند، می‌گفتند باید آن را هشتمین پدیده عجیب دنیا دانست . شاید بتوان گفت این منحصربه‌فردترین گنج گمشده تاریخ باشد؛ اتاقی که تمام دیوارهایش با کهربا و انوع جواهرات قیمتی اتاق کهربا در روسیهو آینه‌های طلاکاری‌شده و چهار نوع موزائیک‌کاری فلورانسی تزئین شده ‌بود .  این اتاق که ۱۱متر مربع بزرگی‌اش بود، سال ۱۷۱۶ میلادی برای فردریک اول پادشاه پروس در نزدیکی کاخ کاترین در سن‌پترزبورگ روسیه ساخته شد . اگر این اتاق امروز وجود داشت، ارزش آن بیش از ۱۴۲ میلیون دلار بود. آوازه دلربایی این اتاق به گوش آدولف هیتلر هم رسیده بود و هنگامی که او با ارتش نازی به روسیه حمله کرد، کوشید این اتاق را همراه خودش به آلمان ببرد. اما با اولین تکان‌ها چندین تن جواهرات و تزئینات اتاق شروع به خرد شدن کردند. هرچند او تلاش کرد با چسباندن کاغذ دیواری مانع از فرو ریختن آن شود، اما این اقدام هم بی‌فایده بود. سال ۱۹۴۱ نازی‌ها بخش های زیادی از شهر را فتح کردند و سال ۱۹۴۵ بار دیگر روسیه آن را پس گرفت. اما از آن روز دیگر کسی از این اتاق اطلاعی ندارد.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 5 اسفند1390 و ساعت 3:39 قبل از ظهر  
 گنجینه پنهان : گنجینه داریوش که قرنهاست از نظرها پنهان است.!
 

داریوش کبیربعد از درج مطلب "گنجینه باختری - گنجینه ای در اتش و خون "یکی از خوانندگان وبلاگ اقای " رضا عسگری " مطلب جالبی از ایران باستان و معمای گنجینه پنهان داریوش سوم را برا ی  Yahoo2 ارسال کردند که بسیار جالب بود. اما اجازه بدهید قبل از دنبال کردن مطلب نکته مهمی را همینجا  برای دوستان که مطلب ارسال می کنند را یاد اور شوم . از تمام دوستان عاجزانه خواهش دارم در صورت برداشتن مطلبی از از سایر سایتها حتما نام ان سایت و نویسنده مطلب را عنوان کنند تا خدای ناکرده شرمنده دوستان و سایر عزیزان که به وبلاگ ما می ایند و از مطالب استفاده می کنند نشویم . جناب عسگری این مطلب قبلا در سایت" ایران نوید " و توسط عزیزی بنام اقای " نوید نظامی " نوشته و منتشر شده است . متاسفانه من نتوانستم ایمیل اقای نظامی را پیدا کرده و از او بابت تعیه این مطلب تشکر کنم – اما نام ایشان را به عنوان نویسنده و نام دوست عزیزم اقای عسگری را به عنوان ارسال کنند در انتهای مطلب میگذارم , باشد کههر دو این عزیزان از ما راضی باشند .

 

گنجینه پنهان : گنجینه داریوش که قرنهاست از نظرها پنهان است.!

 

 اما مطلب امروز : حتما شما خبری را که چندی پیش در رسانه های جهان بازتاب داشت را شنیده اید. ماجرای کشف گنجینه ای عظیم در یکی از معابد هندوستان که ارزش واقعی ان 20 تا 25 میلیارد دلار براورد شد.!! یکی از دلایل مهم مخفی کردن این گنجینه ها, جنگ بین کشورها بود .. هر گاه کشوری مورد تجاوز قرار میگرفت و حاکم ان احساس میکرد که شکست خواهد خورد دستور می داد تا خزائن و صندوق های طلا در زیر خاک و در جایی مطمئن از نظرها مخفی شود. در بسیاری از مواقع تمام کارگران و ناظرانی که خبر از جای این گنجینه ها داشتند کشته می شدند تا جز پادشاه و حاکم کسی از خزینه مخفی خبردار نباشد. یکی از بزرگترین گنجینه های مخفی – گنجینه داریوش سوم است, که تا امروز کسی انرا پیدا نکرده و بسیاری از جویندگان و باستان شناسان را ناکام گذاشته است.

 

گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان، داریوش سوم هخامنشی که در سالهای ۳۸۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد می زیست، شاید بزرگترین گنج تمام دوران ها باشد. بخشی از این گنج را امپراطور مقدونیان، اسکندر (۲۳۲ – ۳۵۶ ق.م ) زمانی که در سال های حدود (۳۳۴ ق.م) کشور پادشاهی ایران را تسخیر و گنجینه های" شوش" ،" ایسوس" *، دمشق و تخت جمشید را چپاول کرد به تاراج برد. امپراتور فاتح تنها در تخت جمشید حدود ۹,۰۰۰ تالنت طلا و ۴۰,۰۰۰ تالنت نقره به غنیمت گرفت. هر تالنت با معیارهای امروزی حدود ۲٫۲۶ کیلوگرم بود، یعنی بیش از ۱۰۰۰ تن یا به حساب دیگر بیش از ۵۰ کاروان بزرگ از حیوانات بارکش که فقط غنیمت یکی از شهر های ایران را با خود حمل می کردند. اما آمار نهایی شهر های ایران کمی تکان دهنده است. مورخ و وقایع نویس باستانی یونان،  »دیودور « چنین نگاشته است که اسکندر کبیر گنجهای حاصل از تمام گنج خانه های تسخیر شده ایران را بر بیش از ۳,۰۰۰ شتر بارکش و ۱۰,۰۰۰ جفت قاطر (بیش از ۲۳,۰۰۰ حیوان بارکش) سوار کرد و به کشور خود برد. اسکندر در آن زمان در ایران بدون احتساب بخشی از گنجینه ها که داریوش سوم به نقاط امن برده بود، ۷۵۰,۰۰۰ تالنت (حدود ۱۹,۶۵۰ تن) یعنی تقریبا ۹۸۰ کامیون باری ۲۰ تنی پر از طلا و نقره به غنیمت گرفت، البته بدون محاسبه سنگ ها، جواهرات و هزاران شی گران بهای دیگر.! ا بر نگارش های باستانی، وقتی که او بعد ها با ارتش خود به مصر لشکر کشی کرد، دستور داد که سپرهای حفاظتی سربازانش را با نقره خالص آب کاری کنند که نشان از عظمت غارت لشگر مقدونی در ایران بود.! "

.

  اما سرنوشت باقی گنجینه ها چه شد؟

 

داریوش با کاروان کوچکی از گنجهایش به اقامتگاه تابستانی خود در  " هگمتانه   "شهر همدان کنونی رفت. بنا به نگارش های باستانی “داریوش هخامنشی قبل از آن که بمیرد دستور داد که تمام طلاها، نقره ها و اشیای قیمتی دیگر را در نزدیکی شهر دفن کنند. وقتی که اسکندر اقامتگاه تابستانی را به تسخیر در آورد، هیچ اثری از گنج بر جای نمانده بود. اسکندر نیروهایش را وادار کرد هفته ها در اطراف شهر بدنبال گنج مدفون بگردند که جستجویی بی حاصل بود.” این گنجینه که به گفته کارشناسان حدودا نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده، برای بازسازی ایران و جمع آوری لشکری انبوه توسط داریوش حمل می شده است. نزدیک به ۲۵۰ سال بعد، سردار رومی " مارکوس لیزینیوس کراسوس " (۵۳ – ۱۱۵ ق.م) به جستجوی این گنجینه طلا پرداخت و برای آن حتی با پارتها، یکی دیگر از اقوام آسیای صغیر جنگ کرد؛ پارتها در آن زمان سلسله پادشاهی جدیدی را در ایران بر پا کرده بودند (سلسله اشکانیان). سرداران رومی" ژولیوس سزار " ( ۴۴۱۰۰ ق.م) ، " مارکوس آنتونیوس "(۳۰ – ۸۳ ق.م) و همچنین امپراتور روم،  " نرون " (۶۸۳۷ میلادی) نیز، همگی بدون هیچگونه موفقیتی به جستجوی گنج افسانه ای داریوش پرداختند. در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) شاه وقت ایران دستور کاوش این گنج را داد؛ یک هیئت آمریکایی با پیشرفته ترین تجهیزات حفاری و اکتشاف به کار پرداخت، اما نتوانست گنج را پیدا کند. به این ترتیب: گنجینه طلای داریوش تا به امروز همچنان در مکانی به شعاع ۱۰۰ کیلومتر، در اطراف شهر همدان خفته است. گنجینه ای که معلوم نیست کی و کجا بیدار شود و جهانیان را محو عظمتش کند.

 

*  ایسوس : شهری در کشور ترکیه کنونی

***

تدوین و گرداوری : نوید نظامی سایت عرضه کننده : ایران نوید ارسال کننده مطلب : رضا عسگری  
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه 6 دی1390 و ساعت 4:12 قبل از ظهر  
 گنجینه باختری عجایبی در اتش و خون .

گنجینه باختری یکی از عجایب فرهنگ و تمدن مردم افغانستان است . گنجینه ای که قبل از کشف در نقل ها و افسانه های مردم افغانستان بود و پس از کشف در اتش و خون.!! مردم دنیا هنوز تصاویر ویران کردن مجسمه های غولپیکر بوداهای بامیان را از یاد نبرده اند.. مجسمه های که توسط جهل و تعصب ویران گشت و اثار ان هنوز هم دل علاقمندان و دوستداران باستان شناسی جهان را به درد میاورد. خوشبختانه " گنجینه باختری " زیر بمب و خمپاره و گلوله های توپ و تانک سالم ماند تا نسل امروز شاهد یکی از عجایب باستان شناسی و زیبایی خیره کننده این گنجینه بی همتا باشد. گنجینه ای که به راستی میتوان ان را با گنجینه " توت عنخ امن " مقایسه کرد و از کشف و اختفای ان در بهت و حیرت فرو رفت. مطلب امروز توسط اقای " عبدالرحمان شریف احمدی " یکی از دوستان افغانستانی ما برای Yahoo2 ارسال شده است. از ایشان و تمام دوستانی که در این سالها ما را یاری کرده اند, بی نهایت سپاسگزاریم .

 

گنجینه باختری عجایبی در اتش و خون .

 

گنجینه ای که موجودیت آن بیش از 25 سال مبهم بود و هیچ کس نمی دانست که باارزش ترین گنجینه جهان که در سال 1978میلادی توسط گروه باستان شناسی افغانستان- شوروی در طلا تپه شبرغان پیدا شد در کجاست.

در نخستین روزهای سال 1978میلادی " ویکتورسریانیدی "، باستان شناس نامدارشوروی بالای همین تپه بالای شهر شبرغان ایستاده بود.ناگهان اندیشه ای در او پدید آمد و همین فکر سبب شد که بزرگ ترین گنجینه جهان پس از 2000 سال ابهام پیدا شود . درجریان این 2000 سال بسیاری از جهان گشایان و شاهان و حتی بسیاری ازماجراجویان به دنبال این گنج در این بخش جهان می گشتند.

اما هیچ کس نمی دانست که گنجینه بزرگ باختر که میراث حاکمیت دوران یونان باختر که پس از تصرفات اسکندر است در کجاست. بسیاری در بلخ به دنبال این گنجینه می گشتند و بسیاری هم قانع شده بودند که وجود چنین گنجی افسانه ای بیش نیست." ویکتورسریانیدی " به این نتیجه رسید که در کنار معبد3000ساله ا" ویکتورسریانیدی "، باستان شناس نامدارشوروی بهمراه یکی از همکاران افغانستانی اوی که در کنارتپه طلا قراردارد باید گورهای شاهان و شاهزادگان قرارداشته باشد. در اوایل زمستان سال 1978میلادی افغانستان دریک حالت بحرانی قرار داشت.پس از کودتای هفت ثور و سقوط دولت" محمد داوود خان "در یک سال دو رهبر حکومت کشته شدند. در جای جای افغانستان گروه های چریکی برای مقابله باحکومت به میان آمده بودند و حکومت انقلابی از شوروی تقاضای کمک کرده بود. یک روز قبل از آنکه ارتش سرخ شوروی وارد افغانستان شود، سریانیدی با یافتن یک تکه پارچه طلا دوزی توانست به یافتن یکی از دو بزرگ ترین و باارزش ترین گنجینه های طلای جهان دست یابد. در این روز سریانیدی با دیدن این پارچه طلای ناب نخستین گور را پیدا کرد.در این گور که یک تابوت سرباز که با پوست حیوانات پوشیده شده بود قرارداشت و برفراز ان یک بام موقتی ساخته شده بود. در داخل تابوت یک " شهبانوی پوشانی " که سرتاپا با طلا مزین شده بود آرام گرفته بود.گروه مشترک افغانستان- شوروی به رهبری سریانیدی که ده سال را به دنبال تپه های " آی خانوم "به دنبال بقایای تمدن پوشانی به کاوش مشغول بود باور نمی کرد که به گنجینه باختر دست یافته است. گورها یکی پس از دیگری پیدا می شدند.گروه سریانیدی هفت گور را پیدا کرد که در آنها 6 شه بانوی 15 تا 45 سال و یک شاهزاده پوشانی دفن بودند.گمان می رفت که همه شاهزادگان در یک زمان مرده باشند. آنان موقع رفتن به گورهایشان تحفه های شگفت انگیز طلایی با خود داشتند. نه یکی و دوتا بلکه 20هزار و 618 پارچه طلای ناب را با خود به گورهایشان برده بودند . این آثار در شکلهای "کوپیت ها" یا خدایان عشق ماهیان و جانوران افسانه ای به گونه ای هنرمندانه طراحی و با سنگ های قیمتی گوهرنشانی شده بودند. اجساد زنان داخل این گورها طوری به نظر می آمدند، که هنگام مرگ خیلی تزیین شده بودند.در این قبرها صدها صفحه مختلف الشکل طلایی که بر روی لباسهای زنان مذکور به طورمحکم دوخته شده بودند به دست آمدند. اما این همه آثار هنری بی همتا از طلای ناب چگونه پدید آمده بود؟ بر بنیاد یافته های تاریخ ،تمدن یونان باختری پس ازفتح باختر توسط اسکندر مقدونی در 327پیش از میلاد بنا نهاده شد و رفته رفته این منطقه به یکی از مناطق تمدن خیز آن زمان مبدل شد. پس از ان صحرا نشینان جلگه های آسیای میانه به طرف جنوب به حرکت درآمدند. آنان در قلمرو یونان باختری قدرت را به چنگ آوردند و شاهنشاهی بزرگ " کوشانیان" را بنیاد نهادند. با گذشت زمان این صحرا نشینان آسوده حال شدند و با تاجرانی که از سوریه به چین سفر می کردند،مالیات بستند و با بازرگانانی که در جاده مشهور ابریشم می گذشتند به تجارت پرداختند. آنان از این راه طلای زیادی اندوختند و هنر زرگری و کنده کاری طلا را رواج دادند. به این ترتیب بودکه آوازه گنجهای فراوان باختر به سراسر جهان رسید. برای خواندن ادامه اینجا کلیک کنید .

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 4 آذر1390 و ساعت 2:44 قبل از ظهر  
 بـدنبال ملکــه سبـا در شنـهای سوزان معــــاریــــب

با سلام خدمت دوستان و بینندگان Yahoo2 – قبل از هر چیز بابت بروز نشدن وبلاگ از شما پوزش خواسته و از اینکه توسط ایمیل و کامنت جویای حال بنده بودید بسیار خرسندم . متاسفانه مشغله های بسیار اجازه نداد تا مثل گذشته در خدمتتان باشم . البته مثل همیشه جواب دوستان را که سئوال داشتند و یا اجازه درج مطالب را میخواستند را دادم و یکبار دیگر از محبتهای شما سپاسگزارم . بعد از ماهها با یک مطلب جدید که تقریبا در هیچ سایت و وبلاگی مورد بررسی قرار نگرفته در خدمت شما هستم . مطلب " بدنبال ملکه سبا در شنهای سوزان معــــاریــــب " حکایت تلاش برای کشف حقیقت در سرزمینی است که قرنهاست اجازه اکتشافات جدید را به هیچ باستان شناسی نمیدهد. سرزمینی با تعصبات خاص و قبیله های که از بیگانگان تنفر عجیبی دارند . شبه جزیره عربستان و سرزمین یمن روزگاری محل سکنای تمدنی بوده که باستان شناسان و جویندگان حقیقت بیش از هر زمانی تلاش دارند تا پرده های ابهام را کنار زده و معمای ان را حل کنند . این تمدن که زبان و خط سامی داشته اند و محققان از ان با عنوان " تمدن سبایی " یا " تمدن شبائی " نام میبرند و ملکه ان بیشتر در افسانه ها زندگی می کند, ذهن محققان و باستان شناسان را بخود جلب کرده است . اجازه دهید با هم مطلب را دنبال کنیم تا با تلاش افرادی اشنا شویم که سختیها را بجان خریدن تا نوری بر تاریکی این قسمت از تاریخ بیندازند .

 

بدنبال ملکه سبا در شنهای سوزان معــــاریــــب

 

در افسانه های ماجرجویانه پنجاه یا صد سال پیش , خودکامه شرقی زشت روی و منحوسی – چهره اصلی داستان را تشکیل میدهد . خود رای ستمگری که برای گرفتن شیر زن ابی چشم و زرین موی انگلوساکسنی در چنگال های هرزه اش – طرح میریزد و کاهنان بت پرست اهریمنی زیر دستش – دلداده نیرومند شمالی ان شیرزن را به سرنوشتی تیره گرفتار میسازد ..!!

اما امروز در این دوران روشن اندیشی هیچکس از چنین لولو یا موجود هراسناکی ترس بخود راه نمیدهد . در وافع برخی انسانهای خوش بین امروزی – وجود ستمگران را باور ندارند و اگر فردی دست به چنین کشتار ملکه سبا در امارت سلیمانهراسناکی بزند او را قلبا انسان خوبی می پندارند که گرفتار محرومیتها و نا امنی شده و تمام گناه او را گردن اجتماع می اندازند. از این رو شاید برخی با شنیدن این نکته که در مشرق زمین به راستی خودکامه هایی با ان خصوصیات وجود داشته است شگفت زده میشوند. در واقع روزگاری وجود چنین سلاطینی بسیار عادی بود و شاید هنوز هم از بین نرفته باشد. با انکه چنین ستمگرانی منحصر به مشرق زمین نبوده و دیگر بخشهای جهان نیز گرفتار انان شده اند اما چنین مینماید که قاره اسیا و افریقا به ویژه مستعد چنین رنجی باشند . از انجا که گاه باستان شناسان خواسته اند در سرزمینهای زیر نفوذ چنین فرمانروایانی دست به حفاری بزنند پای این ستمگران به ماجرای باستان شناسی نیز باز شده و داستان زمانی شنیدنی تر میشود که خودکامه سودجو در پندار خویش باستان شناس را در جستجوی گنجینه سرشار از زر و الماس دانسته و با طرح نقشه ای به او اجازه یافتن گنجینه را میدهد تا پس از ان خود بتواند به اسانی گنجینه را برباید. اما زمانی که درمیابند گنجینه ای در کار نیست ازرده خاطر گشته و برای باستان شناسان اشگال تراشی می کنند و بدینسان است که گاه یک راز باستان شناسی نه بدان سبب که نشانه های کافی برای گشودن ان در دست نیست – که تنها به سبب اشگال تراشیهای فرمانروایان سالیان سال در پرده ابهام میماند . برای همین در این بخش به گفتگو با چنین ستمگران اهریمن خو و دژ رازی که انان دیر زمانی باروهایش را ساخته اند – می نشینیم .

 

شبه جزیره افتاب سوخته عربستان عربستان شکل مربع مستطیل ناهمواری را دارد که محور بلند ان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده میشود . در گوشه این مربع مستطیل و در نزدیک به کرانه جنوب غربی ان – سرزمین یمن قرار دارد که در میان یکصد و چند کشور جهان بیش از همه در برابر دگرگونیها ایستادگی کرده است . این کشور با اب و هوای نامطلوب و ثروت طبیعی اندک و مردمانی بیزار از بیگانگان – مردمانی که با تمام وجود معتقدند که " جهاد شمشیر خداوند بر گردن کافران است " اگر از نعمت کاوشهای باستانی برخوردار نبود هیچگاه دلبستگی بیگانگان را به خود جلب نمیکرد . هزاران سال پیش در عربستان جنوبی دودمانهای توانمند به اوج شکوفایی رسیدند که به اندازه سایر کشورهای زمان خویش برخوردار از تمدن بودند – همچون : سبا – ماعین – کاتابان – عوسان – حمیار – حضر موت ... در میان این دودمانها انکه از همه کهن تر بود . انکه زودتر از همه شکوهمندی یافت و انکه نامش بیش از همه با سحر و افسون امیخته شده است – " سبــا " نام داشت – همان که عبریان شبا مینامندش . در تورات امده است که : " هنگامیکه شهبانوی شبا آوازه سلیمان و پیوند او با پروردگار را شنید – بر ان شد تا بر پرسشهای دشوار او را بیازماید . پس با کاروانی سترگ از شترانی که بار انها تنها ادویه- زر فراوان – و سنگهای گرانبها بود رهسپار بیت المقدس ( اورشلیم ) شد . زمانیکه به درگاه سلیمان بار یافت – از انچه در دل داشت پرده برداشت و سلیمان تمام پرسش های او را پاسخ گفت  و هیچ چیز را ناگفته نگذاشت... و او به شاه گفت : انچه در سرزمین خود درباره کردار و خرد تو شنیدم درست بود . اما انرا باور نداشتم تا به اینجا امدم و خود بچشمم دیدم .. خرد و نیک بختی تو از انچه شنیدم بیشتر است .. پس یکصد و بیست تالان زر ( هر تالان برابر با 6000 درهم ) ادویه فراوان و سنگهای گرانبها را به سلیمان پیشکش کرد . کسی هیچگاه ادویه ای فراوان تر از انچه شهبانو شبا به شاه سلیمان داد ندیده بود .. و سلیمان تمام ارزوهای شهبانوی شبا را براورد و به جز پیشکشیهای ارزشمند سلطنتی هر انچه شبا خواست بدو بخشید . شهبانو بازگشت و همراه خدمتکارانش رهسپار سرزمین خویش شد " این تنها اطلاعاتی است که از شهبانو سبا در دست است به جز انکه دیداری با سلیمان نزدیک به 950 ق – م باید روی داده باشد. در گزارش تورات از این بانو نامی برده نشده .. سن وزیبایی او روشن نبوده و از دل بستگی مهر امیزش با سلیمان نیز سخنی گفته نمی شود. شاید شهبانوی سبا پیرزنی زشت رو و ناهنجار همچون " هات شپسوت " که تنها فرعون زن بود و یا همچون الیزابت اول در سن سالخوردگی بوده است و شاید این دیدار مجالی برای گفتگو و چانه زدن های فراوان بر سر داد و ستد و کار پژوهش و باستان شناسی در یمن بسیار مشگل و تقریبا غیر ممکن استپیمان نظامی بوده است . اما خیالپردازان نسلهای بعدی از این رویداد کوچک داستانها و افسانه های مهرامیز خیالی پدید اورده و عربها برای خویش داستان شهبانو بلقیس شیر زن جوان وزیبا را ساختند و با پیوستن این داستان به نیرنگهای رزمی سلیمان نام بلقیس را نیز به فهرست بلند بانوانی که سلیمان از انان بهره مند شده بود افزودند . ساکنان حبشه بلقیس را حبشی و خاندان سلطنتی حبشه را ثمره مهر بلقیس به سلیمان دانسته اند . اما ظاهر و باطن شهبانوی سبا هر چه که باشد – بهتر بود درباره او و دیدارش با سلیمان بیشتر میدانستیم . از انجا که گزارشهای تاریخی پادشاهی سبا نزدیک به 150 سال پس از دوران شهبانو سبا اغاز میشود – لازم است که عملیات باستان شناسی زیادی در یمن انجام گردد . اما دشواری در همینجاست . زیرا عربهای یمن بیاد دارند که زمانی معاریب پایتخت شهبانو سبا بود و ساکنان معاریب از این افسانه به شکل بهانه دیگری برای بی اعتبار جلوه دادن بیگانگانی که به این سرزمین مقدس گام می نهند – بهره جسته اند . صورت فلکی درخشان پادشاهی هایی که سه هزار سال پیش در عربستان جنوبی پدیدار گشت – بدانگونه که در افسانه ها امده است – به دست اجنه و دیوهایی که سلیمان به انها فرمان می داد – به جهان هستی فراخوانده نشدند . " غولها و اجنه با بیشمار چشمها و بالهایشان - با فرمانبرداریشان اسمان را در می نوردیدن – در ان زمان که سلیمان شاه بود . شعر باستانی حبشه ای "  این پادشاهی ها برای نیکبختی ساکنان سرزمین خود از پایه های سودمند اقتصادی برخوردار بودند . اهلی کردن شتر – که توانایی رفت و امد و جابجایی بارهای سنگین در بیابانهای خشک و بی اب و علف را برای انان افزون میساخت . این یکی از دلائل کامیابی انان بود . در سده 12 پادشاهان اشور اغاز به گرفتن شتران وحشی برای باغ وحش سلطنتی خود کردند و دیری نپائید که بهره گیری از این حیوان برای سواری در شنزارهای پهناور و بخشهای ناهمواره عربستان – عراق و ایران رایج شد . شتران رام سرزمین سبا  از نخستین شترهایی هستند که نشانه تاریخی معتبری برایشان در دست است – زیرا اشاره هایی که در پنج کتاب نخست تورات به شتر میشود بیشتر جنبه افسانه ای داشته و تاریخی نیست. ساکنان استپهای اسیا شتر دو کوهان باختری را رام کردند. اما عربها شتر یک کوهان جمازه را بر ان برتری دادند . رمز کامیابی عربها راههای بازرگانی بود که سرزمینهای عرب نشین را میان هندوستان و ایران و غرب قرار میدادند.  در ان دوران که تنها وسیله جابجایی کالاهای بازرگانی از راه های ابی – کرجی های کوچکی بودند که یارای پیمودن مسافت کوتاهی را داشتند و هیچگاه از نقطه دید خشکی فراتر نمی رفتند . برای کسانی که کالاهای بازرگانی را میان هندوستان و مدیترانه می بردند بیش از دو راه وجود نداشت . یکی راه خشکی 4828 کیلومتری ناهموار و پر خطری در میان خاور نزدیک و خاور میانه و راه دیگر سفر دریایی در راستای کناره عربستان بود که در شرایط مناسب میتوانستند از جنوبی ترین گوشه کنار از راه خشکی میانبر بزنند . با انکه هزینه مالیاتها در هر بندرگاه بهای کالاها را به چند بابر میرساند اما همین هزینه ها بهترین پشتیبان مالی پادشاهیهای عربستان جنوبی بود . داد و ستد بخور عامل دیگر این نیکبختی بود . در ائینهای که برای خدایان جهان باستان مدیترانه برگزار می شد – بخور فراوانی را میسوزانیدن . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

**

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID : Jalal_webid

دانلود PDF مطلب


برچسب‌ها: عجایب باستان شناسی
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 23 شهریور1390 و ساعت 1:28 قبل از ظهر  
 « نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها - قسمت دوم ( 2 )

 « نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها  - ( 2 )

 

همانگونه که در قسمت اول مطلب « نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها مشاهده کردید " ذکریا سچین " نویسنده و محقق روسی تبار با ترجمه کتیبه های سومریان , تئوری و نظریه جنجال برانگیزی را بین محققان و باستان شناسان مطرح کرد . در جامعه باستان شناسی اکثر دانشمندان این رشته  "ذکریا سچین" را به عنوان مردی که در ترجمه و کشف رمز کتیبه های سومری و بابلی دارای توانایی و تجربه کافی میباشد میشناسند, اما نظریه او در مورد " نیبـــــرویـــــه " ایا با واقعیتهای کشف شده امروز جهان مطابقت دارد.؟ با هم ادامه مطلب را دنبال میکنیم .

 

رد نظریه وجود سیاره دهم

 

طولی نکشید که این نظریه‌ها با بحثها و مخالفتها روبرو شد. ابتدا شبیه سازیهایی که با توجه به چگالی و آلبیدویی (قدرت بازتاب ، سپیدی) پذیرفتنی با این سیاره انجام گرفتند، نشان دادند که باید قدر (میزان روشنایی هر ستاره که با مقیاسی لگاریتمی سنجیده می‌شود، هر چه میزان عددی قدر ستاره بیشتر باشد، ستاره کم فروغتر است) نزدیک به 11 تابش داشته باشد. مشکل بتوان باور کرد که شیئی چنان درخشان تا کنون از چشم مشاهده گران و رصد کنندگان آسمان ، پنهان مانده باشد. پژوهشهای تصویری نیز نتیجه‌ای نداشت و سرانجام ، محاسباتی که دو گروه از دانشمندان ، یکی در رصدخانه نیروی دریایی آمریکا و دیگری در دانشگاه هاروارد ، انجام دادند ثابت کرد که وجود چنین سیاره‌ای از نظر دینامیکی ناممکن است، زیرا با پیکربندی منظومه شمسی ناسازگار است.

 

از سر گیری تحقیقات

 

بار دیگر مسأله اختلالهای بر جا مانده از حرکات اورانوس و نپتون بر سر زبان افتاد. این بار داشنمندان دیگری ، رابرت هارینگتون  اخترشناس رصدخانه نیروی دریایی آمریکا با کمک محاسبه‌های رایانه‌ای‌ خود ، چهره این سیاره فرضی را چنین ترسیم کردند : سیاره‌ای که جرم آن میان دو و پنج برابر کره زمین است، که بر مداری بسیار طویل و با زاویه بسیار شیب دار در صفحه دایرة البروج ، در فاصله‌ای از خورشید که از 50 تا 100 واحد نجومی متغیر است با دوره تناوب چرخش نزدیک به 800 سال. شاید طی یکی از گذرهایش در پایینترین مرحله ، در خیلی سال پیش ، این کره ، حرکت قمر اصلی نپتون ، یعنی تریتون را معکوس ساخته است. این ماه تنها ماه سامانه خورشیدی است که حرکت رجوعی دارد, که مدار آن مخالف مدار سیاره است. ضمن آنکه پلوتو را از خانواده اقمار نپتون بیرون آورده ، آن را در مدار خورشیدی قرار داده است . هارینگتن ، پس از توفیق در محاسباتش ، الگوی تازه‌ای را ارائه داد: الگوی کره ای چهار برابر جرم زمین که در فاصله ای حدود 2.5 برابر پلوتو ، به دور خورشید می‌چرخد. این کره فرضی با قدر نزدیک به 14 که در صورت فلکی عقرب واقع شده تا کنون از چشم راصدان آسمان پهناور ، پنهان شده و چهره در نقاب فرو برده است.

 

***

 

رصد نیبیرو توسط ماهواره ایراس

 

این جرم اولین بار در 30 دسامبر سال 1983 توسط ایراس ( ماهواره ستاره شناسی مادون قرمز ) دیده شد. طرفداران نیبیرو بر این عقیده هستند که تلسکوپ ایراس در حقیقت سیاره سرگردان را رصد کرده است.  برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 26 دی1389 و ساعت 3:2 قبل از ظهر  
 « نیبرویه » اردوگاه فرازمینی ها - قسمت اول ( 1 )

« نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها

 

حتما تا به امروز نام سیاره ایکس را شنیده اید؟ از کشف سیاره ایکس چند سالی بیشتر نمیگذرد و هنوز اطلاعات زیادی در دست منجمان و ستاره شناسان عصر حاضر در مورد این سیاره نیست . با ظهور تلسکوپهای عظیم و رصدخانه های پیشرفته علم نجوم وارد مرحله جدیدی شده است . تلسکوپهای چون " هابل " و ماهواره های تحقیقاتی اطلاعات شگفتی را برای دانشمندان و محققان فضایی محیا ساخته است . اما اگر بشما بگویند که سومریان که حدود 3500 تا 4000 سال پیش بر روی این کره خاکی زندگی میکردند از سیاره ایکس در کتیبه هایشان یاد کردند , چه خواهید گفت .؟ حال اگر بشنوید سومریان تنها تمدنی نبودند که از این سیاره خبر داشتند و تمدنهای مثل " مایا " ها و " بابلیان " هم در کتیبه ها و بناهایشان از این سیاره یاد کرده اند , انگاه بخود نمیگوید چگونه و از کجا این موضوع را میدانستند.؟!!! دوستانی که مطالب ما را در Yahoo2 دنبال میکنند تا امروز با تمدنهای مختلف و شگفت اوری اشنا شده اند ... تمدنهای مثل تمدن " اینکاها " و " مایا " ها که شگفت آورترین تمدنهای امریکای جنوبی هستند.!! مردمانی که در ریاضیات و نجوم بی همتا بودند و معماری و مهندسی انان هنوز هم انسانهای عصر حاضر را در بهت و حیرت فرو میبرد. وقتی میفهمیم منجمان " مایا " فاصله کره زمین را با دیگر سیارات منظومه شمسی میدانستند و با دقتی باور نکردنی انرا محاسبه کرده بودند و یا وقتی تقویم انها را که یکی از دقیقترین تقویم های حال حاضر جهان است را می بینیم, انگاه نمیتوانیم از کنار این موضوع بی تفاوت بگذریم . دوستانی که برای اولین بار مطالب ما را دنبال میکنند برای اینکه بدانند از چه نابغه های صحبت میکنیم تنها به ذکر این موضوع میپردازم که منجمان " مایا " در " چیکن ایتزا " رصدخانه " کارکل " را ساختند که یکی از شگفت اورترین رصدخانه ها در جهت یابی نجومی است . انها تقویم دقیقی را بر مبنای 260 روز ویژه امور مذهبی , 365 روز خورشیدی 584 روز سیاره زهره ای را تدوین کردند . طول دقیق یکسال خورشیدی بعد از محاسبات طولانی در  2422 / 365 روز تثبیت شده است در صورتی که  مایاها همین تقویم را 2420 /365 روز براورد کرده بودند که تا سه رقم عدد اعشاری امروزی صحیح میباشد . توجه کنید این منجمان 15 تا 20 قرن پیش این محاسبات شگفت را انجام دادند . از ذوستان علاقه مند میخواهم از ارشیو مطالب " تمدنهای شگفت انگیز امریکایی جنوبی " را مطالعه کنند . تمدن مایا تنها یکی از چندین تمدن مهم امریکایی جنوبی است . تمدن " نازکایی " تمدن " اینکاها "  تمدنهای دیگر این منطقه هستند که اسرار و شگفتی های خاص خود را دارند .. حال برگردیم به موضوع  سیاره دوازدهم .. در ابتدای مطلب امروز از " نیبرویه " که در چندین تمدن مهم جهان با اسامی مختلف از ان یاد شده اشاره کردم . براستی چگونه این تمدنهای کهن توانسته اند به درک واحدی از یک موضوع خواست برسند .؟ البته تنها این موضوع مشترک انها نیست .. مثلا در تمام این تمدنها از سیل بزرگ که ما از ان به عنوان  "طوفان نوح " یاد میکنیم ,نام برده شده است . یا ساخت اهرام  که تقریبا در تمام تمدنهای کهن و مهم جهان انرا می بینیم . مطلب امروز ترجمه گوشه ای از کتاب " گمشده انکی " به قلم " زکریا سیتچین " که مربوط کشف سیاره دوازدهم توسط منجمان سومری میباشد .. براستی این علوم اسرارامیز چگونه به دست تمدنهای باستانی رسیده است .؟ از ساخت تلسکوپهای قدرتمند چند دهه نمیگذرد و" علم نجوم نوین " برای نسل امروز یک نوزاد تازه متولد شده است , چند سالی نیست که تلسکوپ هابل دریچه ای دیگری از کهکشان را  بر روی ما گشوده است پس چگونه متخصصان تمدنهای باستانی از سیاره دوازدهم در کتیبه هایشان با ما سخن میگویند .؟!! محاسبات پیچیده را چه کسانی به انها اموخته بودند .؟ براستی این علوم را از کجا فرا گرفته اند .؟!! ایا همانگونه که  بعضی از دانشمندان ادعا میکنند کسانی برای اموزش به زمین امده اند و انها را در این زمینه یاری رسانده اند .؟ یا انها به مرور زمان به این رشد و بلوغ رسیده اند.؟ هر چه باشد و نباشد نمیتوان علوم انان را نادیده گرفت و براحتی از کنار ان گذر کرد . در اینجا باید از دوستانمان در سایت  strange persian که اجازه درج قسمتهای مهمی از مطلب امروز را به ما دادند نیز تشکر نمایم .

 

زکریا سیتچین کیست .؟

 

زکریا سچیناو یک نویسنده و محقق روس تبار است که با مجموعه کتاب های سرگذشت زمین مشهور شد ، زکریا سیتچین از معدود افرادی است که قادر به ترجمه خط سومری بوده و بیشتر آثار او از ترجمه ی خطوط میخی سومری ها برگرفته شده است. در سال 1976، زکریا سیتچین، با چاپ کتاب خود بنام " دوازدهمین سیاره "، بحثی جنجال آمیز پیش کشید. در این کتاب و همچنین کتابهای بعدی، سیتچین ، ترجمه های خود از متون قدیمی سومری ها را آورد که داستانی شگفت انگیز در مورد منشا انسانها روی سیاره زمین نقل می کردند. داستانی متفاوت و بسیار جذاب تر از آنچه که تمامی ما تا بحال شنیده ایم.

 

افسانه‌های سومری

 

طبق ترجمه زکریا سیتچین از متون کتیبه‌های سومری، حدود ۴۵۰۰۰۰ سال پیش شرایط جوی سیاره ای دارای تمدن هوشمند بنام" نیبیرو * "  دچار مشکل می شود. " آنوناکی " گروهی از ساکنین این سیاره بودند که برای استخراج طلا بر روی زمین فرود آمدند. رهبری این گروه را شخصی به نام " انکی" بر عهده داشت. طبق کتیبه‌های سومری، آنوناکی برای ترمیم اتمسفر سیاره خود نیاز به طلای زمین داشتند. آنان اولین پایگاه زمینی را در منطقه ای به نام" اریدو " واقع درعراق امروزی بنا می کنند تا از بستر خلیج فارس طلا استخراج کنند. با کشف منابع دیگر در بین النهرین و آفریقا آنوناکی‌های بیشتری به زمین فرود آمده و معادن و پایگاه‌های دیگری در بین النهرین و آفریقا بنا کردند." ایگیگی‌ها " گروه دیگری از انسانهای فرازمینی بودند که به دستور انکی در معادن طلای زمین کار می کردند.

 

* نیبیروبه جسمی سرگردان گفته می شود که با سرعت در حال نزدیک شدن به زمین می باشد و می تواند باعث ویرانی سیاره ما گردد. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه 25 دی1389 و ساعت 3:2 قبل از ظهر  
 دست نوشته های شگفت انگیز

 

 « خواندن و نوشتن » بی گمان یکی از دستاوردهای مهم بشری محسوب میشود . شاید مهمترین دستاورد " نوشتن " ارتباط برقرار کردن و همچنین ثبت لحظات مهم زندگی است. دانشمندان میگویند: نوشتن قدمتی هم طراز با حیات بشر بر این کره خاکی دارد . نقاشی های کشیده شده بر دیوار غارها اولین نوع نوشتن انسان بود و با تکامل یافتن انسان,  خواندن و نوشتن هم تکامل پیدا کرد . حتما شما دوستان هیروگلیف های حک شده بر دیوار معابد و مقبرهای فراعنه مصر را دیده اید یا خط ایرانیان باستان را که به خط میخی شهرت دارد مشاهده کرده اید . وقتی این خطها و نقاشیها کشف رمز شد ما با تاریخ این تمدنها بهتر از گذشته اشنا شده ایم . البته نوع دیگری از نوشتن هم مرسوم است که به ان رمزنگاری میگویم .. این نوشته ها برای اینکه برای همه قابل فهم و درک نباشد بصورت اعداد و یا اسامی مختلف نوشته میشود . مطلب امروز ما هم در واقع یکی از اسرارامیزترین و عجیبترین نوشته های است که تا امروز هیچکس موفق به رمزگشایی ان نشده است.

 

کتابچه ای که به " دست ‌نوشته‌های ووینیچ " شهرت دارد یکی از معماهای بی جواب چند قرن اخیر است. هر چند تاریخ نگارش این دست نوشته عجیب به درستی معلوم نیست, اما به گفته بعضی از ویلفرد ووینیچ محققان این نوشته ها متعلق به میانه قرن 15 تا 16 میلادی میباشد. با این حال نویسندهٔ آن و همچنین زبان و الفبایی که این نوشتار به آن نوشته شده ناشناخته باقی مانده‌است. بسیاری بر این باور هستند که این نوشته ها کپی از یک مجموعه دست نوشته باستانی میباشد که توسط  که توسط فرد یا عده ای جمع اوری شده است. این دست نوشته در طول تاریخ صاحبان بسیاری به خود دید تا آنکه در سال ۱۹۱۲ "ویلفرد ووینیچ " آمریکایی که این نوشته‌ها نام خود را از او می‌گیرند پس از خرید آن در ایتالیا، آن را با خود به آمریکا برد. در پی مرگ او و پس از مدتی این نوشته‌ها به دانشگاه ییل اهدا شد. مفهوم کلی که از صفحات به جا مانده از کتاب به دست می‌آید این است که کتاب یک دستور داروسازی قرون وسطی است. با این حال جزییات رمزآلود نگاره‌های کتاب دیدگاه‌های گوناگونی در بارهٔ منشا پیدایش آن را پدید آورده. الفبای به کار رفته در کتاب همانند هیچ کدام از متن‌های شناخته شده نیست با این حال بررسی‌های آماری الگو‌هایی در متن همانند الگو‌های به کار رفته در زبان‌های طبیعی را نشان می‌دهد. برای نمونه پراکندگی واژگان این کتاب همانند متن‌های لاتین و انگلیسی است. با این حال « زبان» به کار رفته در کتاب مانند هیچ کدام از زبان‌های اروپایی نیست . ویژگی‌های بسیار اسرارآمیز این دست نوشته و محتوای شک برانگیز نگاره‌های آن باعث شده‌است که عده‌ای از پژوهشگران دربارهٔ راست بودن این نوشته‌ها اظهار تردید کنند و آن‌ها را فریب بخوانند. در دیگر سوی متن نوشته پیچیده تر و رازآلوده تر از یک فریب ساده‌است. با آن که نوشته‌های فریب کارانهٔ آن دوران بیشتر مشوش و خدشه دار بودند این دست نوشته دارای ویژگی‌هایی است که تنها با ابزارهای نوین آماری می‌توان به آن پی برد. برای خواندن ادامه مطلب کلیک کنید.

**

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه 14 خرداد1389 و ساعت 1:35 قبل از ظهر  
 انتشار اسناد بشقاب پرنده ها در انگلیس

اسنادی که روز پنجشنبه توسط وزارت دفاع و مرکز اسناد ملی بريتانيا منتشر شد، پنجمين مجموعه از شواهد در مورد روئيت اشياء ناشناخته است که با هدف دسترسی افکار عمومی به اين اسناد منتشر می شود. اين مجموعه مفصل ترين شواهد در اين زمينه است که مورد مربوط به سال های ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۰۰ را شامل شده و در مجموع ۶ هزار صفحه را در بر می گيرد.


مردی ساکن شهر بيرمنگهام در انگلستان در ماه مارس ۱۹۹۷ است . او مدعی است که حوالی ساعت چهار بامداد يک شيئی نورانی آبی رنگ به شکل مثلث را برفراز حياط خانه خود ديده است.

در ادامه توضيحات از قول اين مرد نقل می شود که اين شيئی نورانی بی صدا بوده ولی حضور آن باعث شد که سگهای همسايه به صدا درآيند. اين شيئی حدود سه دقيقه بعد به حرکت درآمد و ناپديد شد اما از خود يک پودر نرم و سفيد رنگ را برجای گذاشت که روی برگ درختان نشسته بود. اين مرد مقداری از پودر را جمع آوری کرده و در يک بطری ريخته است ولی مشخص نيست که چه بر سر آن آمده است.

بخش ديگری از اسناد منتشر شده توسط وزارت دفاع و مرکز اسناد ملی بريتانيا مشاهدات مرد ديگری است که مدعی است يک شب به هنگام رانندگی در جنوب ناحيه ويلز يک ستون نورانی را ديده که از آسمان به سوی زمين کشيده شده بود.

در ادامه اين مشاهدات گفته می شود که راديو اتومبيل و تلفن موبايل اين فرد از کار افتاد . او از اتومبيل خارج شده و توانست از درون ستون نورانی عبور کند. پس از بازگشت به اتومبيل حال وی بد شده و در ساعات بعد نوعی بيماری پوستی بروز می کند که ناگزير می شود برای معالجه به پزشک مراجعه کند.

مورد ديگری از مشاهدات مربوط به ماه اوت ۱۹۹۷ است . سرنشينان يک کشتی ماهيگيری در دريای شمال گزارش داده اند که يک شيئی نورانی و دايره شکل را در آسمان ديده اند. آنها اين شيئی را با چشم غيرمسلح و دوربين مشاهده کرده و قبل از ناپديد شدن به مدت چند ثانيه آن را روی صفحه رادار کشتی تشخيص داده بودند.

مورد ديگری از اين اسناد مشاهدات افسران پليس در يکی از شهرهای سواحل شرقی انگلستان است که يک شيئی نورانی يا اصطلاحا بشقاب پرنده را با دوربين فيلمبرداری خود ضبط کرده اند. همزمان نيروی هوايی بريتانيا نيز بمدت چند ثانيه يک علامت ناشناخته را روی رادارهای خود در همان نقطه تشخيص داده بود.

اين ماجرا که در اکتبر ۱۹۹۶ روی داد و پوشش رسانه يی گسترده يی پيدا کرد باعث شد که نيروی هوايی بريتانيا تحقيقات بيشتری در اين زمينه انجام دهد. نتيجه اين بررسی اعلام می کند که شيئی نورانی يک ستاره يا سياره درخشان بوده و دليل بروز علائم ناشناخته روی رادار نيروی هوايی نيز ظاهرا پژواک ممتد صدای ناقوس يک کليسا در آن حوالی بوده است.

مرکز اسناد ملی بريتانيا همزمان با انتشار اين مشاهدات يادآوری می کند که طی قريب به نيم قرن گذشته نحوه توصيف اشياء ناشناخته و يا اصطلاحا بشقاب پرنده ها تغيير کرده است. در سالهای اخير مردم معمولا شمای بشقاب پرنده ها را بصورت اجسامی بسيار بزرگ، سياه و سه گوش توصيف می کنند در حاليکه حدود ۴۰ يا ۵۰ سال پيش ظاهر اين پديده ها معمولا بصورت يک بشقاب نورانی توصيف می شد.

به گزارش سی ان ان، ديويد کلارک استاد دانشگاه و نويسنده کتابی تحقيقی در مورد بشقاب پرنده ها می گويد:« در دهه ۱۹۵۰ تصور می شد که گام بعدی در تکنولوژی پرواز طراحی هواپيماهای دايره شکلی خواهد بود که می توانند بصورت عمودی از زمين بلند شوند. درست در همين دوره مردم مدعی می شدند که اشياء ناشناخته و بشقاب گونه يی را در آسمان ديده اند. اما در سال های اخير همزمان با توليد نوع جديد جنگنده بمب افکن های آمريکايی – مدل استيلت – که ظاهری سه گوش دارد و در فيلم های علمی و تخيلی نيز به وفور به نمايش درآمده اند ، مشاهدات مردم از اشياء سه گوش و مثلثی می گويد.

به اعتقاد ديويد کلارک دلايل چنين ادعاها يا مشاهداتی کاملا روشن نيست اما بدون شک پيشرفت تکنولوژی و طراحی های جديد در علم فضا – هوا روی آنچه که مردم در آسمان می بينند تاثير داشته است.

به نوشته سی ان ان، حتی شايد عشق به شکلات نيز در مواری بر ديد مردم از اين پديده ها تاثير داشته است. يکی از گزارشات اين مجموعه مربوط به مشاهدات مردی در سال ۱۹۹۴ در اسکاتلند است. وی مدعی است که يک شيئی ناشناخته به طول ۱۶ متر و عرض حدود هفت متر را به مدت ۴۰ دقيقه در فاصله چند متری از سطح زمين ديده است. بنابراين گزارش شمايی که اين مرد از اين شيئی ناشناخته توصيف می کند خيلی شبيه به يک نوع شکلات سوئيسی است که شکل مثلث دارد.

بخش ديگری از اسناد منتشر شده توسط وزارت دفاع و مرکز اسناد ملی بريتانيا به احتمال وقوع تصادف بين هواپيماها و اين اشيا فضايی ناشناخته اختصاص دارد. يک مورد از آنها مشاهده يکی از همين اشياء توسط خلبان و يک خدمه هواپيمای خطوط هوايی بريتانيا در ژانويه ۱۹۹۵ است. سازمان هواپيمايی کشوری بريتانيا پس از انجام تحقيقات نتوانست وجود و يا هويت يک چنين شيئی را مشخص کند.

يک هواپيما ديگر در ماه دسامبر ۱۹۹۶ در حوالی شهر گلاسکو در اسکاتلند نورهای چشمک زن قرمز و سفيد رنگی را مشاهده کرد . در اين گزارش قيد می شود که در آن زمان مشخص نيروی هوايی بريتانيا در آن منطقه هيچ فعاليتی نداشته و توضيح بيشتری ارائه نمی شود.

 

منبع : رادیو فردا

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid

 
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در دوشنبه 3 اسفند1388 و ساعت 2:48 قبل از ظهر