پـمپـیی شهر گم شده در تاریخ -1
با درود و سلام خدمت تمام دوستان و عزیزان که Yahoo2 را در طول 4 سال فعالیت همچنان حمایت می کنند. مطلب امروز یکی از عجیبترین و هولناکترین کشفیات باستان شناسی میباشد . شهر فاجعه و مرگ شهر باستانی " پـــــمپـــــیی " .. دوستانی که مطالب Yahoo2 مطالعه کردند, حتما" بیاد دارند که در تاریخ 5 خرداد 85 مطلبی با عنوان " چرا مردم پمپیی مجسمه شدند " در وبلاگ قرار گرفت . ان مطلب بصورت خلاصه از این فاجعه هولناک با شما سخن می گفت .. اما مطلب امروز یک مطلب کامل و جامع در مورد این شهر کشف شده باستانی میباشد . در این مطلب با شما از تاریخ شهر پمپیی و همسایه نزدیک ان شهر " هرکولانوم " قبل از فاجعه و موقعیت مهم این دو شهر در تاریخ روم باستان و همچنین چگونگی محو دردناک پمپیی با شما سخن خواهم گفت .. و همچنین کشف مجدد ان و مراحل مختلف باستان شناسی که همراه با تنکنیکهای نوین مهندسی میباشد را با هم مورد بررسی قرار خواهیم داد . برای همین مجبورم مطلب فوق را در 2 یا 3 پست در وبلاگ قرار بدهم . بسیار خوشحالم که بگویم برای اولین بار چنین مطلب کاملی از شهر باستانی " پــــــمپـــــیی " به زبان فارسی ترجمه شده و در سایت یا وبلاگی قرار گرفته است . و بسیار خرسندم که با حمایتهای شما یاران و عزیزان در این چند سال وبلاگی در این سطح به زبان فارسی مطالب باستان شناسی را دنبال و بررسی می کند . این مطلب از کتاب " پـمپـیی شهر گم شده در تاریخ " بقلم " تایم – لایف " برای شما در نظر گرفته شده است.
***
حکایت شهر پمپیی حکایت هولناک و باور نکردنی از یک فاجعه عظیم و کم سابقه طبیعت میباشد . گویی طبیعت میخواهد هنر خود را به شکلی عجیب برای نسل امروز بیادگار بگذارد . تا امروز مجسمه های زیادی توسط انسان از خاک طبیعت ساخته شده است, اما مطلب امروز حکایت معکوس این روند را برای شما بدنبال دارد. یعنی ساختن مجسمه های انسان توسط طبیعت . اینبار طبیعت با ذوق دلخراش و از خاک خود انسانهایی را مجسمه کرده است که وقتی به انها نظر می اندازید, حس وحشتناکی تمام وجود شما را تسخیر می کند . این چند سطر از مقدمه مطلب" چرا مردم پمپیی مجسمه شدند " برای شما بیان شد تا شاید عمق فاجعه را بتوان ترسیم کرد .
|
متخصصان با استفاده از این حفره ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند . |
در اوت 1991 جزئیات فاجعه ای که 1900 سال قبل شهر باستانی " پمپیی " را که یکی از مشهورترین و جالبترین مکانهای باستان شناسی بود , مشخص شد . باستان شناسانی که این شهر قدیمی را کشف کردند از جزئیات فاجعه ای که در روزهای 25 و 26 اوت سال 79 بعد میلاد باعث نابودی این شهر شد, باخبر شدند . انها 23 میلیون دلار بودجه در اختیار داشتند تا لایه های سنگ و خاک را از روی خرابها کنار بزنند, اما در حین حفاری به لایه ضخیمی از خاکستر سخت برخوردند که مسیر کاوشها را تغییر داد . خاکستر اتشفشان " پمپیی " خدمت مهمی به باستان شناسان کرده بود . این خاکستر بسیاری از قربانیان فاجعه را در خود محصور کرده و بعد سخت شده بود و هنگامیکه بدن قربانیان متلاشی شد, حفره ای درست به شکل و شمایل قربانیان برجا مانده بود , درست مثل قالبی اماده که در انتظار ریختگری برای شکل دادن اشیاء اماده شده , دریغا که طبیعت بی رحم با وحشیگری عجیبی به شهر تاخته بود و برای اینکه هنر و قدرت خود را برای نسل اینده به یادگار بگذارد, توسط خاکستر سوزان که به ارامی سرد شده بود قالبهای را برای اینده اماده کرده بود . دقیقا" مثل تابلوی نقاشی که خاکستر روی ان نشسته است . اما نقاش برای مدل خود شهری را انتخاب کرده و به جای رنگ از انسانهای بی نوایی که در شهر زندگی میکردند .!! متخصصان با استفاده از این حفره
ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند . متخصصان با استفاده از شیوه های جدید مخلوطی از سیمان و بوکسیت را بدرون هر حفر ای که تصور می شد اسراری در خود نهان دارد تزریق کردند . به این ترتیب قالبها بدون ترک خوردن خشک می شد . البته خشک شدن قالبها چند هفته طول می کشید . بعد از خشک شدن قالبها , یکی از هولناکترین فجایع تاریخ پیش روی انها ظاهر شد . شهری با شهروندانش , که برای رهایی از مرگ تلاش میکردند . اثار وحشت و نگرانی در چهره اکثر مردمان شهر به وضوع نمایان بود . همانگونه که در بالا عنوان کردم جای جای شهر مثل یک تابلوی نقاشی بود.. در خانه ای پدر فرزندش را بغل گرفته بود و زن خانه کنار ان دو نشسته و در انتظار پایان این فاجعه بود .. در جای دیگر جسد 9 نفر که در لحظات وحشت, گرفتار مرگ شده بودند—بچشم میخورد . واقعه ای که برای انها اتفاق افتاده بود واضع بود . در ساعات اولیه اتشفشانی انها زیر باران سنگی که بر شهر میبارید زیر سقف خانه ای پناه گرفته بودند, اما باران سنگ بی امان بر فراز سقفها میبارید, خیابانها را پر میکرد و از پنجره ها و درها بدرون سرارزیر می شد . انها همچنان در انتظار بودند تا ریزش سنگ متوقف شود و بناگاه چنین شد . شاید انها نفسی از سر اسودگی کشیدند و تصور کرده بودند که نجات یافته اند, اما ابر داغی از خاکستر و گاز همچون نفس مرگ بر شهر وزید . انها به سرفه افتادند و با وحشت به سوی درها دویدند اما پیش از انکه بتوانند از میان سنگها راهی باز کنند گاز سمی و سوزان انها را خفه کرده بود .
Yahoo ID =Jalal_webid
توجه
اما نکته ای که لازم دیدم یاداوری کنم .. بسیاری از دوستان گله دارند که مطلب PDF کمی سنگین است . تمام مطالب PDF ما با برنامه Zip خود ویندوز فشرده شده تا حجم مطالب برای دانلود کمتر باشد . شما عزیزان بعد از دانلود به روی فایل Zip کلیک سمت راست کرده و روی گزینه Extract All کلیک کنید تا فایل از حالت فشرده خارج شده تا شما راحت بتوانید انرا مطالعه کنید .
با عرض سلام و تبریک سال نو و ارزوی توفیق برای تمام یاران و بینندگان Yahoo2 .. مطلب امروز گر چه بیشتر یک خبر باستان شناسی میباشد, اما برای دوستانی که مطالب باستان شناسی ما را دنبال می کنند میتواند یک علامت سئوال نیز داشته باشد . در مطالب قبل و بخصوص مطلب " تمدن اسرارامیز امریکای جنوبی " که در شمارگان قبل خدمت شما عرضه شد – به تمدن " مایا " و تمدن " اینکا " ها بر میخوریم که در اوج شکوفایی شهرهای خود را رها کردند و به نقاط دیگر مهاجرت کردند . هنوز باستان شناسان جواب قطعی برای این مهاجرتها یافت نکردند و تئوریهای مطرحه شده در همان اندازه های تئوری باقیمانده است .. ایا روزی باستان شناسان دلیل مهاجرت اقوام مختلف بشری را پیدا خواهند کرد.؟
40سال تحقيق بدون نتيجه و شگفتي باستان شناسان _ ساکنان پايتخت اسرار آميز هخامنشيان به يكباره ناپديد شدند_150 تا 200 سال پس از ساخت شهر دهانه غلامان، ساكنان اين شهر با يك برنامهريزي دقيق تمامي اموال خود را جمعآوري كرده و از اين شهر به مكان نامعلومي مهاجرت كردند
یكی از عجایب باستانشناسی در دوره هخامنشیان است. ساكنان این شهر در این منطقه در اوج عظمت زندگی میكردند و هنر و تبحر آنان از نوع معماری منحصر به فردشان در دهانه غلامان كاملا مشهود است. با این وجود ساكنان این شهر تنها در برهه تاریخی بسیار كوتاهی در این شهر زندگی كردهاند. 150 تا 200
سال پس از ساخت شهر دهانه غلامان، ساكنان این شهر با یك برنامهریزی دقیق و از پیش تعیین شده در یك فرصت مناسب و بدون هیچ شتابی تمامی اموال خود را جمعآوری كرده و از این شهر به مكان نامعلومی كه باستانشناسان حدس میزنند «پاكستان» باشد، مهاجرت كردهاند. دهانه غلامان در سال 1960 توسط باستانشناسان ایتالیایی شناسایی شد. عملیات حفاری در این محوطه بین سالهای 1962 تا 1965 آغاز شد. اما از آنجایی كه ساكنان شهر دهانه غلامان هیچ اثری از خود باقی نگذاشته بودند باستانشناسان در جریان حفاریها نتوانستند هیچ اثری را از منطقه به دست آورده و تنها به بررسی شواهد معماری بسنده كردند. دكتر «منصور سجادی»، باستانشناس و سرپرست تیم كاوش در «دهانه غلامان» و «شهر سوخته» درباره پژوهشهای انجام شده توسط باستان شناسان ایرانی در این منطقه گفت: «یكی از نكات بسیار مهم در دهانه غلامان نبود هیچ اثری از برج و بارو، دژ و دیواری دفاعی در شهر دهانه غلامان است. همچنین از این محوطه هیچگونه اموال منقول و غیر منقول و حتی لایههای باستانی به دست نیامده است. این شواهد نشان میدهد كه ساكنان دهانه غلامان شهر را سریع، اما با آرامش و نظم تخلیه كردهاند و در متروك شدن آن عواملی چون جنگ و یا آتشسوزی و یا بیماریهای مسری خطرناك وجود نداشته است. آنان به یك باره در یك برهه تاریخی با یكدیگر كاملا همداستان شدهاند كه شهر را ترك كنند و هیچ اثری از خود به جای نگذارند.» . باستانشناسان حدسها و فرضیات زیادی براساس شواهد و مطالعات خود مطرح كردهاند اما هنوز هیچ كس به درستی علت این مهاجرت اسرارآمیز را نمیداند. سجادی سه عامل را به عنوان دلایل این مهاجرت مطرح كرده است. به اعتقاد وی سه عامل عمده در تخلیه شهر دخالت داشته است. این مهاجرت به دنبال یك تصمیم سیاسی بزرگ، طوفان عظیم شن و یا خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه باشد كه به شهر آب میرسانده است.
این باستانشناس گفت: «عامل اول كه برخی باستانشناسان آن را عامل اصلی میدانند با پژوهش ما كاملا رد میشود. چرا كه این منطقه در زمان هخامنشیان در اوج قدرت بوده و از زمان بنای شهر نیز بیش از 150 یا 200 سال نمیگذشته است و این كه یك تصمیم سیاسی از بالا برای تخلیه این شهر گرفته شده باشد عجیب به نظر میرسد. چرا كه دهانه غلامان خود یك مركز سیاسی و پایتخت ایالتی در دوره هخامنشیان بوده است.» . «سجادی» همچنین به بررسی دو عامل دیگر از سوی محققان پیشنهاد شده پرداخت و گفت: «عامل دوم، یعنی وقوع طوفان شن ناگهانی نیز در تخلیه این شهر موثر نبوده چرا كه از این شهر هیچ شیای به دست نیامده و از طرفی وقوع طوفان شن امری طبیعی در منطقه بوده است. با این وجود شواهد نشان میدهد مردم شهر زمان كافی در اختیار داشتهاند تا اموال و اثاثیه خود را به جای دیگری منتقل كنند. طبعا طوفان شن در مقیاسی كه بتواند مردم را به ترك خان و مان خود مجبور كند، خسارات مالی و جانی بسیاری ایجاد میكند و شواهدی را برای آیندگان بر جای خواهد گذاشت.» . به گفته سجادی، سومین عامل یعنی خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه بهترین فرضیه به نظر میرسد. احتمال دارد به دلایل مختلفی یكی از سرشاخههای رود هیرمند كه آب مردم این شهر را تامین میكرده خشك شده باشد و مردم دهانه غلامان مجبور به ترك شهر شده باشند. «سجادی» در پایان همه این فرضیهها را تنها احتمالاتی بسیار ضعیف خواند و تاكید كرد كه آرزوی باستانشناسان این است كه بدانند مردم دهانه غلامان به چه دلیل این شهر را اینچنین دقیق و برنامهریزی شده ترك كردهاند. شهر «دهانه غلامان» در 44 كیلومتری شهرستان زابل قرار گرفته است. این شهر ابعادی به وسعت یك و نیم كیلومتر در 800 متر مربع دارد كه احتمالا در زمان هخامنشی بیش از این اندازه مساحت داشته است.
. شما عزیزان بعد از دانلود به روی فایل Zip کلیک سمت راست کرده و روی گزینه Extract All کلیک کنید تا فایل از حالت فشرده خارج شده تا شما راحت بتوانید انرا مطالعه کنید .
Yahoo ID = Jalal_webid
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستان و یاران با صفای Yahoo2 . چندی پیش یکی از بینندگان باصفای ما مطلبی را به نقل از روزنامه جام جم برای بنده ارسال کرد . این مطلب در مورد تاریخ رویت UFO یا همان بشقاب پرنده در کشور عزیزمان ایران است . حقیقتا" خود من از خواندن این مطلب بسیار لذت بردم.. اولین بار یک اسکادران از فرودگاه مهراباد بدنبال بشقاب پرنده ها می رود .. اما سرهنگ خلبان بخاطره از کار افتادن رادار و ............... مطمئن هستم خواندن این مطلب مستند خالی از لطف نیست . بخصوص دوستانی که علاقه به مباحث و مستندات UFO دارند . همانگونه که گفتم این مطلب یکی از صفحات روزنامه جام جم است که بصورت PDF در اختیار شماست .. با تشکر از اقای عباس اردوخانی بخاطره ارسال مطلب به وبلاگ خودشان .. این عزیز حتی زحمت ابدیت مطلب را نیز کشیدند . خوشبختانه استقبال از کتابخانه Yahoo2 و دانلود کتابها نشان از استقبال شما دوستان از عرضه اینگونه مطالب در قالب PDF دارد . عباس عزیز دمت گرم .
اما نکته ای که لازم دیدم یاداوری کنم .. بسیاری از دوستان گله دارند که مطلب PDF کمی سنگین است . تمام مطالب PDF ما با برنامه Zip خود ویندوز فشرده شده تا حجم مطالب برای دانلود کمتر باشد . شما عزیزان بعد از دانلود به روی فایل Zip کلیک سمت راست کرده و روی گزینه Extract All کلیک کنید تا فایل از حالت فشرده خارج شده تا شما راحت بتوانید انرا مطالعه کنید . مثل تصویر زیر
دانلود PDF تاریخ مشاهده UFO در ایران به نقل از روزنامه جام جم
در مورد بناهای شگفت انگیز و اسرارامیز مطالب بسیاری در Yahoo2 نوشته شده و این ابنیه های تاریخی از ابعاد مختلف مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته است . اما در مورد " پتــــــرا " و معبد زیبا و حیرت انگیز ان اطلاعات کمی به دوستداران باستان شناسی عرضه شده است . بنده در مهرماه 1384 مطلبی را تحت عنوان " اینجا شهر اجنه هاست " را در در مورد این بنای تاریخی در Yahoo2 قرار دادم . اما مطلب امروز بسیار جامع و کاملتر از مطلب قبلی است . در جهان پهناوری که ما زندگی می کنیم دو بنای باستانی و شگفت انگیز وجود دارد که تنها مصالح ساختمانی ان سنگهای تراشیده شده از دل کوه است.! به عبارتی صنعتکران باستانی کوه عظیمی را تراش داده و انرا بصورت معبد در اورده اند . هیچ مصالح ساختمانی از قبیل, اجر سیمان, کچ و غیره در ان بکار نرفته است و همانطور که عنوان شد تنها مصالح بکار رفته در انها سنگهای یکپارچه کوه است که توسط حجاران و پیکر تراشان باستانی به صورت بناء در امده است . اولین بناء اینچنینی " معبد ابوسیمبل " واقع در مصر و دیگری معبد " پــــترا " واقع در کشور اردون است . در مورد معبد " ابوسیمبل " قبلا" مطلبی نوشته و در وبلاگ قرار گرفته است (1 مرداد 86 ) – اما مطلب امروز ما مربوط میشود به دومین بناء یکپارچه از سنگ یعنی , معبـــــــــــد پتـــــــــــــــــرا . این مطلب برگرفته شده از کتاب " کاوش در گذشته " بقلم هوشنگ فتحی میباشد.
معبــــــــــــد ســـــــرخ پتــــــرا ( دومین بناء یکپارچه از سنگ )
« آورده اند که ان زمان که حضرت موسی از صحرای بی اب و علف " اراباح" در جنوب غربی اردن می گذشت از گرمای سوزان خورشید و روزهای متوالی پیاده راه پیمودن از پای در امده و تشنگی بر او غلبه کرد . موسی به هر سوی از بیابان سوزان چشم می انداخت تا شاید نشانی از اب بیابد و سایه بانی برای استراحت بجوید که... ناگه از دور تخته سنگ عظیم گنبدی شکلی را دید که به رنگ سفید بود و در زیر تابش انوار افتاب به سان الماس می درخشید . موسی (ع) به ان سو رفت و چون به پای صخره سفید رسید با عصایی که به دست داشت بر پیکر سنگ کوفت . در ان لحظه سنگ شکاف پیدا کرد و اب زلال از دل ان به بیرون جریان یافت . موسی از ان اب گوارا نوشید و چون چندی در سایه تخته سنگ ارمید و جانی دوباره یافت و در پی ماموریت الهی خویش روان شد.» اما ان اب از جریان باز نایستاد و همچنان جوشید و جاری شد تا چشمه امید دیگران باشد و دلیلی برای به وجود امدن تمدنی شگفت انگیز موسوم به " تمدن پترا " در همان صحرا که بعدها به " وادی موسی " شهرت یافت و چشمه اش با سادگی بسیار و جذابیتی روحانی زیارتگاه معتقدان و زائران شد. با گذشتن از کنار این چشمه و پیشروی در وادی موسی است که میتوان قدم به خطه ای نهاد که از دیدنی ترین جاهای خاور میانه و یکی از شگفت انگیز ترین اثار به جای مانده از تمدنهای باستانی است ; تمدنی به نام "پترا " - جاده ای که به منطقه پترا ختم می شود از میان یک بیابان خشک و بی اب وعلف می گذرد . این بیابان در روزگار باستان پوششی از درختان بلوط داشته و سر تا سر ان جنگل بلوط بوده استراه دسترسی به پترا یک دره سنگی عمیق است ; دره ای تنگ و باریک به طول تقریبی 3000متر و عمق 100 متر که پهنای ان در بیشتر نقاط از 3 متر تجاوز نمی کند ! دره ای بس کم نور و هراس انگیز با پیچهای ناگهانی و تند . با گذشتن از پیچ و خمهای این گذر گاه سر به فلک کشیده که خود از عجایب طبیعت است به نا گاه نمایی از یک کوهستان خاموش در برابر دیدگان ظاهر می شود . از شیب کوهستان که سرازیر شویم خود را محوطه ای شبیه به کره ماه می بینیم . برهوت ... با شکوه... با گستره ای پهناور و پر از برامدگیها و برجستگیها و ماسه و سنگهای زرد و کمرنگ . همچنان که پیش می رویم سنگهای زرد و سفید به تدریج جای خود را به ماسه سنگهای سرخ رنگ می دهند . رنگ اصلی بیشتر سنگهای این منطقه به رنگ سرخ است . سرانجام به فرو رفتگی عظیمی می رسیم که پیرامون ان را کوههای سنگی و صخره های بزرگ احاطه کرده اند . به هر سو که بنگریم منظره ای از سنگهای شیار خورده و حفره های کوچک و بزرگ در دل صخره ها می بینیم . اما شگفت اور تر از همه قصر ها و معبد های با شکوهی است که معماران باستانی بر سطح صخره ها و در دل کوهها پدید اورده اند. اینجا پترا است ; نامی از کلمه یونانی " پترس" به معنی " سنگ " بر گرفته شده است. روزی پترا محل سکونت و مرکز تمدن مردمی بود که برای خود در میان صخر ه های کوهستان یک " غار شهر " عجیب و شکو همند ساخته و نوعی " غار نشینی شهری " پیشه کرده بودند. خانه های این شهر مجلل سنگی را معمارها و سنگتراشهای دوره باستان در دل سنگهای زیبا صورتی رنگ به قدری استادانه و هنرمندانه دراورده بودند که حتی امروزه پس از سپری شدن بیش از 2000سال از ساخته شدن انها همچنان چشم اندازی با شکوه و خیره کننده دارند ( البته تاریخ ساخت این بناء بدرستی معلوم نیست اما محققان تاریخ ساخت انرا بین 2 تا 3 هزار سال میدانند ) . بی شک منظره ای گیرا تر از پترا نیست . هر یک از اطاق ها و سر ستونها در ترکیب رنگهای قرمز و سیاه و سفید و زرد یک اثر هنر کامل است. پترا با مساحت 45 کیلو متر مربع بیش از 500 اثر بزرگ تاریخی در خود دارد که با دست هنرمند بشر و توسط معمارهای باستانی که حجار هم بوده و ابزارهای بسیار ساده و ابتدایی داشتند ساخته شده است . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید
Yahoo ID = Jalal_webid
شاید شما هم گاهی با دیدن تصاویر و هیروگلیف ها که بر دیوار معابد و مقبره های فراعنه مصر نقش بسته است, از خود پرسیده اید که مفهوم و پیام این علائم و تصاویر چه میتواند باشد . کمتر تمدنی را میتوان یافت که حماسه ها و افسانه هایش را اینگونه بر تن دیوارها حک کرده باشد . مصریان باستان در تفکرات خاص خودشان اعتقاد بسیاری به دنیای پس از مرگ داشته اند . بقول ویلیام کرنر مصر شناس برجسته انگلیسی که میگوید : مصریان از اولین روز حیات, بدنبال ارامش ابدیشان بودند . یکی از زیباترین افسانه های مصر باستان , افسانه آزیریس میباشد که ظرافتهای بیشماری را در خود جای داده است . خیانت – وفاداری – شرارت و غیره باعث شده که این افسانه به زبانهای بسیاری ترجمه شود . مطلب امروز Yahoo2 مربوط میشود به این افسانه زیبا که تصاویر ان به طرق مختلف در مقبره پادشان نقش بسته است . اما بنده یک مطلب دیگر هم در انتهای این مطلب برای شما در نظر گرفته ام که مربوط میشود به پاپیروس معروف جهان بنام "کتاب مرگ هانفر " در این پاپیروس تاریخی طرز تفکر مصریان به دنیایی پس از مرگ و پاداشت خوبی و بدی به طرز جالبی بیان شده است . اگر ما به پل صرات اعتقاد داریم, انها به راهروی " مات " که بی گمان ما را به یاد این پل رستاخیزی می اندازد اعتقاد دارند . برای همین یک گذر کوتاه به افسانه پیدایش جهان از دیدگاه مردم مصر باستان داریم و سپس به مطالب ذکر شده می پردازیم . نکته دیگر برای اشنایی شما عزیزان با خدایان معروف مصر باستان مطلبی با فرمت PDF در انتهای مطلب برای دانلود گذاشته شده است. این مطلب را تقدیم می کنم به نازنین خواهر عزیزم " مهتاب " مدیر وبلاگ " ماه گرفته " که از عاشقان این تمدن کهن باستانی میباشد و همچنین به شما دوستان و بینندگان صمیمی Yahoo2 .. با نهایت تشکر

افسانه پیدایش جهان
مصریان باستان دو افسانه در مورد پیدایش زمین داشتند . در یکی رب النوع خپـــــری و در دیگری رب النوع اتــوم خالق خدایان و انسانها بودند .
افسانه رب النوع خپــــــری
در ابتدای خلقت جهان تنها رود نیل وجود داشت, تا اینکه خپری ( خدای خدایان ) از اب بسیار عمیق نیل همه چیز را افرید . در یکی از کتیبه ها از او نقل شده است : اسمان و زمین وجود نداشت – من همه چیز را از چرخش اب عمیق نیل افریدم . من جادوی خود را در راهروی مات ( راهروی مات راهرویی در عالم برزخ که توسط خدای افریننده خپری به وجود امد تا پس از مرگ – قلب مردگان را در ترازویی با درستی و راستی مقایسه شود ) پخش کردم و انگاه شو ( خدای هوا ) و توفنت ( خدای رطوبت ) را افریدم و انها از دهانم بیرون امدند.
افسانه رب النوع اتوم
در کتیبه های مصریان باستان افسانه دیگری بچشم میخورد که در ان چنین امده است : در ابتدای خلقت جهان تنها خورشید و رود نیل وجود داشت تا اینکه از چرخش اب نیل – تپه ای بنام بن بن ظاهر شد .. در حالیکه روی ان " اتــــــــــوم " ( خدای خدایان ) ایستاده بود . چنین بنظر می اید اتوم خود را به کمک فکر و اراده خودش خلق کرده بود . پس اتوم دوبار سرفه کرد , با سرفه اولش پسرش شو و با سرفه دوم دخترش توفنت را افرید . اماچند روز بعد که شو و توفنت برای گردش از خانه دور شده بودند در راه بازگشت گم شدند . اتوم نگران فرزندانش شده بود – چشمش را در اورد و ان را بدنبال فرزندانش فرستاد . هنگامیکه فرزندان بسوی پدر بازگشتند , اتوم از شدت خوشحالی انقدر اشک شوق ریخت که از اشکهای او انسانها بوجود امدند . پس از ان شو و توفنت با هم ازدواج کردند و گـــب ( خدای زمین ) و نـــــــوت ( خدای اسمان ) را بدنیا اوردند . انگاه شو دخترش را به روی دست بلند کرد تا سایه او روی گب بیفتد . پس از مدتی نوت و گب با هم ازدواج کردند و چهار فرزند به دنیا اوردند . دو پسر به نامهای آزیریس و ست و دو دختر بنامهای ایسیس و نفتیس .
افسانه آزیریس
افسانه آزیریس یکی از زیباترین افسانه های مصری است . در این افسانه امده است : که ابتدا قرار بود نوت با رع ( خدای افتاب ) ازدواج کند اما نوت سخت عاشق برادرش بود و هنگامیکه رع از این موضوع اگاه شد, بسیار ناراحت شد و فرمان داد اگر نوت و گب با هم ازدواج کردند – حق ندارند در 360 روز سال بچه دار شوند.
فرمانروای جهان بدنیا امد .
نوت که بسیار غمگین بود از دوست دانشمند خود تحوت ( خدای دانش ) کمک خواست . تحوت نزد رع رفت و با او عهد کرد که اگر روزی نور ماه بتواند بر نور افتاب غلبه کند – خدای رع باید 5 روز به روزهای سال اضافه کند تا هم نوت و گب بتوانند بچه دار شوند و هم دستور خدای اعظم پابرجا بماند . نوت و گب سالها در انتظار بودند تا اینکه یک روز که خورشید پشت ابرها مانده بود – ماه در اسمان ظاهر شد و توانست بر نور افتاب غلبه کند . پس نوت و گب که خوشحال شده بودند با هم ازدواج کردند – انها در روز اول آزیریس و در روز دوم ست و در روز سوم ایسیس و در روز چهارم نفتیس را بدنیا اوردند . روزیکه آزیریس بدنیا امد – صدایی بلند در جهان شنیده شد که فریاد می زد " فرمانروای جهان بدنیا امد " ... آزیریس بدنیا امد و چند سال بعد پادشاه بزرگی شد . او مردم را متمدن کرد و به انها کشاورزی و دامپروری یاد داد . همچنین راه درست زندگی کردن و پرستش خدایان را به انها اموخت . در زمان سلطنت او مصر به سرزمین مقتدری تبدیل شد . وقتی آزیریس از شهر خارج می شد همسرش ایسیس تمام کارها را به عهده میگرفت و مانند شوهرش کشور را اداره میکرد . خواهر کوچکتر انها ( نفتیس ) هم با ست ازدواج کرد – ولی او هم مثل خواهرش عاشق آزیریس شده بود . به همین خاطر یک شب خود را به شکل خواهرش در اورد و با آزیریس همبستر شد و از او فرزندی به دنیا اورد که سرش شبیه شغال بود به همین خاطر اسم کودک را انوبیس گذاشتند . پس از اینکه ست کودک را دید خیال کرد که برادرش به او خیانت کرده است . پس به حدی خشمگین شد که تصمیم گرفت از برادرش و همسرش انتقام بگیرد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .
Yahoo ID = Jalal_webid
در روزگاران دور و در زمان امپراطوری " داریـــــــــــــــــوش کبیـــر " سرزمین ایران یکی از پهناورترین کشورهای جهان و به عنوان یکی از ابر قدرتهای عصر خود محسوب می شد . بنده در مطلب " فرعـــونی از سرزمین پارس " به چگونگی فتح مصر و تاجگذاری داریوش کبیر در سرزمین فراعنه اشاره کردم . خوشبختانه مطلب فوق یکی از پر بیننده ترین مطالب Yahoo2 میباشد که دانلود PDF ان به بیش از 9000 دانلود رسید. امروز تصمیم دارم یکی دیگر از فتوحات داریوش کبیر را به شما معرفی کنم . فتح کارتاژ یکی از پر افتخارترین نبردهای ایرانیان در عصر خود میباشد . امپراطوری روم و مصر بسیار سعی کردند تا جنگجویان کارتاژ را شکست دهند – اما شکستهای متوالی انها این امر را برای انها به یک ارزو مبدل کرده بود . اما داریوش کبیر میدانست چگونه میتوان در نبرد کارتاژ پیروز میدان باشد . مطلب فوق خلاصه ای از کتاب " سرزمین جاوید " بقلم " ماریژان موله " میباشد که برای شما در نظر گرفته شده است .
فتح کارتاژ بدست داریــــــوش کبیـــــــــــر
از سه سال اول سلطنت داریوش علاوه بر نوشته های مورخین قدیم ، اطلاعاتی موجود است که متکی به اسناد غیر قابل تردید است و ان اسناد را خود داریوش به شکل کتیبه ، برای ما به یادگار گذارده است و بعضی از ان کتیبه ها در ایران بدست امده یا موجود است و بعضی دیگر در خارج از ایران و به خصوص در بابل
کشف شده است . کشور ایران وسیع بود ، یک قسمت کشور کنار دریای مدیترانه قرار داشت و طرف دیگرش در مرز هند و در ان کشور پهناور تغییر دادن الفبا یک کار آسان محسوب نمی شد و "داریوش" هم پیوسته در مرکز کشور نبود که بتواند خود بر همه جا نظارت کند . در همان سال 514 قبل از میلاد که داریوش تعلیمات اجباری را اعلام کرد ، مجبور شد که به سوریه برود زیرا حملات پی در پی نیروی دریایی " کارتاژ" بازرگانی ایران را در دریای مدیترانه فلج کرده بود. کوروش و بعد از او کمبوجیه کوشیدند که ایران را در دریای مدیترانه قدرتمند کنند ، ولی " کارتاژ " نمی گذاشت که کشتی های ایرانی به آزادی در ان دریا از یک بندر به بندر دیگر بروند و داریوش در بحبوحه ساختمان ایران در فارس و تعلیمات عمومی ، "اتوسه" را جانشین خود کرد و به سوی سوریه به راه