با درود و سلام خدمت دوستان و بینندگان عزیز Yahoo2 . نوروز را به شما دوستان عزیزم تبریک گفته و امیدوارم سالی خوب و خوش در انتظار شما خوبان باشد . این پنجمین تبریک سال نو است که بشما میگویم و اگر لطف و محبت شما نبود شاید همان روزهای اول از ادامه کا باز ایستاده بودم . خوشبختانه دوستان بسیاری اینجا را خانه خود دانسته و با ما نهایت همکاری را داشتند که جا دارد از تمام دوستان تشکر ویژه ای داشته باشم . در چند ماه گذشته بینندگان بسیاری برای وبلاگ خودشان مطلب تهیه کرده و انرا برای ما ارسال کردند, اما تعدای از مطالب ارسالی با موضوع وبلاگ همخوانی نداشت و یا ما قبلا بصورت جامع یا کاملی انرا در وبلاگ قرار دادیم . تعدادی هم از سایر سایتها یا وبلاگها کپی شده بود . برای همین از تمام دوستان خواهش میکنم اگر مطلبی را از سایتی تعیه و انرا برای Yahoo2 ارسال می کنند حتما نام ان سایت را بیان کنند . مطلب امروز ما که اولین مطلب سال جدید است توسط دوست نازنین ما جناب اقای ابراهیم زارع برای Yahoo2 ارسال شده است که همینجا از ایشان تشکر میکنم و امیدوارم این همکاری ادامه داشته باشد .
رعب انگیزترین خودکشی همگانی تاریخ!
معمولا هر کشفی، کشف دیگری به دنبال دارد. باستان شناسانی که نزدیک کناره های بحر المیت در پیرامون قومران سرگرم کاوش بودند، توجهشان به پشته سنگی شیبداری جلب شد. در دل همین پشته ویرانه های کاخ بزرگ و دژ عظیم" ماسادا " نهفته بود. این مکان فراموش شده، در سال 1963 توسط باستان شناسی به نام" ایگائیل یادین " YigaeI Yadin کشف شد. وی که هم نظامی و هم باستان شناس بود، با
پدرش مدتها برای کشف کاخ بزرگ ماسادا بی تابی میکرد.
مکانی که می بایست حفاری می شد بسیار بزرگ بود و" یادین" می دانست که برای این کار به صدها کارگر نیاز دارد. از این رو، دعوتنامه ای در روزنامه ها به چاپ رساند و از همه زنان و مردان جوانی که به این کاردلبستگی داشتند خواست تا برای حفاری در این مکان به او بپیوندند. دو تابستان پی در پی، صدها زن و مرد جوان برای حفاری به این نقطه آمدند. ماسادا در تابستان مکان خوشایندی نبود. کارگران در این کوههای برهنه و خشک و سوزان، هیچ سرپناهی به جز چادر نداشتند. با این همه، هر سال صدها تن برای کمک به ایگائیل یادین به این نقطه می شتافتند.
چرا؟ مگر این ناحیه خشک و بی حاصل، این ویرانه های دوردست و پرت افتاده چه داشتند که تا این اندازه برای جوانان دلفریب و هیجان انگیز بودند؟ ماسادا در گذشته ای دور، صحنه رویدادی بزرگ و نبردی بسیار دلیرانه و رعب انگیز بود که داستان آن، آوازه بسیار داشت. با این همه، بسیاری در واقعیت آن تردید داشتند یادین و کارگران جوانش به این خاطر دست به کار حفاری زدند که ثابت کنند این داستان، بی کم وکاست، واقعیت داشته است. ماسادا در روزگارانی بسیار دور، کاخ هرود پادشاه باستانی فلسطین بود که بسیار دور از شهر قرار داشت. این کاخ سه اشکوبه، به دیواره های صخره عظیم ماسادا پیوسته و بر آن استوار شده بود. برخی امروز نیز با این همه امکانات، هیج کس یارای آن ندارد که بنایی را در چنین نقطه ای برپا دارد. با این همه، هرود به افراد تحت فرمان خود دستور داد تا این کاخ را درآن جا بنا کنند. این افراد با دست تهی و ابزارهای بسیار ساده این کاخ را برپا داشتند، دیوارهای آن را با نقاشی هایی آراستند، تالارها و صحن آن را با سنگهای پرداخت شده پوشاندند و فواره هایی در آنها تعبیه کردند. آب، از فاصله ای دوردست، به این کوهستان بی آب و گیاه آورده می شد. در اشکوب بالایی کاخ، فواره ها، باغچه ها،گرمابه ها و محلهای زیبای آبتنی وجود داشت و هرود و خانواده اش در پناه دیوارهای کاخ خود، بسیار آسوده و ایمن می زیستند. در طول تاریخ، چندین بار، زلزله بخش وسیعی از کاخ را ویران کرده بود اما با این همه، دیوارهای اصلی آن هنوز نیز بر سرپا ایستاده بودند. کارگران جوان، برخی از این دیوارها را با چنان دقتی از زیر خاک بیرون آوردند و پاکیزه کردند که تمام زیبایی باستانی آنهابه خوبی جلوه گر است. کارگران، در حالی که با ریسمان به یکدیگر ییوسته بودند کار می کردند؟ و در واقع همان خطری را به جان خریده بودند که سازندگان کاخ، هزاران سال پیش بر خود هموارکرده بودند. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
ادامه مطلب
