با چاپ کتاب " راز حیات " به قلم " اندی توماس " و " معمای مريخ " به قلم " گراهام هنکوک " در اروپا و امريکا , بحث بشقاب پرنده و حیات در سیاره های دیگر بسیار داغ شده است . اوج این مباحث هنگامی بود که " گراهام هنکوک " در مصاحبه با" CNN" مبحث " marsface " یا همان صورتک مریخی را مطرح کرد . من در تاریخ 15 اسفند 1383 مطلبی با نام " تصویر انسان در کره مریخ " را در وبلاک قرار دادم و در ان بصورت خلاصه از این پدیده عجیب با دوستان سخن گفتم . اما " گراهام هنکوک " کیست.؟ " گراهام هنکوک " دانشمند بزرگ ناسا که در اخرین پروژه مطالعاتی مریخ ,بهمراه افتخار ایران در ناسا یعنی دکتر نادری و " جرج واسل اتنور " زيست شناس بزرگ جهان , افرادی هستند که در پروژه کاوش مریخ فعالیت میکنند .

اولین بار که تصاوير مریخ , توسط فضاپیمای " وایکینگ " برای دانشمندان زمین ارسال شد, تئوریهای بسیاری
در مورد حیات بر روی این سیاره عجیب در میان مردم شکل گرفت . کاوشگران بسیاری برای پیدا کردن مدارکی دال بر حیات بر روی این سیاره به فضا پرتاب شد که سرامد تمام انها " مارينر 9 " بود . چه چیز باعث شد که انسان تصور کند بر روی این سیاره سرخ حیات وجود دارد.؟ فصلهای ان که دو برابر زمین است؟ , قطبهای سفیدی که در فصول مختلف بزرگ و کوچک می شوند.؟ اتشفشانها . کوه ها . صحراها . یا تپه ها؟ مشاهدات اولیه که توسط تلسکوپ انجام گرفت چنان بود که همه باور داشتند که حیات بر روی مریخ جریان دارد . " جووانی اسکیاپارلی، ستاره شناس ایتالیایی در سال 1900 میلادی، چنین تصور کرد که اشکال زاویه داری روی سطح مریخ دیده، و آنها را کانال یا گذرگاه نامید. این کلمه به اشتباه، آبراه ترجمه شد و باعث شد تا مردم باور کنند که مریخی ها برای انتقال آب از کانالهای آبی استفاده می کنند. همچنین، تصور می شد که نواحی تیره در اندازه های مختلف محل رشد گیاهان هستند که با تغییر فصول سال تغییر
می کنن. امروزه می دانیم که آن گذرگاهها نوعی خطای دید بوده ، و آن نواحی تیره نیز صخره هایی هستند که هنگام از بین رفتن غبار قرمز رویشان ، آشکار می شوند. همانطور که در بالا عنوان شد اولین بار در سال 1976 میلادی فضاپیمای " وایکینگ " بر روی مریخ نشست و اطلاعات بسیاری را از مریخ به زمین ارسال کرد و همان اطلاعات نشان میداد انگونه که انسان تصور میکرد حیاتی بر روی این کره خاکی نیست ( البته به شکلی که انسان تصور میکرد ) تنها نکته قابل توجه وجود یخ و اب بر روی این سیاره منظومه شمسی است . اما عجیبترین یافته " مارينر 9 " و فضاپیمای " وایکینگ " تصویر تپه عجیبی بود که شبیه صورت انسان بود که بعد ها به " marsface " یا صورتک مریخی مشهور شد . اما عجایب پایانی نداشت , در حفاریهای که در اطراف اهرام ثلاثه مصر انجام شد تکه سنگی بدست امد که شباهت بسیاری به صورتک مریخی داشت!!! مورد دوم این است که در ساعت 18 بوقت زمین این صورت با صورت ابوالهول در یک خط قرار میگیرد!! اما این پایان ماجرا نبود , تصاویر مختلفی از جهات گوناگون از صورت مریخی گرفته شد , زیباترین تصویر توسط Mars Express و مریخ نورد " فرت " برای زمینیان فرستاد, تئوریهای مختلفی در میان دانشمندان و محققانی که اعتقاد دارند حیات در سیارات دیگر وجود دارد ( Ufolojeys ) مطرح شد . ایا براستی این تپه یا کوه شبیه صورت انسان است یا تئوری پوچی میباشد که توسط عده ای مطرح میشود . اخرین اظهارات این بود که این صورت عجیب توسط طوفانهای مریخی شکل گرفته است و در این مورد دوست نازنین من بنام " ناصر " در وبلاک " گور من گهواره من " این اظهارات را درج کرد . اما " گراهام هنکوک " با چاپ کتاب " معمای مريخ " تمام این تئوریها را تکذیب و با جدیت فراوان اعلام کرده این تصوير کاملا شفاف و واقعی میباشد . اما در فصلی از کتاب که " جاناتان اورینگ " هرم شناس و ریاضیدان بزرگ امریکائی تئوریهای خود را مطرح کرده است مجادلات زیادی را بین منتقدین براه انداخته است . " جاناتان اورینگ " اولین بار با معنا کردن کتیبه معروف اهرام که به کتیبه"پیشگويی اهرام" معروف است خود را به جهانیان معرفی کرد, او که شیفته باستان شناسی است اولین بار به راز کتیبه اهرام پی برد و با چاپ کتاب " اهرام و اینده " توانست خود را به عنوان یک باستان شناس به دوستداران خود بشناساند او در کتاب "معمای مريخ" تئوری خود را با گراهام هنکوک در میان گذاشته . او تصاویر این صورت را از جهات مختلف برسی کرده است, به عنوان مثال او با جدا کردن این صورت از وسط و برعکس کردن یکطرف ان بگونه ای که یک چهره کامل را شکل دهد به اشگال جالبی دست پیدا کرده... اما اینکه این تصاویر چقدر با واقعیتی که " جاناتان اورینگ" به ما میگوید منطبق است با شماست, تنها این را باید بگويم که نمیتوان براحتی از این تئوریها گذشت . تصاویر خود نشان میدهد که تئوری" جاناتان اورینگ " چه بوده است . در مورد کتاب " راز حیات " به قلم " اندی توماس " در مطلب بعد با شما سخن خواهم گفت...

Yahoo ID = Jalal_Webid
بسیاری از شما این ضرب المثل را شنیده اید که : سر بیگناه تا پای دار میرود, اما بالای دار نمیرود . البته خدا میداند تا امروز چند نفر بیگناه به دار کشیده شده اند, اما حکایت " ویل پرويس " با تمام انها فرق دارد . شاید " ویل پرويس " تنها بیگناهی باشد که حتا او را اعدام کردند اما مشعیت الهی او را نجات داد . .
" مردی که حلق اویز نشد "
کلانتر با صدایی خالی از احساس گفت : " ویل پرویس " ایا میخواهی اخرین حرفهایت را بزنی.؟! کشاورز جوان در روی سکوی اعدام خودش را راست کرد . دستهای او از پشت سرش بسته شده بودند,حتی مچ هایش نیز طناب پیچی شده بودند . او رو به جمعیت حاضر در میدان " کورت هاوز " در شهر کلمبیا واقع در
ایالت " می سی سی پی " نگریست و گفت : من بیگناهم و " ويل باکلی " را نکشته ام . اشخاص در بین شما هستند که اگر بخواهند میتوانند مرا نجات دهند .! کلانتر سرپوش سیاه رنگی را بر سر " پرویس " گذاشت و حلقه دورگردن او را محکم کرد . وقتی دریچه زیر پای او باز شد و بدنش اویزان گشت, جمعیت غريوی از تعجب سر دادند . هفتم فوريه سال 1974 بود و همه فکر میکردند که این پایان عمر " ويل پرويس " بیست و يکساله است... ولی ناگهان اه از نهاد جمعيت برخواست.... چون حلقه طناب دار ازادانه در هوا میرقصيد و " ويل پرويس " از سکو به روی زمين افتاده بود و با وجودی که دست و پايش بسته و سرش پوشيده بود ولی هنوز نفس ميکشيد .!! او بعدها گفت : صدای باز شدن دريچه را شنيدم, بعد پائين افتادم و از هوش رفتم . وقتی مجددا به هوش امدم کسی مرا گرفته و گفت : فکر میکنم باید باز از نو شروع کنیم !! دو نفر معاون کلانتر مجددا او را از پله های سکوی اعدام به بالا کشیدند تا دار بزنند . وقتی حلقه دار دور گردن او افتاد پدر روحانی " سیبلی " عضو کلیسای " متوديست " کلمبیا – به روی سکو پرید و گفت : مردم با ایمان دست پروردگار در این کار دخالت داشت . ایا میتوان اجازه داد که " ویل پرويس " را دوباره دار بکشند ؟! مردم فریاد زدند – نه هرگز . انها که شاهد یک معجزه بودند, دست دعا به سوی خداوند دراز نمودند . کلانتر که فهمیده بود اگر دوباره دست بکار شود, جمعیت هجوم اورده و مانع کارش خواهند شد, " ویل پرويس " را به زندان برگرداند . بنظر میرسید که یک معجزه در نجات" ویل پرويس " دخالت داشته است ! چون حلقه که با گره مخصوص به دور گردن یک مجرم انداخته شده باشد, محال است که در موقع سقوط یک فرد بخودی خود باز شود.... از سوئی نیز کلانتر باور داشت که " ویل پرويس " گناهکار است و می بایست حتما اعدام شود برای همین نیز تمام سعی خود را کرده بود تا حکم دادگاه به اجرا در اورد...ولی.. برخلاف همگان, این موضوع مورد قبول فرماندار قرار نگرفت و برای همین دوباره دستور اجرای حکم اعدام را صادر کرد.! افکار عمومی شدیدا بر علیه این دستور تحریک شده بود و مقامات نیز که متوجه این امر شده بودند لطفی کردند و " ویل پرويس " را از زندان مستحکم کلمبیا به زندان محلی زادگاه وی منتقل نمودند تا اخرین روزهای حیاتش در جوار اشنایان خويش باشد . " ویل پرويس " دوستان زیادی داشت . چند روز قبل از اجرای حکم اعدام دوم یک عده وارد زندان شدند و او را ازاد کردند . هیچکس از این عمل تعجب زده نشد , من الجمله مقامات. " ویل پرويس" بعد از فرار در خفا به سر برد و علیرغم جوایز وسوسه انگیز پیشنهاد شده توسط فرماندار خشمگین هرگز بازگردانده نشد . پس از مدتی فرماندار جدیدی منصوب شد و او حکم را از اعدام به حبس ابد تخفیف داد . ..
" ویل پرويس " خود را تسلیم کرد . مردم هنوز او را فراموش نکرده بودند و هنوز فکر میکردند خداوند رای هیت منصفه را مردود کرده است .. هزاران نفر طوماری را برای ازادی او امضاء نموده و در نتیجه " ویل پرويس " پس از تحمل یک حبس بیست و دو ماه بخشوده شد . وی با کمک دوستان یک مزرعه کوچک خریداری کرد و با دختر یک واعظ کلیسا ازدواج نمود و صاحب یازده فرزند شد . در سن چهل و هفت سالگی , او معجزه دیگری را شاهد بود, " جوبيرد " یکی از همشهری های وی – در بستر مرگ به جنايتی که به گردن " ویل پرويس " انداخته بود اعتراف نمود . همچنین نامبرده اعتراف کرد که بهمراهی یک عضو دیگر باند تبهکاران " ويلی باکلی" را با تير به قتل رسانده بودند . " ویل پرويس " می گفت : ان روز که من پای چوبه دار رفتم, خداوند صدای مرا شنید و نجاتم داد.. چونکه واقعا بیکناه بودم .!
Yahoo ID = Jalal_webid
همانطور که شما خوبان میدانید من مطالب زیادی را درباره اهرام در وبلاک قرار دادم و بخاطره علاقه زیاد به این عجایب باقی مانده از دنیای کهن وبلاک " اهرام تفکر فرازمینی " را راه اندازی کردم . چندی قبل یکی از دوستان و بینندگان عزیز وبلاک بنام " امیر " مطلبی را برایم ارسال کرد که علاوه بر زیبا بودن نکات جدیدی را که باستان شناسان به ان پی برده بودند را در اختیار علاقه مندان خود میگذاشت . من از دوست خوبم امیر تشکر میکنم که این وبلاک را وبلاک خود میداند و با ارسال مطلب برای ما کمک میکند تا دوستان دیگر نیز از این اطلاعات استفاده بکنند . از دوستان دیگر خواهش دارم اگر اطلاعات جدیدی از این موضوع دارند انرا در اختیار ما بگذارند . ( در اینجا باید از نویسندگان " وبلاک گفتمان " هم تشکر کنیم که اگر زحمات انها نبود این مطلب شکل نمیگرفت).
در زير اهرام مصر در جيزه (واقع در جنوب غربي قاهره) مقبره هاي عجيبي كشف شد كه تا زمان اكتشاف كسي از وجود آنها خبر نداشت. در يكي از اين مقبره ها , كه سرداب مانند است , استخوانهايي متعلق به انسان نيز به دست آمده است. حدود 12 ميليون تن سنگ براي ساختن بناي اهرام فراعنه مصر به روي هم
قرار گرفته تا عظيمترين كار دستي بشر در روي زمين خلق شود. براي يافتن مقبرههاي احتمالي ديگر در اهرام ابتدا از طريق دوربينهاي اتوماتيك مخصوصي , پرتوها و امواجي مشابه امواج رادار به نقاط مختلف هرم ارسال شد اما هيچ گونه موفقيتي به دست نيامد. سپس از طريق بررسي جسدهاي موميايي شده درون اهرام , سرنخهايي پيدا شد كه در نهايت به كشف عجيبترين مقبره هاي خدايان مصر باستان انجاميد. اين كشف غيرمنتظره باعث حيرت تمامي كاوشگران شد. در كنار يك قطعه سنگ عظيم كريستالي, راهرويي وجود داشت كه دهانة آن بسته بود. اين راهرو به 30 متري عمق زمين ميرسيد. دربورودي اين راهرو درست در كنار يكي از كانالهايي قرار داشت كه سالها قبل كشف شده بود. اين كانال راهي بود كه به سر مجسمة 5/143 متري "كافرن" پسر فرمانرواي بزرگ مصر منتهي ميشد . يك گروه كاوشگر و باستانشناس از حدود يك سال قبل, عمليات كاوشگري و پژوهشي گستردهاي را درون اين كانال آغاز كردند . آنها ابتدا, با يك نردبان به عمق 12 متري اين كانال رفتند. در انتهاي اين كانال به مقبرهاي رسيدند كه در آن 6 دخمة ديگر كه در برابر يكديگر حفر شده است , قرار داشت. اين 6 دخمه نيز مقبره بودند و در دوتاي از آنها تابوتهاي سنگي شگفتانگيزي قرارداشت . اغلب تابوتها بدون تزئين بودند و كتيبههاي آنها از بين رفته است. "راينه اشتادل من" باستانشناس ساكن در قاهره , پس از بررسيهاي مختلف گفت اين تابوتها متعلق به 500 سال قبل از ميلاد مسيح است و احتمالاً متعلق به ثرتمنداني بوده كه اجازه داشتند تابوت بستگانشان را در زير هرم مقدس قرار بدهند. البته اين محوطه وسيع است و در آن, كانالي نيز براي رفتن به نقاط عميقتر اين مقبرهها وجود دارد. حفارها در هفتمين مقبرة موجود در اين اتاق به سوراخ مربع شكلي در كف آن برخورد كردند كه صداي شرشر
آب از آن به گوش ميرسد. تمام كانال كشف شده پر از آب جاري گل آلودي بود. هفته هاي متوالي به كمك پمپهاي قوي و لوله هاي پلاستيكي