با پخش اخرین قسمت از سریال " یوسف پیامبر (ع ) " شائبه های زیادی در مورد زمان حیات ان حضرت و فرعون محاصر ایشان در بین دوستداران تمدنهای باستانی و بخصوص تمدن فراعنه پدیدار شد . ایمیلهای بسیاری در این زمینه دریافت کردم که علاقه مندان از من در مورد این سلسله از پادشاهان مصر و بخصوص " آمن حوتپ " یا همان " آخن آتن " سئولاتی پرسیده بودند . اش انقدر شور بود که صدای مدیران سایت " تابناک " در مورد مستند نبودن قسمتهای از این سریال هم در امد . ( برای خواندن مطلب تابناک اینجا کلیک کنید ) . در پایان سریال بیننده اینگونه تصور می کند که در زمان حکومت " اخن اتن " تمام مردم مصر یکتاپرست میشوند و علاوه بر یوسف پیامبر – " آخن آتن " هم فرعونی محبوب و دوست داشتنی میگردد . کاهنان نابود شده و معابد یکتاپرستی در جای جای تبس و پایتخت انزمان مصر برپا میگردد.!! اما انها که تاریخ را میشناسند و تمدنهای مختلف باستانی را مطالعه کرده اند , از خود میپرسند : چگونه میشود که بعد از مرگ " اخن اتن " از او به عنوان شاه مرتد یاد میشود.!! چگونه اکثر اثار بجامانده از او توسط مردم نابود و مجسمه ها و کتیبه های منتصب به وی خرد و سپس مدفون میگردد.!! برای همین تصمیم گرفتم مطالبی که قبلا در مورد تاریخ مصر و بخصوص " اخن اتن " نوشته ام را بصورت کاملتر و جامعتر در اختیار شما دوستان و یاران Yahoo2 قرار دهم . یکی از حیاتی ترین دوره های مصر باستان مربوط میشود به حکومت " آمن حوتپ " چهارم یا " اخن اتن " – این دوره حکومتی – تنها دوره ای است که وارد مباحث مختلف دانشگاهی شده و امروزه در دانشگاههای بزرگ جهان مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد . در این دوره حکومتی برای اولین بار به باورها و اعتقادات جامعه حمله میشود و گروه های مختلف حکومتی پایه های قدرت خود را سست می بینند . کاهنان مذهبی اولین کسانی هستند که قدرت و اعتبار خود را در خطر می بینند, افراد عامی جامعه نمیتوانند خدایان و بت های دیگرشان را فراموش کنند – این اولین شگفتی جامعه شناسی که شکل میگیرد . مردم برای اولین بار از عدالت گریزانند – روحانیون یک مبارزه زیرزمینی و مخفی را هدایت می کنند و بعد از فروپاشی حکومت " اخن اتن " سعی می کنند تمام اثار بجا مانده از این فرعون انقلابی را از بین ببرند.
آخن آتن فرعون انقلابی مصر باستان
یکی از اسرار دنیای باستان در سال 1926 در مجموعه عظیم مذهبی " کاراناک " بخشی از شهر از بین رفته " تبس " کشف شد . طی هزاران سال, کاشفان و جهانگردان در میان این خرابه ها به جستجو مشغول بودند و
از شگوه و جلال گذشته دور بر خود می لرزیدند, غافل از اینکه چیزی به عمد از انان پنهان نگاه داشته شده است . یک معبد ساخته شده توسط فرعون " آمن حوتپ " چهارم که در اوایل حکمرانی وی ( 1353 - 1335 قبل از میلاد ) قطعه قطعه شده و در درون دیوارها و پی بناهای دیگر مخفی شده بود . تخریب معبد مزبور بخشی از اقداماتی بود که هدف ان از میان بردن کلیه اثار مربوط به این پادشاه منفور می شد . یعنی بدور افکندن انچه او را یاد اور می شد و انگار وجود او از بن وریشه – در جامعه ای که زشتکاری, امری نکوهیده بود سرنوشت او, بدترین سرنوشتها بود . بگونه ای که انگار او هرگز وجود نداشته است.! قرائن مربوط به این حذف تاریخی طی 25 سال و در هنگام مرمت سازی بناهای دیگر توسط باستان شناسی بنام " هنری شوریر " صورت گرفت . شوریر در حالیکه مشغول کشف یکی از دو دروازه عظیم در معبد " آمن " و نیز زیر بنای یک تالار عظیم ستون دار بود, بیش از 20 هزار قطعه سنگ کوچک پیدا کرد . قطعات مزبور به اندازه یکنواختی تراشیده شده بودند. تقریبا" هر سنگ به شکل مستطیل در ابعاد 5/22 * 25 * 50 سانتیمتر بودند . برخی قطعات اثار رنگ خوردگی داشتند و بسیاری نیز با اشگال برجسته ای زینت داده شده بودند – که بنظر میرسید خود قسمتهایی از تصاویر بمراتب بزرگتری باشند . از انجا که اندازه قطعات سنگ سیاه بیش از سه وجب نمی شد, کارگران مصری انها را " ثلاث " به معنی سه در زبان عربی نامگذاری کردند . قطعات مزبور بیشتر از سوی حفاران در " تبس " و در نقاط دیگر کشف شده بودند . اما هیچکس نتوانسته بود توضیحات قانع کننده ای پیرامون منشاء و مفهوم انها ارائه دهد . از سوی دیگر هنری شوریر در مجموعه کاراناک بناهای در هم شکسته دیگری منقوش به نام " آمن حوتپ " چهارم یافت . ایا از این سنگها میخواستند مثل کاشی کاریهای امروزی ما استفاده کنند.؟ او نتیجه گرفت این قطعات و " ثلاث " ها ی یافت شده قبلی, می بایست بخشی از یک معبد ویران شده باشند . وضعیت قطعات سنگی دلالت بر ان داشتند که وضعیت کنونی انها نه ناشی از درهم کوبیده شدن و رها شدن به حال خود, بلکه از انتقال دقیق انهاست . بسیاری از سنگها, نشان از علائم غیر قابل انکار خشم و نفرت نسبت به خانواده سلطنتی داشتند . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
Yahoo ID = Jalal_webid
ادامه مطلب



یکی از غنی ترین منابع و ماخذهای اطلاعاتی درباره تمدنهای عظیم جهان و بخصوص تمدن مصر باستان میباشد و خوشحالیم که توانستیم این تمدن عظیم بشری را از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار دهیم . یکی از حیاتی ترین دوره های مصر باستان مربوط میشود به حکومت "



هر ساله بیش از چهارصد عنوان کتاب درباره تمدن فراعنه بچاپ میرسد . تمدنهای بسیاری از ابتدای خلقت تا به امروز - شگوفا و سپس در دل تاریخ مدفون شده اند . تمدنهایی که هر یک معماهای خاص خود را دارند –



نمادهای مقدس محسوب كرده و تصور نمی كردند این نشانه ها متون عادی زبان نوشتاری مصریان باستان باشند." ژان فرانسوا شامپولیون "در روز 23 دسامبر سال 1790 میلادی در شهر "
دوست دارید احساس قبل و بعد از کشف این مقبره اسرار امیز را در وجودتان احساس کنید.؟ امروز تصمیم دارم شما را تا انجا که در توان دارم با هاروارد کارتر در کشف این بنای باشکوه همسفر کنم . نویسنده توانای انگلیسی بنام "
نیافته بود . اکنون تابستان سال 1322 این اشراف زاده ناخرسند به این نتیجه رسیده بود که میبایست رویای یافتن گور گمشده " توت عنخ آمن " را کنار بگذارد . او مانند قمار بازی که پس از باختهای متوالی از پشت میز برمی خیزد – قصد داشت از ماجراجوئی های بیشتر دست بکشد . اما " کارتر " مصمم بود به کار خود ادامه دهد . این باستان شناس کوتاه قد و چهار شانه
این درب مهر و نشان گور سلطنتی مربوط به " دره شاهان " وجود داشت . او با قلب طپنده متوجه شد که در مزبور در ایام باستان گشوده شده و مجددا" مهر و موم گشته است . او بعدها نوشت : شک و تردیدهای ناشی از ناکامیهای گذشته بدنم را به لرزه دراورد – ایا این یک گور سلطنتی بود؟ ایا بالاخره گور " توت عنخ امن " را کشف کرده بود؟ ایا این گور هم توسط غارتگران عهد باستان از محتویات خود خالی شده بود.؟ برای پاسخ این سئوالات – میبایست 2 هفته دیگر صبر میکرد تا حامی مالی او یعنی " لرد کارناروون " که در انگلستان بسر میبرد به وی بپیوندد . در هر صورت او دستور داد تا مجددا" دهلیز و پلکان را از سنگ پر کرده و بر روی ان تخته سنگهایی قرار دهند تا مبادا دزدان – این 2 مرد را از ارزوی دیرینه شان که همانا گشودن در بدست خودشان بود محروم سازند . " دره شاهان " دهها سال بود که مورد توجه باستان شناسان قرار داشت. اگر چه این منطقه بسیار گرم و خشک و خالی از هر موجودی زنده ای بود
پاکسازی کنند و سپس در بعد از ظهر 26 نوامبر
توتنخامون کتیبه ای است
كرد
لردكارنارون به طور جدى بيمار است و تب شديدى دارد. كارتر با شتاب فراوان به سوى پايتخت مصر روانه شد. دوازده روز بود كه "

اما
خشک و گرم آن سرزمين ، اقدام به خشک کردن اجساد
قرار
آب
450 سال بعد