|
اهرام بنایی که هرگز نمیمیرد ( 2 )
در مطلب قبل دیدیم چگونه " المامون " پسر " هارون الرشید " برای یافتن گنجینه پنهان اهرام به ان حمله ور شد و چگونه بعد از تلاش فراوان شکست را پذیرفت . هر چند او با گذاشتن طلا و جواهرات در گوشه ای از هرم بزرگ اینگونه نشان داد که توانسته بر اهرام پیروز شود اما با گذشت زمان, تاریخ نشان داد پیروز این بازی اهرام بوده است . اما شاید باور نکنید که اهرام, نیوتن کاشف جاذبه عمومی را نیز به حقارت کشید . البته این رازی بود مثل تمام رازها و داور عادلی داشت بنام تاریخ و شگفتا که تاریخ همیشه بسود اهرام رای صادر کرده است . با کشف جاذبه بسیاری از ناشناخته های جهان پدیدار شد مثل "اعتدالین " مثل گردش زمین بدور خود و بدور خورشید . اما چرا نیوتن.؟ چون نیوتن بازیگری بود که بطور مستقیم وارد پیکار با اهرام گردید.. چرا من باید این مطالب را بشما بگویم.. بگذارید تاریخ داستان را بگوید و اینبار شما داور و قاضی باشید..ا
محیط زمین استوار بود اطمینان کاملی نداشت و منیع اطلاعات وی تا ان تاریخ ارقام بدست امده از محاسبات " ارتوسن " ستاره شناس یونانی و پیروان او بود که این ارقام محاسباتی را که نیوتن برای اثبات صحت تئوری خود مینمود, تائید نمیکرد . اندازه گیری های " جان گریور " از ابعاد هرم در ارتباط با محیط زمین گرچه به واقعیت نزدیک بود و به همین دلیل نیوتن کشف قانون جاذبه عمومی خود را چند سال بعد و بر اساس محاسبات ستاره شناس فرانسوی بنام " ژان پیکارد " به جهانیان اعلام داشت . در انزمان چه نیوتن و چه پیروان او هیچگونه اطلاعی نداشتند که مجسمه ابوالهول و ستون سنگی چهار ضلعی که در میان پنجه های این پیکره سهمناک قرار دارد بعنوان وسیله ای برای تعین دقیق اولین روز سال, یعنی روزی که شبانه روز دقیقا با هم برابری میکند,بکار میرفته (عتدالین ) و هرگز نمیتوانستند تصور کنند که سایه این ستون برای محاسبه دقیق محیط کره زمین در رابطه با عرض جغرافیائی محل استفاده دانشمندان اهرام بوده است. جای شگفتیست ایا اهرام نیوتن را ببازی گرفته بود.؟ ایا اهرام انقدر دانش داشت که نیوتن را با تمام بزرگیش به حقارت بکشد .؟همانگونه که گفتم داور شما هستید . اما ادامه مطلب خودمان . " ناتانیل دیویس " جنرال کنسول انگلیس در الجزایر پا بدرون هرم بزرگ گذاشت و پس از دقت و برسی فراوان یک سوراخ مستطیل شکل در سقف سالن بزرگ (سالون فرعون ) مشاهده کرد و هنگامیکه با اشگالات فراوان از درون این سوراخ بالا رفت . به کشف سالن دیگری با ابعادی مشابه سالن بزرگ اما با سقفی بسیار کوتاه نائل امد . در این سالن نیز که بنام کاشف ان " دیویس " نامیده میشود هیچگونه گنجینه ای یا سنگنوشته ای بدست نیامد و این معما همچنان ادامه داشت تا انکه در زمان اشغال مصر توسط ناپلئون بناپارت یکبار دیگر هرم بزرگ مورد توجه دانشمندان و ریاضی دانان فرانسوی از جمله "ادام فرانسوا جمار " و " کلنل ژان ماری " قرار گرفت . این دانشمندان با پاک کردن اطراف هرم از سنگ و خاک و با توجه به موقعیت ساختمانی ان سنگ بنای اصلی هرم را کشف کردند و بر این اساس اندازه گیریهای بسیار دقیقی از ابعاد خارجی ان بعمل امد . در اوائل قرن نوزدهم " کاپیتان کاویگلیا " و " کلنل هوارد ویس " تلاش مشترکی را اغاز کردند و در سال 1836 به کشف سه سالن دیگر تقریبا با ابعاد سالن اصلی و در بالای ان نائل شدند که تصور میرفت این سالنها در مجموع به منظور تخفیف فشار سنگهای فوقانی که ارتفاع انها حدود 62 بالغ میشد بر روی دیواره های سالن اصلی ساخته شده اند . " هوارد ویس " همچنین موفق شد دو سوراخ هواکش طولانی بطول تقریبی 62 متر را کشف کند که مستقیما به سالن اصلی مربوط میشد و با تمیز کردن مجاری این هواکش ها,هوای تازه به درون هرم نفوذ کرد و حرارت داخلی محوطه در تمامی طول سال به بیست درجه سانتیگراد تثبیت گردید. ( اینهم یکی دیگر از اسرار اهرام میباشد که در تمام طول سال درجه هوا ثابت است و هیچگونه تعقیری در سالن بزرگ مشاهده نمیشود . براستی انها چگونه این محاسبات دقیق را انجام میدادند!!! )... همچنان که زمان به پیش میرفت و اکتشافات جدید نشان میداد که در داخل هرم هیچگونه جواهرات و مدارک تاریخی و یا اثار هنری وجود ندارد تصور اینکه این ساختمان فقط به عنوان یک ارامگاه ساخته شده باشد روز به روز بعیدتر مینمود . شاید این هم رازی بود که اهرام در سینه داشت . هیچ بنائی در دنیا به اندازه اهرام ثلاثه و بخصوص هرم بزرگ محققان را دچار تردید نکرده است بعضی از محققان همانگونه که گفتم اهرام را تنها یک مقبره با شکوه میدانند و بس . اما دانشمندان و باستان شناسان بسیار بزرگی هم هستند که معتقدند که این ساختمان برای هدف و مقصدی بسیار عظیم و متعالی ساخته شده است . طبق یک برسی که توسط کالجی در انگلیستان صورت گرفت بیش از 7000 عنوان کتاب تنها در 20 سال گذشته درباره اهرام نوشته شده و جالب اینکه بعضی از نویسندگان اصلا اهرام را از نزدیک ندیده اند اما اخرین کسی که موفق شد راز دیگری از اهرام را کشف کند کسی نبود جزء دکتر " هوارد کارتر " که در سال 1923 وارد مقبره فرعون شد . من درباره او همانطور که گفتم در وبلاک " اهرام تفکر فرازمینی " بصورت کامل و جامع توضیح دادم . اما اگر یادتان باشد من در مقدمه قسمت اول نکته ای را یاداور شدم و ان این بود که اهرام تکنولوژی و علم امروز را به بازی گرفت . شاید بگوئید چگونه .؟ هنگامیکه سران مصر تصمیم گرفتند سد اسوان را بسازند متوجه شدند اثار بسیاری به زیر اب خواهد رفت . برای همین مهندسان خبره ای از 4 کشور امریکا. فرانسه . انگلیس . سوئیس داوطلب شدند که اثار باستانی را نجات دهند . هیچ راهی نبود و کشور مصر به این سد احتیاج فراوانی داشت . مهندسان مشغول کار شدند اما پس از مدتی عجز مهندسان اشکار شد . چون امکان جابجائی بعضی از قطعات ساختمان با تمام امکانات میسر نشد . اخرین راه حل این بود که بعضی از سنگها و مجسمه ها را به قطعات کوچکتر تبدیل کنند و سپس انها را جابجا کنند . به این ترتیب به اصالت تصاویر و سنگنبشته ها لطمات و خسارات جبرا ن ناپذیری وارد شد . محمد کروان رئیس موزه قاهره در همان سال گفت : بعضی از مجسمه ها و سنگها که مجبور به قطعه قطعه کردنش شدیم نصف مجسمه ها و سنگهائی نبود که در دره پادشاهان و هرم بزرگ میباشد . ما چاره ای نداشتیم و گرنه بسیاری از اثار به زیر اب میرفت . فکر میکنم احتیاج به توضیح نیست و شما متوجه شدید..براستی چه قدرتی و چه علمی این سنگهای عظیم را با این دقت به روی هم نهاده..؟!! ایا اهرام دست از بازی برداشته یا این بازی ادامه دارد.؟ هر چه باشد داور این بازی تعقیر نخواهد کرد!! تاریخ را همه به عنوان داوری عادل قبول دارند . پایان Yahoo ID = Jalal_web |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۵:۳۸ ب.ظ اهرام بنایی که هرگز نمیمیرد ( 1 )
مطالب جدید از اهرام : بنایی که هرگز نمیمیرد ( 1 )
چگونه یورش اغاز شد تاریخچه ساختمان اهرام و بخصوص هرم بزرگ, داستانی دلپذیر و سرشار از شگفتیهاست و این داستان مشروحتر از ان است که بتوان انرا در یک یا دو مطلب جای داد . بنابر این انچه را که با هم مرور خواهیم کرد تنها نکات برجسته ای از این افسانه حیرت انگیز میباشد . در حالیکه تنها سی هرم بزرگ و کوچک در مصر و بسیاری دیگر نیز در سایر نقاط جهان از جمله جنوب افریقا . چین . کوه های هیمالیا . مکزیکو . امریکای مرکزی و فرانسه وجود دارند,دلیل بیشترین توجه دانشمندان . معماران . مهندسان و ریاضیدانان به هرم " خئوپس " این است که از نظر رعایت اصول ریاضی و هندسی واجد انچنان خصوصیاتی است که دیگر هرمها نظیر ان مشاهده نمیشود بر اساس نظر محققان شش هرم دیگر که قبل از هرم بزرگ ساخته شده از نظر عظمت و محاسبات ریاضی در سطح پائینتری قرار دارند و در بیست و سه هرم دیگر که پس از هرم بزرگ ساخته شده اند از دقت و ظرافت کار به نحو محسوسی کاسته شده است . هرم بزرگ در 16 کیلومتری غرب قاهره در زمین مسطحی به وسعت6/2 کیلومتر مربع و از دشت " جیزه " مشرف به نخلستانهای دره نیل بنا گردیده و سطح زیربنای ان که اندکی بیش از 13 جریب را پوشانده با دقتی معادل چند میلیمتر اختلاف تسطیح شده!!! برای ساختمان این هرم دومیلیون ششصد هزار قطعه سنگ های ساختمانی تراشیده شده از گرانیت و سنگ مرمر با وزنهایی از 2 تا 70 تن با دقتی بیمانند در حدود جزئی از میلیمتر چیده شده تا بنائی به ارتفاع 140 متر پدید امده است . در جوار هرم بزرگ دو هرم دیگر وجود دارد که یکی متعلق به " کفرن " جانشین " خئوپس " و دیگری " مایکونیوس " جانشین کفرن منسوب است . این اهرام به انضمام شش هرم دیگر که ظاهرا برای زنها و دختران خئوپس اختصاص داده شده اند مجتمع اهرام "جیزه" را تشکیل میدهد . در روزگاران پیش,هرم بزرگ به منظور زیبائی و استحکام بیشتر با لایه ای از سنگ مرمر صیغلی پوشش یافته بود. تا انکه در سیزده قرن پیش از میلاد مسیح بر اثر زلزله قسمتهائی از این سنگ محافظ فرو ریخته و در خلال نسلهای بعد تمامی سنگهای پوشش که ضخامت ان به دو نیم متر و مساحت کل انها بالغ بر بیست و دو جریب بوده است , بتدریج کنده شده و به مصرف بناهایی در شهر قاهره رسیده است . هرم بزرگ تا قرنها پس از ساخت ان دست نخورده , مسدود و مکشوف باقی مانده و هر گونه اطلاع و خاطره ای از محل مدخل این هرم با سپری شدن روزگاران دراز در مدفن تاریخ ناپدید گردید . تا اینکه در سال 820 پس از میلاد " عبدااله المامون " فرزند " هارون الرشید " که از جسارتها و شهامتهای او در داستانهای هزار و یکشب فراوان یاد شده است,به انگیزه دسترسی به گنجها و مدارک تاریخی گرانبها که تصور میرفت در درون این بنای عظیم ذخیره شده است , با استفاده از گروهی مهندس , معماران و گارگران روزهای متوالی بدنبال یافتن روزنه ای بر روی سنگهای مسطح هرم بدون کوچکترین نتیجه صرف وقت نمود . خلیفه جوان که از این طریق حصول مقصود را مشکل یافته بود تصمیم گرفت با حفر یک تونل از درون یک سنگ خارا به محوطه داخلی هرم راه یابد و زمانیکه انجام اینکار را هم در مقابل سرسختی سنگهای جانبی هرم غیر ممکن یافت, دستور داد تا با مشعل های مخصوص سنگها را داغ و افروخته کنند و سپس با ریختن سرکه سرد در انها ایجاد شکاف نمایند و به این ترتیب بود که توانست با حفر یک تونل سی متری به راهرو باریکی به عرض و ارتفاع در حدود یکمتر در اندرون هرم راه یابد . این راهرو با شیب تندی به سمت پائین سرازیر میشد و مهندسان پس از تلاش فراوان توانستند از طریق این تونل به مدخل مخفی هرم که در ارتفاع 15 متری از پایه ان قرار داشت دسترسی یابند . با حصول این توفیق " المامون "و افراد وی به شوق دستیابی به گنجینه طلا و جواهرات به کاوش خود ادامه دادند . ولی در هر جهت که پیش میرفتند جزء مشتی خاک و سنگ چیزی دیده نمیشد . با مشاهده این وضع " المامون " و افراد او, کار حفاری را از نقطه دیگری از درون یک قطعه سنگ مرمر که بریدن ان اسانتر مینمود اغاز کردند و پس از گذشت روزها و ادامه کار خستگی ناپذیر , یک تونل باریک که سقفی بسیار کوتاه داشت بر روی انان گشوده شد . گروه کارگران در حالیکه روی زانوهای خود میخزیدند در حدود 50 متر در طول این مسیر بالا رفتند و سرانجام به یک اطاقک خالی با سقف شیروانی شکل به مساحت 7/1 متر مربع رسیدند و از انجائیکه اعراب در انزمان, زنان خود را در درون مقبره هائی که سرپوش شیروانی شکل داشت دفن میکردند این محل به بنام " اطاق ملکه " نام گذاری شد . در این محفظه یا مقبره چیزی جزء یک حفره تو خالی طاقچه مانند یافت نشد . در نتیجه کارگران یکباره دیگر در بازگشت از مسیر خود در حالیکه مشعل ها را متوجه سقف کرده بودند به حفره خالی دیگری برخوردند و با سعود از این مجرای باریک به دالانی با سقف بلند به ارتفاع 8/6 و طول 48 متر برخوردند , انتهای این دالان یا راهرو به محل مسطحی منتهی گردید که به منزله استانه و مدخلی به اطاق دیگر بود , و از این محل با عبور از تونل دیگری , وارد سالن بزرگی با دیوار و سقفی از سنگ خارا شدند که عرض و طول ان 20/10 در 60/5 متر و ارتفاع ان 7/5 متر بود و بنام سالن بزرگ یا سالن فرعون نامگذاری شد . با اینکه در این نقطه کارگران عرب دیوانه وار در جستجوی گنجینه مورد نظر بودند . اما تنها چیزی که یافتند تابوتی خالی از سنگ خارای قهو های رنگ که بسیار صیقلی بود . المامون که از ادامه کار خسته شده و نتیجه ای از زحمات خود بدست نیاورده بود در فرصتی مناسب مقداری طلا و جواهرات را در گوشه ای از این اطاق پنهان کرد و سپس کارگران را برای حفاری به ان محل هدایت نمود و به این ترتیب به افراد خود دلگرمی و امیدواری داد و در ضمن خود نیز از مخمصه شکست در جریان این ماجراجوئی نجات یافت . بنابراین اولین تلاش انسانها برای گشودن راز و رمز این ساختمان عظیم بجائی نرسید .... ادامه دارد ×،*
Yahoo ID = Jalal_web
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۵:۳۶ ب.ظ تصاویری که بر دیوار نمایان می شد
تا امروز مطالب بسیاری در وبلاک قرار گرفته که هنوز انسان جواب قانع کننده ای برای انها ندارد . من در تاریخ 8 اسفند 83 دو مطلب را با عنوان " راهبه قدیس " و " تندیس گریان " در وبلاک قرار دادم, که در اولی از قدیسی صحبت کردم که جسد او هرگز فاسد نشد . ودر مطلب دوم از تندیس های مریم مقدس و عیسی مسیح که بدون دلیل خاص از چشمان و یا از جاهائی که نشان مصلوب شدن انحضرت بود خون جاری می شد . اما مطلب امروز...... بجای توضیح ان بهتر است خود مطلب را بخوانید :
ماه اوت سال 1971 دو تصوير بر کف اشپزخانه اي در روستاي بلز واقع در "کاتاجنا" در اسپانيا بخودي خود و به نحو عجيبي ظاهر شد تلاش دانشمندان در ان عصر کاملا بيفايده بود و علي رغم تلاش فراوان به هيچ نتيجه قانع کننده اي نرسيدند تا اينکه طبق دستور مقامات دولتي ان قسمت از اشپزخانه مورد حفاري قرار گرفت و در عمق پنج فوتي حفاري به قبرستاني دستجمعي رسيدند ايا ان تصاوير متعلق به مردگان يا ارواح بود.؟ Yahoo ID = Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۹:۴۵ ب.ظ ناله های نیمه شب
در تمام تمدنها و فرهنگهای مختلف افسانه هائی وجود دارد که انسان با تردید به ان مینگرد . ایا انها واقعیت دارند یا تنها ساخته و پرداخته ذهن نویسنده ای متقلب برای گمراه کردن انسانهای ساده دل میباشد . چرا مردم این افسانه های ساختگی را به نسلهای بعد منتقل می کنند در صورتیکه انها دروغی بیش نیستند.؟ یا شاید واقعیتی است که درک ان برای انسان امروز ناشناخته مانده.؟ قضاوت ان با شماست .
ناله های نیمه شب چهار صد سال است که در مرکز شهر مکزيکو,در دل شب ناله اي سوزناک از خانه اي برمي خيزد. گفته مي Yahoo ID = Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۱۲:۴۶ ق.ظ راز تسبیع های قوم اینکا
از معدود سندهايي كه از مايا ها در دسترس میباشد يك تقويم سنگي میباشد كه از دو دايره تشکیل شده است . یکی از این سنگهای دایره ای بزرگ و دیگری کوچکتر که در سنگ بزرگتر جای میگرد . دايره بزرگتر 365 دندانه و دايره كوچكتر 12 دندانه دارد كه نمايـنده سالها و روزها میباشند .هر وقت که دو دندانه نشاندار به هم میرسند یک کسوف اتفاق می افتد که براستی اعجاب انگیز است . هنگامیکه پرفسور " جان لیگور " از دانشگاه اوهایو راز این تقویم عجیب را در نزد محققان و دانشجویان بازگو کرد , جمعیت 400 نفری برای چند دقیقه به تصاویر روی پرده خیره شده بودند و سکوتی سنگین سالن را فر گرفته بود . ایا براستی انها " اربابان زمین بودند " این لقبی بود که مایاها بر خود نهاده و به ان افتخار میکردند . Yahoo ID = Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۲:۴۹ ق.ظ معرفی کتابهای اریک فن دانیکن
دوستان عزیز .. قبل از هر چیز باید از شما تشکر کنم که با کامنت های خود همیشه مرا مورد لطف قرار دادید . خوشبختانه دوستان زیادی از طریق مسنجر و ایمیل با من در ارتباط هستند و باید از همه شما دوستان تشکر کنم. حقیقتا من باید به یک مسافرتی بروم که شاید دوهفته ای در خدمت شما نباشم . اما هنوز تاریخ ان مشخص نیست..این را به شما اطلاع دادم تا شرمنده نباشم ..دوستان بسیاری از من نام کتابهای اریک فن دانیکن را خواسته بودند .. من انهائی را که در دسترس هستند در وبلاک قرار میدهم..امیدوارم بتوانید انها را تعیه کنید .
اسرار ابوالهول - اسرار اهرام مصر – اسرار عصر حجر- الهه های گذشتگان - پيام آور گذشته گان - تاريخ گذشتگان - چشمان ابوالهول - خطای تاريخ - در جستجوی پيامهايی از ماورای زمين - سفر به کريباتی – طلای خدايان - طلای خدايان – ارابه خدایان - |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۱:۴۲ ق.ظ تاریخ و اجسام اسمانی
تاریخ و اجسام اسمانی
یکی از پدیده هائی که بسیاری از انسانها با شک و تردید به ان مینگرند حکایت بشقاب پرنده هاست . ایا براستی حیات در کرات دیگر وجود دارد.؟ ایا در تاریخ باستانی و گذشته های دور کسی این شئی پرنده را که به بشقاب پرنده یا UFO مشهور است مشاهده کرده .؟ یا این داستانی است که انسان عصر امروز انرا ساخته تا مثل همیشه از کنار این موضوعات پول دراورد.؟ من گوشه ای از حوادث تاریخی را برای شما نقل میکنم و انگاه شما به تصاویری که یکی متعلق به 1550 سال و دیگری متعلق به بیش از 750 سال پیش است نگاه کنید . از این تصاویر چه چیز را نتیجه میگیرید . نقاش چه چیز را دیده و چه پیامی را میخواسته است منعکس کند .؟ من مطلبی را بنام " پرنده بالدار رازی دیگر از اهرام " را در تاریخ 15 اردیبهشت در وبلاک قرار دادم که میتوانید با مراجعه به ارشیو اردیبهشت ماه انرا نیز بخوانید . منتظر نظرات شما خوبان میباشم .
مشاهدات تاریخی اجسام پرنده 1500 سال قبل از ميلاد : تاتموس سوم دواير پليد و نا ارام درخشاني را در پهنه اسمان نظاره مي کند . 329 سال قبل از ميلاد : : اسکندر مقدوني اعلام مي کند که هنگامي که لشگريان وي در حال عبور از رودخانه جاکارتس بودند دو شي پرنده در اسمان ظاهر شده و چندين بار به سمت لشگريانش حمله بردند به طوري که باعث رم کردن اسب ها و فيل ها و متواري شدن سربازان گرديدند. و سربازان تا روز بعد از عبور از رودخانه منصرف گشتند . انها اين حادثه را حادثه اي شيطاني که باعث شکستشان خواهد شد پنداشتند . این مطلب در اکثر کتب تاریخ یکی از حادثه های مهم تلقی شد . 170 سال قبل از ميلاد : ناوگاني تماشايي از کشتي هاي پرنده در اسمان لانوپيوم مشاهده گرديدند . 99 سال قبل از ميلاد : که ليويوس تروسو مشغول خواندن اعلاميه جنگ در ابتداي شروع جنگ ايتاليا بود صداي عظيمي از اسمان شنيده شد و کره اي از اتش در اسمان شمالي در قلمرو اسپولتوم ظاهر مي شود که رنگ طلايي دارد . به نظر مي رسد که بزرگ تر شده و از زمين به سمت اسمان مي رود. درخشندگي اش طوري است که خورشيد را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. پس از ان به سمت مشرق رفته و ناپديد مي شود . 80 ميلادي : هنگامي که امپراتور روم اگريکولا در سفر اسکاتلند بود در شبي زمستاني شعله هاي عجيبي در اسمان بر فراز جنگل کالدون مشاهده مي کند. تمام اسمان روشن شده بود و زماني که هوا صاف بود يک کشتي اسماني هر شب با سرعتي زياد در اسمان پرواز مي کرد . 398 ميلادي : چيزي شبيه به کره اي سوزان که شمشيري از ان خارج شده بود بر فراز اسمان شهر بيزانس مشاهده شد. به نظر مي رسيد که اين جسم پرنده از بالاترين نقطه اسمان زمين را لمس مي کرد. چيزي که تا کنون ديده نشده .
Yahoo ID =Jalal_webid
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۷:۳۳ ب.ظ نشانه های مشترک اسرارامیز در تمدنهای باستانی
کار باستان شناسی از جهات بسیاری شبیه کار کاراگاهان و پلیس های جنائی میباشد . یک باستان شناس با کشف مکان یا محلی باستانی بدنبال مدارکی میگردد که نشان دهد مردمان ان عصر چگونه زندگی میکردند و چه افکاری داشته اند, انها بدنبال چگونگی شکل گرفتن گذشته و پیشینه تمدنهای مختلف هستند. کارگاهان نیز بدنبال مدارک میگردند که نشان دهد یک جرم چگونه شکل گرفته است . اما از جهاتی کار باستان شناسی بسیار مشگلتر از کارگاهان میباشد , گاهی در مکانهای باستانی مدارکی بدست می اید که تمام محققان و باستان شناسان را به تفکر وا میدارد . انها چگونه این مکانها را ساخته اند.؟ ایا انسانهائی که در چندین هزار سال پیش زندگی میکردند با تمدنهای دیگر در ارتباط بوده اند.؟ این ارتباط چگونه صورت میگرفته..؟ مطلب امروز ما " نشانه های مشترک اسرارامیز در تمدنهای باستانی " میباشد .
" نشانه های مشترک اسرارامیز در تمدنهای باستانی " در بسیاری ازتمدنهای باستانی به اشکال و جملاتی برمیخوریم که شباهت زیادی بهم دارند. ایا این نشانها بصورت اتفاقی بر دل سنگها و دیوارها نقش بسته است.؟ مثلا در ایران باستان اهورا مزدا را میپرسدیدن و یکی از نشانهای زیبا که در کتیبه های بیستون و همچنین در تخت جمشید بچشم میخورد نقش معروف اهورامزدا یا فروهر میباشد, این تصویر زیبا که یکی از مفاخر ما ایرانیان است قدمت چندین هزارساله دارد . در مصر نیز تصاویر زيادی از الهه های مختلف در اهرام و دیوارهایش بچشم میخورد, اما یکی از این تصاویر شباهت بسیاری به نقش فروهر دارد . همچنین در تمدنهای امریکای جنوبی و بخصوص در "اینکاها " و " مایا "ها نقشی وجود دارد که انسان را شگفت زده میکند . همانطور که قبلا گفتم ایا این تصاویر اتفاقی بر دیوارها نقش بسته است.؟جملات و اعداد نیز چنین سرنوشتی دارند . این جملات بقدری هستند که برای نگارش تمامشان به یک وبلاک احتیاج است, اما من چند نمونه را ذکر میکنم تا خود قضاوت کنید . من در ابتدای مطلب " تمدنهای اسرارامیز امریکای جنوبی- قسمت دوم – این جمله را نوشته ام " خداوند مقداری ذرت برداشته و اسیاب نمود,سپس با اب "چیکن ایتزا" ممزوج نمود و خمیری درست کرد و بعد انرا بصورت انسان دراورده و در تنور پخت , سپس نفس خود را در ان دمید و فرمود : زنده شو " شاید کلمات اخرین این جمله را در بسیاری از عقاید تمدنهای دیگر شنیده باشید . درباره طوفان نوح و همچنین عصای موسی چنین مشترکاتی در تمدنهای مختلف بچشم میخورد . " در افسانه پوپول ووح که در میان مایاها وجود دارد چنین نقل شده " سر عصایان را بر روی دریا گذاشتیم و برای عبور از اب و حفاظت از گزند دشمنان خورشید از ان گذشتیم " شبیه این جمله در داستان حضرت موسی دیده میشود . اما نکته ای که مرا بسیار شگفتزده کرد عدد "7 " هفت میباشد . این عدد در بسیاری از تمدنها دیده میشود و گاهی یک عدد مقدس شمرده میشود . پرفسور اریک فون دنیکن در کتاب هشتمین اعجوبه جهان مطلبی دارد بنام " اسرار ناشناخته رقم 7 " او در این کتاب به مکانی بنام " چوین دو هانتار " در کوهای اند رفته و در زیرزمین یکی از این معابد نظر او را جلب کرده ... در میان این نوشته ها که برخی برایم اشنا بودند با تعجب چهارده کروبی را با عناوین اصلیشان شناخته و خواندم . این اسامی در همان ستونهای معبد سلیمان نیز حک شده است!!! جالبتر اینکه باز مثل ستونهای معبد سلیمان ( معبد بعلبک ) هفت تای از این کروبیان از نقطه ای رسم شده بودند که جانب شمالی ستون را تشکیل میدادند . در اینجا همه چیز بر مبنای عدد هفت است و حتا پله ها نیز هفت تا هفت تا بالا می اید و در پایان هر هفت عدد یک پله صاف و بزرگ انها را از هم جدا میکند . براستی این عدد هفت چه چیزی را نشان میداد و چه اسراری را با خود داشت است .؟ البته در معبد سلیمان نیز وجود عدد هفت بسیار مشاهده میشود و نقد شده : که ازدواج سلیمان با بلقیس در هفت روز انجام گرفت و قصر و معبد نیز هفت روزه بپایان رسیده است .از طرفی وجود هفت نشانگر هفت روز هفته است . حتا در هند و کشور چین نیز عدد هفت در فرهنگشان به وفور یافت میشود . ایا این نقوش و اعداد و جملات بصورت تصادفی مشاهده میشود یا معمائی مشترک انها را بهم پیوند داده است.؟من نیز مثل شما در تفکر این معمای اسرارامیز میباشم.
**
Yahoo ID = Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۶:۳۷ ب.ظ اژدهای خاموش
براستی انسان با دیدن بناهای تاریخی سراسر جهان, در خود غرق میشود . انسانهای پیشین چگونه فکر میکردند.؟ چگونه میزیستند .؟ براستی تاریخ هم خواندنی است و هم دیدنی . وقتی مطلب قبل را در وبلاک قرار دادم, احساس کردم جای مطلبی در این وبلاک خالی است . چگونه میتوان از چین نام برد ولی از غرور و افتخار این کشور باستانی حرفی نزد.؟ مطلب امروز نگاهی به یکی از اعجاز تاریخی یا همان دیوار چین است...
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود ، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است . این دیوار در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال 1987 در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 9 قبل از میلاد باز می گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد . در دوره حکمرانی سلسله های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال 221 قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در این زمان طول دیوار چین به 5000 کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به 10 هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به 50 هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال 1368 – سال 1644 ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن 9 استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول 7300 کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند. دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای
Yahoo ID = Jalal_webid
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در دوشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۱:۳۶ ب.ظ سربازان رو به شرق
سربازان رو به شرق
سلام دوستان و عزیزان . چند روز پیش دوستی که سالهاست در چین اقامت دارد و برای دیدن خانواده به ایران امده را در یک میهمانی دیدم, حرفهای بسیاری زده شد تا اینکه یک کارت تلفن نظر مرا جلب کرد, کارت بسیار زیبا از سربازان سنگی و سفالی که در ردیف های منظم ایستاده بودند . این تصویر تلنگری بود بر افکار عاشقانه من , تا امروز مطالب زیادی از مناطق مختلف جهان نوشته بودم از مصر که عاشقانه دوستش دارم تا امریکای لاتین که سرشار از عجایب و اسرار حیرت انگیز است . اما از مشرق و خاور دور چیزی ننوشته بودم . بلافاصله وارد اینترنت شدم و اطلاعات مفیدی از این اثر تاریخی بدست اوردم . سربازان رو به شرق این نامیست که برایش انتخاب کردم . انها بطرف شرق نگاه می کنند, شاید احساس انها میگوید دشمن از شرق می اید , بعضی به شمشیر و کمان مسلح هستند و بسیاری چیزی در دست ندارند . انها در دسته های منظم خود دارای فرمانده و امپراطورند . "رئیس جمهور پیشین امریکا ( ريگان ) بعد از دیدن انها گفت : تنها چیزی که باعث تعجبم شد این بود که در صورت تمام مجسمه ها یک احساس واحد دیده می شد", اری یک احساس واحد, احساسی که می گفت : دشمن می اید از کدام طرف.؟ از مشرق!!
دیده می شود طول ان از جنوب تا شمال در پایه ارامگاه 350 متر و عرض آن از شرق تا غرب 345 متر و ارتفاع آن76 متر و شکل ان همانند هرم است. باستان شناسان پس از اکتشاف این اثر در اطراف ارامگاه وی 500 دالان و قبرستان کسانی را که همراه وی دفن شده بودند یافتند مانند دالان ارابه مسی طویله اسب ها و دالان سربازان. کشف این ارامگاه به عنوان هشتمین اعجاز جهان بسیار اتفاقی و تصادفی بود . سال 1974 روستاییان محلی درصدد حفاری چاه بودند در حین حفاری آنان سفالین های شکسته را یافتند که مورد توجه قرار گرفت و پس از آن آثار دیگر از دل خاک بیرون کشیده شد . 500 مجسمه سفالی 18 ارابه چوبی و یک صد اسب سفالی از جمله کشفیات است . بلندای این مجسمه ها 8/1 متر است سیمای انها حقیقی است این مجسمه های سفالی مورد پسند مردم کشورهای جهان قرار گرفته و گردشگران خارجی که به چین امده اند و از آنها دیدن کرده اند و رهبران کشورهایی که به چین سفر کردند نیز خواستار بازدید از این اثار تاریخی شدند . ریگان رییس جمهور سابق امریکا از این اعجاز بزرگ تقدیر کرد. به دلیل وجود فناوری در محافظت کشفیات و برای حفاظت بیشتر آرامگاه " چین شی حوان" ، چین قصد ندارد آرامگاه اصلی این امپراتور را حفاری کند. در سالهای اخیر دردالان هایی که همراه امپراتور دفن شده 50 هزار شی مهم تاریخی از
خاک بیرون امده از جمله ارابه های مسی گرانبها . این ارابه های مفرغی در سال 1980 کشف شد بخشی از قطعات یدکی آن را تزیینات طلایی و نقره ای شامل می شود. اندازه آنها یک دوم اشیای واقعی است. امپراتور یاد شده قصد داشت پس از مرگ نیز سلطه اش ادامه یابد اما سه سال پس از مرگش قیام کشاورزان بر پا و سلسله چین برانداخته شد. اما این آرامگاه که به لحاظ دامنه وسیع و گنجینه های ان بیشتر است بیش از دو هزار سال در زیر خاک مدفون گردید . با توجه به ارزش بس عظیم تاریخی این آرامگاه ، سال 1987 یونسکو آنرا به عنوان میراث فرهنگی جهان به ثبت رساند . برای دیدن تصاویر زیبا از سربازان سنگی در البوم اختصاصی وبلاک ( اینجا کلیک کنید ) Yahoo ID =Jalal_webid
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۸:۳۱ ب.ظ ارایش زنان در تمدنهای باستانی
شاید امروز بیشتر از همیشه به درک این جمله رسیده ایم که : زن موجود پیچیده ای است . جنگهای بسیاری در طول تاریخ بخاطر زنان درگرفته و خونهای بسیاری ریخته شده . زن موجود پیچیده ایست و این پیچیدگی باعث جذابیت او در نوع خود میباشد. اما در طول تاریخ خانمها و یا بانوان به این درک رسیده اند که چگونه این جذابیت را حفظ کرده و چگونه بر ان بیفزایند!! هر چقدر انها زیباتر باشند جذابتر هستند و این صلاح خوفناکترین اسلحه ایست که انها به ان دست یافته اند . یکی از وسایلی که به جذابیت انها می افزاید " ارایش " انهاست . این جمله را برای این نمیگویم که امروز بیشتر از همیشه وسائل مختلف ارایشی در بازار در دسترس انهاست, بلکه در طول تاریخ انها بدنبال وسائلی بودند که بر زیبائیشان بیفزایند . من در یکی از مطالب خود با نام " جراحی پلاستیک در مصر باستان " که در ارشیو فروردین ماه است یاداور شدم که مصریان باستان با عمل پیچیده ای این جراحی منحصر بفرد را انجام میدادند و در انجا هم موضوع من یکی از زنان فرعون بود . اما مطلب امروز من نیز درباره ارایش زنان در طول تاریخ است و این وسائل انقدر برای انها ارزش داشته که حتا پس از مرگ نیز انرا با خود دفن میکردند و در مقبره "توت عنخ امون" وسائل بیشماره زینتی این زن نامی فراعنه یافت شده است که مجموع بسیار گرانبهائیست . مطلب امروز , مستنداتی از جهان باستان درباره زنانی است که میخواستند زیبا بمانند..چگونه.؟ با ما در طول تاریخ سفر کنید . اولین رژلبها حدود پنج هزارسال پیش درشهر قدیمی اور نزدیک بابل درست شده بود. در مصر همسایه اور کلئوپاترا از هزاران لوازم طبیعی زیبایی استفاده می کرده تا قدرت ارغوانی افسانه ای خود را حفظ کند. عطرهای او به طور یقین چهره تاریخ را عوض کرد، زیرا "مارک آنتونی" شیفته رایحه دلپذیر عطرهای او شده بود."کلئوپاترا "مرتباً با شیرالاغ گل سرخ ونعنای هندی حمام می گرفت وازلوازم آرایشی ساخته شده و دانه های ساییده شده کنجد استفاده می کرد. او نظیر بیشتر زنان مصری علاقه وافری به استفاده ازحنا و روغن گردو برای سیاهترو درخشانتر کردن گیسوانش داشت واز مدادهای مشکی ابرو و چشم استفاده می کرد مه از پودر سنگ سرمه یک ماده فلزی شکننده وترد با رنگ درخشان مایل به آبی درست شده بود تا تاثیر نگاهش را دوچندان کند. سایه های آبی و سبززیبای چشم اوچیزی غیراز پودر بسیار نرم سنگهای کم بهاتر مانند لاجورد و مالکیت نبود که نه تنها پوست را ازتابش اشعه های قوی خورشید محافظت می کرد بلکه مصرف آرایشی نیز داشت لوازم آرایشی دیگر کلئوپاترا، که چندان چنگی به دل نمی زند، رژلبها و روژگونه های او بودند که رنگ قرمز ارغوانی داشتند واز تخم مورچه پودر شده و کنه قرمز ساییده شده درست می شدند. زنان تبسی (=Thebes منطقه ای در مصرباستان) که زیباترین زنان جهان هستند و به خوبی می دانستند که چگونه از رنگها و پودرهای طبیعی برای صورت، بدن و موهایشان استفاده کنند. ملکه ها و بانوان نجیب زاده مصری را با کوزه های مرمرسفید، دفن می کردند که محتوی لوسینها و معجونهایی بود که به تمام بدنشان می مالیدند. درگورهای این زنان، جعبه وسایل آرایش، برای جهان پس ازمرگشان قرار داده می شد که حاوی مدادهای چشم، ریمل، موم زنبورو آینه هایی بود که ازمس بسیار صیقل یافته درست شده بود و دسته هایی ازعاج حکاکی شده داشت. در مقایسه با سایرفرهنگیهای آن زمان، مصریها بسیار به ظاهر خود می رسیدند و بدان می بالیدند. پس جای تعجب نیست اگر نقشهای ترسیمی ازآن دوران که در مقبره های متعلق به پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح، یافت شده کاربرد وسیع لوازم آرایش چشم و ابرو را نشان می دهد. جای شگفتی است که بازمانده های لوازم آرایش چشم که در اهرام ثلاثه یافت شده حاکی از آن است که این لوازم را از مواد سختی نظیر سولفید سرب و زغال درست می کرده اند که ممکن بود چشمها را ناراحت و ملتهب کند. مواد آرایشی صورت به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز حاوی خاک رسی بود که درصد بالایی آهن داشت و به صورت مصریان رنگ خاصی می داد و حتی دوای ضد چین وچروک نیز وجود داشت که زهره گاو وحشی و تخم شترمرغ درست شده بود! خوشبختانه این داروهای طبیعی در طول زمان به دست فراموشی سپرده شده اند، اما سایر ابداعات مصریها تا امروز باقی مانده اند. بیشترین امتیاز اختراع اولین لوازم آرایش و زیبایی را می توان به مصریان قدیم داد. آنها علاقه خاصی به خوشبو کننده های بسیار معطر داشتند، لوازمی قدیمی مانند ظرفهای حاوی عطرهای بسیار گرانبها و اسانسهای روغنی برای خوشبو کردن صاحبانشان در "زندگی پس از مرگ" در اهرام پیدا شده است. بازرگانان عرب که در خاورمیانه سفرمی کردند ومحموله های گرانبهای ادویه، کندر و درخت مرمکی (Myrrh ) بارشترهایشان بود. این روغنهای معطر را می فروختند. این محموله ها قیمت گزافی داشتند وحتی گاه قیمتشان بیشتراز طلا بود. ازدستورعملهای زیبایی که ازقرون گذشته به دستمان رسیده می توانیم اطلاعات مفیدی کسب کنیم. مصریان قدیم اولین کسانی بودند که علاوه برلوازم آرایشی و عطریات، صابون را به وسیله پاک کننده طبیعی به نام ساپونین Saponin" "درست میکردند. Soaproot" " یا ریشه درخت صابونی ازعصاره گیاه چوبک شد کامل کردند.همچنین چربیهای حیوانی و روغنهای معطررا به صابون افزودند وآن را به عنوان پاک کننده های خانگی و وسیله ای برای استحمام بکار بردند. آشوریان نیز به آبهایی که در آن استحمام می کردند روغنهای معطر گرانبها می افزودند و در حفظ سلامت و بهداشت شخصی خود بسیار دقیق بودند . محصولات نرم کننده های پوست بدن بسیار شهرت داشتند و موادی که بر پوست بدن می مالیدند برای اولین بار در حدود هزار سال پیش از میلاد مسیح بکار برده شدند. این مواد را از پودر سنگ خارا درست می کردند و زنان آشوری برای مالش بدن و نرم کردن پوست از آن استفاده می نمودند. مصریان وآشوریان پیش از دوش گرفتن (کاری که بیشتر مواقع انجام می دادند)، با مشتی شن بدنشان را بشدت می مالیدند تا منفذهای پوستشان تمیز شود. زنان و مردان آشوری بسیار به موهای خود می بالیدند و همیشه آنها را با دقت خاصی می بافتند، روغن می زدند و معطر می کردند. گلوله های کوچکی از موم معطرخود را نزدیک پوست سر قرار می دادند تا در طول مراسم تشریفاتی بوی آنها به کمک گرمای بدن آزاد و از طریق تعرق به گردن سرازیرشود وتا اواخر شب نیز بوی آنها باقی بماند، مردان ریشهایشان را مانند درختان زینتی به اشکال عجیب و غریبی می بافتند و می آراستند، موی صورتشان نمادی از قدرت و استقامت بود و حتی چند ملکه مصری در تشریفات خاص ریش مصنوعی زراندود می گذاشتند. همان طورکه در جعبه لوازم آرایش توتو "" Thuthe زن یک نجیب زاده، که در موزه بریتانیا نگهداری می شود دیده ایم ، آرایش شب نیاز به وقت بسیار داشت. وسایلی که دراین جعبه می یابیم عبارتند از: کفشهای راحتی(صندل)، بالش کوچکی برای قراردادن بازوان (به منظور استراحت، زیرا آرایش کردن بسیار وقت می گرفت ) سنگ پا برای نرم کردن پوست وزدودن موهای بدن، مدادهای چشم از جنس چوب و عاج که با پودرهای رنگی استفاده می شد، یک ظرف برنزی برای ترکیب رنگها و سه کوزه برای کرمهای صورت. یونانیان قدیم نیز چیزهایی درباره آرایش می دانستند، گرچه ریمل آنها ترکیبی از صمغ و دوده بود کمی خشن به نظر می رسید. زنان یونانی گونه هایشان را با خمیرهای گیاهی که از میوه توت و دانه های له و خرد شده درست شده بود رنگ می کردند تا بدانها رنگ درخشان و سالمی دهند. همچنین عادت خطرناکتری را رواج دادند وآن استفاده از سرب سفید و جیوه برای پوست صورتشان بود تا رنگ صورتشان مانند گچ سفید به نظررسد. اما این مسئله برای آنها ناشناخته بود که فلزهای سنگینی مانند اینها از طریق پوست جذب می شود و منجر به مرگ زودرسشان می گردد. این عادت تاء سف انگیز تا قرون متمادی به طول انجامید جالینوس، پزشک یونانی، این مسئله را تشخیص داد ونوشت:" چهره زنانی که اغلب صورتشان را با جیوه رنگ می کنند، با وجود سن کم مانند صورت میمون پیرو چروکیده می شود." شهرت جالینوس هم به دلیل مهارت فوق العاده اش درپزشکی بوده و هم به خاطراینکه برای اولین بار کرم سردی از موم زنبور، روغن زیتون و گلاب درست کرده وی همچنین مشاهده کرد که حلزونهای باغی خوب له شده، مرطوب کننده بسیار موثری هستند و برای چند قرن این موجودات بدبخت را در لوازم آرایشی بکار می برند. رسم دیگر یونانیان که کمی خوشایند تر از رسوم پیش می نمود استفاده از حنا برای رنگ کردن ناخنهای انگشتان دست و پا به همان ترتیبی که ما امروزه ناخنمان را لاک می زنیم بود. همچنین از موی بز رنگ شده، ابروی مصنوعی درست می کردند و به کمک صمغها و رزینهای طبیعی، به پوست خود می چسباندند. با این وجود، رومیها بودند که بسیاری از عادات زیبایی امروزی را بوجود آوردند. با گسترش امپراطوری روم در اروپا، استحمام روزانه در حمامهای عمومی که با گلاب معطر شده بود بسیار رواج یافت. همچنین رومیها به ساختن تیغهایی از برنز صیغل یافته عادت تراشیدن ریش را در بین مردان شایع کردند. زنان و مردان نجیب زاده به استحمام با شیر الاغ ادامه دادند و ملکه پوپایا هنگام سفر الاغهایش را نیز با خود می برد. همسر نرون" Neron " مردان نجیب زاده به استحمام با شیر الاغ ادامه دادند تا شیرمورد نیاز برای حمام را داشته باشد. زنان اشراف رومی کاربرد لوازم آرایش طبیعی را با مداد کشیدن به دور چشمانشان، رنگ کردن گونه هایشان با خمیرقرمز رنگی که از پوست سوسک درست شده بود و با مالیدن روغنهای معطرو خوشبو به موهایشان در بریتانیا رواج دادند. یکی از جنبه های ظاهری آرایش که وقت بسیارزیادی هم می گرفت رنگ کردن موها بود. رومیها عادت داشتند که انواع گوناگونی از رنگ موهای طبیعی را بکار بردند که یکی ازآنها از آهک زنده و خام معدنی که رنگ طلایی قرمز درخشانی به موهایشان می داد، درست می شد. با خیساندن پوست گردو در روغن زیتون، روغن گردو درست می کردند تا موهایشان به رنگ قهوه ای پر رنگ درمی آید و دیگر خاکستری یا سفید نشود. در روم قدیم، موی بلوند و بور را نمادی از بدکارگی می دانستند. اما با ورود دختران برده اسکاندیناوی، زنان اشراف شروع به رنگ کردن موهای سیاه خود به رنگهای روشنتر و بلوند کردند و برای این کار از دم کرده غلیظ گل و میوه درخت زعفران استفاده می کردند. اکلیل کوهی میوه درخت سرو کوهی – اژس اردج مواد اصلی داروهای تقویتی مو بودند که جلو ریزش مو را می گرفتند و گلهای زعفران و موم زنبور نیز برای نرم کردن پوست به کار می رفت." پلینی دی الدر" نیز بکار برد بسیاری از لوازم طبیعی زیبایی کرم میوه به، زعفران و گلاب فاسلیس را ذکر کرده است. همچنین دریادداشتهای وی به کاربرد وسیع عطر پر دوام و غلیظ چیپراز شهر سیپروس بر می خوریم. بسیاری از این مواد هنوز در لوازم آرایش امروزی وجود دارند و می توان آنها را دربسیاری از داروهای خانگی موثر به کاربرد. ماده طبیعی دیگری که خوشبختانه در اثر مرور زمان طرد شد و امروز مورد استفاده قرار نمی گیرد عبارت است از فضله کرکودیل که ممکن است باور نکنید، اما ماسک صورت بسیار مشهوری در روم بود. برای دیدن تصاویر بینظیر از تابوت و وسائل " ملکه مصر " به قسمت البوم اختصاصی وبلاک " دنیای بی جواب " نظر بیندازید . براستی زیبائی و هنر در این تابوت طلائی چشمگیر است ..البته این البوم عکس هنوز در مراحل ازمایش است ولی بزودی کامل شده و در اختیار شما خوبان قرار خواهد گرفت . Yahoo.ID= Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۴ و ساعت ۲:۴۱ ق.ظ |
450 سال بعد 



همه جريان بدون مقدمه از وقتي شروع شد که پدر روحاني پاول رابرتز در حال ايراد موعظه صبحگاهي اش در روز شنبه بيستم زانويه 1963 بود يک خانم خانه دار و جوان بنام " ايونالو " ناگهان به پا خواست و فرياد زد که مي تواند مسيح را ببيند او مويه ميکرد او اينجاست او اينجاست حضاريکه يکه خورده بودند نگاهشان را به سوي نقطه اي بر روي ديوار کليسا که تازه رنگ شده بود و ان زن به انجا اشاره مي کرد معطوف کردند متاسفانه بايد گفت چيز غير عادي نديدند ولي خانم لو اصرار ميکرد که مي توانست صورت مسيح و در کنارش صورت کس ديگري که نمي شناسند را ببيند همچنين او از اينکه باقي حضار قادر به ديدن ان نبودند اظهار شگفتي مي کرد شايعه اين حادثه عجيب سريعا در "ناسائو" پراکنده شد و پدر روحاني رابرتز کليساي خود را براي موعظه بعد از ظهر مملو از جمعيت يافت همچنين وي بدين نکته پي برد که خانم لو ديگر در ادعايش مبني بر ديدن صورتها تنها نيست اغلب حضار پافشاري مي کردند که انها هم بوضوح سه چهره را تشخيص مي دهند که تصوير متمايز تر متعلق به عيسي مسيح مي باشد . لوتر اوانز که نمايندگي روزنامه شيکاگو ديلي نيوز را داشت به کليسا شتافت واظهار داشت که او هم بوضوح طرح سه چهره را در روي ديوار مي بينند يکي از انها متعلق به بودا است که بگفته وي از تصوير مسيح کمتر متمايز بود وقتي که اوانر به کنار ديوار رفت تصاوير ناپديد شدند ولي وقتي دوباره عرض اتاق را پيمود و فاصله گرفت انها بوضوح قابل تشخيص بودند نقاشاني که اخيرا کليسا را تجديد دکوراسين مورد سوال قرار گرفتند ولي انها نيز قادر به روشن کردن معما نبودند هيچيک از انها به معناي واقعي کلمه هنرمند نبودند انها فقط رنگ را با استفاده از غلتکهايي که اکنون براي همه اشنا است به ديوار کشيده بودند .
شود که ناله از آن زني است که غمگنانه فرياد ميزند:"
اما حالا که از اینکاها صحبت شد اجازه دهید این مطلب را نیز عنوان کنم . البته درباره مایاهاست و همان قوم اسرار امیز امریکای جنوبی









