شاید با دیدن نام پست امروز کمی متعجب شوید . " هیسنگنو پایگاه فضائی عهد باستانی " اما مطمئنم با خواندن مطلب امروز حداقل کمی با دیده تردید به این موضوع میپردازید . به احتمال بسیار زیاد دانشمندان روسی هم همینگونه فکر میکردند, مدارک مستند بسیاری در شرق دور – از چین تا ژاپن از تبت تا همین افغانستان وجود دارد که نشان میدهد نیاکان ما توانسته بودند با ساکنین غیر زمینی ملاقات داشته باشند . یکی از مدارک مستند کشف " سنگ ماه " در خرابه های پایتخت " هسینکنو " میباشد . سنگی غیر زمینی که به هیچوجه از جو زمین عبور نکرده است . مجسمه های که معلوم نیست چه الگوی باعث ساخت انها شده است . مطلب امروز را بخوانید و انگاه قضاوت کنید .
هیسنگنو پایگاه فضائی باستانی ما
زمانی که پدر روحانی و کاشف فرانسوی بنام پدر " دوپارک " خرابه های پایتخت " هیسنگنو " را در سال 1725 کشف نمود, ساکنان انجا سالهای بسیاری بود که به افسانه پیوسته بودند – زیرا قرنها پیش بدست چینی ها منقرض شده بودند (به پدر دوپارک دکترای افتخاری دادند و در مجامع دانشگاهی از او به عنوان یک پرفسور باستان شناسی یاد میشود ) در داخل شهر پدر " دوپارک " بیش یکصد ستون سنگی " مونولیت " ( سنگهای عظیم تک سنگی ) را مشاهده نمود که بطور حتم متعلق به بنای معبدی بوده که علیرغم چپاول و غارت, اثار روکش نقره ای روی انها بچشم میخورده است . وی همچنین یک هرم سه طبقه, قسمت زیرین یک برج از جنس چینی به رنگ فیروزه ای و کاخ سلطنتی انجا با تخت سلطنتی که مزین به تصاویر خورشید و ماه بود را کشف کرد . ضمنا" در انجا یک سنگ " سنگ ماه " که یک جسم بزرگ سفید خارج از زمینی بود و دارای
|
معبد لالیبا در اتیوپی – این معبد برای بسیاری از مسیحیان اروپا هم دارای ارزش است . اما هنوز تاریخ ساخت ان مشخص نیست . این معبد که شبیه صلیب شکسته میباشد از سنگ یکپارچه تراشیده شده و چند سال پیش از زیر خاک خارج شده است . اینگونه علائم صلیب شکسته در سایر قاره ها هم مشاهده شده است . |
نقوش برجسته جانوران و گیاهان ناشناخته ای بود, وجود داشت . در سال 1854 یک کاشف فرانسوی دیگر بنام " لاتور الینی " مقبره های دیگری کشف نمود که پر از انواع اسلحه, تنگ های مسین و گردنبندهای طلائی و نقره ای که مزین به نقوش صلیب شکسته و خطوط حلزونی بر انها مشاهده می شد را کشف نمود . اما کاشفان بعدی فقط تعدادی لوح سنگی یافتند – زیرا در طول ان مدت ان شهر باستانی در زیر ماسه های بیابان دفن شده بود . یک کاوشگر روسی در سال 1925 سعی نمود تا بخشی از ان شهر را از زیر ماسه ها خارج نماید .
|
یک مونولیت سنگی در فرانسه – این سنگهای غول پیکر در تمام قاره ها بچشم میخورد. |
کاری پر زحمت و بسیار مشگل در پیش بود, زیرا نمیتوانستند ابزار و وسایل لازم را به ان منطقه حمل نمایند . تا اینکه بعد از مدتها تلاش تنها چیزی که یافتند – عبارت بود از نوک یک مونولیت که دارای نوشته جات حجاری شده بود و شباهت زیادی به مونولیت کشف شده در شهر باستانی " زیمبابوه " در افریقا داشت . با وجود اینها, روحانیان تبتی تکه های مختلفی از مدارک مربوط به " هسینگنو " را در اختیار دانشمندان روسی قرار دادند – که در میان انها یک کتیبه باستانی بود که شرح کاملی درباره یک هرم سه طبقه را در بر داشت . بر مبنای مطالب ان کتیبه, طبقه اول نماینده سرزمین باستانی بود که در ان دوران انسانها از زمین برخاسته و به ستارگان عزیمت نمودند . طبقه وسطی نماینده دوره ای بود که انسانها مجددا" به زمین بازگشتند و طبقه بالائی نماینده سرزمین تازه در ستارگان دور دست بود . ایا باید از این کلمات معماگونه این برداشت را نمائیم که در گذشته های دور انسان قادر بوده تا از کرات اسمانی دیدن نماید و بعدا" مجددا" به زمین بازگشته و قدرت سفر فضائی خود را از دست داده است.؟ این موضوع به هر کیفیتی که باشد مورد قبول تبتی هاست. طبق نظر انها, سفرهای فضائی مردم " هسینگنو " ریشه در مذهب دارد و به اعتقاد انها روح انسانها بعد از مرگ به اسمانها رفته و تبدیل به ستاره می شوند . دانشمندان روسی شرح کاملی از ان معبد را با خود اوردند که مطابقت زیادی با یافته های پرفسور " دوپارک " داشت . طبق مفاد کتب شرح و تاریخ وقایع موجود در تبت, در محراب ان معبد یک سنگ وجود داشت که از کره ماه اورده شده بود ( نه از انگونه سنگها که بر روی زمین سقوط می کنند و شهاب سنگ نام دارند ) و انرا چنین توصیف نموده اند – که یک سنگ بزرگ سفید شیری رنگ بوده که در روی ان نقوش برجسته عالی از نمونه گیاهان و حیوانات " ستاره خدایان " وجود داشت و در بالای مونولیت های باریکی که پوشیده از نقره بود,قرار داشت . ایا ان گیاهان و حیوانات متعلق به سیاره ای دیگر بودند – که توسط کیهان نوردان عهد باستان به صورت مستعمره درامده ؟ و ان مونولیت ها سمبل سفاین فضایی انها بوده است؟ گفته میشود که ساکنان " هسینگنو " قبل از اینکه گرفتار اتش بلا بشوند, مردمان بسیار متمدن و با فرهنگی بوده و از علوم و فنونی استفاده میکردند که بعضی از انها برای تبتی های امروزه نیز ناشناخته مانده است . از قبیل صحبت از فواصل دور و ارسال پیام
|
مجسمه سفالین از هونشیوی ژاپن – براستی سازنده ان از کدام الگو استفاده کرده؟ بسیاری اعتقاد دارند او یک فضانورد غیر زمینی میباشد . |
در فضا, اما بازماندگان نجات یافته انها به مرحله پست بربریت و خرافات کشیده شده اند . اخبار این قبیل نیروهای فوق طبیعی کنجکاوی تعدادی از دانشمندان روسی را برانگیخت, اما انها مجبور شدند تحقیقات خود در این رابطه را که روانشناسی تجربی نام میگرفت را در خفا انجام دهند . زیرا استالین دیکتاتور وقت روسیه دانشمندان را از پیگیری این گونه موضوعات که بزعم وی » جادوی مذهبی مسخره « بود, منع کرده بود . در طول ایام بعد از دیکتاتور و ملایم تر شدن اوضاع, این گونه تحقیقات هنوز هم با بدبینی مواجه می شد . تا اینکه دانشمندان ذیربط , مقامات روسیه را قانع نمودند که اینگونه تحقیقات نه تنها جادوگری نیست بلکه شاخه با ارزشی از علم محسوب میشود و نتایج ان در خدمت بشریت خواهد بود . " لئونید واسیلیف " که یکی از دانشمندان فرهنگستان روسیه است, فاش نمود که در ایام اختناق استالینی بارها در خفا دست به تجربه در این مورد زده و ثابت کرده بود که بعضی از اشخاص قادرند پیامهایی را از طریقتله پاتی ارسال و دریافت نمایند, حتی زمانی که در زیر زمین و داخل اطاقک هائی که با دیوارهای قطور سرب پوشیده شده بود . یک روانشناس دیگر روسی بنام " کاژینیسکی "مدارک دیگری در این رابطه را ارائه نمود . در نتیجه یک تیم تحقیقاتی در مسکو متشکل از روانکاوان, متخصصین فیزیولوژی,عصب شناسان و پزشکان عمومی تحت سرپرستی دکتر جوانی بنام " ایی – نااومف " تشکیل گردید . خود " خروشچف " شخصا" از این پروژه حمایت نمود و فکر میکرد که شاید در امر فعالیت فضائی مفید واقع شود . مثلا" شاید فضانوردان روسی در صورت از کار افتادن دستگاههای ارتباطی سفینه هایشان با استفاده از تله پاتی با هم صحبت نمایند و یا بتوانند با موجودات احتمالی غیر زمینی تماس برقرار کنند . در اکثر دانشگاههای روسیه روی نوعی دارو تحقیق می کنند که گمان می برند باعث افزایش قدرت تله پاتی خواهد شد و در دانشگاه مسکو روی دستگاهی کار می کنند تا به وسیله ان بر حساسیت درک و هوش انسانها بیافزایند. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید
Yahoo ID = Jalal_webid
با درود و سلام خدمت شما دوستان و یاران همیشگی وبلاگ " پیشگویان بزرگ و جهان در محاصره ارواح " امیدوارم هر جا هستید- سالم و سلامت باشید . اگر مطالب وبلاگ را کامل دنبال کرده باشید, می دانید تا امروز اکثر پیشگویان بزرگ تاریخ را به شما خوبان معرفی کرده ام . از نوستراداموس تا چیرو بزرگ , از رابرت نیکسون تا پیتر هورکس. اما امروز تصمیم دارم شما را با یکی از نوابغ پیشگوئی جهان اشنا کنم . زنی پارسا و مومن بنام " سنت اودلیا " – این بانوی بزرگوار هرگز ادعا نکرد که میتواند از اینده با بشریت سخن بگوید, اما حیرت انگیز نیست اگر بگویم او بعد از نوسترادموس میتواند دومین پیشگوئی تمام تاریخ باشد . شیوه بیان او بسیار ساده و روان است, وی مثل نوستراداموس از رباعی و کلمات رمز آمیز استفاده نکرده . عجیبترین و اسرار امیزترین نکته درباره پیشگوئی او – اشاره به مسائلی است که در ان روزگار تصورش هم بسیار عجیب و غریب بنظر میرسد . مثل تسخیر اسمان و قعره دریا - پیشگوئیهای وی در نامه ای قرار گرفته که مخاطب ان برادرش میباشد . اجازه دهید مطلب را با هم دنبال کنیم و تنها به این نکته اشاره کنم که تا امروز هیچکس مثل " سنت اودلیا " جنگ جهانی دوم را انهم 1250 سال قبل - به این سادگی بیان نکرده است .
پیشگوئی حیرت اور " سنت اودلیا "
در اخرین ماههای جنگ جهانی دوم تعدادی از تانکهای امریکایی از شهر کوچکی در " اودلین برگ " واقع در قسمت غربی کوههای " استراس بورگ " با سر و صدای زیادی عبور میکردند . این ماشینهای عجیب و غریب جنگی چند یارد انطرفتر از کلیسای قدیمی که مقبره " سنت اولیا " در ان قرار داشت,صف کشیده بودند و صداهای مهیبی از انان بر میخواست . " سنت اولیا " بانوی مهربان و پارسا و دیندار بود, اگر شما به پیشگوئی معتقد باشید باید بگویم بیش از هزار سال پیش امدن این تانکها را پیشگوئی کرده بود . ایا اودلیا قادر بود وارد مراحل زمانی شود و در اینده سیر نماید.؟ ایا این بانوی مقدس حوادث قرن هجدهم, قتل عام و اتش سوزیهای همگانی را که دنیا را به سوی قرن بیستم سوق می داد را شرح داده بود.؟ پاسخ ان در ادامه مطلب است . افرادی که اینده را پیشگوئی می کنند, کسانی که احضار روح مینمایند, کف بینها و کسانیکه از روی برگ چای و قهوه فال میگیرند – همگی ادعا می کنند که قادر هستند اینده را پیشگوئی کنند . اما این بانوی پرهیزکار جزو هیچ یک از این گروه ها نبود و هرگز چنینین ادعای که میتواند اینده را پیشگوئی کند- را نکرد . وی دختری بود از خانواده متومل المانی, در سال 660 متولد شد و تقریبا" مدت 60 سال نابینا بود, ولی هنگامیکه در سال 719 غسل تعمید داده شد اعلام نمود بینائی خویش را بدست اورده و قادر است همه چیز را ببیند . داستانهای زیادی در مورد وی نقل شد – ولی هیچیک از انها عجیب تر و مستندتر از " پیشگوئی سنت اودلیا " نبود . در این کتاب اودلیا ادعای پیشگوئی نکرده بود – اما در ان دو نامه به برادر محبوبش " پرنس فرانسونیا " بچشم میخورد که یکسری از رویاهای خود را که در خواب با انها مواجه شده را به رشته تحریر دراورده است . افرادیکه در این نامه شرح جنگ جهانی اول را مطالعه نمودند, تناقضها و ناهماهنگی های زیادی مشاهده کردند : الگوی جنگی با هدف نهایی هماهنگی نداشت . ولی این پیشگوئی با نقل قول افراد و همچنین وقایع جنگ جهانی دوم تا حدود زیادی مطابقت دارد . در اینجا دو نمونه عجیب از نامه سنت اودلیا که بیش از هزار دویست و پنجاه سال پیش به زبان لاتین برای برادرش نوشته شده است را با هم مورد بررسی قرار می دهیم . « اوه – برادر عزیزم . توجه کن . چون من وحشت و هراس جنگل ها و کوه ها را بچشم دیده ام . ترس بر مردم فائق میشود, چون هیچوقت در هیچ نقطه از دنیا کسی شهادتی این چنین از بلایا و گرفتاری ها را نداده است . زمانی فرا خواهد رسید که المان بعنوان جنگجوترین و متخاصم ترین کشور دنیا شناخته خواهد شد . دوره ای فرا خواهد رسید که مبارزی جنگی, جنگ را در کلیه نقاط دنیا کسترش می دهد . مردم او را ضد مسیح می نامند . مادران او را نفرین میکنند, مادرانی نظیر " راشل " بخاطره سرنوشت فرزندانشان عزادار می شودند, به این مادران حتی اجازه سوگواری داده نمی شود – چون در خانه هایشان معدوم می شوند و دیگر در این دنیا نخواهند بود . «اجازه دهید این قسمت از نامه را تحلیل کرده و " پیشگوئیهای اودلیا " را با وقایع مقایسه نمائیم . این قسمت از نامه که گفته شده المان متخاصم ترین کشور دنیا شناخته خواهد شد, نیازی به توضیح ندارد .تحلیل دوم اینکه در طی 25 سال المانیها – دنیا را به ورطه جنگ کشاندند و ویرانترین جنگی که در طول تاریخ به ثبت رسانده است . سنت اودلیا به برادرش میگوید : مردم رهبر المان را ضد مسیح خطاب می کنند . انها که تاریخ را مطالعه می کنند به خوبی با این جمله اشنا هستند . براستی مردم ادلف هیتلر را اینچنین خطاب میکردند و این نامی بود که هیتلر از طریق امال نفرت انگیز و وحشیانه اش کسب نمود . کلیساها و بالاخص رهبران کلیسا از جمله موارد مورد ازار اذیت هیتلر بشمار می رفتند . این دژخیم همه
چیز را به اتش می کشید, غارت میکرد و تازمانیکه قدرت در دست داشت بدون انکه به جنگ و خونریزی خاتمه دهد – همچنان به ویرانگریهای خویش ادامه داد . پرهیزکاران و افراد متدین و خداپرست به دستور او الت مضحکه و تمسخر مدارس هیتلر " یاوت موومنت " قرار گرفته بودند . ده فرمان حضرت موسی (ع ) نزد عموم به مسخره گرفته می شد و انرا منشاء ضعف و بدبختی معرفی کرده بود . هیتلر با کمال افتخار اثار و اموخته های گالیله را ویران کرد تا خود را خدای مردم المان بشناساند . سپس در جای دیگر نامه قید شده است که این شخص مورد لعن و نفرین هزاران تن از مادران قرار میگیرد که بخاطره سرنوشت فرزندانشان عزادار هستند . حقیقتا" چقدر این موضوع به واقعیت نزدیک است.! ولی نه فقط هزاران مادر بلکه میلیونها..!! مادران کودکانی که در کلیساهای روسیه و لهستان جمع اوری شدند , زنده زنده سوزانده شدند . مادرانی که صاحب فرزند بودند ولی به زور ماموران هیتلر به خانه های فساد دولت المان کشانیده شدند . اری این رهبر المانی مورد لعن و نفرین قرار گرفت, چرا که این مادران از کشورهایی چون بریتانیا , فرانسه,روسیه, امریکا و استرالیا شاهد بودند که چگونه دختران و پسرانشان جان خود را در جنگی که هیتلر بانی ان بود از دست دادند . ولی ایا حقیقتا" سنت اودلیا به هیتلر اشاره کرده بود و منظورش این رهبر دژخیم و بی رحم بود.؟ پاراگراف بعدی نامه, اطلاعات بیشتری در دسترس ما قرار میدهد . اودلیا مینویسد : « این فاتح از سواحل دانوب می اید و رئیس مقتدری خواهد شد, جنگی را برپا می کند – که دهشتبارترین و مخوفترین جنگی خواهد بود که بشر تاکنون دیده است «.! حال اجازه دهید به تحلیل این قسمت از نامه بپردازیم . وی از سواحل دانوب برخاسته است . ادلف هیتلر در محلی که تنها با اختلاف پنجاه فوت از رودخانه دانوب فاصله داشت – متولد گردید . در انتهای پاراگراف بالا دوباره به جنگی که وحشتناک و مخوفترین جنگی بوده که بشر دیده اشاره شده است . شما عزیزان بهتر از هر کس می دانید که جنگ جهانی دوم وحشتناکترین جنگ جهانی بود که بشریت را به سختی تهدید میکرد . سنت اودلیا ادامه میدهد : « دستانش شعله ور خواهند شد و در حالیکه سربازانش مشعلهای اتش را بدست دارند بسوی مکانی که از انجا جرقه اتش بیرون میزند حرکت می کنند . تعیین تعداد جنایتهایی که صورت میگیرد غیر ممکن میباشد «. سلاحهای اتشزا, بمب افکنها, بمبهای اتشزا – همگی در شما شعله هایی هستند که سنت اودلیا از ان نام برده است . مشعلهای اتش احتمالا" نشانه سوزاندن شهری بعد از شهر دیگر و ملتی بعد از ملتی دیگر میباشد و تمامی این جنایت در مراحل اولیه فتوحات وی صورت گرفت . وی در حالیکه مشعلی بدست داشت – شهرها را یکی پس از دیگری طی میکرد و با به اتش کشیدن شهرها از خود اثاری به جز ویرانی برجای نمی گذاشت . تعیین تعداد جنایات که وی مرتکب گرردید غیر ممکن میباشد . " لیدایس " ..... " داخائو " ... قتلگاههای عمومی... کوره های ادم سوزی که میلیونها تن از مردم بی پناه و درمانده را در انجا سوزانده و از خاکستر انها در ماشینهای جنگی هیتلر استفاده می شد . « وی در خشکی و دریا و اسمان پیروز خواهد بود – چون در این حملات ناباورانه, مردان جنگی مشاهده خواهند شد که حتی بدست اوردن ستاره ها نیز به اسمان خواهند رفت و سپس این ستاره ها را جهت اغاز جنگهای بزرگ از نقطه ای از دنیا به نقطه ای دیگر پرتاب می کنند «. به مدت 2 سال پس از انکه هیتلر ماشینهای جنگی خود را در دنیا بکار انداخت, سپاهیانش در سراسر قاره اروپا متفرق گردیدند . صدها هواپیما دشمنانش را نابود کردند و با به اتش کشیدن شهرهای بی دفاع شبها را همچون روز روشن میکردند .
برای خواندن ادامه مطلب بر روی این لینک کلیک کنید .
Yahoo ID = Jalal_webid
مطلب امروز توسط دوست نازنینمان اقای " مسعود هاشمی " برای وبلاگ خودشان ارسال شده است . " کشیش سرای بورلی " یکی از مستندترین مطالب در مورد مسائل روحی میباشد . این محل تا امروز از زوایای محتلفی مورد بررسی قرار گرفته است, اما هنوز هیچ جوابی برای این معما داده نشده است . ایا بشر روزی میتواند جواب اینگونه معماها را بیابد؟ ما هم امیدواریم . اما مطلب امروز ما قسمت دومی هم دارد . این مطلب از کتاب " جهان عجایب " که قبلا" توضیحات لازم انرا به شما داده ام – در نظر گرفته شده است . در اخر باز هم از مسعود عزیز برای ارسال این مطلب نهایت تشکر را دارم .
" کشیش سرای بورلی "خانه ای تسخیر شده توسط ارواح
"کشیش سرای بورلی "سال 1863 از سوی کشیش اعظم عالیجناب " هنری بال "در نزدیکی رودخانه ای به نام" استور "در" اسکس" انگلستان بنا گذاشته شد. این خانه بزرگ در پی یک آتش سوزی مهیب در فوریه سال 1939 نابود شد. این کشیش سرا, سالیان متمادی اقامتگاه کشیشها وراهبه ها
بود.چنین شهرت داشت که زمینی که این خانه بر روی آن بنا شده است در تسخیر ارواح شرور میباشد, حتی قبل از اینکه این بنا احداث شود گزارش هایی از اهالی محل در خصوص پدیده های خارق العاده و عجیب که بر روی زمین این ملک روی می داد ارائه می شد. گفته میشود که" کشیش سرای بورلی "پذیرای ارواح متعددی از جمله روح" هنری بال "نخستسن کشیش ساکن در این خانه بود.دیگر ارواحی که در این خانه وجود داشتند عبارت بودند از روح و شبح یک راهبه و یک کالسکه که اشباح آن را هدایت میکردند که صدای آن در محوطه ساختمان شنیده میشد. همچنین بسیاری از ساکنان خانه از فعالیت ارواح شرور گله میکردند. از جمله اینکه وسایل خانه بدون هیچ دلیلی از جایشان حرکت میکردند. پنجره ها در حالی که بسته بودند خود بخود باز میشدند. عالیجناب" لیونل فوستر" از جمله کسانی بودند که به همراه همسر خود 5 سال در این خانه اقامت کردند. این دو در سال 1930 وارد این کشیش سرا شده و در حین اقامت آنها حدود 2000 حادثه توجیح ناپذیر اتفاق افتاد. این خانه در دوران حیاتش در انگلستان به عنوان" جنزده ترین" خانه در انگلستان معروف بود. این
خانه توسط "هری پرایس" یکی از معروف ترین شکارچیان ارواح در انگلستان مورد بررسی قرار گرفت. البته یک سری از دانشمندان اظهارات" هری پرایس" را در مورد پدیده های این خانه اغراق آمیز دانستند. ولی اشخاص بسیاری از این خانه دیدن کردند و هیچ کس منکر پدیده های عجیب در این خانه نشد, در این خانه صدای ناله یک زن و رد پاهای عجیب وشبح یک راهبه که تقریبا تمام اهالی محل آن را دیده اند شنیده ودیده میشود. از دیگر فعالیت های ارواح در "کشیش سرای بورلی" میتوان به این موارد اشاره کرد: به هم خوردن ناگهانی درها وجای پاها و صداها و آتش سوزی های خود بخودی و دیوار نوشته ها که در عکسها مشاهده میکنید. آواز خوانی گروهی و موسیقی و نورهای عجیب . بوهای عجیب و دود های مرموز ضربات به دیوار های خانه و پرتاب اشیا به طور خود بخودی. یکی از پیام ها که در جلسات احضار ارواح توسط ارواح به افراد داده شده بود گفته می شد که تسخیر شدگی هنگامی به پایان میرسد که خانه کاملا سوزانده شود. سال 1939 هنگامی که" کاپیتان دبلیو.اچ.گرگسون" ساکن " کشیش سرای بورلی "در یک آتش سوزی عمدی این خانه را سوزاند و نابود کرد دلیل تسخیر شدگی آشکار شد و آن اسکلت زنی بود که در زیرزمین خانه مدفون شده بود. در یکی از عکسها آجری را مشاهده میکنید که به صورت معلق در هوا میباشد بدون دخالیت نیرو یا چیزی.این عکس در 5 آوریل 1944 گرفته شده است.این آجر به صورت خود بخودی در هوا بلند شده است.
بر گرفته از کتاب" دیدار با ارواح " نوشته " کارن هارل "
مطلب ارسالی از طرف مسعود هاشمی
محاکمه ریچارد سوم
وقتی استخوانهای دو پسر خردسال در زیر راه پله ای در برج لندن اواخر قرن هفدهم کشف شد بنظر می رسید که ان افسانه قدیمی که" ریچارد سوم" بیرحم گوژپشت بیرحمترین عموی تاریخ بوده و برادر زاده های خود را به قتل رسانده زنده شد. خیلی ها احتیاج به متقاعد شدن نداشتند و تصویری که" شکسپیر" از" ریچارد سوم" خلق کرد اقلیمی گورزاده و ناقص العقل بود, که در سلسله مراتب جنایتکاران
مقامی شایسته داشت. اما بعضی از مورخین اعتقاد دارند اگر ریچارد امروز به دادگاه احضار می شد در واقع دلایل موجود منجر به کشف ماجرایی دیگر می شد. وقتی" ادوارد جهارم" در سال 1483 مرد, برادر او ریچارد به منطقه" استونی استراتفورد "تاخت و پادشاه خردسال را به لندن برد. برادر کوچکتر توسط مادرش در کلیسای "وست مینستر" نگاهداری می شد اما او هم بعد به برج برده شد. آن دو کودک یکی دوبار در حیاط برج لندن دیده شدند که مشغول باری بودند بعد از آن برای همیشه ناپدیدی شدند. "سرتوماس مور" در شرح احوال شاه "ادوارد سوم "نوشت که بچه ها بدست او و با بالش خفه شدند. اما "سرتوماس مور" این حکایت را سی سال بعد از مرگ آنها بر اساس آنچه شنیده بود نوشت. دلیل محکمی بر قتل دو شاهزاده خردسال" توسط ریچارد" در دست نیست. دو ماه بعد از مرگ پدر آنها" رابرت استیلتون" فرماندار "سنت مارتین" مدعی شد که آن دو پسرنامشروعند. هنگامی که" ادوارد چهارم" با مادر اندو پسر" الیزابت وویل "درسال 1464 ازدواج کرد قبلا با دختر" ارل شروربری" نامزد شده بود در آن زمان نامزدی به اندازه ازدواج رسمیت داشت بنابراین ازدواج دوم غیرقانونی بود و ریچارد وارث قانونی تاج و تخت محسوب می شد. اما اگر ریچارد مبادرت به آن جنایت نکرد, پس چه کسی آندو طفل را به قتل رساند؟
برای توضیحات بیشتر به این لینک مراجعه کنید
Yahoo ID = Jalal_webid
از کتابخانه Yahoo2دیدن فرمائید . 13 جلد کتاب برای دانلود شما دوستداران دنیایی ناشناخته – این کتابها با فرمت pdf میباشد و شما با نصب برنامه Adobe Reader براحتی میتوانید انها را مطالعه کنید .
تمدن فراعنه یکی از شگفت انگیزترین تمدنهای بشری میباشد. هیچ تمدنی به اندازه تمدن فراعنه انسان امروز را مجذوب خود نساخته است . بیش از هشتاد هزار عنوان کتاب درباره این تمدن نوشته شده است و
هر ساله بیش از چهارصد عنوان کتاب درباره تمدن فراعنه بچاپ میرسد . تمدنهای بسیاری از ابتدای خلقت تا به امروز - شگوفا و سپس در دل تاریخ مدفون شده اند . تمدنهایی که هر یک معماهای خاص خود را دارند – تمدنهای اسرار امیز امریکای جنوبی – تمدنهای ایران باستان و تمدنهای شرق دور . اما تنها تمدنی که از دل گورستانهایش با باستان شناسان و محققان ارتباط برقرار کرد, تمدن فراعنه مصر بود . شگفتا که این گورستانها در طول تاریخ – از زمان باستان تا به امروز همیشه مورد چپاول غارت قرار گرفته , اما هنوز هم استوار و پابرجا با تمدن نوین ارتباط برقرار کرده است . مطمئنم مطلب امروز را شما بیش از 2 بار خواهید خواند و انگاه بخود میگوید : براستی مصر سرزمین رازها و شگفتیهاست . با اینکه مطلب امروز یک مطلب بسیار طولانی میباشد اما من به دیده منت و بدون هیچ چشم داشتی انرا بصورت کامل در اختیار شما دوستان قرار داده ام - تا بتوانید احساس بودن در کنار این تمدن شگفت انگیز را در وجودتان احساس کنید . شاید این مطلب را باید در 5 پست در اختیار شما قرار می دادم – اما همانگونه که گفتم دوست دارم شما دوستان قدم به قدم با مطلب همراه شوید . تنها خواهش من از شما عزیزان وبخصوص دوستان وبلاگنویس این است که حتما" لینکی در وبلاک خود قرار دهید تا افراد دیگر هم از مطلب استفاده کنند و سایر دوستان با دادن ادرس وبلاگ به سایر عزیزان اجازه دهند انها هم در احساس شما شریک باشند . بیش از یکماه بر روی این موضوع کار شده است و اگر زحمت خواهر نازنینم نبود , امروز نمیتوانستیم این مطلب زیبا را در وبلاگ قرار دهم و با تشکر از بهداد بسیجی بخاطره ترجمه روان قسمت مهمی از مطلب امروز که نشان داد به حق یکی از مترجمان زبده مطالب باستان شناسی میباشد .
مصر سرزمین رازها
یکی از باشکوه ترین اثار تاریخی مصر باستان که توجه بسیاری را بخود معطوف داشته, معبد 3500 ساله " لوکسور " است که در امتداد رود نیل و در 700 کیلومتری شهر قاهره قرار دارد . بعد از دهها سال کاوش سخت کوشانه باستان شناسان و پژوهشگران جهان, این مکان از هر لحاظ مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت . تنها چالش باقی مانده – حفظ این معبد از تجاوز تمدن نوین بود . در سال 1989 بازرسان وابسته به میراث فرهنگی مصر هشدار دادند که رسوخ اب از سیستم مجاری فاضلاب " لوگسور " و رود نیل,شالوده
|
هربرت ایوستیس وینلاک – باستان شناس موزه هنری متروپلین نیویورک مردی که ماکت ها و مدلهای زیبایی را از مقبره " مکتره " کشف و انرا در اختیار دوستداران تمدن فراعنه قرار داد . |
های این اثر تاریخی را مورد تهدید قرار میدهند . انان تصمیم گرفتند نمونه هایی از خاک این ناحیه را جهت تعیین ابعاد این مشگل باخود ببرند . گارگران در محوطه شروع به حفاری و نمونه برداری کردند – ناگهان به یک مجسمه برخورد کردند و پس از کمی جستجو دو مجسمه دیگر نیز نمایان شد . انها به کشف مهمی دست یافته بودند