تبليغاتX
دنیایی بی جواب

با درود وسلام خدمت بینندگان با وفای Yahoo2 .. اگر بیاد داشته باشید در خرداد ماه 86 مطلبی با عنوان " فرعونی از سرزمین پارس " در وبلاگ قرار گرفت که خوشبختانه با استقبال بینطیر خوانندگان روبرو شد. البته این استقبال موضوع عجیبی نبود چون تاریخ این مرز بوم حتی برای غیر ایرانیان هم همیشه جذاب و سرشار از احترام به این تمدن غنی بشری بوده است چه رسد به ایرانیان و صاحبان این تاریخ کهن بشری. اما مطلب امروز خبر جدیدی از کشف باستان شناسان ایتالیایی و مصری در صحرای مصر است که نشان از اوج اقتدار سربازان ایران زمین در گذشته های دور را برای نسل امروز حکایت می کند.

منبع : سایت خبری تابناک

در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه 21 آبان1388 و ساعت 2:23 قبل از ظهر |

درود و سلام به دوستداران و بینندگان Yahoo2 . در ماه های اخیر تعدادی از دوستان گله داشتند که چرا فقط مطالب باستان شناسی و عجایب این علوم را دنبال می کنید و چرا مثل گذشته به موضوعات و اتفاقات عجیب نمی پردازید.؟ من بارها خدمت شما عزیزان گفته ام که هدف از راه اندازی Yahoo2 اشنا کردن دوستان با اسرار و عجایب تمدنهای باستانی است و گاهی هم بخاطره تنوع موضوعات جالب را نیز دنبال می کنیم . برای اینکه تمام خوانندگان " دنیایی بی جواب " از وبلاگ خودشان راضی باشند, مطلب این ماه را از بزرگترین نویسنده مطالب اسرار امیز "  فرانک ادوارز " از کتاب " عجیب تر از علم " انتخاب کردم . این نویسنده شش کتاب از این مجموع دارد که هر کدام از انها تا امروز در اکثر کشورهای دنیا منتشر شده است. اما برای علاقه مندان به این مطالب باید بگویم کل کتاب " عجیب تر از علم " را برای دانلود گذاشته ام تا ان دوستان که گله داشتند نیز از ما راضی باشند .

 

 

 

 مردگان متحرک .!!

 

در تاریخ 24 اوت 1943 یك گروه از فراماسون ها یك مقبره مهر و موم شده در جزیره باربادوس را باز كردند . آنجا آرامگاه " سر ایوان مك گرگور " بود كه در سال 1841 آنجا دفن شده بود . اما فراماسون ها علاقه ای به سر ایوان نداشتند . آنها در جستجوی قبر" الكساندر ایروین" بنیانگذار فرقه فرماسیونری در جزیره باربادوس بودند كه قبلا جسد او در همین مقبره پیش از مك گرگور دفن شده بود مقبره از سنگ های جزیره ساخته شده بود و در حدود 1/5 متر بالاتر از زمین ساخته شده بود و عمق آن در حدود 1/5 متر بو . افراد گروه برای وارد شدن به مقبره ابتدا از شش پله بالا رفتند و بعد در مهر و موم شده مقبره را باز كردند ، بعد از اینكه تخته سنگ بزرگی را كنار زدند ، راه ورود به مقبره توسط آجر مسدود شده بود . بعد از مدتی راه را باز كردند ولی در كمال تعجب مشاهده كردند كه تابوت سرایوان واژگون شده و در جای اصلی خود نیست . چطور ممكن بود بعد از آنكه در مقبره مهر و موم شده ، تابوت حركت كند . از همه عجیب تر هیچ اثرای از تابوت الكساندر ایروین نبود ، جسد و تابوت او از جای خود در مقبره بكلی ناپدید شده بود فراماسون ها مامورانی را برای محافظت از مقبره گماردند و خواهان تحقیق در این زمینه شدند . آنها شرحی از وقایعی را كه دیده بودند به مقامات باربادوس دادند و آنها كارشناسانی را برای تحقیق در این خصوص انتخاب كردند . بررسی های اولیه حاكی از آن بود كه هر دو مرد در یك مقبره دفن شده اند و مقبره مهر و موم شده بودند تمام شاهدان گواهی دادند كه مهر و موم در مقبره شكسته نشده بود و مقبره قبل از اینكه در ان باز شود از شرایط مناسبی برخوردار بود . ولی كسی نمیدانست كه چگونه این اتفاقات عجیب در مقبره رخ داده است دانشمندان تحقیقات زیادی پیرامون این مسئله انجام دادند ولی انها هم از حوادث عجیبی كه اتفاق افتاده بود دچار حیرت شده بودند .ظاهرا همه چیز دست نخورده بنظر می رسید به استثنای اینكه جسد الكساندرو ایروین ناپدید شده بود ، هیچ كس علت این امر را نمیدانست حوادث عجیبی كه در مقبره سر ایوان مك گرگور روی داد ، تنها حداثه عجیب در جزیره باربادوس نبود . در یك قبرستان دیگر كه چند كیلومتر دور تر قرار داشت ، مقامات محلی با حوادث عجیب و ترسناكی روبرو بودند كه مربوط به تابوت هائی بود كه در مقبره خانوادگی چس قرار داشت. هر گاه كه یكی از اعضای خانواده را برای دفن به این آرامگاه می بردند ، در كمال تعجب می دیدند كه بقیه تابوت ها در جای اصلی خودشان قرار ندارند . هر دفعه آنها در مقبره را بر سرب مذاب لاك و مهر می كردند و دفعه بعد كه آن را باز می كردند و وارد مقبره می شدند تابوت ها را نامرتب می دیدند . تابوتی كه جسد توماس چس  در ان قرار داشت بقدری سنگین بود كه هشت مرد قوی هیكل لازم بود تا ان را بلند كنند . اما هر دفعه كه در مقبره باز می شد آن را واژگون در طرف مقابل در مقبره پیدا می كردند . شاید باور كردنی نباشد ، اما تنها دو تا از تابوت ها دست نخورده باقی می ماند . یكی تابوت خانم گادارد صاحب اصلی مقبره و تابوت دیگر متعلق به یك دختر بچه بود كه نوه دختری خانم گادارد محسوب می شد . نگهبانان مسلح شب و روز در بیرون مقبره به محافظت از ان مشغول بودند ولی باز هم نتوانستند از نیروئی كه باعث جابجا شدن تابوت ها در مقبره می شد ، جلوگیری كنند . سر انجام خانواده چس تصمیم گرفتند كه اجساد فامیل خود را به جای دیگری انتقال دهند در قبرستان قدیمی كلیسای باربادوس مقبره خانواده چس هنوز وجود دارد . بر روی سنگ بزرگی علامت سوالی(؟) كنده كاری شده است كه این علامت یادآور حوادث شگفت انگیزی است كه در انجا اتفاق افتاده است .

 

دانلود کتاب عجیب تر از علم  PDF

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه 5 آبان1388 و ساعت 5:33 بعد از ظهر |

دوستان عزیز در روزهای اخیر خبری بر روی سایتهای رفت که تعجب بسیاری را برانگیخت.. موجود عجیب غریبی که متاسفانه بخاطره ترس عده ای کشته شد و باعث تاسف زیست شناسان و حل نشدن معمای اینگونه موجودات شد . اما مطلب دوم را دوست نازنین ما اقای " حمزه شعبانی " از سایت نظام اباد برای ما ارسال کرده است . در این مطلب 10 نقطه از عجیبترین مناطق کره زمین بهمراه تصاویر زیبا و علت شگفت بودن انها برای شما توضیح داده شده است .  البته مطلب اصلی Yahoo2 در دست تدوین است و در روزهای اینده در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

 

خبر انلاین

 

روز شنبه یک موجود عجیب و غریب در پاناما پیدا شد که حرف‌های زیادی درباره آن گفته می‌شود. در سال گذشته نیز یک موجود عجیب و غریب در ساحل دریا در نیویورک پیدا شد که دانشمندان تاکنون نتوانسته‌اند اصلیت و خاستگاه آن را شناسایی کنند. به نوشته «خبر»، بدن این موجود مو ندارد و به نظر می‌رسد پوست و سیمای بدنش، مانند کائوچو است. این موجود هیولای پاناما لقب گرفته است. گروهی از مقامات مسئول این موجود را با موجود عجیبی که قبلاً در نیویورک پیدا شده و به آن هیولای مانتوک لقب داده شده، مقایسه می‌کنند. هیولای مانتوک نیز توسط امواج به ساحل دریا در نیویورک آورده شد. این موجود نیز دندان‌های تیز و پوست عجیب و غریبی مانند کائوچو دارد. گزارش‌های صادره از پاناما نشان می‌دهد گروهی از جوانان این موجود عجیب و غریب را که چهار دست و پا از یکی از غارهای شهر سرو آزول، در شمال شهر پاناما خارج می‌شده، دیده‌اند. زمانی که این موجود به طرف جوانان آمده، برخی از آنان دچار ترس و وحشت شده‌اند و با عصا ضربه‌ای به او زدند که باعث مرگش شده است. آنها این موجود را به داخل برکه آب انداخته و محل را ترک کردند. این افراد پس از مدتی دوباره به محل آمده و از این موجود عکس گرفتند که در پایگاه اینترنتی تلویزیون پاناما قرار داده شده است. عکس‌های منتشره از هیولای پاناما سؤالاتی را در ذهن خوانندگان برانگیخته و یکی از آنان حدس می‌زند که این موجود از سیاره دیگری آمده باشد. یکی از عکس‌هایی که از هیولای پاناما گرفته شده، نشان می‌دهد که این موجود دست و پا و بدن انسان را دارد و عکس دوم نیز چشم، بینی، دهان و زبان او را به وضوح نشان داده است.عکس دیگر از هیولا کلیک کنید.  

شبکه CNN در اخبار شنبه شب خود گزارشی از این موجود را پخش کرد که میتوانید فیلم ان را در youtube مشاهده کنید. فیلـــــــــم

فیلم 2- نوجوانانی که این موجود ناشناخته را کشته اند برای مجری چگونگی حادثه را تعریف می کنند. فیلم-2

البته من در اردیبهشت و خرداد 84 مطلبی با عنوان " ایا غولها افسانه اند " و مطلب دیگر با عنوان " هیولای دریا " در تیرماه 84 در وبلاگ قرار دادم و با شما از موجودات ناشناخته این کره خاکی حرف زدم.

 

برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 1 مهر1388 و ساعت 5:10 بعد از ظهر |

با عرض درود و سلام خدمت بینندگان با صفای Yahoo2 .. حقیقتا اتفاقات اخیر کشور دل و دماغی برای تعیه مطلب برایم نگذاشته است برای همین از شما بخاطره تاخیرم پوزش میخواهم . مطلب امروز را دوست نازنین ما " ابراهیم زارع " برای Yahoo2 تعیه و ارسال کرده است که همینجا از ابراهیم عزیزم تشکر میکنم . گاهی در مباحث باستان شناسی به اتفاقات شگفت اوری برخورد می کنیم که معماهای اسرارامیزی را در برابر ما قرار می دهد . در همین زمینه افراد بسیاری هم تلاش می کنند تا با کشف و پیدا کردن جواب این معماها ما را برای بهتر قضاوت کردن یاری نمایند. مطلب امروز هم یکی از همین کارهای شگفت انگیزی است که " تور هیردال " برای حل معمای سفرهای اسرامیز تمدنهای باستانی انجام داد . در اخر یکبار دیگر از ابراهیم زارع برای تعیه و ارسال مطلب امروز تشکر می کنم . امیدوارم ابراهیم مثل گذشته Yahoo2 را خانه خود بداند و ما را یاری کند.

 

 

سفرهای عظیم فراموش شده

 

حفاری، تنها راه کاوش گذشته ها نیست. برخی کشفها در مکانهایی صورت می گیرد که امکان حفاری در آنها وجود ندارد. به عنوان مثال، می توان از کار عظیم  " تور هیردال "  ( thor heyerdahl) نام برد که راههای دریایی باستانی را در پهنه اقیانوسها کشف کرد. بدیهی است از کشتیهایی که در دورانهای باستان این تور هیردالراهها را پیموده اند، هیچ رد و نشانی بر جای نمانده است. اما هیردال نشانه هایی از یک گونه مردم را در هر دو سوی این اقیانوسها یافت، آنگاه با به خطر افکندن جان خود ثابت کرد که بخشی ازآنها در روزگارانی بسیار دور، با پیمودن اقیانوسها به سوی دیگر جهان رفته اند! در گذشته، اروپاییان گمان میکردند که دریانوردان آنها نخستین کاشفان جهان بوده اند. از جمله، فکر میکردند که نخستین بار کریسف کلمب قاره آمریکا را در سال 1492 میلادی کشف کرده است. اما آیا براستـی او نخستین کسی بود که به قاره آمریکا گام نهاد؟ نه، حقیقت این است که وی و همراهانش از دیدار با انسانهایی که پیش از آمدن آنان، هزاران سال در این قاره می زیستند، بسیار در شگفت شدند. نظیر این رویداد، در بسیاری از سرزمینهای دیگر نیز رخ داده است. کاوشگرانی که کار نقشه برداری سرزمینهای گوناگون جهان را پیش می بردند، در همه جا با انسـانها روبرو شدند و هیچ سرزمینی را ازآنان تهی نیافتند. نیاکان این انسانها چگونه به این سرزمینها گام نهاده بودند؟ چگونه توانسته بودند بدون کشتیهای بزرگی چون کشتیهای امروزین ما، از اقیانوسها بگذرند؟ یک پاسخ این بود که این کار در روزکارانی بسیار دوو، هنگامی که قاره ها به یکدیگر پیوسته بوده اند، انجام گرفته است. شاید نیز بعدها، دریانوردانی توانسته بودند با قایقهـای کوچک خود، طول سواحل قاره ها را بپیمایند و از این سو به آن سوی جهان بروند. اما گگان نمی رود که گذشتن از اقیانوسهای بسیار عمیق اطلس و آرام، با قایقهای کوچک امکان پذیر بوده باشد؟ زیرا این قایقها برای چنین کاری بسیار خطرناکند. و اما در مورد مردم جزایر جنوبی اقیانوس آرام، مسأله شگفت آوری در میان بود. این مردم بلند بالا، زیبا و باهوش، در تنهاترین و دورافتاده ترین جزایر جهان می زیستند و توضیح حضور آنها در این جزایر براستی ناممکن بود. آنان با خشکیهای دیگر، فاصله های بسیار عظیمی داشتند و کمترین امکانی که توانسته باشند خود را از آمریکا به این جزایر دور دست برسانند، وجود نداشت. فاصله های عظیم و خطرات بی شمار، چنین امری را ناممکن می ساخت. از این گذشته، آنان به نزدیکترین همسایگان آسیایی-و حتی استرالیایی- خود نیز، هیچ شباهتی نداشتند. بومیان جزایر اقیانوس آرام یا پولینزیها   مردمان شادمان و باهوشی بودند که به آسودگی و آرامش در جزایر خود به سر می بردند و از بسیاری از مردم جهان آسوده تر و شادمانه تر می زیستند. آب و هوای عالی این جزایر، مواد غذایی و پناهگاه مورد نیاز آنان را به فراوانی فراهم می آورد. با این همه، در کشاورزی نیز چیره دست بودند و محصولات خود را درست به شیوه کشاورزان سرزمینهای دیگر، می کشتند و می درویدند. نخستین کاوشگران، این امر را بسیار شگفت انگیز تلقی کردند. و براستی، چرا روشها و شیوه های کشاورزی، در بخشهای گوناگون جهان، همه یکسان بودند؟ آیا این امر، از سر تصادف بود؟ یا نیاکان مشترکی، آن را به همه انسانها آموخته بودند؟ بسیار شگفت انگیز بود که این مردمان، گندم و غلات دیگر را می کشتند و می رویاندند و می درویدند و درست به شیوه ما، و با ابزارهایی یکسان، آنها را آرد می کردند. به همین سان، گونه های چارپایان اهلی آنان، با برخی از گونه های چارپایان اهلی ما، یکی بود. پولینزیها در ماهیگیری نیز چیره دست بودند و در پی این کار از جزیره ای به جزیره دیگر میرفتند. دریانوردانشان از روی حرکت ستارگان جهت و مسیر خود را می یافتند و درباره حرکات خورشید و ماه نیز آگاهیهای چشمگیری داشتند. در برخی از این جزیره ها، پاهای بلند و پیکره های عظیم شگفت انگیزی از سنگ ساخته بودند. این بناها و پیکره ها از بسیاری جهات به بناها و پیکره های سرزمینهای بسیار دوردست دیگر شباهت داشتند و برای ساختن آنها از صخره های عظیم و غول آسا بهره گرفته بودند. دشوار است دریابیم که این پیکره های بسیار عظیم را، چگونه بر سر پا قرار داده اند. تعداد این مجسمه های کوه پیکر که برخی از آنها 20 تن وزن و 10 مترارتفاع دارند، حتی از 1000 نیز در میگذرد. این مجسمه ها را مردم پولینزی، روزگاری، از سنگهای عظیم آتشفشانی تراشیده اند و شا ید نمادهایی از رهبران یا خدایان آنان بوده اند. بحث در باره این که این مجسمه ها چه معنی دارند و چگونه و چرا ساخته شده اند، هنوز نیز در میان پژوهشگران ادامه دارد و به نتیجه قطعی نرسیده است. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت 4:56 قبل از ظهر |

سالهاست که در این وبلاگ با شما از عجایب و اسرار باستان شناسی جهان حرف میزنم . تا انجا که در توانم بوده سعی کرده ام شما را با تئوری و سئوالات پیرامون این ابنیه های تاریخی اشنا کنم . در این بناهای باشکوه اسراری وجود دارد که هنوز انسان امروز نتوانسته است معمای انها را حل کند . امروز سعی دارم بصورت فشرده شما را با این امکان باستانی اشنا کنم .

 

 

" معمای تمدن های ناپدید شده "

 

 

هر تمدنی یک معماست, این جمله " پیتر کولوسایمو " باستان شناس معروف ایتالیائیست, و براستی که اینچنین است . انسان امروز نمیداند انها دارای چه قدرتی و چه معلوماتی بودند و سئوال بی جواب تمام تمدنها این است که انها این علوم را چگونه بدست اوردند.؟ گاهی کشف واقعیت چنان دشوار می شود که در مقابل هر یک از این پدیده ها فقط یک علامت سئوال باقی می ماند و هیچکس قادر نیست که پاسخ ساکسی هوامانمستدل و قانع کننده ای برای ان بیابد . یکی از این عجایب تمدن باستان, معبد مارپیچ "بریتانی" است که نزدیک به 13 کیلومتر طول دارد و در ساختن ان بیش از 10000 قطعه سنگ بزرگ بکار رفته است . 300 قطعه از این سنگها هر کدام بیش از 15 پا یعنی نزدیک به 5 متر ارتفاع دارد .!! باز در اینجا این سئوال همیشگی مطرح میشود که چه کسی این بنای عظیم را ساخته است !؟ بنای عجاب انگیز دیگر که توجه دانشمندان و باستان شناسان را به خود جلب کرده یک قلعه قدیمی است به نام " ساکسا هوامن "  که پیش از شکوفائی تمدن "اینکا" ساخته شده است . کدام موجوداتی که از لحاظ جسمانی و عقلانی در حکم غول هایی بشمار میرفتند توانسته اند قبل از " اینکاها " این قلعهء باستانی را در کوهستان " اند " بنا نهد .؟ نکته شگفت انگیز درباره این بنای عظیم ان است که ساکنان اولیه " پرو " در امریکای جنوبی چگونه توانسته اند صدها بلوک سنگی را که برخی از انها 200 تن وزن دارند از زمین بلند کرده و این سنگهای عظیم را به منطقه ای که بیش از 3 کیلومتر از سطح دریا ارتفاع دارد منتقل سازند.؟ باستان شناسان در امريکاي جنوبي با معماهاي بيشماري روبرو هستند که هيچ جواب قانع کننده اي براي ان ندارند . دشتهاي نازکا و هزاران اثار ديگر تنها گوشه اي از اين معماي باستاني هستند.. در نقطه دیگر از این جهان یعنی جزیره " ایستر " پیکره های سنگی غول اسائی بطور پراکنده به  چشم میخورد که معلوم نیست الهام بخش این چهره های سنگی عظیم الچثه چه کسانی بودند.؟ پرسش بعدی ما درباره سکوهای " بعلبک " در سوریه میباشد . چه کسانی طرح اولیه این سکوهای اعجاب انگیز را ریخته اند و با چه وسایلی تخته سنگهای عظیمی را که هر یک بیش از 1200 تن (دقت کنید 1200 تن) وزن دارد بلند کرده بر فراز 54 ستون بلند که ارتفاع هر یک از انها به 27 متر میرسد قرار داده اند , انهم در قلب صحرا .؟ براستي انسان چه جوابي براي اين معماهاي باستاني دارد  "

" معبد عجیب "

 

بنای دیگری که توجه دانشمندان و باستان شناسان را بخود جلب کرده است, معبد مشهوری است موسوم به " پاگودای سیاه " ایا میتوان تصور کرد که این معبد عظیم را مردمان قدیم ساخته باشند.؟ این معبد 228 پا ( حدود 69 متر ) ارتفاع دارد و روی ان سقف یکپارچه ای از سنگ قرار گرفته است که وزن ان را 2000 تن ( به وزن ها دقت کنید ) تخمین می زنند !! معلوم نیست کسانی که این معبد عجیب را بنا نهاده اند چگونه موجوداتی بوده اند و چه نیروی خارق العاده ای داشته اند .؟ من از شما میپرسم کدام جرثقیل مدرنی را میشناسید که بتواند سنگینی وزنی معادل 2000 تن را جابجا کند .؟ دانشمندان فرضیات مختلفی دارند ..مثل انسانهای فضائی و بشقاب پرندها...شما هم میتوانید فرضیات خود را بصورت جامع بنویسید تا انرا در وبلاک قرار دهم همین کار را در وبلاکهای خارجی به وفور میتوان دید . ایا تمدنهائی با تکنولوژی فوق مدرن و معلوماتی فراتر از انسان امروز در این کره خاکی زندگی میکردند و سپس نابود شده اند.؟ ایا از انهمه علم و تکنولوژی تنها همین بناها باقی مانده .؟ در مورد اهرام ثلاثه مصر مطالب بسیاری در وبلاگ قرار گرفته است و ذکر انها تکرار است. اری تمدنهای گذشته بسیار پر رمز راز است . هنگامی که کاوشگران اسکلتی را از زیر خاک بیرون می اورند, انسان به اندیشه فرو میرود و از خود می پرسد که این شخص در چه دوره ای از تاریخ زندگی می کرده است؟ براستی هیچ چیز جالبتر از کنکاش در گذشته نیست . در غبار تمدنهای فراموش شده درسها و شاید هشدارهائی برای زمان ما نهفته است . در روستاها و شهرهای ویران شده باستانی که از زیر خاک بیرون امده اند , زمانی مردان و زنانی میزیستند که همانند ما عشق می ورزیدن و تلاش می کردند و ارزوی کامیابی در سر می پروراندند , با دشمنان خود نبرد میکردند و در اخر با زندگی وداع میکردند . لیکن ما اطلاعات اندکی از انها در دست داریم و در پاره ای از موارد حتا نامشان را هم نمیدانیم...باید در گذشته جستجو کرد , چرا که بدون گذشته اینده معنائی ندارد..... برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه 1 مرداد1388 و ساعت 6:10 بعد از ظهر |

 

 

با پخش اخرین قسمت از سریال " یوسف پیامبر (ع ) " شائبه های زیادی در مورد زمان حیات ان حضرت و فرعون محاصر ایشان در بین دوستداران تمدنهای باستانی و بخصوص تمدن فراعنه پدیدار شد . ایمیلهای بسیاری در این زمینه دریافت کردم که علاقه مندان از من در مورد این سلسله از پادشاهان مصر و بخصوص " آمن حوتپ " یا همان " آخن آتن " سئولاتی پرسیده بودند . اش انقدر شور بود که صدای مدیران سایت " تابناک " در مورد مستند نبودن قسمتهای از این سریال هم در امد . ( برای خواندن مطلب تابناک اینجا کلیک کنید ) . در پایان سریال بیننده اینگونه تصور می کند که در زمان حکومت " اخن اتن " تمام مردم مصر یکتاپرست میشوند و علاوه بر یوسف پیامبر – " آخن آتن " هم فرعونی محبوب و دوست داشتنی میگردد . کاهنان نابود شده و معابد یکتاپرستی در جای جای تبس و پایتخت انزمان مصر برپا میگردد.!! اما انها که تاریخ را میشناسند و تمدنهای مختلف باستانی را مطالعه کرده اند , از خود میپرسند : چگونه میشود که بعد از مرگ " اخن اتن " از او به عنوان شاه مرتد یاد میشود.!! چگونه اکثر اثار بجامانده از او توسط مردم نابود و مجسمه ها و کتیبه های منتصب به وی خرد و سپس مدفون میگردد.!! برای همین تصمیم گرفتم مطالبی که قبلا در مورد تاریخ مصر و بخصوص " اخن اتن " نوشته ام را بصورت کاملتر و جامعتر در اختیار شما دوستان و یاران Yahoo2 قرار دهم . یکی از حیاتی ترین دوره های مصر باستان مربوط میشود به حکومت " آمن حوتپ " چهارم  یا " اخن اتن " – این دوره حکومتی – تنها دوره ای است که وارد مباحث مختلف دانشگاهی شده و امروزه در دانشگاههای بزرگ جهان مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد . در این دوره حکومتی برای اولین بار به باورها و اعتقادات جامعه حمله میشود و گروه های مختلف حکومتی پایه های قدرت خود را سست می بینند . کاهنان مذهبی اولین کسانی هستند که قدرت و اعتبار خود را در خطر می بینند, افراد عامی جامعه نمیتوانند خدایان و بت های دیگرشان را فراموش کنند – این اولین شگفتی جامعه شناسی که شکل میگیرد . مردم برای اولین بار از عدالت گریزانند – روحانیون یک مبارزه زیرزمینی و مخفی را هدایت می کنند و بعد از فروپاشی حکومت " اخن اتن " سعی می کنند تمام اثار بجا مانده از این فرعون انقلابی را از بین ببرند.

 

آخن آتن فرعون انقلابی مصر باستان

 

یکی از اسرار دنیای باستان در سال 1926 در مجموعه عظیم مذهبی " کاراناک " بخشی از شهر از بین رفته  " تبس " کشف شد . طی هزاران سال, کاشفان و جهانگردان در میان این خرابه ها به جستجو مشغول بودند و از شگوه و جلال گذشته دور بر خود می لرزیدند, غافل از اینکه چیزی به عمد از انان پنهان نگاه داشته شده است . یک معبد ساخته شده توسط فرعون " آمن حوتپ " چهارم که در اوایل حکمرانی وی ( 1353 - 1335 قبل از میلاد ) قطعه قطعه شده و در درون دیوارها و پی بناهای دیگر مخفی شده بود . تخریب معبد مزبور بخشی از اقداماتی بود که هدف ان از میان بردن کلیه اثار مربوط به این پادشاه  منفور می شد . یعنی بدور افکندن انچه او را یاد اور می شد و انگار وجود او از بن وریشه – در جامعه ای که زشتکاری, امری نکوهیده بود سرنوشت او, بدترین سرنوشتها بود . بگونه ای که انگار او هرگز وجود نداشته است.! قرائن مربوط به این حذف تاریخی طی 25 سال و در هنگام مرمت سازی بناهای دیگر توسط باستان شناسی بنام " هنری شوریر " صورت گرفت . شوریر در حالیکه مشغول کشف یکی از دو دروازه عظیم در معبد " آمن " و نیز زیر بنای یک تالار عظیم ستون دار بود, بیش از 20 هزار قطعه سنگ کوچک پیدا کرد . قطعات مزبور به اندازه یکنواختی تراشیده شده بودند. تقریبا" هر سنگ به شکل مستطیل در ابعاد 5/22 * 25 * 50 سانتیمتر بودند . برخی قطعات اثار رنگ خوردگی داشتند و بسیاری نیز با اشگال برجسته ای زینت داده شده بودند – که بنظر میرسید خود قسمتهایی از تصاویر بمراتب بزرگتری باشند . از انجا که اندازه قطعات سنگ سیاه بیش از سه وجب نمی شد, کارگران مصری انها را " ثلاث " به معنی سه در زبان عربی نامگذاری کردند . قطعات مزبور بیشتر از سوی حفاران در " تبس " و در نقاط دیگر کشف شده بودند . اما هیچکس نتوانسته بود توضیحات قانع کننده ای پیرامون منشاء و مفهوم انها ارائه دهد . از سوی دیگر هنری شوریر  در مجموعه کاراناک بناهای در هم شکسته دیگری منقوش به نام " آمن حوتپ " چهارم یافت . ایا از این سنگها میخواستند مثل کاشی کاریهای امروزی ما استفاده کنند.؟ او نتیجه گرفت این قطعات و " ثلاث " ها ی یافت شده قبلی, می بایست بخشی از یک معبد ویران شده باشند . وضعیت قطعات سنگی دلالت بر ان داشتند که وضعیت کنونی انها نه ناشی از درهم کوبیده شدن و رها شدن به حال خود, بلکه از انتقال دقیق انهاست . بسیاری از سنگها, نشان از علائم غیر قابل انکار خشم و نفرت نسبت به خانواده سلطنتی داشتند . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

کتابخانه وبلاگ

Jalal.Sayadey@Yahoo.com

Yahoo  ID =  Jalal_webid

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 13 اردیبهشت1388 و ساعت 1:51 قبل از ظهر |

با درود و سلام خدمت دوستان و بینندگان عزیز Yahoo2 . نوروز را به شما دوستان عزیزم تبریک گفته و امیدوارم سالی خوب و خوش در انتظار شما خوبان باشد . این پنجمین تبریک سال نو است که بشما میگویم و اگر لطف و محبت شما نبود شاید همان روزهای اول از ادامه کا باز ایستاده بودم . خوشبختانه دوستان بسیاری اینجا را خانه خود دانسته و با ما نهایت همکاری را داشتند که جا دارد از تمام دوستان تشکر ویژه ای داشته باشم . در چند ماه گذشته بینندگان بسیاری برای وبلاگ خودشان مطلب تهیه کرده و انرا برای ما ارسال کردند, اما تعدای از مطالب ارسالی با موضوع وبلاگ همخوانی نداشت و یا ما قبلا بصورت جامع یا کاملی انرا در وبلاگ قرار دادیم . تعدادی هم از سایر سایتها یا وبلاگها کپی شده بود . برای همین از تمام دوستان خواهش میکنم اگر مطلبی را از سایتی تعیه و انرا برای Yahoo2 ارسال می کنند حتما نام ان سایت را بیان کنند . مطلب امروز ما که اولین مطلب سال جدید است توسط دوست نازنین ما جناب اقای ابراهیم زارع برای Yahoo2 ارسال شده است که همینجا از ایشان تشکر میکنم و امیدوارم این همکاری ادامه داشته باشد .

رعب انگیزترین خودکشی همگانی تاریخ!

 

معمولا هر کشفی، کشف دیگری به دنبال دارد. باستان شناسانی که نزدیک کناره های بحر المیت در پیرامون قومران سرگرم کاوش بودند، توجهشان به پشته سنگی شیبداری جلب شد. در دل همین پشته ویرانه های کاخ بزرگ و دژ عظیم" ماسادا " نهفته بود. این مکان فراموش شده، در سال 1963 توسط باستان شناسی به نام" ایگائیل یادین " YigaeI Yadin کشف شد. وی که هم نظامی و هم باستان شناس بود، با ایگائیل یادینپدرش مدتها برای کشف کاخ بزرگ ماسادا بی تابی میکرد.

مکانی که می بایست حفاری می شد بسیار بزرگ بود و" یادین" می دانست که برای این کار به صدها کارگر نیاز دارد. از این رو، دعوتنامه ای در روزنامه ها به چاپ رساند و از همه زنان و مردان جوانی که به این کاردلبستگی داشتند خواست تا برای حفاری در این مکان به او بپیوندند. دو تابستان پی در پی، صدها زن و مرد جوان برای حفاری به این نقطه آمدند. ماسادا در تابستان مکان خوشایندی نبود. کارگران در این کوههای برهنه و خشک و سوزان، هیچ سرپناهی به جز چادر نداشتند. با این همه، هر سال صدها تن برای کمک به ایگائیل یادین به این نقطه می شتافتند.

چرا؟ مگر این ناحیه خشک و بی حاصل، این ویرانه های دوردست و پرت افتاده چه داشتند که تا این اندازه برای جوانان دلفریب و هیجان انگیز بودند؟ ماسادا در گذشته ای دور، صحنه رویدادی بزرگ و نبردی بسیار دلیرانه و رعب انگیز بود که داستان آن، آوازه بسیار داشت. با این همه، بسیاری در واقعیت آن تردید داشتند یادین و کارگران جوانش به این خاطر دست به کار حفاری زدند که ثابت کنند این داستان، بی کم وکاست، واقعیت داشته است. ماسادا در روزگارانی بسیار دور، کاخ هرود پادشاه باستانی فلسطین بود که بسیار دور از شهر قرار داشت. این کاخ سه اشکوبه، به دیواره های صخره عظیم ماسادا پیوسته و بر آن استوار شده بود. برخی امروز نیز با این همه امکانات، هیج کس یارای آن ندارد که بنایی را در چنین نقطه ای برپا دارد. با این همه، هرود به افراد تحت فرمان خود دستور داد تا این کاخ را درآن جا بنا کنند. این افراد با دست تهی و ابزارهای بسیار ساده این کاخ را برپا داشتند، دیوارهای آن را با نقاشی هایی آراستند، تالارها و صحن آن را با سنگهای پرداخت شده پوشاندند و فواره هایی در آنها تعبیه کردند. آب، از فاصله ای دوردست، به این کوهستان بی آب و گیاه آورده می شد. در اشکوب بالایی کاخ، فواره ها، باغچه ها،گرمابه ها و محلهای زیبای آبتنی وجود داشت و هرود و خانواده اش در پناه دیوارهای کاخ خود، بسیار آسوده و ایمن می زیستند. در طول تاریخ، چندین بار، زلزله بخش وسیعی از کاخ را ویران کرده بود اما با این همه، دیوارهای اصلی آن هنوز نیز بر سرپا ایستاده بودند. کارگران جوان، برخی از این دیوارها را با چنان دقتی از زیر خاک بیرون آوردند و پاکیزه کردند که تمام زیبایی باستانی آنهابه خوبی جلوه گر است. کارگران، در حالی که با ریسمان به یکدیگر ییوسته بودند کار می کردند؟ و در واقع همان خطری را به جان خریده بودند که سازندگان کاخ، هزاران سال پیش بر خود هموارکرده بودند. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه 16 فروردین1388 و ساعت 1:52 قبل از ظهر |

چندی پیش هنگام گردش در دنیای مجازی وارد وبلاگ دوست نازنینم " معـــــراج مرجـــــانـــــی " مدیر وبلاگ " عجایب باستان شناسی " شدم . جدا معراج با سلیقه خوب خود مطالب جالبی در مورد وقایع مختلف و بخصوص عجایب کهن و یا همان باستان شناسی را در وبلاگش گرداوری کرده , البته موضوعات دیگری هم در این وبلاگ وجود دارد که جذابیت وبلاگش را بالا برده است . در گردشی که در وبلاگ ایشان داشتم این مطلب بدلم نشست , برای همین ایمیلی به ایشان زدم و اجازه نشر انرا درYahoo2  گرفتم . در طول تاریخ انسانهای بودند که با شجاعت و درایت خود توانستند نام خود را در تاریخ جاودان کنند . در میان میتوان از "کاپيتان جيمز کوک"  دریانورد بریتانیایی نام برد که با کشف ناکجا ابادهای کره خاکی دریچه تازه ای را بر روی نسلهای بعدی گشود . مطلب امروز هر چند ربطی به باستان شناسی ندارد .. اما جذابیتهای خاص خود را برای خوانندگان مشگل پسند وبلاگ " دنیایی بی جواب " حتما خواهد داشت . ( بر گرفته از وبلاگ " عجایب باستان شناسی " )

اکتشافات جغرافيایی ( تلاش برای پیدا کردن ناکجا ابادهای کره خاکی )

"کاپيتان جيمز کوک" بي گمان يکي از بزرگترين کاشفان اقيانوس آرام است . او بود که معماي  قاره جنوب را براي هميشه حل کرد و با درنورديدن آبهاي جنوبگان و نقشه برداري از کرانهاي استراليا و نيوز لند قاره جديدي را به افتخار انگلستان کشف و فتح نمود . کوک به طور قطع ثابت کرد که بر خلاف پندار همگان ، قاره جديد تا قطب جنوب گسترش نيافته و پهناب وسيعي آن را از جنوبگان جدا ساخته است . افزون بر ان وي جزاير " سو سايتي " و " سندويچ " را کشف نمود و تقريبا تمام زواياي تاريک اقيانوس آرام را روشن ساخت . کوک چهل ساله بود که به سفر اکتشافي آبهاي جنوب رهسپار شد . وي که پسر يک کشاورز اسکاتلندي بود ، در شهر " مارتن " واقع در يورکشر به دنيا آمد و در شهر " ويتبي " بزرگ شد و در همان جا زير نظر دريانوردي به نام جان واکر به کارآموزي پرداخت و در سال 1755 در فن دريانوردي به حد کمال رسيد . کوک در جنگهاي هفت ساله انگستان و فرانسه در نيروي دريايي انگليس به خدمت مشغول شد و زير نظر کاپيتان هيوپليسر به آموزش نقشه برداري پرداخت و در تصرف بندرگاه لوئيزبرگ و کبک شرکت نمود و با شکيبايي تمام از رودخانه سنت لارنس نقشه برداري کرد . کوک به دستور هيو پليسر که به فرمانداري نيوفندلند رسيده بود ، فرماندهي کشتي کوچکي را بر عهده گرفت و در زمستان سالهاي 1767 و 1768 به تنهايي به دريانوردي پرداخت و کشتيهاي تحت فرماندهي خود را به سلامت به پايگاهاي نخستين بازگردانيد . در سال 1768 جورج سوم پادشاه انگلستان ، طرح اکتافي جديدي را که بوسيله انجمن سلطنتي جغرافيدانان تهيه شده بود ، تصويب کرد . هدف از طرح مزبور عزيمت به جزيره تاهيتي و بررسي عبور سياره زهره از برابر خورشيد در سوم ژوئن 1769 بود . جزيره تاهيتي از اين نظر انخاب شده بود که مشاهده عبور زهره از مقابل خورشيد در آنجا بهتر انجام مي شد . نظر انجمن سلطنتي جغرافيدانان بر آن بود که الکساندر دالريمپل ، يکي از سرسخت ترين طرفداران فرضيه وجودي قاره جنوب سپرستي گروه اعزامي را بر عهده بگيرد . معلومات دريائي دالريمپل که فقط به آبهاي متعلق به کمپاني هند شرقي محدود بود ، نظرات وزارت دريانوردي انگلستان را تامين نمي کرد و سرپرستي وي را جايز نمي دانست . در اين جا " هيو پليسر " پا در ميان گذاشت و " کوک " را به سمت سرپرستي معرفي نمود . پيشنهاد پليسر پذيرفته شد و کوک را با درجه ستواني نيروي دريايي به فرماندهي کشتي اکتشافي برگزيدند و ناو 368 تني " ايندور " ( کوشش ) را به ميل خودش در اختيار او قرار دادند . کشتي مزبور که فقط چهار سال از عمرش مي گذشت ، به اندازه کافي بزرگ بود و آبخور ژرفي داشت و براي سفر از هر نظر مناسب بود . پيش بينيهاي لازم براي يک سفر 18 ماهه انجام شد و هيئت اکتشافي که جمعا 94 نفر بودند و از 71 افسر و ملوان و 23 کارشناس و غيره تشکيل مي شد ، تحت آموزشهاي لازم قرار گرفتند .برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

 دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 7 اسفند1387 و ساعت 2:32 قبل از ظهر |

ساکسی هوامان  (معماران غولپیکر یا سازندگان فرازمینی)

 

یکی از شگفتیهای باستان شناسی امریکای لاتین, بنای اعجاب انگیز « ساکسی هوامان » میباشد . بنای که هر بیننده ای را به تحسین سازندگان ان وا می دارد . اولین سئوالی که با دیدن ان به ذهن می اید این است که با کدام قدرت و نیرو این سنگهای غولپیکر در کنار یکدیگر قرار گرفته است.؟ این همه زحمت طاقت فرسا برای چه اهدافی بوده است.؟ این سئوالها ابتدایترین پرسشهای است که دوستداران باستان شناسی اسرارامیز از خود میپرسند .

 

 

وزن بعضی از این سنگها به بیش از 300 تن میرسد . اینکه اینکاها با کدام قدرت و تکنولوژی توانسته اند این سنگها را روی هم سوار کنند کسی چیزی نمیداند .

قعله " ساکسی هوامان " در ارتفاع سه هزار متری بر فراز شهر " کوزکو " در  کشور پرو قرار دارد . این بنای حیرت انگیز متعلق به قوم " اینکا " میباشد . من نمیدانم ملاک انتخاب عجایب باستان شناسی چه چیز میباشد یا چه کسانی عجایب هفتگانه جهان را داوری کرده اند , اما دوستداران و علاقه مندان به اینگونه مباحث اگر واقعبینانه به این بنای باستانی بنگرند حتما قبول می کنند که این بنا براحتی میتواند یکی از کاندیدای عجایب باستان شناسی باشد . در اینکه " اینکا " ها این قعله را ساخته اند هیچ شکی وجود ندارد چون استفاده از بلوکهای مکعبی شکل که گوشه های انها صاف گردید مختص این قوم و یکی از ویژگی های شیوه ساختمانی این قوم اسرار امیز در سراسر منطقه تحت نفوذ انهاست . بالاتر از قعله یک دایره عظیم سنگی دیده میشود, میگویند این دایره سنگی در زمانهای قدیم به عنوان تقویم مورد استفاده قرار میگرفت . البته تفسیر دیگری هم وجود دارد.. این دایره سنگی ممکن است پی یک برج بزرگ بوده باشد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

**

 

دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه 16 بهمن1387 و ساعت 2:27 قبل از ظهر |