نينل کولاگينا دختر جواني بود که در صليب سرخ ارتش روسيه کار مي کرد در اواخر جنگ در 14 سالگي توسط ترکش توپهاي آلماني زخمي شد بهبود او مدتها به طول انجاميد. نينلبعدها به خاطر آورد:((يکروز بسيار خشمگين بودم . داشتم به طرف قفسه ظرفها مي رفتم که تنگ آبخوري تا لبه قفسه لغزيد پيش آمد افتاد و شکست.))اتفاقات مشابه ديگري هم روي داد. چراغها در مجاورت او خاموش و روشن مشد. ظروف چيني خود بخود از روي ميز بر زمين مي افتاد. ابتدا نينل فکر کرد ارواح خبيثه دور و بر او وجود دارد اما بعد احساس کرد که نيرويي که اشيا را به حرکت در مي آورد از درون خود اوست . او به تمرين تمرکز پرداخت و ياد گرفت که چگونه نيروي خود را متمرکز کند. يکي از اولين دانشمنداني که به او توجه کرد ادوارد نامف بود . او مقداري چوب کبريت را بر روي ميز پراکنده کرد و دختر دستش را بر روي آنها به حرکت در آورد وتوانست آنها را به جنبش وا دارد و بر زمين بريزد. آزمايشات ديگري انجام شد 60 فيلم از او گرفته شد که کار هاي او را نشان ميداد. در طي جالب ترين آزمايشي که فيلمبرداري شد تخم مرغي در يک ظرف آب نمک خود بخود شکسته شد.نينل با تمرکزي دقيق در حالي که چند متر دورتر از ميز ايستاده بود توانست زرده را از سفيده جدا کند . الکترود هاِِ که به او متصل شده بود نشان مي داد که او تحت فشار شديد روحي و فکري است . دکتر گنادي سرگيف که آزمايشات را رهبري ميکرد ميزان ميدان الکترواستاتيک را در اطراف نينل اندازه گيري کرد . در لحظه اي که او شروع به جدا کردن زرده از سفيده نمود ضربان ميدان به چهار سيکل در ثانيه رسيده بود . دکتر سرگيف نتيجه گرفت که اين ارتعاشات مانند امواج مغناطيسي عمل مي کنند بمحض آنکه ارتعاشات مغناطيسي يا امواج شروع مي شود باعث مي شوند اشيايي که او فکر خود را بر آنها متمرکز مي کند . حتي اگر شي غير مغناطيسي باشد به صورت مغناطيسي عمل کند او با اين طريق ميتواند اشيا را از خود دور يا بسوي خود جذب کند. یک مطلب دیگر درباره دو برادر که تله پاتی بسیار پر قدرتی دارند . این دو برادر سوئدی توسط یک تیم مجرب پزشکی المانی مورد ازمایشهای مختلف قرار گرفتن . انها از فاصله هزاران کیلومتری با هم دیگر ارتباط برقرار میکنند . در مطلب اینده از این دو برادر بیشتر خواهم گفت
خون آشام ، ومپایر و دارکولا همه بیانگر موجودی هستند که شبهنگام در زیر تاریکی از قبر بیرون میآیند و به دنبال انسانها و موجودات میگردند تا خون آنها را بمکند. تقریبا در تمام ملل موجود خون آشام وجود دارد از چین گرفته تا بریتانیای قدیم ] نکته خارج از دستور : راستی میدونید چرا میگن بریتانیا. چون مثل اینکه هنگامی که پادشاه یکی از کشورهای اروپایی ( فکر کنم اتریش بود ) وارد این جزیره میشود میبیند مردم این جزیره تماما روی بدن خود خالکوبی دارند. و هر کسی برای هرچیز روی بدن خود خالکوبی میکند. دریانورد کشتی، اهنگر نعل و .. و همه مردم روی بدنشان خالکوبی دارند. هنگامی که از کشتی پیاده میشود از وزیرش میپرسد اینجا کجاست. وزیر میگوید اینجا بریتانیا است ( بریتانیا یعنی سرزمین مردمانی که دارای خالکوبی هستند ) خب از بحث اصلی خارج شدیم بریم سر بحث خودمون [ البته کیفیت انها فرق میکند. افسانه دراکولا مثل اینکه ابتدا از خاور دور آمده است. اما مهد انها سه نقطه در دنیا است. رومانی، کارپات و ترانسیلوانیا. در گذشته فکر میکردند برای اینکه انسان خونآشام شود باید یک خون اشام او را گاز
بگیرد. مشهور است که اگر زنی حامله به خوناشام نگاه کند بچه وی خون آشام میشود. در ایتالیای قدیم برای شناسایی خون آشام پسر بچه نابالغی به پشت بر مادیانی باکره سوار میکردند و از حیاط کلیسا آن را به طرف قبرستان هی میکردند. اولین قبری که اسب کنار آن میایستاد صاجب آن حتما خون آشام بود. برای از بین بردن آن باید آب جوش را از سوراخی که در کنار قبر وجود دارد به داخل آن ریخت. این سوراخ معمولا در کنار قبر خونآشام ها قرار دارد. راه دیگر برای کشتن ان زدن گلولهای نقرهای که از یک صلیب آب شده به دست آمده به قلب اوست. برای اطمینان بیشتر باید دهانش را با سیر پر کرد و سرش را گوش تا گوش برید. خون آشام ها از نور میترسند و در زیر نور ماه و خورشید فعالیت نمیکنند چون قدرتشان به طرز وحشتناکی کم میشود. از صلیب هم میترسند. میگویند خون آشام افراد بدکاری هستند که به علت کارهای خلافشان نفرین شدند که تا آخر جهان روحشان سرگردان بماند. البته اینها همش خرافه است. از لحاظ علمی این موجودات وجود ندارند . اما ومپایر یا خفاش خون آشام واقعیت دارد. این خفاشها که از انها تنها سه گونه در امریکای مرکزی و لاتین وجود دارد به نام علمی Desmodus rotundus شناخته میشوند. این خفاشها از خون موجواتی چون گاو، پرندگان بزرگ، اسب، سگ و خوک تغذیه میکنند. این خفاشها در هنگام خواب به قربانیان خود حمله میکنند و برخلاف اینکه اکثر مردم فکر میکنند خون را نمیمکند بلکه با زائدهای که در بالای دهان دارند و شبیه یک چاقو عمل میکند پوست قربانی را یک خراش سطحی داده و با زبان خود شروع به لیس زدن خون بیرون زده از زخم میکنند. در بزاق آنها موادی وجود دارد که باعث منعقد نشدن خود تا هنگامی که وی به لیس زدن ادامه میدهد میشوند. البته ماده ای بیحس کننده هم در بزاق انها وجود دارد که باعث میشود فرد قربانی سوزش محل زخم را حس نکند. البته این خفشها انقدر خون فرد را نمیخورند که باعث مرگ شود و ضمنا موارد حمله انها به انسانها هم به ندرت گزارش شده است
اهرام از نگاه لوموند
كهن ترين بنايي كه در پرده اي از ابهام پوشيده شده و هنوز باقي مانده است ، با كليه پيشرفتهاي علمي و تكنولوژي در دنياي امروز، باز هم اعصار مجهول تاريخ از نظرها به دور مانده است . هنور حتي انسان نمي تواند به دقت قديم و آثار قديمي ،سنگهاي ساختماني را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روي هم چيدن سنگهايي به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه كه با دقت و وسواس عظيم در بناي هرم بزرگ به كاررفته است ، عاجزند . هنوز محاسبات رياضي ما در اندازه گيري ابعاد زمين و حركت سياره ها از دقت و صحت محاسبات
انجام شده در زمان بناي هرم بزرگ برخوردار نيست . اينكه چرا هنوز در تهيه و تدارك وسايل اندازه گيري لنگان لنگان به دنبال انسانهاي ماقبل تاريخ هستيم ، چگونه اين تمدن درخشان ، هرمهاي مصر ، در برهه اي از زمان درخشيده و سپس ناپديد شده است ، بر ما پوشيده مي باشد . هنوز كاملأ مشخص نيست كه آيا اين قدرت علمي و هنري كه انسان امروز تنها گوشه اي از آن را دريافته است ، از يك مغز فوق انسان و يا منبع فكري خارق العاده است . اين امكان را هم مذهب و عرفان تاييد مي كند . امكان ديگر رسيدن اين تمدن پيشرفته از خارج كره زمين به ساكنان زمين است و يا البته لزومأ نمي توان گفت كه يكي از اين نظريات درست است . با توجه به آنكه بشر امروز هنوز در تنگناي اين تمدن سردرگم است و مي انديشد كه اين اين امر يك مسئله خارق العاده و خاص مي باشد و لذا سبب آن نيز خاص است ، در هر حال منبع و منشا اين ظرافت هنري و علمي در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه اين ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفي برخوردار است كه در طول تاريخ انسان ها نظير آن مشاهده نشده است و هر جسم يا ساختمان هرمي شكل كه دقيقأ با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب ميدان مغناطيسي زمين قرار گيرد ، مي تواند به پيرايش ، انعكاس و تمركز ميدان هاي انرژي منتهي شود . از آزمايش هاي متعددي كه در درون اجسام هرمي شكل با ابعاد چند سانتي متر يا چند متر انجام شده ، اين نتيجه حاصل گرديده است كه نوع جسم يا ماده اي كه در ساختمان اين اهرام به كار مي رود ، به هيچ وجه در ماهيت ميدان هاي انرژي كه در درون آن ها متمركز مي شود ، تاثير ندارد .
"نتايج آزمايش هاي انجام شده "
1- غذاهاي فاسد شدني تا مدتها مديد بدون فساد در درون هرم باقي مي ماند
2- آب هاي آلوده ، تصفيه و عاري از ميكروب مي شوند *در مورد اين ازمایش در فصول آينده بيشتر صحبت خواهيم كرد
3- نباتات با سرعت بيشتري رشد مي يابند
4 - فلزات زنگ زده ، جلا و صيقل اصلي خود را باز مي باند
5 - انسان ها به استراحت بهتري دست يافته و نيز به قدرت انديشه آدمي افزوده مي شود
6- آرامش و درمان امراض رواني با سهولت بهتري انجام مي شود
مسئله اي كه براي اولين بار منتهي به كشف اين خواص در اجسام هرمي شكل گرديده ، ملاحظه اين حقيقت بود كه حيوانات مرده در اندرون آرامگاه اصلي فرعون در هرم بزرگ هرچند آب خود را از دست داده ولي فاسد نشده اند در نتيجه اين مشاهده بود كه بشر متوجه گريد كه شايد شكل خاص هرم در اين پديده دخالت داشته باشد . براي تحقيق اين موضوع هرمي به ارتفاع75 سانتيمترساختند و جسد يك گربه را مستقيمأ در زير راس هرم و به فاصله يك سوم ارتفاع هرم از پايه آن قرار دادند و مشاهده كردند كه گربه چندي بعد بدون هرگونه تجزيه و فساد به مومياي تبديل شده است . در آخر نتايج اين آزمايش منشر شد ، اعلام گرديد كه بين شكل اهرام و اثرات فيزيكي و شيميايي و بيولوژي فضاي داخل آن نسبت هاي معيني وجود دارد و با رعايت اين نسبت ها مي توان اثرات ناشيه را تشديد نمود .
بر خلاف تصور عمومي كه به مدت 500 سال هرم گيزا را تنها آرامگاهي بزرگ براي خئوپس تصور مي كرد و دستور ساخت آن را تنها علت عقده هاي خود بزرگ بيني مي دانست ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بناي شگفت انگيز ، گنجينه اي از علوم مهندسي ، رياضي ، ژئودزي ، اختر شناسي ، معماري و ديگر دانش هاي شناخته شده روزگار خود ما بوده است . گويااين ساختمان هرمي شكل همچون كتابي سنگي بازگو كننده دانش و تكنولوژي آن روزگاران است .
مورخين ، جهانگردان و دانشمندان عليرغم وجود اهرام بي شماري كه در سرتاسر زمين (چين ، ژاپن ، مصر ، .. ) هست . تنها در زمينه هرم گيزا بوده است كه كتابها نوشته اند و پژوهش ها كرده اند ، به عنوان مثال در مصر حدود 30 هرم نسبتأ مهم وجود دارد كه از نظر محققان 6 هرم كه قبل از هرم بزرگ ساخته شده است ، از نظر عظمت ، كمال هندسي و محاسبات رياضي در سطح پايين تر قرار دارند و در 23 هرم ديگر كه پس از آن ساخته شده اند ، از دقت و ظرافت كار به نحو محسوسي كاسته شده است
هرم بزرگ در 16 كيلومتري غرب قاهره در زمين مسطحي به وسعت 6/2كيلومتر مربع از دشت جيزه مشرف به نخلستانهاي دره نيل بنا گرديده و سطح زير بناي آن كه اندكي بيش از 13 جريب را مي پوشاند با دقتي معادل چند ميليمتر اختلاف تسطيح شده است
دانشمندان پر آوازه جهان در پي مطالعه و محاسبات گسترده خود به اين نتيجه شگفت انگيز دست يافته اند كه ابعاد هرم گيزا در رابطه تنگاتنگ با ابعاد كره زمين است . يعني نه تنها طول پيرامون قاعده هرم برابر طول نيم دقيقه قوس نصف النهاري است كه از راس هرم گذشته و دلتاي رود نيل را در بر ميگيرد ،بلكه دانش نوين پيراميدوگرافي ثابت كرده است كه بسياري از ابعاد بنيادين بخش هاي گوناگون هرم گوياي شمار روزها ، سالها و سده هاي شمسي اند
ولي متاسفانه نحوه محاسبه اين اعداد در حدود 6800 سال قبل هنوز مشخص نشده است ، همچنين مداركي كه سطح جنوبي هرم يافت شده است كه ثابت مي كند مصريان از اين سطح به وسيله پديده اي كه فلاش نام گرفته ، روزهاي تعديل بهاري و پاييزي را تعيين مي كرده اند . افزون بر اين نور انقلاب زمستاني نيز توسط گوي زريني كه دو راس هرم قرار داشته اعلام مي نمودند .
براي ساختمان اين اهرام ، دو ميليون و ششصد هزار قطعه ، سنگ هاي ساختماني تراشيده شده ، از گرانيت و سنگ مرمر با وزن هايي از 2 تا 70 تن با دقتي بي مانند در حدود جزئي از ميليمتر تراشيده شده تا بنايي به ارتفاع 140 متر پديد آورده است . نكته جالب اينكه در احداث زاويه ها و شيب هاي هرم ، عامل دقيق و پيشرفته علم مثلثات مورد نظر بوده است . تسطيح و هموار كردن چندين هزار هكتار زمين دشت جيزه براي زيربنا و محوطه پيرامون هرم و نيز تراش و صيقل دادن آن قطعات عظيم سنگي ، چنانچه از برگردان حروف هيروگريف منقوش بر سنگ نوشته ها و همچنين از گفته هاي كاهنين به هرودوت (پدر تاريخ)بر مي آيد ، مصريان پستي و بلندي هاي مسطح زيرپي را به وسيله آب ، هموار و محوطه را تسطيح و تراز مي كردند . مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاكي از اين است كه هرم بزرگ ، راز بزرگ يك دانش گمشده در تاريخ را در سينه خود دارد .تاچندي پيش هرگونه دليل روشني وجود نداشت كه مصريان پنج هزار سال پيش توانايي محاسبات رياضي و نجومي دقيق براي پايه گذاري اين چنين ساختمان شگفت آوري را داشته اند .
" برخي از مشاهدات درمورد هرم "
بسياري سال پيش ، گروهي از مردم به طور اتفاقي متوجه شدند كه صداهاي غير عادي به مانند زمزمه هاي نامفهوم از اهرام به گوش مي رسد . با توجه به آنكه صدا و صوت نوعي انرژي است ، اگر مصر قديم به خواص و آثار مرتبت بر صدا تا اين حد آشنايي داشتند ، كاملأ منطقي به نظر مي رسد كه جنبه هاي اكوستيك معماري در ساختمان هرم رعايت كرده باشند و حقايق مشهود نيز اين گمان را تاييد مي كند . در تمدن و فرهنگ ملل قديم به خصوص در افسانه هاي ملت چين مكرر از نوعي نداسنگ ، يافت مي شود . اين سنگ ها از نوع يشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها ، آوايي خوش شبيه به آهنگ موسيقي شنيده مي شود . چيني ها اين طنين را صدايي آسماني و نداي بزرگ طبيعت مي ناميدند
سر ويليام ، دويست سال قبل يك خبرنگار كنسول الجزيره در گالري بزرگ اهرام هرم گيزا ، براي اولين بار متوجه شد كه صدا در اين فضا به وجهي غير عادي تشديد و طنين انداز مي شود ، اما چنانكه بعد ها مشخص شد ، اين تشديد صدا محدود به هرم بزرگ نيست . بسياري از افراد ادعا كرده اند كه صداهايي غيرعادي به مانند زمزمه هاي نا مفهوم كه از راه دور به گوش مي رسيد از هرم هاي كوچك (مدل) نيز شنيده اند . از زمانهاي بسيار قديم ، پزشكان به اين حقيقت آشنا بودند كه صداي موسيقي در شفاي پاره اي امراض به خصوص بيماريهاي رواني اعجاز مي كند . رشد گياهان را سرعت مي بخشد و در حيوانات و انسانهايي كه در معرض انواع صدا قرار مي گيرند ، تغييرات و تحولات كاملأ محسوسي پديد مي آورد و اينك بر اساس دانش جديد همه اين پديده ها نشانگر آن است كه امواج صدا حامل نوعي انرژي هستند كه عميقأ بر روي سلولها اثر مثبا يا منفي باقي مي گذارند . در مصر قديم ، صدا به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي براي درمان بيماريها به كار گرفته مي شد . يونانيان ، ايرانيان ، هنديها، سرخپوستان آمريكا و بسياري از قبايل بدوي از اين سيستم معالجه سود مي گرفتند .فيثاغورث حكيم يوناني در مورد آزمايش هاي خود از صدا به عنوان يك نيروي خلاق نام ميبرد كه ارتعاشات آن هم جنبه مادي و فيزيكي و هم اثرات معنوي دارد . او مدعي بود كه اين علم را در انجمن ها ي سري مصر فراگرفته است .يكي از جالبترين تجربيات در مورد تاثير صدا به وسيله خانم دورتي رتالاك همسر يك موسيقيدان به عمل آمده است
" شعاعهاي نوراني اهرام "
گزارشهاي ديگر درباره هرم بزرگ حاكي است كه گهگاه شعاع هاي نوراني دايره اي شكل ، اطراف هرم را در بر مي گشود و يا صدا هايي ناله مانند از پيكره ابوالهول شنيده مي شود . به هر صورت طبيعت انرژي در اطراف و داخل هرم هرچه تصور شود و هدف سازندگان و معماران آن در ايجاد و كاربرد قدرت هاي كيهاني هرچه بوده باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه هم اكنون اين نيرو ها در هرم حضور دارند و زماني كه به شناسايي و نحوه عمل اين نيروها آگاه شويم شايد به استقرار تمدني بنيادي و اصولي توفيق فراهم يافت .
يكي از نويسندگان به نام پيتر تامكينز به نقل از سر ويليام سيمونز يكي تز مخترعين انگليسي مي گويد :در مسافرت به مصر و بازديد از هرم گيزا هنگاميكه در فضاي باز راس هرم ايستاده بودم ، بر حسب تصادف
دستهاي خود را به طرف بالا بردم و دريافتم كه با حركت انگشتانم ، صداي تخليه الكتريسيته استاتيك از خازني به گوش مي رسد . آن گاه تنها انگشت اشاره دستم را به طرف بالا بردم و حالتي همانند سوزن سوزن شدن ، در انگشتم احساس نمودم . در اين حالت بر آن شدم جرعه اي از شرابي كه به همراه داشتم بنوشم ولي با نزديك نمودن بطري به لبانم ناگهان يك شوك الكتريكي ايجاد گرديد . به دنبال كشف اين پديده تدبير جالبي انديشيده و يك روزنامه را به آب آغشته نمودم . سپس آن را همانند لفافي به دور شيشه شراب پيچيده و بدين سان بطري را به يك خازن الكتريسيته تبديل نمودهم ، آنگاه بطري را در بالاي سر خود نگاه داشتم . در اين حال به روشني صداي تخليه الكترسيته استاتيك به گوش مي رسيد . سر ويليام مي افزايد : سپس به يكي از همراهان نزديك شده و دست او را لمس نمودم ، در اين حالت شوك الكتريكي شديدي ايجاد شد به گونه اي كه وي ناگزير به گريختن از راس هرم گرديد
" بمباران اتمی اهرام "
سال 1961 ميلادي را مي توان سرآغاز دگرگوني در بررسي اسرار هرم گيزا دانست . . در اين سال دكتر لويي الوارز، برنده جايزه نوبل در رشته فيزيك بر آن شد كه اسرار درون هرم گيزا را كشف نمايد . وی بر این باور بود كه اين بار با روشي كاملأ نوين و جدا از شيوه هاي آزموده شده پيشين احتمالأ بتواند به اسرار نهفته در سردابها و اتاق هاي پنهاني درون آن راه يابد . در اين هنگام كه شايد از صدها پژوهشگر اهرام ازسراسر جهان با بي صبري در انتظار پايان آزمايشها و اعلام نتيجه نهايي بودند بمباران اهرام بيش از 2 ميليون بار توسط دكتر كهد كه همكار دكتر الوارز ، آغاز گشت . ليكن با نهايت تاسف و ناباوري پس از تجزيه و تحليل نتايج به دست آمده توسط كامپيوتر هاي پيشرفته دانشگاه قاهره پاسخي كه انتظار مي رفت به دست نيامد . پس از سپري شدن نزديك به يك سال از بمباران اهرام توسط دانشمندان ياد شده ، يكي از خبرنگاران روزنامه تايمز لندن به نام جان تامن تف در نوشتاري كه در 14 جولاي 1969 در اين روزنامه به چاپ رسيد گفت اهرام تمامي قوانين شناخته شده دانش فيزيك را رد مي كند ، زيرا متاسفانه هر بار نتيجه به دست آمده آزمايش را به كامپيوتر داده ايم پاسخي كاملأ متفاوت با پاسخ هاي پيشين دريافت داشته ايم . دكتر كهد مسئول طرح بمباران اهرام نيز در پاسخ به نوشتار خبرنگار انگليسي مي گويد : اينك ناچاريم يكي از اين دو فرضيه زير را بپذيريم
یک - با توجه به شكل هندسي و ابعاد و موقعيت جغرافيايي اهرام ، احتمالأ نيروهاي مرموز و نا شناخته اي در كارند كه مانع انجام عمليات شده و يا به گفته ديگر سردرگمي كامپيوتر ها را موجب مي شوند
دو - برابر پيش بيني هاي به عمل آمده از سوي فراعنه در هزاران سال پيش همچنين به باور اهالي بومي دشت گزا ، گرفتار نفرين فراعنه آرميده در درون اهرام ميشویم
خانم مابل چینری Mabel Chinnery در یکی از روزهای سال 1959 برای سر زدن به قبر مادرش به قبرستان شهر رفت . او با خود تنها یک دوربین آورده بود تا از قبر مادرش چند عکس برای یادگاری برداردبعد از اینکه چند عکس از قبر گرفت ناگهان، بدون هیچ مقدمهای به سوی شوهرش که تنها در ماشین به انتظار او نشسته بود برگشت و یک عکس هم از او گرفت . بعد از ظهور فیلم، این دو زوج بسیار تعجب کردند از اینکه دیدند یک نفر هم که عینکی بر چشم دارد بر صندلی عقب ماشین نشسته بود. خانم چینری بلافاصله اون فرد را شناخت. او مادرش بود ( زنی که آن روز برای دیدار از قبرش رفته بود ) این عکس برای اطمینان از واقعی بودن و جلوگیری از هرگونه تقلب و یا انعکاس نور اطراف در شیشه عقب در اختیار کارشناس قرار گرفت. او شهادت داد که این عکس یک عکس صد درصد واقعی است
Yahoo ID = Jalal_webid
اودبو مرد 45 ساله افریقایی است . او و خانواده اش یک زمین کشاورزی دارند که از پدر به پسر رسیده . او هرگز درس نخوانده همانطور که پدرش نخوانده . او حتا شمردن هم بلد نیست . و برای رسیدگی به امور مزرعه از برادر زاده اش کمک میگیرد . یکروز برای کاری به شهر میرود . هنگامی که میخواسته از خیابان عبور کند ماشینی با سرعت زیاد به او میخورد او مدت یک هفته بی هوش به روی تخت بیمارستان افتاده است . پزشکان میگویند او ضربه مغزی شده و امیدی به زنده ماندنش نیست . اما روز هفتم چشمهای او به ارامی باز میشود . اما اودبو دیگر ان مرد بی سواد سابق نیست . برای او محاسبه اعداد چند رقمی مثل ابخوردن است . او معادله های را حل میکند که یک فرد اشنا به حساب و ریاضی باید ساعت ها با ماشین حساب به ان نتیجه برسد. یک تیم پزشکی حرفه ای از انگلیس مدتها با او کار میکنند . ازمایشات زیادی از او میگیرند . اما هیچ جوابی برای گفتن ندارند..... اودبو مدتها تیتر اصلی روزنامه های شرق و غرب بود ( روزنامه دیلی ترگراف اکتبر ۱۹۷۳ )
تویاش دختر یک خانواده فقیر هندی است . خانواده او حتا دهلی پایتخت هند را ندیده اند. تویاش تا 9 سالگی هیچ مشکلی ندارد او هم مثل تمام دختران روستایشان بازی میکند . یا به مادرش کمک میکند . اما یکروز هنگامی که از خواب بلند میشود . حرفهای میزند که خانواده اش تعجب میکنند او از خانواده ای حرف میزند که در لیورپول انگلیستان است او میگوید پدر و مادرش در ان شهر هستن. انروز خانواده به او میخندد اما دختر دائم گریه میکند و پدر و مادر خود را میخواهد . . او را کتک میزنند . و بعد از مدتی به خیال اینکه جن زده شده او را پیش طبیب روستا میبرند . اما دعاهای طبیب نه تنها اثر ندارد بلکه حال دخترک خراب و خرابتر میشود . انها مجبور میشوند توباش را به شهر ببرند تا یک روانپزشک او را ببیند . در بیمارستان دکتر از دوست خود که یک پزشک انگلیسی است میخواهد تا دخترک را معاینه کند . هنگام معاینه پزشک انگلیسی بسیار تعجب میکند . چگونه دختر بچه ای که برای اولین بار به شهر امده انقدر دقیق نام محله های لیورپول را میداند . عاقبت مجبور میشود ماجرا را برای سفیر انگلیس در هند بگوید با تعقیقات سفارت مشخص میشود . خانواده ای را که دخترک در انگلیس نام میبرد وجود دارد . او حتا نام برادر . همسایگان و بستگان خود را در لیورپول کاملا دقیق گفته انها متقاعد میشوند تا او را به انگلیستان ببرندو برای اطمینان افراد نامبرده را با چند نفر دیگر نزد دختر میاورند . او پدر و مادر انگلیسی خود را شناسایی . برادران خود را به اسم صدا میزند . تعجب بر تمام مردمان انگلیس سایه می افکند . چگونه ممکن است..؟ اما چیزی که قدرت تفکر را از انها گرفته بود . حکایت غریبی بود ان خانواده 9 سال پیش دخترشان امیلی را بخاطره بیماری از دست داده بودن . ایا ممکن است روح امیلی دوباره در وجود دختری دیگر بدنیا بیاید...؟ (مدرک : شما اگر از یک انگلیسی که 50 یا 60 سال داشته باشد بپرسید این داستان را با اب وتاب برایتان میگوید ) تمام روزنامه های انگلیسی 9/2/1965
این عکس در سال 1919 برداشته شده است که در سال 1975 توسط سر ویکتور گودارد، افسر بازنشتهی نیروی هوایی سلطنتی انگلستان، منتشر شد. این عکس اسکادران تحت فرماندهی گودارد را به تصویر میکشد که در پایگاه دریایی ددالوس خدمت میکردند. در پشت سر سرباز نیروی هوایی که در ردیف اول، نفر چهارم از چپ، می توانید به وضوح تصویر یک مرد را ببینید. گفته شده که این تصویر متعلق به فردی جکسون است، که تصادفا دو روز پیش در جریان راه اندازی یک هواپیما کشته شد. مراسم تدفین او در همان روزی بوده که این عکس برداشته شده. اعضای اسکادران به راحتی چهره او در عکس را شناسایی کردند.

رویای خانم گری از سری رویدادهایی است که در تاریخ به عنوان خبراز آینده در رویا ثبت شده است . خانم گری در خواب مردی را دید که بر ارابه مردهکشی نشسته بود و مرد از او پرسید : خانم، آیا هنوز آماده نیستید؟ دوشیزه گری در حالی که در را به شدت به هم میکوفت و میبست در پاسخ به مرد فریاد کشید .اه..نه.. و ناگهان از خواب بیدار شد . او چهره شیطانی مرد را در خاطر داشت و این قضیه را به چند تن از آشنایان خود گفت . چند هفته بعد او وارد فروشگاهی بزرگ شد. و می خواست با آسانسور به طبقات بالای فروشگاه برود. هنگامیک که در آسانسور برای ورود به آن باز شد، ناگهان خانم گری با دیدن چهره متصدی اسانسور خشکش زد. او همان مردی بود که چند هفته پیش در خواب دیده بود که بروی ارابه مردهکشی نشسته است. او هنگامی بیشتر ترسید که متصدی اسانسور به او گفت : خانم آیا هنوز اماده نیستید ..؟دوشیزه گری با حالتی هراسان فریاد زد : نه ..سپس بی انکه سوار اسانسور شود، گذاشت اسانسور با سرنشینان دیگر بالا برود . هنگامی که آسانسور به طبقه چهارم فروشگاه رسید ناگهان کابل بالابرنده ان پاره شد و اسانسور سقوط کرد و همه سرنشینان ان در دم کشته شدند . این ماجرا گواه است که که هشدارهایی از جهان ارواح به خانم گری داده شده و جان او را نجات داده است .
توضیح :در مستند بودن اتفاق بالا تردید نیست، چون من ان را از چند منبع مختلف مطالعه کردم. اما روایات آن مختلف است. یک روایت همان اتفاق بالا است که من آن را در یک کتاب خواندم. اما روایت دیگری نیز از این حادثه است که من در دو یا سه کتاب اونو خوندم . در این قضیه همین اتفاقات برای یک سفیر یا کاردار سفارت اتفاق میافته اما با این تفاوت ها . سفیر شبح رو در خواب نمیبینه بلکه اونو تو باغی که در جلوی قصر قدیمی متعلق به یکی از دوستانش که تو ایرلنده می بینه . سفیر شبح رو در حالتی میبینه که داره یک تابوت رو به دوش میکشه . هر دوبار هیچ صحبتی بین سفیر و شبح رد و بدل نمیشه و سفیر فقط با دیدین چهره اون شبح وحشت میکنه
آيا جورج بوش همان دجال است؟
مقدمه : اگر یادتان باشد چند شب پیش در مقدمه نوسترآداموس (3)مطلبی را عنوان کردم تحت عنوان پیشگوئی علم اعداد درباره "رئیس جمهور امریکا جرج بوش" هر چند در این وبلاک اصلا کاری با سیاست نداریم . اما خواستم دوستان را با یکی از روشهای پیشگوئی انهم در عصر جدید اشنا کنم امیدوارم شما هم مثل من از این مطلب لذت ببرید
اخيرا در يكي از سايت هاي اينترنتي خبري با اين مضمون به چاپ رسيده است كه: " جورج بوش یک دجال است.؟"
در اين مقاله اينترنتي تلاش شده كه با استناد به علم اعداد (Numberollgy) ، پيشگوئي هاي (نوستر اداموس ) طرفداري فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش در جريان انتخابات و پيشگوئي هاي كتاب مقدس به نوعي اين نكته القا شود كه ( جورج بوش ) همان دجال و يا ( آنتي كريست ) ذكر شده در كتاب مقدس است . در اين مقاله در حد حوصله خوانندگان محترم نكات مهم و حائز اهميت و جالب توجه اين مقاله و اسناد , آن را يك به يك عنوان مي كنيم . اما قبل از پرداختن به اسناد ، بيوگرافي خاصي را كه از (George Bush)در ابتداي اين مقاله ارايه شده ذكر مي كنيم ، سپس به مستندات مي پردازيم:
او كسي است كه كوكائين مصرف مي كرده و دوستانش او را به عنوان يك الكلي عياش بدخلق مي شناسند.او شكست هاي تجاري متعددي داشته كه به كمك دوستان ثروتمندش از آنها خلاصي يافته است. وي فرماندار ايالت تگزاس بوده و در طول فرمانداري او در تگزاس بدترين اخبار از اين ايالت گزارش شده است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم كه؛ تگزاس داراي بالاترين آمار كودكان فقير(2/26 درصد) در بين ايالات متحده است و( 5/24 درصد) مردم اين ايالت از بيمه درماني برخوردار نيستند.مطالعات اخير وزارت كشاورزي در مورد ايالت تگزاس نشان مي دهد كه 5 درصد از خانواده هاي تگزاس اكثر اوقات چيزي براي خوردن پيدا نمي كنند.
اين ايالت كمترين هزينه سرانه خدمات اجتماعي را نسبت به ديگر ايالت ها داراست.در پنج سال اخير وي كليدهاي رهايي مردم تگزاس از فقر و تنگدستي را در دست داشت اما با غروري كاذب سهم طبقات ثروتمند تگزاس در پرداخت ماليات را كاهش داد و از اين راه آنها را مبلغان انتخاباتي خود كرد. تگزاس بيشترين درصد بازداشت ها و زنداني ها را داراست. در تگزاس براي يك سياه آمريكائي 6 برابر يك سفيد پوست احتمال دريافت حكم اعدام وجود