شاید شما هم گاهی با دیدن تصاویر و هیروگلیف ها که بر دیوار معابد و مقبره های فراعنه مصر نقش بسته است, از خود پرسیده اید که مفهوم و پیام این علائم و تصاویر چه میتواند باشد . کمتر تمدنی را میتوان یافت که حماسه ها و افسانه هایش را اینگونه بر تن دیوارها حک کرده باشد . مصریان باستان در تفکرات خاص خودشان اعتقاد بسیاری به دنیای پس از مرگ داشته اند . بقول ویلیام کرنر مصر شناس برجسته انگلیسی که میگوید : مصریان از اولین روز حیات, بدنبال ارامش ابدیشان بودند . یکی از زیباترین افسانه های مصر باستان , افسانه آزیریس میباشد که ظرافتهای بیشماری را در خود جای داده است . خیانت – وفاداری – شرارت و غیره باعث شده که این افسانه به زبانهای بسیاری ترجمه شود . مطلب امروز Yahoo2 مربوط میشود به این افسانه زیبا که تصاویر ان به طرق مختلف در مقبره پادشان نقش بسته است . اما بنده یک مطلب دیگر هم در انتهای این مطلب برای شما در نظر گرفته ام که مربوط میشود به پاپیروس معروف جهان بنام "کتاب مرگ هانفر " در این پاپیروس تاریخی طرز تفکر مصریان به دنیایی پس از مرگ و پاداشت خوبی و بدی به طرز جالبی بیان شده است . اگر ما به پل صرات اعتقاد داریم, انها به راهروی " مات " که بی گمان ما را به یاد این پل رستاخیزی می اندازد اعتقاد دارند . برای همین یک گذر کوتاه به افسانه پیدایش جهان از دیدگاه مردم مصر باستان داریم و سپس به مطالب ذکر شده می پردازیم . نکته دیگر برای اشنایی شما عزیزان با خدایان معروف مصر باستان مطلبی با فرمت PDF در انتهای مطلب برای دانلود گذاشته شده است. این مطلب را تقدیم می کنم به نازنین خواهر عزیزم " مهتاب " مدیر وبلاگ " ماه گرفته " که از عاشقان این تمدن کهن باستانی میباشد و همچنین به شما دوستان و بینندگان صمیمی Yahoo2 .. با نهایت تشکر

افسانه پیدایش جهان
مصریان باستان دو افسانه در مورد پیدایش زمین داشتند . در یکی رب النوع خپـــــری و در دیگری رب النوع اتــوم خالق خدایان و انسانها بودند .
افسانه رب النوع خپــــــری
در ابتدای خلقت جهان تنها رود نیل وجود داشت, تا اینکه خپری ( خدای خدایان ) از اب بسیار عمیق نیل همه چیز را افرید . در یکی از کتیبه ها از او نقل شده است : اسمان و زمین وجود نداشت – من همه چیز را از چرخش اب عمیق نیل افریدم . من جادوی خود را در راهروی مات ( راهروی مات راهرویی در عالم برزخ که توسط خدای افریننده خپری به وجود امد تا پس از مرگ – قلب مردگان را در ترازویی با درستی و راستی مقایسه شود ) پخش کردم و انگاه شو ( خدای هوا ) و توفنت ( خدای رطوبت ) را افریدم و انها از دهانم بیرون امدند.
افسانه رب النوع اتوم
در کتیبه های مصریان باستان افسانه دیگری بچشم میخورد که در ان چنین امده است : در ابتدای خلقت جهان تنها خورشید و رود نیل وجود داشت تا اینکه از چرخش اب نیل – تپه ای بنام بن بن ظاهر شد .. در حالیکه روی ان " اتــــــــــوم " ( خدای خدایان ) ایستاده بود . چنین بنظر می اید اتوم خود را به کمک فکر و اراده خودش خلق کرده بود . پس اتوم دوبار سرفه کرد , با سرفه اولش پسرش شو و با سرفه دوم دخترش توفنت را افرید . اماچند روز بعد که شو و توفنت برای گردش از خانه دور شده بودند در راه بازگشت گم شدند . اتوم نگران فرزندانش شده بود – چشمش را در اورد و ان را بدنبال فرزندانش فرستاد . هنگامیکه فرزندان بسوی پدر بازگشتند , اتوم از شدت خوشحالی انقدر اشک شوق ریخت که از اشکهای او انسانها بوجود امدند . پس از ان شو و توفنت با هم ازدواج کردند و گـــب ( خدای زمین ) و نـــــــوت ( خدای اسمان ) را بدنیا اوردند . انگاه شو دخترش را به روی دست بلند کرد تا سایه او روی گب بیفتد . پس از مدتی نوت و گب با هم ازدواج کردند و چهار فرزند به دنیا اوردند . دو پسر به نامهای آزیریس و ست و دو دختر بنامهای ایسیس و نفتیس .
افسانه آزیریس
افسانه آزیریس یکی از زیباترین افسانه های مصری است . در این افسانه امده است : که ابتدا قرار بود نوت با رع ( خدای افتاب ) ازدواج کند اما نوت سخت عاشق برادرش بود و هنگامیکه رع از این موضوع اگاه شد, بسیار ناراحت شد و فرمان داد اگر نوت و گب با هم ازدواج کردند – حق ندارند در 360 روز سال بچه دار شوند.
فرمانروای جهان بدنیا امد .
نوت که بسیار غمگین بود از دوست دانشمند خود تحوت ( خدای دانش ) کمک خواست . تحوت نزد رع رفت و با او عهد کرد که اگر روزی نور ماه بتواند بر نور افتاب غلبه کند – خدای رع باید 5 روز به روزهای سال اضافه کند تا هم نوت و گب بتوانند بچه دار شوند و هم دستور خدای اعظم پابرجا بماند . نوت و گب سالها در انتظار بودند تا اینکه یک روز که خورشید پشت ابرها مانده بود – ماه در اسمان ظاهر شد و توانست بر نور افتاب غلبه کند . پس نوت و گب که خوشحال شده بودند با هم ازدواج کردند – انها در روز اول آزیریس و در روز دوم ست و در روز سوم ایسیس و در روز چهارم نفتیس را بدنیا اوردند . روزیکه آزیریس بدنیا امد – صدایی بلند در جهان شنیده شد که فریاد می زد " فرمانروای جهان بدنیا امد " ... آزیریس بدنیا امد و چند سال بعد پادشاه بزرگی شد . او مردم را متمدن کرد و به انها کشاورزی و دامپروری یاد داد . همچنین راه درست زندگی کردن و پرستش خدایان را به انها اموخت . در زمان سلطنت او مصر به سرزمین مقتدری تبدیل شد . وقتی آزیریس از شهر خارج می شد همسرش ایسیس تمام کارها را به عهده میگرفت و مانند شوهرش کشور را اداره میکرد . خواهر کوچکتر انها ( نفتیس ) هم با ست ازدواج کرد – ولی او هم مثل خواهرش عاشق آزیریس شده بود . به همین خاطر یک شب خود را به شکل خواهرش در اورد و با آزیریس همبستر شد و از او فرزندی به دنیا اورد که سرش شبیه شغال بود به همین خاطر اسم کودک را انوبیس گذاشتند . پس از اینکه ست کودک را دید خیال کرد که برادرش به او خیانت کرده است . پس به حدی خشمگین شد که تصمیم گرفت از برادرش و همسرش انتقام بگیرد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .
Yahoo ID = Jalal_webid
هیروگلیف " در معابد و مقبره ها مصر باستان یکی از این روشها محسوب می شدند . اما شگفت انگیزترین شیوه برای ابراز احساسات فراعنه نسبت به خدایانشان , استفاده از ستونهای غولپیکری بود که در اماکن مختلفی کار گذاشته می شد . این ستونهای گرانیتی بیش از 20 متر طول و وزن انها بالغ بر 150 تن میباشد . بر روی این ستونها نیایشهای مخصوص و همچنین خدماتی که فرعون وقت انجام داده به شکل زیبایی توسط هنرمندان فراعنه حک شده است . امروزه تعدادی از این ستونها بصورت کامل در معابد مختلف خودنمایی می کنند و با اینکه عمر بعضی از انها به بیش از 3000 سال می رسد اما زیبایی و عظمت انها چشم هر بیننده ای را بخود خیره می کند . اما سرنوشت «کتیبه خورشید» یا همان « سوزن کلئوپاترا » حکایت غریب و در نوع خود شنیدنی میباشد – درست مثل سرنوشت صاحب کتیبه یعنی « کلئوپاترا » مطلب امروز در دو بخش تعیه و تنظیم شده است . قسمت اول حکایت کتیبه ای میباشد که توسط حکمران وقت مصر به یک انگلیسی پیشکش شده است . اما قسمت دوم مربوط میشود به زندگی خود " کلئوپاترا " که توسط دوست وبلاگنویس ما « امیر » مدیر وبلاگ « EGYPT » تعیه و تنظیم شده است . حتما" بین شما بینندگان Yahoo2 - عزیزانی هستند که دوست دارند با این زن تاریخ ساز مصر اشنا شوند. با تشکر از امیر عزیز برای تعیه قسمت دوم مطلب امروز ....
سرنوشت کتیبه خورشید یا سوزن کلئوپاترا
|
کتیبه خورشید یا سوزن کلئوپاترا : این ستون امروز در کنار رودخانه تایمز در شهر لندن غربت خود را به ماتم نشسته است. |
ستونهای هرمی شکل سنگی مصر در اصل برای ستایش خدایان و بخصوص خدایان خورشید برافراشته شده اند که از زمان رومی ها به عنوان نشانه های فتح و نیروهای اسرارامیز شناخته شده است . ستونهای گرانیتی با وزنی حدود 150 تن در مقابله با اشخاصی که برای جابجایی انها کوشش و مبارزه میکردند رازهای شگفتی در سینه دارند . هنوز معلوم نیست چگونه معماران مصری این غولهای سربه فلک کشیده را جابجا میکردند.! شاید هیچکس به اندازه « سرجیمیز الکساندر » انگلیسی ,این سئوال را از خود نکرده باشد . در سال 1877« محمد علی » حکمران مصر, ستون کوه پیکری را که حدود 3000 سال پیش توسط صنعتگران مصر باستان حکاکی شده بود به " سرجیمیز الکساندر " پیشکش کرد . برای حاکمان وقت غارت و چپاول میراث فرهنگی مصر هیچ ارزشی نداشت .. انها برای راضی نگه داشتن دول اروپایی از تمام ابزارهای موجود استفاده میکردند . در عوض برای " سرجیمیز الکساندر " انتقال این کتیبه باستانی به انگلستان یک غرور ملی محسوب می شد .
( البته کتیبه کلئوپاترا تنها کتیبه غارت شده از این قبیل نیست- کتیبه توتموس سوم در شهر نیویورک – کتیبه رامسس دوم در شهر پاریس نمونه های از ستونهای غارت شده اند.) همانگونه که اشاره شد این ستون 150 تنی که ارتفاع ان بیش از 20 متر بود به دستور «کلئوپاترا » تراش خورده بود . در این کتیبه از خدایان خورشید قدردانی شده و از ایثار و فداکاریهای " کلئوپاترا " که در راه ابادی مصر صورت گرفته حماسه های به خط هیروگلیف بر تن این ستون نقش بسته بود . تنها فکر سرجیمیز چگونگی انتقال این کوه سنگی از « لوکسور » به بندر اسکندریه و سپس حمل ان به انگلستان بود . بیش از 700 نفر برای این جابجایی تلاش میکردند – در اخر ستون سنگی را در داخل یک استوانه اهنی ضد اب قرار دادند و انرا بر روی چرخهای عظیمی استوار ساختند . این چرخها که قطر انها به 3 متر می رسید از جنس اهن و همچنین چوبهای مقاوم بود . چوب برای ان بود که بتوانند این استوانه غول پیکر را به دریا بیافکنند . برای اولین بار در دریا استوانه ای به صفهات اهنی, سکان , عرشه اهنی و کابین مجهز شده بود – این وسیله عجیب توسط یک کشتی بخار بنام « الگا » در 21 سپتامبر 1877 بندر اسکندریه را به مقصد انگلستان ترک کرد . مسافرتی خطرناک و همچنین مهیج , روزنامه های انگلیسی خبر این انتقال را لحظه به لحظه دنبال میکردند . شایعات مختلفی در شهر بگوش می رسید , کتیبه خورشید در دریا غرق شده است .!! البته این یک شایع بود .. در یکی از روزها, طوفان باعث شد که ناخدا بطور موقت کشتی اسیب دیده را رها کند . بعد از اینکه کشتی تعمیر و اماده شد, بنای تاریخی در 21 ژانویه 1877 وارد رودخانه تایمز شد و در کنار رودخانه لنگر انداخت . مردم لندن دسته دسته برای دیدن این ستون 3000 ساله به حاشیه رودخانه می امدند – جرثقیلی به ارتفاع 35 متر ساخته شد و « کتیبه خورشید » بعد از یک تلاش مداوم در کنار رودخانه به روی پا ایستاد . امروزه با گسترش شهر لندن پارک کوچکی در مجاورت " کتیبه خورشید " ساخته شده و مجسمه های به شکل « ابوالهول » در کنار این بنای باستانی جای گرفته است . اما در این مجموعه هیچ نشانی از ذوق و هنر معماران باستانی مصر بچشم نمیخورد . مردم لندن نام نامفهومی بر این کتیبه گذاشته اند .. « سوزن کلئوپاترا » ... نمیدانم . شاید سرنوشت " کتیبه کلئوپاترا " مثل سرنوشت خود او باشد . اروپا و روم باستان , نقش اساسی در زندگی " کلئوپاترا " داشتند و اینکه یک کشور دیگر از اروپا ... انگلستان .!!! " کتیبه خورشید " که بیش از 3000 سال در پرتو افتاب سوزان مصر پابرجا ایستاده بود – اینک از خدایان خورشید در اسمان بارانی لندن استمداد می طلبد .
در تصویر بالا دو نمونه از ستونهای نیمه کاره را مشاهده میکنید . در تصویر سمت راست استخراج سنگ غولپیکری را که در معدن رها شده است را میتوانید ملاحظه کنید . حال چگونه این سنگها را جابجا میکرده اند معمای است که هنوز لاینحل مانده است.! در تصویر سمت چپ ستونی را که شکل ان کامل شده و هیروگلیفهای بر پیکرش نقش بسته است را مشاهده می کنید . متاسفانه نیمی از این ستون در جابجایی (بخاطره ساخت سد ناصر در کنار معبد ابو سیمبل ) ویران شد .
در تصویر بالا عملیات انتقال کتیبه خورشید را مشاهده می کنید . در تصویر سمت راست استوانه ساخته شده را در بندر اسکندریه را ملاحظه می کنید . در تصویر سمت چپ میتوانید عظمت این ستون را مشاهده کنید . برای انتقال این سنگ عظیم الجثه بیش از 700 نفر تلاش میکردند .
سرنوشت کلئوپاترا
« كلئوپاترا » ، یا در واقع كلئوپاترای هفتم، دختر « پتولمی » دوازدهم فرعون مصر و خواهرش كلئوپاترای پنجم، است كه در سال 69 یا 70 پیشازمیلاد متولد شد و امروز یكی از مشهورترین حاكمان مصر باستان محسوب میشود . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
Yahoo ID = Jalal.web_id
مطلب امروز ما مربوط میشود به تمدن عظیم و شگفت انگیز مصر باستان, همانگونه که می دانید Yahoo2
یکی از غنی ترین منابع و ماخذهای اطلاعاتی درباره تمدنهای عظیم جهان و بخصوص تمدن مصر باستان میباشد و خوشحالیم که توانستیم این تمدن عظیم بشری را از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار دهیم . یکی از حیاتی ترین دوره های مصر باستان مربوط میشود به حکومت " آمن حوتپ " چهارم یا " اخن اتن " – این دوره حکومتی – تنها دوره ای است که وارد مباحث مختلف دانشگاهی شده و امروزه در دانشگاههای بزرگ جهان مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد . در این دوره حکومتی برای اولین بار به باورها و اعتقادات جامعه حمله میشود و گروه های مختلف حکومتی پایه های قدرت خود را سست می بینند . کاهنان مذهبی اولین کسانی هستند که قدرت و اعتبار خود را در خطر می بینند, افراد عامی جامعه نمیتوانند خدایان و بت های دیگرشان را فراموش کنند – این اولین شگفتی جامعه شناسی که شکل میگیرد . مردم برای اولین بار از عدالت گریزانند – روحانیون یک مبارزه زیرزمینی و مخفی را هدایت می کنند و بعد از فروپاشی حکومت " اخن اتن " سعی می کنند تمام اثار بجا مانده از این فرعون انقلابی را از بین ببرند – اما تاریخ مسیر خود را دارد و این مسیر را هیچکس نمیتواند عوض کند . مطلب امروز در اصل قسمت دوم " مصر سرزمین رازها " میباشد که توسط " بهداد بسیجی " ترجمه شده است . تاریخ همیشه زیباست و همیشه سرشار از تجربه ها تلخ و شیرین میباشد, امیدوارم بتوانیم از مسیر تاریخ چیزی یاد بگیریم و در زندگیمان از تجربه ان استفاده کنیم . با تشکر فراوان از " بهداد بسیجی " که با ترجمه روان و زیبای خود براستی نشان داد یکی از نوابغ ترجمه کتبهای باستان شناسیت .
فرعونی که تاریخ قادر به فراموش کردن او نیست.
یکی از اسرار دنیای باستان در سال 1926 در مجموعه عظیم مذهبی " کاراناک " بخشی از شهر از بین رفته " تبس " کشف شد . طی هزاران سال, کاشفان و جهانگردان در میان این خرابه ها به جستجو مشغول بودند و از شگوه و جلال گذشته دور بر خود می لرزیدند, غافل از اینکه چیزی به عمد از انان پنهان نگاه داشته شده است . یک معبد ساخته شده توسط فرعون " آمن حوتپ " چهارم که در اوایل حکمرانی وی ( 1353 - 1335 قبل از میلاد ) قطعه قطعه شده و در درون دیوارها و پی بناهای دیگر مخفی شده بود . تخریب معبد مزبور بخشی از اقداماتی بود که هدف ان از میان بردن کلیه اثار مربوط به این پادشاه منفور می شد . یعنی
|
این تکه سنگهای نقاشی شده که با کمک رایانه در کنار هم قرار داده و منظم شده, بخشی از معبد شاه مرتد " آخن آتن " است که بعد از مرگ او ویران و تکه های ان پنهان شده بود . این کاشی ها یا همان ثلاث ها بعد از گذشت 3000 سال توسط باستان شناسان کشف و گوشه از واقعیت تاریخ برای نسل امروز اشکار شد. |
بدور افکندن انچه او را یاد اور می شد و انگار وجود او از بن وریشه – در جامعه ای که زشتکاری, امری نکوهیده بود سرنوشت او, بدترین سرنوشتها بود . بگونه ای که انگار او هرگز وجود نداشته است.! قرائن مربوط به این حذف تاریخی طی 25 سال و در هنگام مرمت سازی بناهای دیگر توسط باستان شناسی بنام " هنری شوریر " صورت گرفت . شوریر در حالیکه مشغول کشف یکی از دو دروازه عظیم در معبد " آمن " و نیز زیر بنای یک تالار عظیم ستون دار بود, بیش از 20 هزار قطعه سنگ کوچک پیدا کرد . قطعات مزبور به اندازه یکنواختی تراشیده شده بودند. تقریبا" هر سنگ به شکل مستطیل در ابعاد 5/22 * 25 * 50 سانتیمتر بودند . برخی قطعات اثار رنگ خوردگی داشتند و بسیاری نیز با اشگال برجسته ای زینت داده شده بودند – که بنظر میرسید خود قسمتهایی از تصاویر بمراتب بزرگتری باشند . از انجا که اندازه قطعات سنگ سیاه بیش از سه وجب نمی شد, کارگران مصری انها را " ثلاث " به معنی سه در زبان عربی نامگذاری کردند . قطعات مزبور بیشتر از سوی حفاران در " تبس " و در نقاط دیگر کشف شده بودند . اما هیچکس نتوانسته بود توضیحات قانع کننده ای پیرامون منشاء و مفهوم انها ارائه دهد . از سوی دیگر هنری شوریر در مجموعه کاراناک بناهای در هم شکسته دیگری منقوش به نام " آمن حوتپ " چهارم یافت . ایا از این سنگها میخواستند مثل کاشی کاریهای امروزی ما استفاده کنند.؟ او نتیجه گرفت این قطعات و " ثلاث " ها ی یافت شده قبلی, می بایست بخشی از یک معبد ویران شده باشند . وضعیت قطعات سنگی دلالت بر ان داشتند که وضعیت کنونی انها نه ناشی از درهم کوبیده شدن و رها شدن به حال خود, بلکه از انتقال دقیق انهاست . بسیاری از سنگها, نشان از علائم غیر قابل انکار خشم و نفرت نسبت به خانواده سلطنتی داشتند . نقوش مربوط به همسر " آمن حوتپ " ملکه " نفرتیتی " عامدا" مخدوش شده
|
همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید علائمی در این سنگ بچشم میخورد که نشان از حذف نشانه های پیشین دارد . شاید انها نمیدانستند 3000 سال بعد تاریخ بگونه دیگری قضاوت خواهد کرد . |
بودند, برخی را طوری قرار داده بودند که تصویر ملکه به حالت وارانه بود . در خارج از این مجموعه, حفاران شوریر پایه های 28 مجسمه عظیم " آمن حوتپ " چهارم, بعلاوه بقایای متلاشی شده 25 مجسمه غولپیکر دیگر را یافتند که نشان می داد پیکره ها از جای خود نقش زمین شده اند . هدف از این خرابکاریها مخدوش کردن یکی از فراعنه سلسله هجدهم بود . یعنی " آمن حوتپ" فرزند سلاله ای از شاهان جنگجو و متکبر . در سال 1550 قبل از میلاد, بنیانگذار دودمان وی " احموز " مصر را از یوغ یک قرن تسلط یک قبیله متجاوز اسیایی تبار رها ساخت . این اغاز عصری 500 ساله بود که به " پادشاهی نوین " مشهور است . نیاکان " آمن حوتپ " امپراطوری بی همتا از نظر نفوذ و قدرت برپا ساختند . قلمرو پادشاهی انان در جنوب افریقا تا سودان – و از شرق تا سینا و غرب اسیا را در بر میگرفت . شاهان " پادشاهی نوین " ضمن وفاداری به تبار خود, " تبس " منزلگاه نیاکان خود را پایتخت مذهبی مصر قرار دادند . در ساحل رود نیل انان معابد بزرگی ساختند, و سه کیلومتر دورتر در یک وادی متروک در حاشیه کویر گورهای سلطنتی خود را بر پا کردند و دیوارهای ان را با نقوش حجاری شده و تصاویر نقاشی شده از خود و خدایان مورد علاقه خویش مزین ساختند . اما " آمن حوتپ " چهارم راه خود را از نیاکانش جدا کرده بود . او پرستش در پرستشگاه بزرگ و عمومی خدایان مختلف را رها کرده و فقط یک خالق " رع " خدای خورشید – را که توسط " آتن " تجسم می یافت پرستش نمود . " آتن " همان صفحه مدوری بود که اشعه های حیات بخش خورشید را ساطع میکرد . در سال پنجم حکومت خویش – این فرعون مرتد ( لقبی که مردم مصر باستان به این پادشاه داده بودند ) اعلام کرد که از ان به بعد نام او " آخن آتن " خواهد بود . معنی دقیق این نام مورد اختلاف است – اما روشن است که این نام معرف ارادت پادشاه نسبت به خدای جدید بود .( البته بسیار اعتقاد دارند این نام یعنی خدمتگذار آتن ) علیرغم تلاشهای فراوان " آخن آتن " تکریم و پرستش " آتن " در قلوب مصریان جای نگرفت . طولی نکشید که پس از مرگ فرعون, خدایان و الهه های گذشته مجددا" مطرح گشتند – و پیروزمندانه در گورها و معابد نیاکان " آخن آتن " جای گرفتند . از قرار معلوم به عنوان تنبیه این فرعون مرتد, کاتبان کاهن – نام " آخن آتن " را از فهرست شاهان تاریخی مصر حذف نمودند . از انجا که اشاره به حیات او غیر قابل اجتناب بود , مورخان از او با عنوان مبهم " حکومت ان ملعون " یا دوران " ان یاغی " یاد میکردند . " آخن آتن " فرزند شاه " آمن خوتپ " سوم و همسر اصلی او ملکه " تیه " بود . در زمان تولد او " پادشاهی نوین " در اوج شکوفایی خود قرار داشت و نفوذ ان فراتر از مرزهایش گسترش یافته بود . تاریخ دقیق جلوس " آمن حوتپ " چهارم به تخت سلطنت مورد اختلاف است – اما احتمالا" این امر در حوالی سال 1353 قبل از میلاد بوقوع پیوست . برخی مورخان معتقدند که فرعون جدید ممکن است چندین سال بطور مشترک با پدرش حکمرانی می کرده است . شواهد حاکی از انند که حکومت حداقل 4 پادشاه با هم تلاقی داشته است . این که ایا ممکن است " آمن حوتپ " سوم و چهارم برای مدت زمانی بطور مشترک بر مصر حکمرانی میکردند یکی از بحث برانگیزترین مسائل مربوط به ان دوران محسوب میشود . حتی اگر پدر " آمن حوتپ " چهارم در قید حیات بوده باشد – وی یک شبه انقلاب مذهبی خود را انجام نداده است . با این وجود واضع است که به غیر از خدای خورشید دیگر خدایان مصر تحت عناوین, اشگال و صور مختلف او را مجذوب نمی ساختند . او بطور فزاینده ای دلبستگی خود - و بعد هم نام خود را – به خدای خورشید که او ان را " آتن " مینامید و خورشید حیات بخش بود – معطوف داشت . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .
کتابخانه وبلاگ
Yahoo ID = Jalal_webid
از کتابخانه Yahoo2دیدن فرمائید . 13 جلد کتاب برای دانلود شما دوستداران دنیایی ناشناخته – این کتابها با فرمت pdf میباشد و شما با نصب برنامه Adobe Reader براحتی میتوانید انها را مطالعه کنید .
تمدن فراعنه یکی از شگفت انگیزترین تمدنهای بشری میباشد. هیچ تمدنی به اندازه تمدن فراعنه انسان امروز را مجذوب خود نساخته است . بیش از هشتاد هزار عنوان کتاب درباره این تمدن نوشته شده است و
هر ساله بیش از چهارصد عنوان کتاب درباره تمدن فراعنه بچاپ میرسد . تمدنهای بسیاری از ابتدای خلقت تا به امروز - شگوفا و سپس در دل تاریخ مدفون شده اند . تمدنهایی که هر یک معماهای خاص خود را دارند – تمدنهای اسرار امیز امریکای جنوبی – تمدنهای ایران باستان و تمدنهای شرق دور . اما تنها تمدنی که از دل گورستانهایش با باستان شناسان و محققان ارتباط برقرار کرد, تمدن فراعنه مصر بود . شگفتا که این گورستانها در طول تاریخ – از زمان باستان تا به امروز همیشه مورد چپاول غارت قرار گرفته , اما هنوز هم استوار و پابرجا با تمدن نوین ارتباط برقرار کرده است . مطمئنم مطلب امروز را شما بیش از 2 بار خواهید خواند و انگاه بخود میگوید : براستی مصر سرزمین رازها و شگفتیهاست . با اینکه مطلب امروز یک مطلب بسیار طولانی میباشد اما من به دیده منت و بدون هیچ چشم داشتی انرا بصورت کامل در اختیار شما دوستان قرار داده ام - تا بتوانید احساس بودن در کنار این تمدن شگفت انگیز را در وجودتان احساس کنید . شاید این مطلب را باید در 5 پست در اختیار شما قرار می دادم – اما همانگونه که گفتم دوست دارم شما دوستان قدم به قدم با مطلب همراه شوید . تنها خواهش من از شما عزیزان وبخصوص دوستان وبلاگنویس این است که حتما" لینکی در وبلاک خود قرار دهید تا افراد دیگر هم از مطلب استفاده کنند و سایر دوستان با دادن ادرس وبلاگ به سایر عزیزان اجازه دهند انها هم در احساس شما شریک باشند . بیش از یکماه بر روی این موضوع کار شده است و اگر زحمت خواهر نازنینم نبود , امروز نمیتوانستیم این مطلب زیبا را در وبلاگ قرار دهم و با تشکر از بهداد بسیجی بخاطره ترجمه روان قسمت مهمی از مطلب امروز که نشان داد به حق یکی از مترجمان زبده مطالب باستان شناسی میباشد .
مصر سرزمین رازها
یکی از باشکوه ترین اثار تاریخی مصر باستان که توجه بسیاری را بخود معطوف داشته, معبد 3500 ساله " لوکسور " است که در امتداد رود نیل و در 700 کیلومتری شهر قاهره قرار دارد . بعد از دهها سال کاوش سخت کوشانه باستان شناسان و پژوهشگران جهان, این مکان از هر لحاظ مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت . تنها چالش باقی مانده – حفظ این معبد از تجاوز تمدن نوین بود . در سال 1989 بازرسان وابسته به میراث فرهنگی مصر هشدار دادند که رسوخ اب از سیستم مجاری فاضلاب " لوگسور " و رود نیل,شالوده
|
هربرت ایوستیس وینلاک – باستان شناس موزه هنری متروپلین نیویورک مردی که ماکت ها و مدلهای زیبایی را از مقبره " مکتره " کشف و انرا در اختیار دوستداران تمدن فراعنه قرار داد . |
های این اثر تاریخی را مورد تهدید قرار میدهند . انان تصمیم گرفتند نمونه هایی از خاک این ناحیه را جهت تعیین ابعاد این مشگل باخود ببرند . گارگران در محوطه شروع به حفاری و نمونه برداری کردند – ناگهان به یک مجسمه برخورد کردند و پس از کمی جستجو دو مجسمه دیگر نیز نمایان شد . انها به کشف مهمی دست یافته بودند