تبليغاتX
دنیایی بی جواب
 بعلبک ناشناخته ترین و اسرار امیز ترین بنای جهان

من تا امروز مطالب بسیاری را در زمینه باستان شناسی در وبلاک قرار داده ام, یکبار این جمله را بیان کردم بعلبککه کار باستان شناسی شباهت های بسیاری به کارهای پلیسی و کارگاهی دارد, یک پلیس همیشه سعی میکند با یافتن مدارک به حقایق نزدیک شود, اما کار باستان شناسان بسیار پیچیده تر و سخت تر از کار کارگاهان است . انها باید پازل های بسیاری را در کنار هم قرار دهند تا به حقیقتی دست یابند که مطعلق به چندین هزارسال گذشته است . اما چه چیز باعث میشود که انها با تحمل اینهمه سختی و عذاب دست از کار خود نکشند.؟ جوابهای بسیاری میتوان به این سئوال داد, اما نکته اصلی ویژگیهای منحصر بفرد هر کدام از این پدیده ها و این بناهای اسرار امیز است . یکی از بناهای بینظیر جهان بنای باشکوه " بعلبک " میباشد,این بناء تا امروز محققان بسیاری را بخود جذب کرده و هنوز هم باستان شناسان نمیدانند کدام نیرو و کدام تکنولوژی این بنای بی همتا را افریده است . البته در اینجا باید متذکر شوم که دو چیز در " بعلبک " قابل توجه است . یک معبد " بعلبک " و دوم  سنگهای بزرگ و ستونهای ویران شده  در ان منطقه است که در سطح وسیعی پراکنده شده اند . چه چیز باعث انهدام این بنای عظیم شده ؟. من در مطلب امروز به هر دو انها اشاره خواهم کرد و مهمترین تئوریهایی را که باستان شناسان مطرح کرده اند را بیان خواهم کرد .

 

" ويرانه های بعلبک "

در لبنان و در منطقه ای بنام " بعلبک " سنگ عظیمی وجود دارد که به عقیده دانشمند روسی "میخائیل اگرست " بخشی از ایستگاه سفرهای فضائی بوده است . به عقیده این دانشمند یک سری زمین لرزهای شدید که در سال 1759 به حداکثر شدت خود رسید, ان مرکز عظیم را متلاشی نموده و تبدیل به دریایی از تکه سنگهای و ستونهای مرمر و سنک سماک نمود . حتا همین بقایای مخروبه نیز به نوبه خود مایه حیرت است . برای مثال باروی پیرامون انجا از تخته سنگهای عظیم به طول بیش از 130 متر ساخته شده اند که وزن هر کدام حدود 8000 تا 12000 تن است . با مشاهده انها انسان بیاد افسانه عربها می افتد که میگویند نمرود پادشاه قدرتمند و شکارچی ماهر لبنان بعد از فرو نشستن ابهای طوفان نوح, گروهی از غولها را مامور نمود تا قلعه انجا را باسازی نمایند ( البته در بعضی افسانه ها بجای نمرود از سلیمان نبی نام برده شده است ) یا طبق یک افسانه دیگر سازنده اولیه بعلبک کسی غیر از قابیل نبوده است, او بعد از قتل برادرش هابیل برای فرار از خشم خداوند انجا را ساخت و تعدادی غول را دور خود گرداورد تا در پناه دیوارهای انجا به سر برد . به هر حال بعلبک قدیمیترین شهر جهان است و وجود معابد رومی , یونانی و فنیقی در اطراف ان هیچگونه کمکی در حل معمای ان و تاریخ اولیه بنایش نمیکند . و در مورد " یوگاریت " در سوریه نیز که در قرن چهاردهم قبل از میلاد در اثر یک فاجعه منهدم شده است,اطلاعات چندانی در دست نیست . در اینجا نیز با چیستانهای زیادی مواجه هستیم . در این باره " ابیملکی " پادشاه فنیقیه به فرعون " امنوفیس " چهارم چنین نوشته است : "شهر سلطنتی یوگاریت در اثر اتش سوزی منهدم شده است . نصف ان سوخته است و بیش از نصف دیگر ان باقی نمانده است " . درست است که حالا نیز میتوان اثار ناشی از اتش سوزی را در انجا مشاهده نمود, ولی این نمیتواند تنها عامل انهدام انجا باشد . زیرا اتش نمیتواند باعث فروپاشی دیوارهای سنگی انهم با ان ابعاد غول اسا شود و حتی بعضی از سنگها از جای خود کنده شده و در فاصله نسبتا  دوری افتاده اند.!! ظواهر امر نشان میدهد که تخریب انجا ناشی از زمین لرزه نیز نبوده است . در مورد انهدام انجا در اثر جنگ نیز باید یاداور شویم که سلاحهای ان زمان حوزه مدیترانه در ان حدی نبوده که بتواند چنان تخریبی را بوجود اورد . اما یک راز عجیب و اسرار امیز دیگری نیز وجود دارد و ان این است که شهرهای تروی و نانوس و دیگر شهرهای بزرگ ان عصر در همان مبدا تاریخی منهدم شده اند.!! براستی چه چیز و کدام نیروی مافوق تصور توانسته تخریبی به این عظمت را بوجود اورد.؟!! شاید یک انفجار اتمی !! این نظر من است .

 

بقایای موجود در معبد باستانی این شهر قدیمی نمایانگر این واقعیت عجیب است که مردمان ان عصر کشف کرده بودند که چگونه قطعه سنگهایی به وزن 750 تا 1200 تن را از نقاط نسبتا دورحمل بکنند,تراش بدهند و بلند نموده و در جای مورد نظر نصب بکنند . ان هم در زمانی که نه تریلی های بزرگ امروزی وجود داشت و نه جرثقیل های عظیم عصر حاضر و نه از بتون ارمه خبری بود .بعضی از تخته سنگهای بکار رفته به عنوان فوندانسیون " پایه " به طول 27 متر و به عرض و ضخامت 5 متر هستند . در داخل محوطه معدن که سنگهای عظیم را استخراج کرده اند و در فاصله حدود یک کیلومتری شهر واقع است . هنوز هم عظیم ترین سنگ کند شده دست بشر دراز به دراز افتاده و مانده است که به نام حجرالهوبلا (یعنی سنگ حامله ) مشهور است و وزنی حدود 12000 تن دارد . به نظر غیر محتمل میرسد که انسانهای اوایل تاریخ بتوانند یک چنین سنگ عظیمی را حمل و نقل نموده و بلند کرده و در محل خود بنا قرار دهند. ایا این حقیقت دارد که ان بنا به فرمان سلیمان نبی و توسط غولها ساخته شده.؟ شما چه فکر می کنید.؟ یکبار دیگر به وزنها و ابعاد این سنگ ها فکر کنید .

حجرالهوبلا

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID  =  Jalal_web

 

سیدجلال صیادمیری پنجشنبه 28 مهر1384 | : باستان شناسی اسرار امیز
 اینجا شهر اجنه هاست

 

 

بناهای در جهان وجود دارند که انسان با دیدن ان از خود میپرسد, براستی این بناء چگونه ساخته شده, کدام قدرت توانسته کوهی را بتراشد و به ان شکل دهد.؟ کدام نیرو توانسته این سنگهای عظیم را جابجا کند.؟ در اینده من مطلبی را در وبلاک قرار خواهم داد بنام " بعلبک  ناشناخته ترین و اسرار امیز ترین بنای جهان " و در ان مطلب شما خواهید دید که چگونه عظمت و شکوه یک بناء , انسان را تسخیر میکند . اما مطلب امروز یکی از عجایب روزگار ماست . میگویند این بناء اولین ساخته مشترک انسان و جن است . برای جهانگرداني‌ كه‌ به‌ اردن‌ سفر مي‌كنند، پس‌ ازديدار از شهر پترا و آثار باستاني‌ «جرش‌»قلعه‌هاي‌ عجلوان‌ و ام‌قيس‌، آمفي‌ تئاتر روماني‌فيلادلفيا، غار اصحاب‌ كهف‌ و درياچه‌ بحر الميت‌در سواحل‌ زيباي‌ عقبه‌ با اقامت‌ در هتل‌ها ورستوران‌هاي‌ مجهز در سواحل‌ زيباي‌ عقبه‌ به‌تفريح‌ و استراحت‌ مي‌پردازند
    
شايد باورش‌ مشكل‌ باشد، اما هر ساله‌، هزاران‌توريست‌ از كشور كوچكي‌ مانند اردن‌ ديدارمي‌كنند، كشوري‌ كه‌ حدود 50سال‌ پيش‌ بارهايي‌ از تحت‌ حمايت‌ انگليس‌ به‌ نام‌ «پادشاهي‌اردن‌» رسميت‌ يافت‌. اما به‌ چه‌ دليل‌ هزاران‌توريست‌ در سال‌ از «اردن‌» ديدن‌ مي‌كنند؟

 

 

معروف‌ترين‌ آثار باستاني‌ اردن‌ محلي‌ است‌ به‌نام‌ «پترا» كه‌ در سال‌ 1812 ميلادي‌، يك‌جهانگرد سوئيسي‌ به‌ نام‌ «جان‌ ژان‌ لودريك‌» در226 كيلومتري‌ جنوب‌ شهر «امان‌» مركز اردن‌،آن‌ را كشف‌ كرد. پس‌ از آن‌، اين‌ كشف‌ باعث‌رونق‌ «پترا» شد و در دوره‌ معاصر جهانگردان‌بي‌شماري‌ در هتل‌هاي‌ مجهزي‌ كه‌ از سوي‌وزارت‌ توريسم‌ احداث‌ شده‌ بود، اقامت‌ كردند;بخش‌ خصوصي‌ نيز با كوشش‌ فراوان‌ به‌ ارائه‌خدمات‌ گردشگري‌ پرداخت‌. در زمان‌هاي‌گذشته‌ و بيش‌ از دو هزار سال‌ پيش‌، هنگام‌احداث‌ شهر پترا، اجنه‌ به‌ انسان‌هاي‌ ساكن‌ آن‌منطقه‌ كمك‌ كردند . شهر پترا دره‌ها و گذرگاه‌هاي‌ به‌ عمق‌2000متر و طول‌ يك‌ كيلومتر به‌ نام‌ «ضميق‌» ياتنگه‌، دارد. دانشمندان‌ دره‌هاي‌ عميق‌ باقي‌مانده‌، را از زمين‌ لرزه‌هاي‌ دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌دانسته‌اند . در دو طرف‌ تنگه‌ «پترا» كتيبه‌هاي‌باستاني‌ حكاكي‌ شده‌ و صدها ساختمان‌، آرامگاه‌،سالن‌ و تالارهاي‌ تدفين‌ مردگان‌، معابد،پرستش‌گاه‌ها و تخته‌ سنگ‌هاي‌ كنده‌ كاري‌ شده‌از دوران‌هاي‌ گذشته‌ وجود دارد.     هنگام‌ طلوع‌ و غروب‌ آفتاب‌، سنگ‌هاي‌ قرمزشهر پترا با تغيير رنگ‌ مناظر زيبايي‌ را به‌ وجودمي‌آورند . در ارتفاعات‌ جبل‌ هارون‌، آرامگاه‌ هارون‌برادر حضرت‌ موسي‌، قرار دارد. آمفي‌ تئاتري‌ باضريحي‌ به‌ سبك‌ رومي‌ و با گنجايش‌ سه‌ هزار نفردر بخش‌ ديگر شهر واقع‌ است‌ . جهانگردان‌ براي‌ ديدن‌ اين‌ منطقه‌ به‌ اردن‌مي‌روند، منطقه‌اي‌ كه‌ داري‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌،چشم‌ اندازهاي‌ طبيعي‌، آثار تاريخي‌ ازرشمند وسواحل‌ زيبايي‌ عقبه‌، در كنار درياي‌ سرخ‌،بحرالميت‌، شن‌هاي‌سرخ‌ و روان‌ صحرا وصخره‌هاي‌ سر به‌ فلك‌ كشيده‌ مي‌باشد .

 

تاريخ‌ پترا

 

شهرباستاني‌ پترا ديرينه‌اي‌ بسيار قديمي‌ دارد.در سال‌ 106 بعد از ميلاد اين‌ شهر وارد مرحله‌اي‌جديد از تاريخ‌ شده‌ است‌ و «كورنليوس‌ پالما»فرماندار سوريه‌ به‌ شهر پترا پايتخت‌ «ناباتايي‌»يورش‌ برده‌ و آنجا را به‌ سرزمين‌هاي‌ تحت‌ سلطه‌روم‌ ضميمه‌ كرد و اين‌ سرزمين‌ را ايالت‌ عربي‌ روم‌ناميد .  اكنون‌ اين‌ شهر را شهر سنگي‌ گمشده‌ نام‌نهاده‌اند. در واقع‌ سازندگان‌ و ساكنان‌ اوليه‌ اين‌شهر مشخص‌ نيستند، اما عده‌اي‌ معتقدندموجودات‌ فضايي‌ و فرا زميني‌ اين‌ شهر سنگي‌ وصخره‌اي‌ را ساخته‌اند، زيرا در توان‌ بشر اوليه‌ وبدون‌ امكانات‌ نيست‌ كه‌ چنين‌ شهري‌ را بنا وطراحي‌ كرده‌ باشد، گرچه‌ عده‌اي‌ مي‌گويند: درزمان‌هاي‌ قديم‌ روايت‌ است‌ كه‌ «جن‌ها» به‌انسان‌ها در بالا بردن‌ اين‌ بنا كمك‌ كرده‌اند، اماعده‌اي‌ ديگر مي‌گويند: اگر اين‌ فرضيه‌ درست‌باشد، پس‌ فراعنه‌ هم‌ با كمك‌ اجنه‌ و موجودات‌فضايي‌ اهرام‌ خود را بنا نموده‌اند .

 

 اين‌ شهر تمام‌ سنگي‌، از سنگ‌هاي‌ شني‌ وصخره‌هاي‌ صحرايي‌ تراشيده‌ شده‌ منحصر به‌ فردتشكيل‌ شده‌ و يكي‌ از جالب‌ترين‌ معماري‌هاي‌قرن‌ اول‌ ميلادي‌ محسوب‌ مي‌شود. در آن‌ دوران‌اين‌ شهر به‌ خاطر واقع‌ شدن‌ در جاده‌ ابريشم‌ ازاهميت‌ خاصي‌ برخوردار بوده‌ است‌ و اهميت‌آن‌ در واقع‌ به‌ خاطر ارتباط كشورهاي‌ آسياي‌مانند، چين‌ و هند به‌ كشورهايي‌ چون‌ يونان‌،سوريه‌ و مصر بوده‌ است‌ . البته‌ تاريخچه‌ اين‌ شهر به‌ قبل‌ از ميلاد مي‌رسد . طبق‌ اسناد تاريخي‌، «كمبوجيه‌» شاه‌ بابل‌ پسرارشد كورش‌ بزرگ‌ در سال‌ 530 قبل‌ از ميلادبعد از اينكه‌ پدرش‌ كشته‌ شد، خود را شاه‌ بزرگ‌كشورها ناميد و براي‌ لشكركشي‌ و حمله‌ به‌ مصرعازم‌ جنگ‌ شد. او در هنگام‌ عبور لشكر از صحراي‌اردن‌ از شهر سنگي‌ عبور كرد و آنجا را مركز آثارباستاني‌ جهان‌ ناميد . خسرو، پادشاه‌ ايران‌، نيز بعد از حمله‌ به‌ خاك‌روم‌ و تصرف‌ انطاكيه‌، شهر سنگي‌ پترا را تصرف‌ كردو به‌ اين‌ ترتيب‌ تا مدت‌ زيادي‌ شهر پترا متعلق‌ به‌ايران‌ بود. پترا تاريخ‌ باشكوه‌ تبديل‌ شدن‌، قوم‌ بيابان‌گردنبطي‌ها به‌ شهر نشينان‌ بود، كه‌ شهر خود را دردرون‌ صخره‌ها ايجاد كرده‌ و يكي‌ از بزرگ‌ترين‌جامعه‌هاي‌ شهري‌ دوران‌ باستاني‌ را به‌ وجودآوردند .

 

مجسمه مارکو

 

در شن‌ زارهاي‌ جنوب‌ اردن‌، شهر اردن‌ يك‌مركز مهم‌ بازرگاني‌ در نيمه‌ راه‌، ميان‌ درياي‌ سرخ‌و بحرالميت‌ محسوب‌ مي‌شود . اكنون‌ باستان‌ شناسان‌ با تحقيق‌ و بررسي‌توانسته‌اند كه‌ از اين‌ شهر سنگي‌ انواع‌ و اقسام‌وسايل‌ زندگي‌ و مجسمه‌هاي‌ مربوط به‌ دوران‌ قبل‌و بعد از ميلاد را بيابند. براي‌ مثال‌ يك‌ هيات‌باستان‌شناسي‌ فرانسوي‌ در جريان‌ كاوش‌ها درشهر باستاني‌ مشهور پترا در جنوب‌ كشور اردن‌ يك‌سر متعلق‌ به‌ يك‌ مجسمه‌ «ماركو آئورليو» امپراتوررم‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ دوم‌ ميلادي‌ را كشف‌ كرده‌، كه‌كاملا سالم‌ مانده‌ است‌. اين‌ سر كه‌ 50 سانتي‌مترارتفاع‌ و 35 سانتي‌متر پهنا دارد، در منطقه‌اي‌ ازپترا كه‌ در آن‌ كاخ‌ قرار دارد كشف‌ شده‌ است‌.

 

اینجا شهر اجنه هاست

 

شهر باستاني‌ پترا براي‌ بناهاي‌ باشكوهش‌ كه‌ دردل‌ صخره‌ها تراشيده‌ شده‌اند، شهرت‌ بسيار دارد.به‌ گفته‌ باستان‌ شناسان‌ اين‌ سر در جريان‌ يك‌ زلزله‌در قرن‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد از پيكر اصلي‌ مجسمه‌جدا شده‌ است‌ . قصرالبنت‌ در شهر پترا از مكان‌هايي‌ است‌ كه‌ به‌عقيده‌ محلي‌ها، ساخته‌ دست‌ بشر نيست‌; بلكه‌موجودات‌ فرا زميني‌ در ساخت‌ اين‌ قصر سنگي‌دست‌ داشته‌اند و حتي‌ بسيار معتقدند ساليان‌ سال‌افراد فرا زميني‌ در اين‌ قصر زندگي‌ مي‌كردند وبدون‌ جا گذاشتن‌ اثري‌ از خود آنجا را ترك‌ كرده‌و از زمين‌ رفته‌اند. در آنجا زماني‌ كه‌ با محلي‌ها به‌صحبت‌ مي‌نشيني‌، همه‌ شان‌ از «اجنه‌ها» صحبت‌به‌ ميان‌ مي‌آورند .  آنها مي‌گويند شب‌ها، اين‌ منطقه‌ پر از اجنه‌است‌ و ما صداي‌ آنان‌ را مي‌شنويم‌، همين‌ امرباعث‌ شده‌ كه‌ توريست‌ها در شب‌ براي‌ ديدن‌ به‌آنجا نمي‌روند. همچنين‌ شايعه‌ وجود اجنه‌ در پتراشهري‌ كه‌ به‌ شهر «اجنه‌» نام‌ گذاري‌ شده‌، باعث‌گرديده‌ است‌ كه‌ توريست‌ها به‌ صورت‌ دسته‌جمعي‌ به‌ ديدن‌ آن‌ منطقه‌ بروند، حتي‌ محلي‌هاهم‌ براي‌ ورود به‌ منطقه‌ سنگي‌ پترا مي‌ترسند، ازاين‌ رو به‌ صورت‌ دسته‌ جمعي‌ از شهر اجنه‌ ديدن‌مي‌كنند .     باستان‌ شناساني‌ كه‌ به‌ اين‌ منطقه‌ براي‌ كاوش‌ وتحقيق‌ رفته‌اند، سر و صداهاي‌ عجيب‌ در اين‌منطقه‌ را تاييدكرده‌اند.

 

مطلب از مجله خانواده سبز

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_web

سیدجلال صیادمیری سه شنبه 26 مهر1384 | :
 دست تقدیر

در جهانی که ما زندگی میکنیم گاهی حوادثی اتفاق می افتد که انسان با تعجب به ان مینگرد . ایا این سرنوشت است.؟ ایا این تقدیر است.؟ این هم راز دیگر و اسراری دیگر

 


سرباز ارتش ایالات متحدهء آمریکا, سرگرد هَری اِس ترومن, گردانش را وادار کرد تا آخرین ثانیه های جنگ جهانی اول به تیراندازی به سوی دشمن ادامه دهند. حدود سی سال بعد, این سرگرد به پرزیدنت هری اس ترومن رییس جمهور آمریکا تبدیل شده بود. او بود که دستوربمباران اتمی شهرهای ژاپن را صادر کرد, همان واقعه ای که به جنگ جهانی دوم پایان داد. بنابراین , به یک تعبیرِعجیب و غریب می توان گفت که آخرین گلوله های هر دو جنگ جهانی را یک نفر شلیک کرد.

*********

کسانی که نامشان بر سنگ های یادبود حک شده, ایمان داشتند که برای صلح می جنگند. بسیاری از آن ها با خرسندی از جان خود گذشتند, چون باور داشتند که برای پایان «آخرین جنگ بشر» مبارزه می کنند.پس چه شد که نتیجه ای کاملا بر عکس به دست آمد؟ دلیلش, خطاهای بزرگ و حوادث کوچک بود, به خصوص حادثه ای آن چنان کوچک که در هنگام وقوع, توجه هیچ کس را به خود جلب نکرد. این حادثه در گرماگرم نبرد سُم, در یک سنگر آلمانی رخ داد. یک خمپارهء بریتانیایی خندق را در هم کوبید و همهء سربازان مستقر در آن را کشت, جز یک نفر, که بر حسب تصادفِ محض, فقط صورتش بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شد. او زنده ماند. زنده ماند تا جنگ دیگری را آغاز کند. نام او آدولف هیتلر بود. خوشا به حال هیتلر بدا به حال دنیا.


 

Jalal.Sayadey.Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid

سیدجلال صیادمیری شنبه 23 مهر1384 | :
 انان که ناگهان بازگشتند

در صبح 25 اکتبر سال 1593 در میدان روبروی کاخ سلطنتی واقع در شهر مکزیکوسیتی پایتخت مکزیک نگهبانان در حال تعویض کشیک بودند . در زیر افتاب درخشان یکی از این سربازان در میان بقیه نمایان تر بود و تعجبی هم نداشت . چون او جامه مخصوصی که جلوه و شکوه خاصی داشته و کاملا با دیگران فرق داشته بر تن کرده بود, حتی تفنگ وی نیز از مدل متفاوتی بود و کاملا واضع بود که خودش هم گیج شده است. وقتی او را برای بازجوئی به مقامات محلی بردند, چنین اظهار داشت : اسم من " گیل پرز " است این که چرا اینجا کشیک ایستاده ام بخاطر این است که بمن دستور داده شده است . همین امروز صبح من به عنوان محافظ اسب سوار درب کاخ فرمانداری " مانیل " تعیین شدم . من اکنون بخوبی میدانم که اینجا کاخ فرمانداری نبوده و من در مانیل نیستم, چرا و چگونه به اینجا امده ام, خودم هم نمیدانم!! ولی خوب اینجا هستم و اینجا هم خوب یک قصر است . پس وظیفه ام را مطابق دستور انجام میدهم .!  او در خاتمه افزود : دیشب سر فرماندار " فیلیپین " یعنی اعلیحضرت " دون گومز پرز داسماريناس " با تبر مورد حمله قرار گرفت و بر اثر این ضربه جان سپرد .  به ان سرباز خاطر نشان شد که او اینک در مکزیکوسیتی که هزاران مایل دورتر از مانیل است, بوده و سخنان وی قابل باور نمی باشد . او توسط شخص فرماندار کل و مشاورش مورد بازجویی قرار گرفت . انها هم مثل ان سرباز گیج و سر درگم بودند . در نهایت توسط کلیسا مورد مواخذه قرار گرفت و به زندان افکنده شد و معمایی برای همه اشخاص که با ان سروکار داشتند, لاینحل باقی ماند . ایا او واقعا از مانیل تا مکزیکوسیتی را یکشبه منتقل شده بود.؟ امری که در سال 1593 محال مینمود . ایا او یک جنایتکار فراری بود یا یک دیوانه... و یا فقط یک دروغگوی فطری.؟ مدت دو ماه گیل پرز در یک زندان محبوس بود تا اینکه یک کشتی از فیلیپین از راه رسید و خبر قتل فرماندار "داسمار يناس " که در " مولوکاس " کشته شده بود را با خود اورد . طی اخرین تحقیقاتی که بعمل امد مشخص شد درست یکروز قبل از دستگیری گیل پرز در مکزیکوسیتی , او در مانیل بوده و همانطور که خودش عنوان داشته یکی از نگهبانان محافظ جلوی کاخ فرمانداری بوده است . مقامات که قادر به توضیح اینکه چه بر سر این مرد بیچاره امده بود با دقت به ثبت جزئیات ان حادثه پرداختند و او را به مانیل عودت دادند . این اولین حادثه ثبت شده از این پدیده عجیب است که " چارلز فورت " انها را جمع اوری کرده است .

 

لخت مادرزاد در وسط خیابان

 

مدارک و شواهدی متعددی وجود دارد که نشان میدهد افرادی به درون این حفرهای اسرار امیز لغزیده اند و دیگر بار, روزنه ای برای بازگشت به این جهان یافته و به دنیای ما گام نهاده اند . در روز ششم ژانویه 1945 مردی که لخت مادرزاد بود و هیچ لباسی به تن نداشت ناگهان در وسط خیابان " های استریت " در شهر کنت واقع در انگلیستان ظاهر شد . این واقعه هنگامی رخ داد که هوا بسیار سرد بود . با اینحال این مرد عجیب بی انکه پوششی به تن داشته باشد دیوانه وار به هر سو میدوید و رفتاری از خود نشان میداد که انگار از سیاره ای دیگر به انجا امده است . رهگذرانی که از ان خیابان عبور میکردند بعدا شهادت دادند که این مرد بطور ناگهانی در برابر دیدگان انان ظاهر گشته است و اصلا متوجه نشده اند که از کجا امده است . اری این مرد ناگهان در وسط خیابان سبز شده بود و چهره ای مات و مبهوت و وحشت زده داشت . این مرد برهنه همچنان سراسیمه به طرف بالا یا پائین خیابان میدوید تا انکه پلیس او را دستگیر کرد و به پاسگاه پلیس منتقل ساخت بدنش را با پتوئی پوشاندند و دنبال پزشک مخصوص فرستادند . این مرد بینوا انچنان شوکه شده بود که یارای تکلم نداشت و نمیتوانست به سئوالات ماموران پلیس و پزشکانی که او را معاینه قرار داده بودند پاسخی دهد سرانجام پزشکان او را دیوانه تشخیص دادند .

 

نقل و انتقال "درون بعدی"

 

تا امروز 48 مورد مستند از انتقال افراد از نقطه ای به نقطه دیگر به ثبت رسیده . در این میان 18 مورد انتقال جانواران عجیب که مختص مناطق مخصوص میباشند در این نقل و انتقال دیده شده است . اخرین ان در نوامبر سال 1998 مشاهده شد . بنقل از بی بی سی هنگامیکه هواپیمای اکتشافی بر فراز یک منطقه قطبی در قطب جنوب به پرواز در امده بود یک شی سیاه رنگ را در میان برف ها شناسائی کرد . نزدیکترین نقطه به انجا یک پایگاه هواشناسی بود که افرادی برای اگاهی به ان نقطه اعزام شدند, اما در کمال تعجب انها با "کوروکودیلی" غول پیکر مواجه شدند که مختص مناطق افریقائی بود .  پس برسی فراوان مشخص شد ان تمساح غول پیکر حدود 5 ساعت قبل جان داده است, اخرین نکته عجیب ان بود که زیست شناسان با برسی های تخصصی پی بردند که این تمساح از رودخانه " مارا " به انجا امده است . چگونه ؟ این همان معمائیست که تا امروز حل نشده . اما در این رابطه دانشمندان تئوریهای مختلفی دارند . دسته اول که اکثریت را تشگیل میدهند این پدیده را به فرازمینی ها نسبت میدهند. انها اعتقاد دارند این جابجائی ها بخاطر این است که فرازمینی ها انسانها و حیوانات را برای انجام ازمایش به ازمایشگاهای سیار خود که همان بشقاب پرنده است میبرند و بعد از ازمایش انها را رها می کنند . من خودم شخصا این نظریه را بیشتر قبول دارم چراکه اکثر افراد هنگامیکه یافت شدند از سردرد عجببی رنج میبرند و حتا در میان انها افرادی تا اخرین روز زندگی دچار فراموشی میشوند و انگار حافظه انها را پاک کرده اند . اما دسته دیگری هم هستند که معتقدند که هنوز انسان چیزی از پیرامون خود نمیداند و اعتقاد دارند که حفره های وجود دارد که انسان درون ان سرنگون میشود . هر چه هست این پدیده نیز مثل پدیده های بیشماری که من تا امروز در وبلاک قرار دادم ناشناخته و لاینحل مانده . البته یکی از بازدیدکنندگان نظریه ای داشت و ان این بود که انها توسط اجنه ها ربوده و سپس رها میشوند و این نیز برای خود نظریه ای میباشد .

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_web

سیدجلال صیادمیری چهارشنبه 20 مهر1384 | : روایات عجیب و اسرار امیز
 انان که هرگز باز نگشتند 2

همانطور که در قسمت قبل توضیح دادم " چارلز فورت " یکی از محققان و نویسندگان مطالبی است که برای انسان امروز چون اسراری باقی مانده او در کتابهای خود که بنام " اینک " و " تونل های نامرئی " بچاپ رسیده از حوادثی پرده برداشته است که دانشمندان هیچ جوابی برای ان ندارند. اما ادامه مطلب قبل...

 

 

 

 

 

 

انان که هرگز باز نگشتند ( 2 )

برخی اوقات وقتی کسی ناپدید می شود مثل این است که ازصحنه روزگار محو شده است . چنین موردی برای"دیوید لا نگ"مصداق دارد که ناپدید شدن کلاسیک وی همانطوریکه درقطعه زمینی در ایالات"تنسی"امریکا عبور می کرد توسط پنج شاهد عینی گزارش شده است
مورد دیگر در صحرای"بین النهرین"واقع در خاور میانه اتفاق افتاد. روز ۲۴ ماه ژوییه سال ۱۹۲۴یکی دیگر از روزهای داغ " بین النهرین "بود عربها دوباره خود را مسلح کرده بودند و انگلیسی ها تا آنجا که می شد مراقب آنها بودند . در آن روز ستوان پرواز" دبلیو. تی. دی" و افسر خلبان" استیوارت" برای یک ماموریت شناسایی معمولی با هواپیمای یک موتوره شان عازم صحرا شدند.مدت این پروازشان ۴ساعت تخمین زده می شد ولی آنها تا به امروز باز نگشته اند . وقتی که هواپیمایشان روز بعد پیدا شداین معما پیچیده تر گشت.چرا که درباک هواپیما به اندازه کافی سوخت وجود داشت و وضع موتور آن هم کاملا روبه راه بود وسریعا روشن می شد . هیچ نشانی هم از اثر گلوله نبود. ولی گروه اکتشاف چیز دیگری پیدا کرد که علامت سوال دیگری را باز کرد در کنار بدنه هواپیما رد چکمه هایی وجود داشتند که آن دو خلبان در هنگام پریدن از هواپیما بجا گزاشته بودند.رد پاها نشام می داد که آنها هوپیما را ترک کرده وبرای حدود۴۰یاردی کنار هم پیشرفته اند.ترتیب قرارگیری رد پاهانشان می داد که آنها دریک جا توقف کرده ودر حالیکه کنار هم ایستاده بودند همان جا و در همان حال غیب شده اند. کامیون های مسلح و هواپیماها و حداقل شش گشت اکتشافی از قبایل بدوی آنجا برای چندین مایل اطراف را جست وجوکردند ول هیچ ردی از خلبانان پیدا نشد. جایی که رد پاهایشان در میان ماسه هاختم شده بود حیاتشان هم خاتمه پیدا کرده بود....................................................................

 

" وقتی مهمان سفیر ناپدید شد "

 

در سال 1988 یک مهمانی بزرگ از طرف سفیر کوبا در سفارت ان کشور در شهر لندن برگزار شد . در این مهمانی, مهمانان مختلف لشکری و کشوری و افراد سایر سفارتخانه ها جمع شده بودند . انها تصور نمیکردند اتفاقی عجیب مهمانی انشب را دگرگون کند . " چارلز اشمور " که از تاجران و بازرگانان انگلیسی که سالهای متمادی با کشور کوبا مبادلات تجاری داشت مهمان انشب سفیر کوبا بود . او پشت مبلی ایستاده بود و مشغول تماشای یکی از تابلوهای روی دیوار بود, ناگهان چنان سرنگون شد که گوئی زمین زیر پای او خالی شده است و بعد از ان اثری از " چارلز اشمور " نبود, گوئی او اب شده و در زمین فرو رفته است . مهمانانی که برای شادی و تفریخ به انجا رفته بودند چنان وحشت زده شده بودند که با سرعت تالار سفارت را ترک گفتند . پلیس بهمراه تجیهزات مختلف از جمله سگهای ردیاب ساعات زیادی به جستجوی اشمور پرداخت اما کوچکترین نشانی از او پیدا نکرد . در بازجوئی ها تمام مهمانان یک جمله برای گفتند داشتند . " او بطرز عجیبی ناپدید شده بود "!! این اخرین مقاله ای بود که "لیلیا نومیرداک" در ماهنامه علمی " جهان تازه " به ان اشاره کرده بود . تا امروز بیش از 376 مورد از ناپدید شدن عجیب افراد در کشورهای مختلف به ثبت رسیده  در  کالیفرنیا و در جنگل ملی " انجلز " بیش از 17 مورد ناپدید شدن افراد گزارش شده که مهمترین انها ناپدید شدن 23 نوجوان 14 تا 16 ساله که برای برگزاری اردو به انجا رفتند میباشد . نکته مهم اینکه اکثر این اتفاقات در ضلع غربی پارک اتفاق می افتد و بخاطر همین نام این قسمت را " دروازه شیطان " . " دریچه جهنم "  گذاشته اند . اما نکته ای را که باید خدمت شما خوبان عرض کنم این است که این پدیده عجیب که محققان نام " تونل در بعد زمان " را بر ان نهادند شاید یکطرفه نباشد . حتما میگوئید یعنی چه.؟ برای پاسخ این سئوال مطلب بعدی وبلاک را از دست ندهید . نام مطلب بعدی " انان که ناگهان بازگشتند " میباشد .

jalal.sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid

 

سیدجلال صیادمیری دوشنبه 18 مهر1384 | : روایات عجیب و اسرار امیز
 انان که هرگز بازنگشتند

از روزی که انسان پا بر این کره خاکی نهاد تمام تلاش خود را برای شناخت پیرامونش بکار گرفت و هر چه زمان می گذشت شناخت او  از جهان بیشتر و بیشتر میشد. تفکر نعمتی بود که انسان با تکیه بر ان به علم و تکنولوژی روزافزونی دست پیدا کرد و حتا توانست سیارات دیگر را با افتخار فتح کند . اما انسان بر روی همین زمینی که زندگی میکرد گاهی با حوادث و اتفاقاتی مواجه می شد که هیچ جوابی برایش نداشت, علم و تکنولوژی هیچ کمکی به او نمیکرد . راحترين راه برای خلاصی از این پديده های عجیب, ناديده گرفتن و فراموشی اینگونه مسائل بود, اما تمام افراد یکسان نمی اندیشیدند و در میان انها بودند محققانی که با طرح اینگونه حوادث اسرار امیز سعی داشتند تا دریچه تازه ای را در برابر انسان متمدن امروز قرار بدهند . شاید بتوان " چارلز فورت " و " اریک فن دانکین " را پیشگامان نهضت روشنگری و روشنفکری اینگونه پدیده ها و اتفاقات دانست . " اریک فن دانکین " در زمینه باستان شناسی انقلابی را بوجود اورد که امروزه بسیاری از محققان و باستان شناسان با احترام از او یاد کرده و ادامه دهنده راهی هستند که او مسیرش را نشان داد. در زمینه حوادث ناشناخته پیرامون انسان " چارلز فورت " بی شک نامیست که همیشه جاودان خواهد ماند من در 6 و 8 تیرماه 1384 دو مطلب بنام " اتش بی دلیل " و " بارندگی های عجیب " را از کتابهای این مححق ارزنده  در وبلاک قرار دادم و از دوستانی که تا امروز نتوانستند نگاهی به مطالب گذشته داشته باشند میخواهم حتما این دو مطلب را بخوانند (با کلیک به روی مطالب میتوانید انها را مطالعه کنید) " چارلز فورت " تا امروز کتابهای متفاوت زیادی را منتشر کرده که از ان استقبال زیادی شده . کتابهای . اتش بی دلیل . بارندگی های عجییب . هیولاها . اتلانتیس . اینک . راز بنای استون هیج . تونل های نامرئی . از جمله کتابهای او هستند . این کتابها تا امروز بیش از 40 بار تجدید چاپ شده و به  زبانهای روز دنیا ترجمه گردیده . چارلز فورتمن تصمیم دارم در دو قسمت مجزا نگاهی داشته باشم به دو کتاب او بنام " اینک " و " تونل نامرئی " در این مطالب شما با حوادثی اشنا خواهید شد که بسیار اسرار امیز و مهیج است . در سال 2001  "لیلیا نومیرداک " طی مقالاتی که با نام " بعدهای ناشناخته " در ماهنامه علمی " جهان تازه " در کشور انگلیس بچاپ رسانید دوباره مطالب و تحقیقات " چارلز فورت " را برسی کرد . اما قبل از پیگیری مطلب توجه شما را به سخنی که البرت انیشتن درباره " چارلز فورت " بیان داشته را عنوان میکنم . انیشتن میگوید : من بیشتر کتابهای او را خواندم, او بدنبال مسائلی است که حضمش برای دانشمندان ما بسیار مشگل است اما چون این اتفاقات همیشگی نیست کمی موضوع را پیچیده کرده . اما هنگامیکه به کدها و نشانها ئی که او میدهد توجه میکنم میبینم براستی اتفاق افتاده !! جهان بسیار پیچیده است و همین پیچیدگی زندگی را زیبا ساخته, من هم میدانم که در اطراف ما اتفاقاتی می افتد که برای ما قابل لمس نیست, اما نمیتوانم بگویم چون انرا لمس نمیکنم پس وجود ندارد . اینگونه اندیشیدن معما را حل نمی کند ... این مطلب در ابتدای کتاب " اینک " بقلم چارلز فورت و بنقل از انیشتن بچاپ رسیده... اما مطلب امروز..

اثار بینظیر چارلز فورت

 

"افرادی که هیچگاه بازنگشتند "

 

موضوع ناپدید شدن افراد, هر از چندگاه بر سر زبان ها می افتد. فیلمهای علمی- تخیلی درباره این موضوع بر روی پرده سینما یا تلوزیون به معرض نمایش گذاشته میشود و پس از چندی دیگر بار همه این هیاهوها خاموش میگردد . اما در همه حال یک پرسش همچنان باقی میماند : " ایا ناپدید شدن ناگهانی افراد واقعیت دارد ؟ " مدارک و شواهدی در دست است که  نشان از واقعیت اینگونه حوادث را میدهد . و ما نمیتوانیم با نادیده گرفتن ان کمکی به این پدیده عجیب نمائیم . من نمیدانم چه نامی باید بر این پدیده نهاد . القابی مثل " دروازه شیطان " . " دروازه زمین " یا نامهای مشابه, من هم نمیدانم . اما ان چیز که مرا راحت نمیگذارد این است که این پدیده وجود دارد .

 

بر سر لشکريان زرد پوست چه امد.؟

 

یکی از شگفت انگیزترین ماجراهائی که در این زمینه وجود دارد, رویداد تاریخی است که در زمان جنگ جهانی و در خلال نبرد چین و ژاپن اتفاق افتاد . اما با گذشت اینهمه سال هنوز راز ان فاش نشده و همچنان در پرده اسرار باقی مانده است!!!  در سال 1939 هنگامیکه نیروهای چینی در برابر پیشروی منظم ارتش مکانیزه ژاپن مقاومت میکردند, به سربازان چینی فرمان داده شد که در منطقه " تانکینگ " همچنان به پایداری خود ادامه دهند . در 16 مایل