در مطلب قبل دیدیم چگونه " المامون " پسر " هارون الرشید " برای یافتن گنجینه پنهان اهرام به ان حمله ور شد و چگونه بعد از تلاش فراوان شکست را پذیرفت . هر چند او با گذاشتن طلا و جواهرات در گوشه ای از هرم بزرگ اینگونه نشان داد که توانسته بر اهرام پیروز شود اما با گذشت زمان, تاریخ نشان داد پیروز این بازی اهرام بوده است . اما شاید باور نکنید که اهرام, نیوتن کاشف جاذبه عمومی را نیز به حقارت کشید . البته این رازی بود مثل تمام رازها و داور عادلی داشت بنام تاریخ و شگفتا که تاریخ همیشه بسود اهرام رای صادر کرده است . با کشف جاذبه بسیاری از ناشناخته های جهان پدیدار شد مثل "اعتدالین " مثل گردش زمین بدور خود و بدور خورشید . اما چرا نیوتن.؟ چون نیوتن بازیگری بود که بطور مستقیم وارد پیکار با اهرام گردید.. چرا من باید این مطالب را بشما بگویم.. بگذارید تاریخ داستان را بگوید و اینبار شما داور و قاضی باشید..ا
450 سال بعد , زلزله های شدید قسمتی از روپوش و محافظ هرم را فرو ریخت . با اینحال قرنها هیچکس دیگر پا بدرون ان نگذاشت و این بنای غول اسا در هاله ای از اوهام و خرافات فرو رفت . بنظر عوام ارواح شوم و خبیث و مارها و افعی ها در اندرون سنگها لانه کرده بودند و سرگذشت هر کس که جرات نزدیک شدن به انرا داشت جزء مرگ نبود . سالها گذشت تا انکه در قرن دوازدهم بعد از میلاد, ماجراجوئی دیگر بنام رابی بنیامین که جسارت ورود به این هرم را پیدا کرده بود . ادعا کرد که این بنا ساخته دست جادوگرانست . متعاقب وی "عبداللطیف" بغدادی دانشجوی پزشکی و تاریخ یکبار دیگر پا بدرون هرم نهاد . اما به محض ورود از ترس مدتی بیهوش شد و دربازگشت به یک مرده بیشتر شباهت پیدا کرده بود . در سال 1638 میلادی " جان گریوز" ستاره شناس و استاد ریاضیات مدارس عالی انگلستان به امید یافتن گنجینه های متفاوت از انچه " المامون " یافته بود وارد هرم بزرگ شد . او که در جستجوی اطلاعاتی برای اندازه گیری مشخصات سیاره زمین بود با بهره گیری از تلاش پیشینیان به محل سالن بزرگ راه یافت . اما برای وی تصور اینکه ساختمانی با این عظمت تنها برای حفاظت و نگهبانی از یک مقبره ساخته شده باشد غیر قابل باور بود . و بر اساس همین تصور به جستجوی اطلاعات جدید ادامه داد و یادشتهای فراوانی از یافته های خود تعیه کرد . این یادشتها توجه " اسحاق نیوتن " را که در ان زمان شهرت و معروفیتی نداشت بخود جلب کرد و مقاله ای تحت عنوان " واحد اندازه گیری طول در مذهب یهود و بسیاری مذاهب دیگر " را منتشر کرد که بموجب ان, واحد طول مورد استفاده سازندگان اهرام در عهد " ممفیس " را که به نسلهای بعد منتقل شده بود مشخص میساخت . جستجو و کشف واحد طول نه بر اساس تصادف بلکه بر پایه کنجکاوی محض بود . چرا که در ان زمان نیوتن هنوز از نتیجه کشف " قانون جاذبه عمومی " خود که بر مبنای اندازگیری دقیق 
محیط زمین استوار بود اطمینان کاملی نداشت و منیع اطلاعات وی تا ان تاریخ ارقام بدست امده از محاسبات " ارتوسن " ستاره شناس یونانی و پیروان او بود که این ارقام محاسباتی را که نیوتن برای اثبات صحت تئوری خود مینمود, تائید نمیکرد . اندازه گیری های " جان گریور " از ابعاد هرم در ارتباط با محیط زمین گرچه به واقعیت نزدیک بود و به همین دلیل نیوتن کشف قانون جاذبه عمومی خود را چند سال بعد و بر اساس محاسبات ستاره شناس فرانسوی بنام " ژان پیکارد " به جهانیان اعلام داشت . در انزمان چه نیوتن و چه پیروان او هیچگونه اطلاعی نداشتند که مجسمه ابوالهول و ستون سنگی چهار ضلعی که در میان پنجه های این پیکره سهمناک قرار دارد بعنوان وسیله ای برای تعین دقیق اولین روز سال, یعنی روزی که شبانه روز دقیقا با هم برابری میکند,بکار میرفته (عتدالین ) و هرگز نمیتوانستند تصور کنند که سایه این ستون برای محاسبه دقیق محیط کره زمین در رابطه با عرض جغرافیائی محل استفاده دانشمندان اهرام بوده است. جای شگفتیست ایا اهرام نیوتن را ببازی گرفته بود.؟ ایا اهرام انقدر دانش داشت که نیوتن را با تمام بزرگیش به حقارت بکشد .؟همانگونه که گفتم داور شما هستید . اما ادامه مطلب خودمان . " ناتانیل دیویس " جنرال کنسول انگلیس در الجزایر پا بدرون هرم بزرگ گذاشت و پس از دقت و برسی فراوان یک سوراخ مستطیل شکل در سقف سالن بزرگ (سالون فرعون ) مشاهده کرد و هنگامیکه با اشگالات فراوان از درون این سوراخ بالا رفت . به کشف سالن دیگری با ابعادی مشابه سالن بزرگ اما با سقفی بسیار کوتاه نائل امد . در این سالن نیز که بنام کاشف ان " دیویس " نامیده میشود هیچگونه گنجینه ای یا سنگنوشته ای بدست نیامد و این معما همچنان ادامه داشت تا انکه در زمان اشغال مصر توسط ناپلئون بناپارت یکبار دیگر هرم بزرگ مورد توجه دانشمندان و ریاضی دانان فرانسوی از جمله "ادام فرانسوا جمار " و " کلنل ژان ماری " قرار گرفت . این دانشمندان با پاک کردن اطراف هرم از سنگ و خاک و با توجه به موقعیت ساختمانی ان سنگ بنای اصلی هرم را کشف کردند و بر این اساس اندازه گیریهای بسیار دقیقی از ابعاد خارجی ان بعمل امد . در اوائل قرن نوزدهم " کاپیتان کاویگلیا " و " کلنل هوارد ویس " تلاش مشترکی را اغاز کردند و در سال 1836 به کشف سه سالن دیگر تقریبا با ابعاد سالن اصلی و در بالای ان نائل شدند که تصور میرفت این سالنها در مجموع به منظور تخفیف فشار سنگهای فوقانی که ارتفاع انها حدود 62 بالغ میشد بر روی دیواره های سالن اصلی ساخته شده اند . " هوارد ویس " همچنین موفق شد دو سوراخ هواکش طولانی بطول تقریبی 62 متر را کشف کند که مستقیما به سالن اصلی مربوط میشد و با تمیز کردن مجاری این هواکش ها,هوای تازه به درون هرم نفوذ کرد و حرارت داخلی محوطه در تمامی طول سال به بیست درجه سانتیگراد تثبیت گردید. ( اینهم یکی دیگر از اسرار اهرام میباشد که در تمام طول سال درجه هوا ثابت است و هیچگونه تعقیری در سالن بزرگ مشاهده نمیشود . براستی انها چگونه این محاسبات دقیق را انجام میدادند!!! )... همچنان که زمان به پیش میرفت و اکتشافات جدید نشان میداد که در داخل هرم هیچگونه جواهرات و مدارک تاریخی و یا اثار هنری وجود ندارد تصور اینکه این ساختمان فقط به عنوان یک ارامگاه ساخته شده باشد روز به روز بعیدتر مینمود . شاید این هم رازی بود که اهرام در سینه داشت . هیچ بنائی در دنیا به اندازه اهرام ثلاثه و بخصوص هرم بزرگ محققان را دچار تردید 
نکرده است بعضی از محققان همانگونه که گفتم اهرام را تنها یک مقبره با شکوه میدانند و بس . اما دانشمندان و باستان شناسان بسیار بزرگی هم هستند که معتقدند که این ساختمان برای هدف و مقصدی بسیار عظیم و متعالی ساخته شده است . طبق یک برسی که توسط کالجی در انگلیستان صورت گرفت بیش از 7000 عنوان کتاب تنها در 20 سال گذشته درباره اهرام نوشته شده و جالب اینکه بعضی از نویسندگان اصلا اهرام را از نزدیک ندیده اند اما اخرین کسی که موفق شد راز دیگری از اهرام را کشف کند کسی نبود جزء دکتر " هوارد کارتر " که در سال 1923 وارد مقبره فرعون شد . من درباره او همانطور که گفتم در وبلاک " اهرام تفکر فرازمینی " بصورت کامل و جامع توضیح دادم . اما اگر یادتان باشد من در مقدمه قسمت اول نکته ای را یاداور شدم و ان این بود که اهرام تکنولوژی و علم امروز را به بازی گرفت . شاید بگوئید چگونه .؟ هنگامیکه سران مصر تصمیم گرفتند سد اسوان را بسازند متوجه شدند اثار بسیاری به زیر اب خواهد رفت . برای همین مهندسان خبره ای از 4 کشور امریکا. فرانسه . انگلیس . سوئیس داوطلب شدند که اثار باستانی را نجات دهند . هیچ راهی نبود و کشور مصر به این سد احتیاج فراوانی داشت . مهندسان مشغول کار شدند اما پس از مدتی عجز مهندسان اشکار شد . چون امکان جابجائی بعضی از قطعات ساختمان با تمام امکانات میسر نشد . اخرین راه حل این بود که بعضی از سنگها و مجسمه ها را به قطعات کوچکتر تبدیل کنند و سپس انها را جابجا کنند . به این ترتیب به اصالت تصاویر و سنگنبشته ها لطمات و خسارات جبرا ن ناپذیری وارد شد . محمد کروان رئیس موزه قاهره در همان سال گفت : بعضی از مجسمه ها و سنگها که مجبور به قطعه قطعه کردنش شدیم نصف مجسمه ها و سنگهائی نبود که در دره پادشاهان و هرم بزرگ میباشد . ما چاره ای نداشتیم و گرنه بسیاری از اثار به زیر اب میرفت . فکر میکنم احتیاج به توضیح نیست و شما متوجه شدید..براستی چه قدرتی و چه علمی این سنگهای عظیم را با این دقت به روی هم نهاده..؟!! ایا اهرام دست از بازی برداشته یا این بازی ادامه دارد.؟ هر چه باشد داور این بازی تعقیر نخواهد کرد!! تاریخ را همه به عنوان داوری عادل قبول دارند . پایان
Yahoo ID = Jalal_web
مطالب جدید از اهرام : بنایی که هرگز نمیمیرد ( 1 )
ناپلئون بناپارت,نوستراداموس, سزار امپراطور روم, و بسیاری از رئیس جمهورهای کشورهای مختلف . اما اجازه دهید حال که نام " ناپلئون بناپارت " برده شد یکی از حوادث تاریخی را برایتان نقل کنم . یکی از بزرگترین خواصی را که به اهرام و هرم بزرگ نسبت میدهند " روشن بینی یا پیش اگاهیست " اگر یادتان باشد من در مطلب نوستراداموس ذکر کردم که او هنگامیکه وارد اهرام شد به قدرت اینده نگری رسید, اما درباره ناپلئون , در سال 1798 که او مصر را فتح کرد در اولین فرصت به بازدید از اهرام رفت و هنگام حضور در سالن فرعون به اطرافیان دستور داد که او را تنها بگذارند . " پیتر تامکینز " در کتاب اسرار هرم بزرگ شرح این بازدید را از زبان حاضران اینگونه بیان میکند : ناپلئون به هنگام ترک هرم بسیار هراسان و رنگ پریده بود . او بقدری دچاره استرس گردید که مجبور شد به یکی از همراهان تکیه کند . او در جواب یکی از ملازمان که پرسید : ایا چیز مرموزی در ان میان بود.؟ با تندی گفت : چیزی ندارم که بگویم . این راز تا اخرین روزهای عمر ناپلئون نامکشوف مانده بود. تا اینکه در تبعیدگاه جزیره " سنت هلن " و چندین ساعت قبل از مرگ خود, به یکی از محارم خود گفت : روزی که وارد هرم بزرگ شدم تمام این لحظات مانند خوابی در افکارم گذشت و من دانستم که انچه را که دیده بودم حقیقت زندگی من بود و من سالها با این کابوس زندگی کردم !!! این جذابیت و دلربائی اهرام تا کی ادامه خواهد داشت . هیچ یک از بناها و دست اوردهای انسان تا این تاریخ به اندازه اهرام ثلاثه و بخصوص هرم " خئوپس " در کشور مصر تعجب و حیرت جهانیانرا برنیانگیخته است . اهرام, بزرگترین,کهن ترین, سنگین ترین و کاملترین ساختمان مخلوق دست ادمی است و قرنهاست که بر قله رفیع تخیل هوشمندانه جای دارد و جنبه های اسرار امیز ان موجب شگفتی بینندگان را فراهم میاورد . این بنا که قدمت ان در اعماق تاریخ مدفون است اطلاعات و دانشهای جدیدی از انسان و محیط زیست او بدست میدهد و شگفتا که این هرم بزرگ برای هر پرسش مقدر که به موازات پیشرقت روزافزون علوم و فنون در ذهن دانشمندان متبادر میشود جوابی در استین دارد . هرم " خئوپس " که بمنزله نمونه مجسمی از مجموعه دانشها, محفوظات و عقل ودرایت انسانهاست هنوز هم اسرار زیادی برای تشنگان دانشهای جدید و کنجکاوان فطری در اختیار دارد که تا قرنها میتواند مشتاقان اسرار کهن را در جهت کشف علت و سبب موجودیت و ساختمان خود جلب نماید . شاید هم بسیار شاعرانه باشد که تصور کنیم کشف چگونگی و اسرار ریاضی ساختمان این هرم در اینده میتواند راهنمای پرسش دیرینه ادمی در مورد سرنوشت خاص خود باشد که در این صورت این ساختمان عظیم بمثابه سنگ زیربنای فلسفه بشمار خواهد امد اما من قرار است شما را در تاریخ همراهی کنم و نمیخواهم ار اعجاز اهرام با شما سخن بگویم چراکه قبلا و در وبلاک " اهرام تفکری فرازمینی " با شما در اینباره صحبت کرده ام . اما در انتهای این مطلب شما خواهید دید که چگونه اهرام تکنولوژی و دانش امروز بشر را به بازی گرفت . براستی این بازی تا کی ادامه خواهد داشت . جواب معماهای اهرام را چگونه میشود حل کرد.؟ اجازه بدهید کمی در تاریخ کنکاش کنیم..میدانم شما هم تشنگان علم و معرفت میباشید . و اهرام چشمه ایست که هرگز خشک نخواهد شد .
چگونه یورش اغاز شد
تاریخچه ساختمان اهرام و بخصوص هرم بزرگ, داستانی دلپذیر و سرشار از شگفتیهاست و این داستان مشروحتر از ان است که بتوان انرا در یک یا دو مطلب جای داد . بنابر این انچه را که با هم مرور خواهیم کرد تنها نکات برجسته ای از این افسانه حیرت انگیز میباشد . در حالیکه تنها سی هرم بزرگ و کوچک در مصر و بسیاری دیگر نیز در سایر نقاط جهان از جمله جنوب افریقا . چین . کوه های هیمالیا . مکزیکو . امریکای مرکزی و فرانسه وجود دارند,دلیل بیشترین توجه دانشمندان . معماران . مهندسان و ریاضیدانان به هرم " خئوپس " این است که از نظر رعایت اصول ریاضی و هندسی واجد انچنان خصوصیاتی است که دیگر هرمها نظیر ان مشاهده نمیشود بر اساس نظر محققان شش هرم دیگر که قبل از هرم بزرگ ساخته شده از نظر عظمت و محاسبات ریاضی در سطح پائینتری قرار دارند و در بیست و سه هرم دیگر که پس از هرم بزرگ ساخته شده اند از دقت و ظرافت کار به نحو محسوسی کاسته شده است . هرم بزرگ در 16 کیلومتری غرب قاهره در زمین مسطحی به
وسعت6/2 کیلومتر مربع و از دشت " جیزه " مشرف به نخلستانهای دره نیل بنا گردیده و سطح زیربنای ان که اندکی بیش از 13 جریب را پوشانده با دقتی معادل چند میلیمتر اختلاف تسطیح شده!!! برای ساختمان این هرم دومیلیون ششصد هزار قطعه سنگ های ساختمانی تراشیده شده از گرانیت و سنگ مرمر با وزنهایی از 2 تا 70 تن با دقتی بیمانند در حدود جزئی از میلیمتر چیده شده تا بنائی به ارتفاع 140 متر پدید امده است . در جوار هرم بزرگ دو هرم دیگر وجود دارد که یکی متعلق به " کفرن " جانشین " خئوپس " و دیگری " مایکونیوس " جانشین کفرن منسوب است . این اهرام به انضمام شش هرم دیگر که ظاهرا برای زنها و دختران خئوپس اختصاص داده شده اند مجتمع اهرام "جیزه" را تشکیل میدهد . در روزگاران پیش,هرم بزرگ به منظور زیبائی و استحکام بیشتر با لایه ای از سنگ مرمر صیغلی پوشش یافته بود. تا انکه در سیزده قرن پیش از میلاد مسیح بر اثر زلزله قسمتهائی از این سنگ محافظ فرو ریخته و در خلال نسلهای بعد تمامی سنگهای پوشش که ضخامت ان به دو نیم متر و مساحت کل انها بالغ بر بیست و دو جریب بوده است , بتدریج کنده شده و به مصرف بناهایی در شهر قاهره رسیده است . هرم بزرگ تا قرنها پس از ساخت ان دست نخورده , مسدود و مکشوف باقی مانده و هر گونه اطلاع و خاطره ای از محل مدخل این هرم با سپری شدن روزگاران دراز در مدفن تاریخ ناپدید گردید . تا اینکه در سال 820 پس از میلاد " عبدااله المامون " فرزند " هارون الرشید " که از جسارتها و 
شهامتهای او در داستانهای هزار و یکشب فراوان یاد شده است,به انگیزه دسترسی به گنجها و مدارک تاریخی گرانبها که تصور میرفت در درون این بنای عظیم ذخیره شده است , با استفاده از گروهی مهندس , معماران و گارگران روزهای متوالی بدنبال یافتن روزنه ای بر روی سنگهای مسطح هرم بدون کوچکترین نتیجه صرف وقت نمود . خلیفه جوان که از این طریق حصول مقصود را مشکل یافته بود تصمیم گرفت با حفر یک تونل از درون یک سنگ خارا به محوطه داخلی هرم راه یابد و زمانیکه انجام اینکار را هم در مقابل سرسختی سنگهای جانبی هرم غیر ممکن یافت, دستور داد تا با مشعل های مخصوص سنگها را داغ و افروخته کنند و سپس با ریختن سرکه سرد در انها ایجاد شکاف نمایند و به این ترتیب بود که توانست با حفر یک تونل سی متری به راهرو باریکی به عرض و ارتفاع در حدود یکمتر در اندرون هرم راه یابد . این راهرو با شیب تندی به سمت پائین سرازیر میشد و مهندسان پس از تلاش فراوان توانستند از طریق این تونل به مدخل مخفی هرم که در ارتفاع 15 متری از پایه ان قرار داشت دسترسی یابند . با حصول این توفیق " المامون "و افراد وی به شوق دستیابی به گنجینه طلا و جواهرات به کاوش خود ادامه دادند . ولی در هر جهت که پیش میرفتند جزء مشتی خاک و سنگ چیزی دیده نمیشد . با مشاهده این وضع " المامون " و افراد او, کار حفاری را از نقطه دیگری از درون یک قطعه سنگ مرمر که بریدن ان اسانتر مینمود اغاز کردند و پس از گذشت روزها و ادامه کار خستگی ناپذیر , یک تونل باریک که سقفی بسیار کوتاه داشت بر روی انان گشوده شد . گروه کارگران در حالیکه روی زانوهای خود میخزیدند در حدود 50 متر در طول این مسیر بالا رفتند و سرانجام به یک اطاقک خالی با سقف شیروانی شکل به مساحت 7/1 متر مربع رسیدند و از انجائیکه اعراب در انزمان, زنان خود را در درون مقبره هائی که سرپوش شیروانی شکل داشت دفن میکردند این محل به بنام " اطاق ملکه " نام گذاری شد . در این محفظه یا مقبره چیزی جزء یک حفره تو خالی طاقچه مانند یافت نشد . در نتیجه کارگران یکباره دیگر در بازگشت از مسیر خود در حالیکه مشعل ها را متوجه سقف کرده بودند به حفره خالی دیگری برخوردند و با سعود از این مجرای باریک به دالانی با سقف بلند به ارتفاع 8/6 و طول 48 متر برخوردند , انتهای این دالان یا راهرو به محل مسطحی منتهی گردید که به منزله استانه و مدخلی به اطاق دیگر بود , و از این محل با عبور از تونل دیگری , وارد سالن بزرگی با دیوار و سقفی از سنگ خارا شدند که عرض و طول ان 20/10 در 60/5 متر و ارتفاع ان 7/5 متر بود و بنام سالن بزرگ یا سالن فرعون نامگذاری شد . با اینکه در این نقطه کارگران عرب دیوانه وار در جستجوی گنجینه مورد نظر بودند . اما تنها چیزی که یافتند تابوتی خالی از سنگ خارای قهو های رنگ که بسیار صیقلی بود . المامون که از ادامه کار خسته شده و نتیجه ای از زحمات خود بدست نیاورده بود در فرصتی مناسب مقداری طلا و جواهرات را در گوشه ای از این اطاق پنهان کرد و سپس کارگران را برای حفاری به ان محل هدایت نمود و به این ترتیب به افراد خود دلگرمی و امیدواری داد و در ضمن خود نیز از مخمصه شکست در جریان این ماجراجوئی نجات یافت . بنابراین اولین تلاش انسانها برای گشودن راز و رمز این ساختمان عظیم بجائی نرسید .... ادامه دارد
Yahoo ID = Jalal_web
تا امروز مطالب بسیاری در وبلاک قرار گرفته که هنوز انسان جواب قانع کننده ای برای انها ندارد . من در تاریخ 8 اسفند 83 دو مطلب را با عنوان " راهبه قدیس " و " تندیس گریان " در وبلاک قرار دادم, که در اولی از قدیسی صحبت کردم که جسد او هرگز فاسد نشد . ودر مطلب دوم از تندیس های مریم مقدس و عیسی مسیح که بدون دلیل خاص از چشمان و یا از جاهائی که نشان مصلوب شدن انحضرت بود خون جاری می شد . اما مطلب امروز...... بجای توضیح ان بهتر است خود مطلب را بخوانید :
همه جريان بدون مقدمه از وقتي شروع شد که پدر روحاني پاول رابرتز در حال ايراد موعظه صبحگاهي اش در روز شنبه بيستم زانويه 1963 بود يک خانم خانه دار و جوان بنام " ايونالو " ناگهان به پا خواست و فرياد زد که مي تواند مسيح را ببيند او مويه ميکرد او اينجاست او اينجاست حضاريکه يکه خورده بودند نگاهشان را به سوي نقطه اي بر روي ديوار کليسا که تازه رنگ شده بود و ان زن به انجا اشاره مي کرد معطوف کردند متاسفانه بايد گفت چيز غير عادي نديدند ولي خانم لو اصرار ميکرد که مي توانست صورت مسيح و در کنارش صورت کس ديگري که نمي شناسند را ببيند همچنين او از اينکه باقي حضار قادر به ديدن ان نبودند اظهار شگفتي مي کرد شايعه اين حادثه عجيب سريعا در "ناسائو" پراکنده شد و پدر روحاني رابرتز کليساي خود را براي موعظه بعد از ظهر مملو از جمعيت يافت همچنين وي بدين نکته پي برد که خانم لو ديگر در ادعايش مبني بر ديدن صورتها تنها نيست اغلب حضار پافشاري مي کردند که انها هم بوضوح سه چهره را تشخيص مي دهند که تصوير متمايز تر متعلق به عيسي مسيح مي باشد . لوتر اوانز که نمايندگي روزنامه شيکاگو ديلي نيوز را داشت به کليسا شتافت واظهار داشت که او هم بوضوح طرح سه چهره را در روي ديوار مي بينند يکي از انها متعلق به بودا است که بگفته وي از تصوير مسيح کمتر متمايز بود وقتي که اوانر به کنار ديوار رفت تصاوير ناپديد شدند ولي وقتي دوباره عرض اتاق را پيمود و فاصله گرفت انها بوضوح قابل تشخيص بودند نقاشاني که اخيرا کليسا را تجديد دکوراسين مورد سوال قرار گرفتند ولي انها نيز قادر به روشن کردن معما نبودند هيچيک از انها به معناي واقعي کلمه هنرمند نبودند انها فقط رنگ را با استفاده از غلتکهايي که اکنون براي همه اشنا است به ديوار کشيده بودند .
ماه اوت سال 1971 دو تصوير بر کف اشپزخانه اي در روستاي بلز واقع در "کاتاجنا" در اسپانيا بخودي خود و به نحو عجيبي ظاهر شد تلاش دانشمندان در ان عصر کاملا بيفايده بود و علي رغم تلاش فراوان به هيچ نتيجه قانع کننده اي نرسيدند تا اينکه طبق دستور مقامات دولتي ان قسمت از اشپزخانه مورد حفاري قرار گرفت و در عمق پنج فوتي حفاري به قبرستاني دستجمعي رسيدند ايا ان تصاوير متعلق به مردگان يا ارواح بود.؟
Yahoo ID = Jalal_webid
در تمام تمدنها و فرهنگهای مختلف افسانه هائی وجود دارد که انسان با تردید به ان مینگرد . ایا انها واقعیت دارند یا تنها ساخته و پرداخته ذهن نویسنده ای متقلب برای گمراه کردن انسانهای ساده دل میباشد . چرا مردم این افسانه های ساختگی را به نسلهای بعد منتقل می کنند در صورتیکه انها دروغی بیش نیستند.؟ یا شاید واقعیتی است که درک ان برای انسان امروز ناشناخته مانده.؟ قضاوت ان با شماست .
ناله های نیمه شب
چهار صد سال است که در مرکز شهر مکزيکو,در دل شب ناله اي سوزناک از خانه اي برمي خيزد. گفته مي
شود که ناله از آن زني است که غمگنانه فرياد ميزند:" آه فرزندانم,فرزندان بيگناه و بينواي من " نام آن زن لالورونا يا زن گريان است. او لباس بلند وژنده اي بر تن دارد که پر است از لکه هاي خون در طي شب راه مي افتد وناله هايش را سر مي دهد . بر طبق افسانه هاي مکزيکي که تاريخ آن به 1550 باز مي گردد صدا متعلق است به لوييزا دونالوييزا لوز دو رگه اي سرخپوست اسپانيايي با زيبايي خيره کننده اي که نجيب زاده اي به نام دون نونو دو مونتکلاس او را معشوقه خويش قرار داد. زن براي او سه فرزند زاييد. و در انتظار آن بود که نجيب زاده او را به همسري برگزيند . اما دون نونو اعتنايي به احساسات او نداشت و وقتي عواطفش فرو نشست زن را رها کرد. لوييزاي عاشق که دچار اندوه فراوان شده بود يک شب به سوي خانه عاشق خويش به را افتاد به اميد آنکه او را بيابد و او را وادار به بازگشت کند. سرانجام او را يافت اما در ميان جشني که به افتخار عروسي او با زني نجيب زاده اسپانيايي برگزار شده بود . لوييز به سمت مرد دويد اما نجيب زاده او را از خود راند و گفت به علت آنکه او خون اصيل ندارد نمي توان با او ازدواج کند . زن با حالتي غير عادي به خانه برگشت وبا دشنه فرزندان خود را به قتل رسانيد و در حالي که سرتاپاي لباس او از خون فرزندانش پر بود جيغ زنان به وسط خيابان دويد ,زن دستگير شد وبه جرم قتل فرزندان به زندان افکنده شد . دونا لوييزا در ملاء عام اعدام شد و بدنش مدتها بر بالاي دار بود تا موجب عبرت مردم شود . از آن هنگام به بعد گاهی صدای زنی در ميان کوچه ها بگوش میرسد که فرزندانش را صدا ميزند .
Yahoo ID = Jalal_webid
اما حالا که از اینکاها صحبت شد اجازه دهید این مطلب را نیز عنوان کنم . البته درباره مایاهاست و همان قوم اسرار امیز امریکای جنوبی
از معدود سندهايي كه از مايا ها در دسترس میباشد يك تقويم سنگي میباشد كه از دو دايره تشکیل شده است . یکی از این سنگهای دایره ای بزرگ و دیگری کوچکتر که در سنگ بزرگتر جای میگرد . دايره بزرگتر 365 دندانه و دايره كوچكتر 12 دندانه دارد كه نمايـنده سالها و روزها میباشند .هر وقت که دو دندانه نشاندار به هم میرسند یک کسوف اتفاق می افتد که براستی اعجاب انگیز است . هنگامیکه پرفسور " جان لیگور " از دانشگاه اوهایو راز این تقویم عجیب را در نزد محققان و دانشجویان بازگو کرد , جمعیت 400 نفری برای چند دقیقه به تصاویر روی پرده خیره شده بودند و سکوتی سنگین سالن را فر گرفته بود . ایا براستی انها " اربابان زمین بودند " این لقبی بود که مایاها بر خود نهاده و به ان افتخار میکردند .
Yahoo ID = Jalal_webid
دوستان عزیز .. قبل از هر چیز باید از شما تشکر کنم که با کامنت های خود همیشه مرا مورد لطف قرار دادید . خوشبختانه دوستان زیادی از طریق مسنجر و ایمیل با من در ارتباط هستند و باید از همه شما دوستان تشکر کنم. حقیقتا من باید به یک مسافرتی بروم که شاید دوهفته ای در خدمت شما نباشم . اما هنوز تاریخ ان مشخص نیست..این را به شما اطلاع دادم تا شرمنده نباشم ..دوستان بسیاری از من نام کتابهای اریک فن دانیکن را خواسته بودند .. من انهائی را که در دسترس هستند در وبلاک قرار میدهم..امیدوارم بتوانید انها را تعیه کنید .


اسرار ابوالهول - اسرار اهرام مصر – اسرار عصر حجر- الهه های گذشتگان - پيام آور گذشته گان - تاريخ گذشتگان - چشمان ابوالهول - خطای تاريخ - در جستجوی پيامهايی از ماورای زمين - سفر به کريباتی – طلای خدايان - طلای خدايان – ارابه خدایان -
یکی از پدیده هائی که بسیاری از انسانها با شک و تردید به ان مینگرند حکایت بشقاب پرنده هاست . ایا براستی حیات در کرات دیگر وجود دارد.؟ ایا در تاریخ باستانی و گذشته های دور کسی این شئی پرنده را که به بشقاب پرنده یا UFO مشهور است مشاهده کرده .؟ یا این داستانی است که انسان عصر امروز انرا ساخته تا مثل همیشه از کنار این موضوعات پول دراورد.؟ من گوشه ای از حوادث تاریخی را برای شما نقل میکنم و انگاه شما به تصاویری که یکی متعلق به 1550 سال و دیگری متعلق به بیش از 750 سال پیش است نگاه کنید . از این تصاویر چه چیز را نتیجه میگیرید . نقاش چه چیز را دیده و چه پیامی را میخواسته است منعکس کند .؟ من مطلبی را بنام " پرنده بالدار رازی دیگر از اهرام " را در تاریخ 15 اردیبهشت در وبلاک قرار دادم که میتوانید با مراجعه به ارشیو اردیبهشت ماه انرا نیز بخوانید . منتظر نظرات شما خوبان میباشم .
مشاهدات تاریخی اجسام پرنده
1500 سال قبل از ميلاد : تاتموس سوم دواير پليد و نا ارام درخشاني را در پهنه اسمان نظاره مي کند .
329 سال قبل از ميلاد : : اسکندر مقدوني اعلام مي کند که هنگامي که لشگريان وي در حال عبور از رودخانه جاکارتس بودند دو شي پرنده در اسمان ظاهر شده و چندين بار به سمت لشگريانش حمله بردند به طوري که باعث رم کردن اسب ها و فيل ها و متواري شدن سربازان گرديدند. و سربازان تا روز بعد از عبور از رودخانه منصرف گشتند . انها اين حادثه را حادثه اي شيطاني که باعث شکستشان خواهد شد پنداشتند . این مطلب در اکثر کتب تاریخ یکی از حادثه های مهم تلقی شد .
170 سال قبل از ميلاد : ناوگاني تماشايي از کشتي هاي پرنده در اسمان لانوپيوم مشاهده گرديدند .
99 سال قبل از ميلاد : که ليويوس تروسو مشغول خواندن اعلاميه جنگ در ابتداي شروع جنگ ايتاليا بود صداي عظيمي از اسمان شنيده شد و کره اي از اتش در اسمان شمالي در قلمرو اسپولتوم ظاهر مي شود که رنگ طلايي دارد . به نظر مي رسد که بزرگ تر شده و از زمين به سمت اسمان مي رود. درخشندگي اش طوري است که خورشيد را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. پس از ان به سمت مشرق رفته و ناپديد مي شود .
80 ميلادي : هنگامي که امپراتور روم اگريکولا در سفر اسکاتلند بود در شبي زمستاني شعله هاي عجيبي در اسمان بر فراز جنگل کالدون مشاهده مي کند. تمام اسمان روشن شده بود و زماني که هوا صاف بود يک کشتي اسماني هر شب با سرعتي زياد در اسمان پرواز مي کرد .
398 ميلادي : چيزي شبيه به کره اي سوزان که شمشيري از ان خارج شده بود بر فراز اسمان شهر بيزانس مشاهده شد. به نظر مي رسيد که اين جسم پرنده از بالاترين نقطه اسمان زمين را لمس مي کرد. چيزي که تا کنون ديده نشده .
