بزرگراهی از اسکاتلند به ترکیه

 

شبکه ای از تونل های دوران نوسنگی کشف شد

 

جام جم آنلاین : محققان در نهایت شگفتی موفق به کشف شبکه ای از تونل های زیرزمینی از عصر حجر شده اند که از اسکاتلند تا ترکیه در هم بافته شده است . به گزارش مهر، کاوشگران در اعماق صدها بقایای به جا مانده از خانه های دوران نوسنگی موفق به کشف تونل هایی درهم پیچیده شده اند. دوام این تونل ها برای ۱۲ هزار سال نشان می دهد شبکه اصلی تونل ها از وسعت غیر قابل توصیفی برخوردار بوده است. «هاینریش کوش» باستان شناس آلمانی می گوید بقایای این تونل ها در زیر بقایای به جا مانده از صدها خانه نوسنگی در سرتاسر اروپا کشف شده است . وی در کتاب «اسرار دروازه های زیرزمینی به سوی جهانی دیرین» می گوید این واقعیت که بسیاری از این تونل ها پس از گذشت ۱۲ هزار سال هنوز پابرجا باقی مانده اند نشان می دهد شبکه اصلی آنها باید بسیار عظیم بوده باشد. به گفته وی، تنها در باواریا در آلمان در حدود ۷۰۰ متر از این تونل زیرزمینی کشف شده و در «استیریا» در اطریش نیز ۳۵۰ متر یافته شده است. در سرتاسر اروپا هزاران متر از این تونل های مخفی کشف شده اند، تونل هایی که از شمال اسکاتلند تا مناطق مدیترانه ای کشیده شده اند . وسعت بیشتر این تونل ها بیشتر از ۷۰ سانتیمتر نیست، به این شکل تنها یک انسان به تنهایی و بدون هیچ ابزار و وسیله اضافی می تواند درون آن بخزد. این تونل ها در برخی از مناطق وسیعتر شده و در آنها جایی برای نشستن، مخازن انبار و یا اتاقهایی تعبیه شده است. تمامی این تونل ها به یکدیگر متصل نیستند اما در کنار یکدیگر شبکه زیرزمینی بسیار بزرگی را به وجود آورده اند .  برخی از متخصصان بر این باورند این تونلها محلی برای فرار انسان ها از چنگال شکارچیان بوده اند، اما برخی دیگر این تونل ها را به بزرگراه های امروزی تشبیه کرده اند تا انسان های دوران نوسنگی بتوانند در نهایت امنیت و ایمن از نوسانات آب و هوایی به نقاط مختلف سفر کنند.

 

***

عکس تزینی است


برچسب‌ها: عجایب باستان شناسی جهان
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۱ و ساعت ۱۲:۴۲ ق.ظ  
 غافلگیر شدن باستان شناسان در جزیره استر

با درود وسلام به همه دوستان و بینندگانyahoo2  ...میدانم زمان بسیاری است که در خدمت شما دوستان نازنینم نبودم متاسفانه امسال سال خوبی برایم نبود و تنها میتوانم بگویم غم از دست دادن برادر حال و حوصله تعیه و تدوین مطلب را از بنده گرفته بود . اجازه دهید در فرصت مناسب در مورد این حادثه ناگوار با هم حرف بزنیم . امروز وقتی ایمیل ها را چک میکردم بسیاری از بینندگان لطف کرده و برایم ایمیل و کامنت ارسال کرده بودند همینجا از تمام دوستان تشکر میکنم . همانطور که در بالا اشاره کردم در وقت مناسب با هم حرف خواهیم زد.. چندی پیش مطلبی توسط دوستی برایم ارسال شده بود که انرا در کامپیوتر سیو کردم.. امروز که تصمیم گرفتم مطلب را در وبلاگ قرار دهم هر چه بدنبال نام این بزرگوار گشتم انرا پیدا نکردم.. ایشالله در اینده نزدیک انرا پیدا کرده و از ایشان تشکر خواهم کرد.. اما مطلب امروز کشف مهم در جزیره ایستر است که تمام کشفیات گذشته را به چالش کشید..

 

 

یکی از زیباترین اماکن باستان شناسی جزیزه ایستر و مجسمه های ان است . تا چندی پیش صدها فرضیه در مورد این جزیره و مجسمه های ان نوشته و مورد بررسی قرار گرفته بود . اما یک اتفاق ساده تمام کشفیات در مورد این اماکن باستانی را بار دگر دگرگون کرد . این مجسمه ها نه تنها نیم تنه نیستند بلکه مجسمه ای غول اسایی هستند که تمام قد تراشیده شده اند...  البته اقبال محققان گذشته اینگونه رقم خورده بود زیرا انها در چندین حفاری اطراف این پیکره ها تنها نیمه تنه انها را که بصورت نیمه کاره رها شده بود را کشف کرده بودند و برای همین تصور میکردند تمام مجسمه ها بصورت نیمه تنه هستند .

 

این خبر جالب است! با خواندن آن از خودتان می‌پرسید: چرا کسی تا حالا به این فکر نیفتاده است؟ این حفاری باستان شناسی چرا خیلی سال قبل انجام نشده است؟ و...

بیش از 800 تندیس "سر انسان" در جزیره ایستر وجود دارد. کسی فکر نمی‌کرد که این سر‌های بزرگ دارای بدن بوده و یا ادامه‌ای در زیر خاک داشته باشند.

مجسمه های که گمان میرفت نیمه تنه باشندولی در حال حاضر، گویا راز این سرهای عظیم از زیر خاک بیرون کشیده شده است. راز‌هایی که رسانه‌های جهانی را تحت شعاع خود قرار داده است. نکته اینکه، این جزیره یکی از مهم‌ترین راه‌های آبی بسیار دور در جهان است.

"جزیره ایستر" واقع درجنوب اقیانوس آرام با وسعت 64 مایل، مربع شکل است. شواهد باستان شناسی نشان می‌دهد، این جزیره توسط یک دریانورد هلندی به نام جاکوب روقون Jakob Roggeveen در سال 1722 کشف شد و در آن زمان نژاد‌های مختلفی چون سرخ پوست با موهای سرخ و تیره پوست در آن زندگی می‌کردند.

در حال حاضر، "جزیره ایستر" یکی از جوان‌ترین سرزمین‌های مسکونی روی زمین است و بیشتر تاریخ‌اش مربوط به ساکنان سرزمین‌های جدا شده در خشکی است. این جزیره تقریبا نیمه راه میان شیلی و تاهیتی قرار دارد. عمدتا از سنگ‌های آتشفشانی ساخته شده است.

 

آیا اینها ساخته دست بشر هستند؟

 

ساختار‌های مرجانی کوچک در امتداد خط ساحلی وجود دارد که همین صخره‌های مرجانی با برش‌های زیبایی جزیره را از دریا جدا ساخته اند. بخشی از خط ساحلی این جزیره از گدازه و غارهای آتشفشانی تشکیل شده است. ساکنان "جزیره ایستر" منزوی ترین جزیره جهان است. قبایل ساکن با نام راپونی با تحمل رنج‌های بیشمار چون؛ قحطی، گرسنگی، شیوع بیماریهای مسری، جنگ داخلی، یورش برای برده‌، استعمار، کاهش جمعیت و... هم اکنون به شهرت جهانی رسیده‌اند.آنها نام سرزمین خود، این مکان جذاب و مرموز را "ناف جهان" گذاره‌اند.

دانشمندان بر این باورند که راز‌های بیشماری در دل این جزیره خفته‌ است. سوال‌های بی پاسخی که چرا حدود 4000 هزار سال پیش، ساکنین جزیره ناپدید شده‌اند؟ و اینکه چه بر سر ساکنین جزیره‌ای که تندیس‌های عظیم سنگی برای خود ساخته‌اند، آمده است؟

پنهان در زیر ساختار مرجانی و گدازه‌های آتشفشانی

حال، بعد از گذشت سال‌ها، یک زن و شوهر باستان شناس به نام روتلیگ و یک گروه دیگر که ترجیح می‌دهند، ناشناس باقی بمانند، شروع به تحقیق و حفاری در این جزیره می‌کنند تا برای پرسش‌های بی پاسخ، پاسخی بیابند.

 

تحقیق و حفاری آنها منجر به کشف، بدن‌های این سرهای عظیم، تعداد بیشماری کتیبه و نوشته‌های باستانی، اسکلت اجساد کهن و... می‌شود.

 

این کشف بزرگ، هفته‌ی پیش با عنوان "مجسمه های جزیره ایستر دارای بدن هستند"، بر روی اینترنت قرار گرفت و همه را متعجب ساخت. چرا که این تندیس‌ها تنها به عنوان سر‌های بزرگ شناخته شده و معروف بودند.

 

برخی بر این باورند که ایجاد یک سونامی باعث به پایان رسیدن تمدن این جزیره شده است. گردشگران این جزیره هرگز فکر نمی‌کردند که زیر پایشان، گنج پنهان وجود دارد.

 

به نظر نمی‌رسد، این تندیس‌ها به خاک سپرده شده باشند. بلکه فرسایش و عوامل جغرافیایی باعث دفن آنها و ناپدید شدن ساکنین آنجا شده است.

 

این خبر می‌تواند، باور، واقعیت افسانه‌ها را در ذهن و وجود آدمی زنده کند. هنوز جزییات دقیق و بیشتری از این حفاری ارائه نشده است ..

 

Jalal.sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid

 

 

|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۱ و ساعت ۸:۰ ب.ظ  
 مشهورترین گنجینه های پنهان جهان - 3

دوستان و بینندگان  yahoo2در دو مطلب گذشته با راز گنجینه های پنهان شده در تاریخ اشنا شدند, یکی از انها بعد از قرنها توسط باستان شناسان کشف و دیگری همچنان از نظرها پنهان مانده است . امروز مطلب جالبی را که در سایت فول نت مشاهده کردم برای شما در نظر گرفتم . این مطلب در واقع مهمترین گنجینه های جهان را به شما معرفی خواهد کرد چندی پیش، ماجرای کشف گنج حیرت انگیزی در هندوستان و ارزش بی نظیر ) ان تقریبا ۲۰ میلیارد دلار) تبدیل به یکی از مهم ترین اخبار رسانه ای شد . در این گزارش به سراغ مهم ترین گنج های گمشده تاریخ رفتیم. زیبایی و زرق و برق این گنج‌ها، چشم‌ها را کور می‌کرد، کمرها را مقابل قدرت‌ها خم می‌کرد و آب دهان‌ها را برای داشتن کمی از آن راه می‌انداخت .!! اما حالا آنها کجا هستند؟ چه اتفاقی برایشان افتاده است؟ اینها شش گنج بزرگ دنیا هستند که معلوم نیست در دستان چه کسی و در کجا مخفی شده اند.

 

اتاق کهربا ( همان اتاق پر سروصدای زمان هیتلر )

 

کسانی که اتاق کهربا را دیده بودند، می‌گفتند باید آن را هشتمین پدیده عجیب دنیا دانست . شاید بتوان گفت این منحصربه‌فردترین گنج گمشده تاریخ باشد؛ اتاقی که تمام دیوارهایش با کهربا و انوع جواهرات قیمتی اتاق کهربا در روسیهو آینه‌های طلاکاری‌شده و چهار نوع موزائیک‌کاری فلورانسی تزئین شده ‌بود .  این اتاق که ۱۱متر مربع بزرگی‌اش بود، سال ۱۷۱۶ میلادی برای فردریک اول پادشاه پروس در نزدیکی کاخ کاترین در سن‌پترزبورگ روسیه ساخته شد . اگر این اتاق امروز وجود داشت، ارزش آن بیش از ۱۴۲ میلیون دلار بود. آوازه دلربایی این اتاق به گوش آدولف هیتلر هم رسیده بود و هنگامی که او با ارتش نازی به روسیه حمله کرد، کوشید این اتاق را همراه خودش به آلمان ببرد. اما با اولین تکان‌ها چندین تن جواهرات و تزئینات اتاق شروع به خرد شدن کردند. هرچند او تلاش کرد با چسباندن کاغذ دیواری مانع از فرو ریختن آن شود، اما این اقدام هم بی‌فایده بود. سال ۱۹۴۱ نازی‌ها بخش های زیادی از شهر را فتح کردند و سال ۱۹۴۵ بار دیگر روسیه آن را پس گرفت. اما از آن روز دیگر کسی از این اتاق اطلاعی ندارد.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه ۵ اسفند ۱۳۹۰ و ساعت ۳:۳۹ ق.ظ  
 گنجینه باختری عجایبی در اتش و خون .

گنجینه باختری یکی از عجایب فرهنگ و تمدن مردم افغانستان است . گنجینه ای که قبل از کشف در نقل ها و افسانه های مردم افغانستان بود و پس از کشف در اتش و خون.!! مردم دنیا هنوز تصاویر ویران کردن مجسمه های غولپیکر بوداهای بامیان را از یاد نبرده اند.. مجسمه های که توسط جهل و تعصب ویران گشت و اثار ان هنوز هم دل علاقمندان و دوستداران باستان شناسی جهان را به درد میاورد. خوشبختانه " گنجینه باختری " زیر بمب و خمپاره و گلوله های توپ و تانک سالم ماند تا نسل امروز شاهد یکی از عجایب باستان شناسی و زیبایی خیره کننده این گنجینه بی همتا باشد. گنجینه ای که به راستی میتوان ان را با گنجینه " توت عنخ امن " مقایسه کرد و از کشف و اختفای ان در بهت و حیرت فرو رفت. مطلب امروز توسط اقای " عبدالرحمان شریف احمدی " یکی از دوستان افغانستانی ما برای Yahoo2 ارسال شده است. از ایشان و تمام دوستانی که در این سالها ما را یاری کرده اند, بی نهایت سپاسگزاریم .

 

گنجینه باختری عجایبی در اتش و خون .

 

گنجینه ای که موجودیت آن بیش از 25 سال مبهم بود و هیچ کس نمی دانست که باارزش ترین گنجینه جهان که در سال 1978میلادی توسط گروه باستان شناسی افغانستان- شوروی در طلا تپه شبرغان پیدا شد در کجاست.

در نخستین روزهای سال 1978میلادی " ویکتورسریانیدی "، باستان شناس نامدارشوروی بالای همین تپه بالای شهر شبرغان ایستاده بود.ناگهان اندیشه ای در او پدید آمد و همین فکر سبب شد که بزرگ ترین گنجینه جهان پس از 2000 سال ابهام پیدا شود . درجریان این 2000 سال بسیاری از جهان گشایان و شاهان و حتی بسیاری ازماجراجویان به دنبال این گنج در این بخش جهان می گشتند.

اما هیچ کس نمی دانست که گنجینه بزرگ باختر که میراث حاکمیت دوران یونان باختر که پس از تصرفات اسکندر است در کجاست. بسیاری در بلخ به دنبال این گنجینه می گشتند و بسیاری هم قانع شده بودند که وجود چنین گنجی افسانه ای بیش نیست." ویکتورسریانیدی " به این نتیجه رسید که در کنار معبد3000ساله ا" ویکتورسریانیدی "، باستان شناس نامدارشوروی بهمراه یکی از همکاران افغانستانی اوی که در کنارتپه طلا قراردارد باید گورهای شاهان و شاهزادگان قرارداشته باشد. در اوایل زمستان سال 1978میلادی افغانستان دریک حالت بحرانی قرار داشت.پس از کودتای هفت ثور و سقوط دولت" محمد داوود خان "در یک سال دو رهبر حکومت کشته شدند. در جای جای افغانستان گروه های چریکی برای مقابله باحکومت به میان آمده بودند و حکومت انقلابی از شوروی تقاضای کمک کرده بود. یک روز قبل از آنکه ارتش سرخ شوروی وارد افغانستان شود، سریانیدی با یافتن یک تکه پارچه طلا دوزی توانست به یافتن یکی از دو بزرگ ترین و باارزش ترین گنجینه های طلای جهان دست یابد. در این روز سریانیدی با دیدن این پارچه طلای ناب نخستین گور را پیدا کرد.در این گور که یک تابوت سرباز که با پوست حیوانات پوشیده شده بود قرارداشت و برفراز ان یک بام موقتی ساخته شده بود. در داخل تابوت یک " شهبانوی پوشانی " که سرتاپا با طلا مزین شده بود آرام گرفته بود.گروه مشترک افغانستان- شوروی به رهبری سریانیدی که ده سال را به دنبال تپه های " آی خانوم "به دنبال بقایای تمدن پوشانی به کاوش مشغول بود باور نمی کرد که به گنجینه باختر دست یافته است. گورها یکی پس از دیگری پیدا می شدند.گروه سریانیدی هفت گور را پیدا کرد که در آنها 6 شه بانوی 15 تا 45 سال و یک شاهزاده پوشانی دفن بودند.گمان می رفت که همه شاهزادگان در یک زمان مرده باشند. آنان موقع رفتن به گورهایشان تحفه های شگفت انگیز طلایی با خود داشتند. نه یکی و دوتا بلکه 20هزار و 618 پارچه طلای ناب را با خود به گورهایشان برده بودند . این آثار در شکلهای "کوپیت ها" یا خدایان عشق ماهیان و جانوران افسانه ای به گونه ای هنرمندانه طراحی و با سنگ های قیمتی گوهرنشانی شده بودند. اجساد زنان داخل این گورها طوری به نظر می آمدند، که هنگام مرگ خیلی تزیین شده بودند.در این قبرها صدها صفحه مختلف الشکل طلایی که بر روی لباسهای زنان مذکور به طورمحکم دوخته شده بودند به دست آمدند. اما این همه آثار هنری بی همتا از طلای ناب چگونه پدید آمده بود؟ بر بنیاد یافته های تاریخ ،تمدن یونان باختری پس ازفتح باختر توسط اسکندر مقدونی در 327پیش از میلاد بنا نهاده شد و رفته رفته این منطقه به یکی از مناطق تمدن خیز آن زمان مبدل شد. پس از ان صحرا نشینان جلگه های آسیای میانه به طرف جنوب به حرکت درآمدند. آنان در قلمرو یونان باختری قدرت را به چنگ آوردند و شاهنشاهی بزرگ " کوشانیان" را بنیاد نهادند. با گذشت زمان این صحرا نشینان آسوده حال شدند و با تاجرانی که از سوریه به چین سفر می کردند،مالیات بستند و با بازرگانانی که در جاده مشهور ابریشم می گذشتند به تجارت پرداختند. آنان از این راه طلای زیادی اندوختند و هنر زرگری و کنده کاری طلا را رواج دادند. به این ترتیب بودکه آوازه گنجهای فراوان باختر به سراسر جهان رسید. برای خواندن ادامه اینجا کلیک کنید .

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰ و ساعت ۲:۴۴ ق.ظ  
 بـدنبال ملکــه سبـا در شنـهای سوزان معــــاریــــب

با سلام خدمت دوستان و بینندگان Yahoo2 – قبل از هر چیز بابت بروز نشدن وبلاگ از شما پوزش خواسته و از اینکه توسط ایمیل و کامنت جویای حال بنده بودید بسیار خرسندم . متاسفانه مشغله های بسیار اجازه نداد تا مثل گذشته در خدمتتان باشم . البته مثل همیشه جواب دوستان را که سئوال داشتند و یا اجازه درج مطالب را میخواستند را دادم و یکبار دیگر از محبتهای شما سپاسگزارم . بعد از ماهها با یک مطلب جدید که تقریبا در هیچ سایت و وبلاگی مورد بررسی قرار نگرفته در خدمت شما هستم . مطلب " بدنبال ملکه سبا در شنهای سوزان معــــاریــــب " حکایت تلاش برای کشف حقیقت در سرزمینی است که قرنهاست اجازه اکتشافات جدید را به هیچ باستان شناسی نمیدهد. سرزمینی با تعصبات خاص و قبیله های که از بیگانگان تنفر عجیبی دارند . شبه جزیره عربستان و سرزمین یمن روزگاری محل سکنای تمدنی بوده که باستان شناسان و جویندگان حقیقت بیش از هر زمانی تلاش دارند تا پرده های ابهام را کنار زده و معمای ان را حل کنند . این تمدن که زبان و خط سامی داشته اند و محققان از ان با عنوان " تمدن سبایی " یا " تمدن شبائی " نام میبرند و ملکه ان بیشتر در افسانه ها زندگی می کند, ذهن محققان و باستان شناسان را بخود جلب کرده است . اجازه دهید با هم مطلب را دنبال کنیم تا با تلاش افرادی اشنا شویم که سختیها را بجان خریدن تا نوری بر تاریکی این قسمت از تاریخ بیندازند .

 

بدنبال ملکه سبا در شنهای سوزان معــــاریــــب

 

در افسانه های ماجرجویانه پنجاه یا صد سال پیش , خودکامه شرقی زشت روی و منحوسی – چهره اصلی داستان را تشکیل میدهد . خود رای ستمگری که برای گرفتن شیر زن ابی چشم و زرین موی انگلوساکسنی در چنگال های هرزه اش – طرح میریزد و کاهنان بت پرست اهریمنی زیر دستش – دلداده نیرومند شمالی ان شیرزن را به سرنوشتی تیره گرفتار میسازد ..!!

اما امروز در این دوران روشن اندیشی هیچکس از چنین لولو یا موجود هراسناکی ترس بخود راه نمیدهد . در وافع برخی انسانهای خوش بین امروزی – وجود ستمگران را باور ندارند و اگر فردی دست به چنین کشتار ملکه سبا در امارت سلیمانهراسناکی بزند او را قلبا انسان خوبی می پندارند که گرفتار محرومیتها و نا امنی شده و تمام گناه او را گردن اجتماع می اندازند. از این رو شاید برخی با شنیدن این نکته که در مشرق زمین به راستی خودکامه هایی با ان خصوصیات وجود داشته است شگفت زده میشوند. در واقع روزگاری وجود چنین سلاطینی بسیار عادی بود و شاید هنوز هم از بین نرفته باشد. با انکه چنین ستمگرانی منحصر به مشرق زمین نبوده و دیگر بخشهای جهان نیز گرفتار انان شده اند اما چنین مینماید که قاره اسیا و افریقا به ویژه مستعد چنین رنجی باشند . از انجا که گاه باستان شناسان خواسته اند در سرزمینهای زیر نفوذ چنین فرمانروایانی دست به حفاری بزنند پای این ستمگران به ماجرای باستان شناسی نیز باز شده و داستان زمانی شنیدنی تر میشود که خودکامه سودجو در پندار خویش باستان شناس را در جستجوی گنجینه سرشار از زر و الماس دانسته و با طرح نقشه ای به او اجازه یافتن گنجینه را میدهد تا پس از ان خود بتواند به اسانی گنجینه را برباید. اما زمانی که درمیابند گنجینه ای در کار نیست ازرده خاطر گشته و برای باستان شناسان اشگال تراشی می کنند و بدینسان است که گاه یک راز باستان شناسی نه بدان سبب که نشانه های کافی برای گشودن ان در دست نیست – که تنها به سبب اشگال تراشیهای فرمانروایان سالیان سال در پرده ابهام میماند . برای همین در این بخش به گفتگو با چنین ستمگران اهریمن خو و دژ رازی که انان دیر زمانی باروهایش را ساخته اند – می نشینیم .

 

شبه جزیره افتاب سوخته عربستان عربستان شکل مربع مستطیل ناهمواری را دارد که محور بلند ان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده میشود . در گوشه این مربع مستطیل و در نزدیک به کرانه جنوب غربی ان – سرزمین یمن قرار دارد که در میان یکصد و چند کشور جهان بیش از همه در برابر دگرگونیها ایستادگی کرده است . این کشور با اب و هوای نامطلوب و ثروت طبیعی اندک و مردمانی بیزار از بیگانگان – مردمانی که با تمام وجود معتقدند که " جهاد شمشیر خداوند بر گردن کافران است " اگر از نعمت کاوشهای باستانی برخوردار نبود هیچگاه دلبستگی بیگانگان را به خود جلب نمیکرد . هزاران سال پیش در عربستان جنوبی دودمانهای توانمند به اوج شکوفایی رسیدند که به اندازه سایر کشورهای زمان خویش برخوردار از تمدن بودند – همچون : سبا – ماعین – کاتابان – عوسان – حمیار – حضر موت ... در میان این دودمانها انکه از همه کهن تر بود . انکه زودتر از همه شکوهمندی یافت و انکه نامش بیش از همه با سحر و افسون امیخته شده است – " سبــا " نام داشت – همان که عبریان شبا مینامندش . در تورات امده است که : " هنگامیکه شهبانوی شبا آوازه سلیمان و پیوند او با پروردگار را شنید – بر ان شد تا بر پرسشهای دشوار او را بیازماید . پس با کاروانی سترگ از شترانی که بار انها تنها ادویه- زر فراوان – و سنگهای گرانبها بود رهسپار بیت المقدس ( اورشلیم ) شد . زمانیکه به درگاه سلیمان بار یافت – از انچه در دل داشت پرده برداشت و سلیمان تمام پرسش های او را پاسخ گفت  و هیچ چیز را ناگفته نگذاشت... و او به شاه گفت : انچه در سرزمین خود درباره کردار و خرد تو شنیدم درست بود . اما انرا باور نداشتم تا به اینجا امدم و خود بچشمم دیدم .. خرد و نیک بختی تو از انچه شنیدم بیشتر است .. پس یکصد و بیست تالان زر ( هر تالان برابر با 6000 درهم ) ادویه فراوان و سنگهای گرانبها را به سلیمان پیشکش کرد . کسی هیچگاه ادویه ای فراوان تر از انچه شهبانو شبا به شاه سلیمان داد ندیده بود .. و سلیمان تمام ارزوهای شهبانوی شبا را براورد و به جز پیشکشیهای ارزشمند سلطنتی هر انچه شبا خواست بدو بخشید . شهبانو بازگشت و همراه خدمتکارانش رهسپار سرزمین خویش شد " این تنها اطلاعاتی است که از شهبانو سبا در دست است به جز انکه دیداری با سلیمان نزدیک به 950 ق – م باید روی داده باشد. در گزارش تورات از این بانو نامی برده نشده .. سن وزیبایی او روشن نبوده و از دل بستگی مهر امیزش با سلیمان نیز سخنی گفته نمی شود. شاید شهبانوی سبا پیرزنی زشت رو و ناهنجار همچون " هات شپسوت " که تنها فرعون زن بود و یا همچون الیزابت اول در سن سالخوردگی بوده است و شاید این دیدار مجالی برای گفتگو و چانه زدن های فراوان بر سر داد و ستد و کار پژوهش و باستان شناسی در یمن بسیار مشگل و تقریبا غیر ممکن استپیمان نظامی بوده است . اما خیالپردازان نسلهای بعدی از این رویداد کوچک داستانها و افسانه های مهرامیز خیالی پدید اورده و عربها برای خویش داستان شهبانو بلقیس شیر زن جوان وزیبا را ساختند و با پیوستن این داستان به نیرنگهای رزمی سلیمان نام بلقیس را نیز به فهرست بلند بانوانی که سلیمان از انان بهره مند شده بود افزودند . ساکنان حبشه بلقیس را حبشی و خاندان سلطنتی حبشه را ثمره مهر بلقیس به سلیمان دانسته اند . اما ظاهر و باطن شهبانوی سبا هر چه که باشد – بهتر بود درباره او و دیدارش با سلیمان بیشتر میدانستیم . از انجا که گزارشهای تاریخی پادشاهی سبا نزدیک به 150 سال پس از دوران شهبانو سبا اغاز میشود – لازم است که عملیات باستان شناسی زیادی در یمن انجام گردد . اما دشواری در همینجاست . زیرا عربهای یمن بیاد دارند که زمانی معاریب پایتخت شهبانو سبا بود و ساکنان معاریب از این افسانه به شکل بهانه دیگری برای بی اعتبار جلوه دادن بیگانگانی که به این سرزمین مقدس گام می نهند – بهره جسته اند . صورت فلکی درخشان پادشاهی هایی که سه هزار سال پیش در عربستان جنوبی پدیدار گشت – بدانگونه که در افسانه ها امده است – به دست اجنه و دیوهایی که سلیمان به انها فرمان می داد – به جهان هستی فراخوانده نشدند . " غولها و اجنه با بیشمار چشمها و بالهایشان - با فرمانبرداریشان اسمان را در می نوردیدن – در ان زمان که سلیمان شاه بود . شعر باستانی حبشه ای "  این پادشاهی ها برای نیکبختی ساکنان سرزمین خود از پایه های سودمند اقتصادی برخوردار بودند . اهلی کردن شتر – که توانایی رفت و امد و جابجایی بارهای سنگین در بیابانهای خشک و بی اب و علف را برای انان افزون میساخت . این یکی از دلائل کامیابی انان بود . در سده 12 پادشاهان اشور اغاز به گرفتن شتران وحشی برای باغ وحش سلطنتی خود کردند و دیری نپائید که بهره گیری از این حیوان برای سواری در شنزارهای پهناور و بخشهای ناهمواره عربستان – عراق و ایران رایج شد . شتران رام سرزمین سبا  از نخستین شترهایی هستند که نشانه تاریخی معتبری برایشان در دست است – زیرا اشاره هایی که در پنج کتاب نخست تورات به شتر میشود بیشتر جنبه افسانه ای داشته و تاریخی نیست. ساکنان استپهای اسیا شتر دو کوهان باختری را رام کردند. اما عربها شتر یک کوهان جمازه را بر ان برتری دادند . رمز کامیابی عربها راههای بازرگانی بود که سرزمینهای عرب نشین را میان هندوستان و ایران و غرب قرار میدادند.  در ان دوران که تنها وسیله جابجایی کالاهای بازرگانی از راه های ابی – کرجی های کوچکی بودند که یارای پیمودن مسافت کوتاهی را داشتند و هیچگاه از نقطه دید خشکی فراتر نمی رفتند . برای کسانی که کالاهای بازرگانی را میان هندوستان و مدیترانه می بردند بیش از دو راه وجود نداشت . یکی راه خشکی 4828 کیلومتری ناهموار و پر خطری در میان خاور نزدیک و خاور میانه و راه دیگر سفر دریایی در راستای کناره عربستان بود که در شرایط مناسب میتوانستند از جنوبی ترین گوشه کنار از راه خشکی میانبر بزنند . با انکه هزینه مالیاتها در هر بندرگاه بهای کالاها را به چند بابر میرساند اما همین هزینه ها بهترین پشتیبان مالی پادشاهیهای عربستان جنوبی بود . داد و ستد بخور عامل دیگر این نیکبختی بود . در ائینهای که برای خدایان جهان باستان مدیترانه برگزار می شد – بخور فراوانی را میسوزانیدن . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

**

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID : Jalal_webid

دانلود PDF مطلب


برچسب‌ها: عجایب باستان شناسی
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ و ساعت ۱:۲۸ ق.ظ  
 « نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها  - قسمت دوم ( 2 )

 « نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها  - ( 2 )

 

همانگونه که در قسمت اول مطلب « نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها مشاهده کردید " ذکریا سچین " نویسنده و محقق روسی تبار با ترجمه کتیبه های سومریان , تئوری و نظریه جنجال برانگیزی را بین محققان و باستان شناسان مطرح کرد . در جامعه باستان شناسی اکثر دانشمندان این رشته  "ذکریا سچین" را به عنوان مردی که در ترجمه و کشف رمز کتیبه های سومری و بابلی دارای توانایی و تجربه کافی میباشد میشناسند, اما نظریه او در مورد " نیبـــــرویـــــه " ایا با واقعیتهای کشف شده امروز جهان مطابقت دارد.؟ با هم ادامه مطلب را دنبال میکنیم .

 

رد نظریه وجود سیاره دهم

 

طولی نکشید که این نظریه‌ها با بحثها و مخالفتها روبرو شد. ابتدا شبیه سازیهایی که با توجه به چگالی و آلبیدویی (قدرت بازتاب ، سپیدی) پذیرفتنی با این سیاره انجام گرفتند، نشان دادند که باید قدر (میزان روشنایی هر ستاره که با مقیاسی لگاریتمی سنجیده می‌شود، هر چه میزان عددی قدر ستاره بیشتر باشد، ستاره کم فروغتر است) نزدیک به 11 تابش داشته باشد. مشکل بتوان باور کرد که شیئی چنان درخشان تا کنون از چشم مشاهده گران و رصد کنندگان آسمان ، پنهان مانده باشد. پژوهشهای تصویری نیز نتیجه‌ای نداشت و سرانجام ، محاسباتی که دو گروه از دانشمندان ، یکی در رصدخانه نیروی دریایی آمریکا و دیگری در دانشگاه هاروارد ، انجام دادند ثابت کرد که وجود چنین سیاره‌ای از نظر دینامیکی ناممکن است، زیرا با پیکربندی منظومه شمسی ناسازگار است.

 

از سر گیری تحقیقات

 

بار دیگر مسأله اختلالهای بر جا مانده از حرکات اورانوس و نپتون بر سر زبان افتاد. این بار داشنمندان دیگری ، رابرت هارینگتون  اخترشناس رصدخانه نیروی دریایی آمریکا با کمک محاسبه‌های رایانه‌ای‌ خود ، چهره این سیاره فرضی را چنین ترسیم کردند : سیاره‌ای که جرم آن میان دو و پنج برابر کره زمین است، که بر مداری بسیار طویل و با زاویه بسیار شیب دار در صفحه دایرة البروج ، در فاصله‌ای از خورشید که از 50 تا 100 واحد نجومی متغیر است با دوره تناوب چرخش نزدیک به 800 سال. شاید طی یکی از گذرهایش در پایینترین مرحله ، در خیلی سال پیش ، این کره ، حرکت قمر اصلی نپتون ، یعنی تریتون را معکوس ساخته است. این ماه تنها ماه سامانه خورشیدی است که حرکت رجوعی دارد, که مدار آن مخالف مدار سیاره است. ضمن آنکه پلوتو را از خانواده اقمار نپتون بیرون آورده ، آن را در مدار خورشیدی قرار داده است . هارینگتن ، پس از توفیق در محاسباتش ، الگوی تازه‌ای را ارائه داد: الگوی کره ای چهار برابر جرم زمین که در فاصله ای حدود 2.5 برابر پلوتو ، به دور خورشید می‌چرخد. این کره فرضی با قدر نزدیک به 14 که در صورت فلکی عقرب واقع شده تا کنون از چشم راصدان آسمان پهناور ، پنهان شده و چهره در نقاب فرو برده است.

 

***

 

رصد نیبیرو توسط ماهواره ایراس

 

این جرم اولین بار در 30 دسامبر سال 1983 توسط ایراس ( ماهواره ستاره شناسی مادون قرمز ) دیده شد. طرفداران نیبیرو بر این عقیده هستند که تلسکوپ ایراس در حقیقت سیاره سرگردان را رصد کرده است.  برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹ و ساعت ۳:۲ ق.ظ  
 « نیبرویه » اردوگاه فرازمینی ها -  قسمت اول ( 1 )

« نیبرویه » یا اردوگاه فرازمینی ها

 

حتما تا به امروز نام سیاره ایکس را شنیده اید؟ از کشف سیاره ایکس چند سالی بیشتر نمیگذرد و هنوز اطلاعات زیادی در دست منجمان و ستاره شناسان عصر حاضر در مورد این سیاره نیست . با ظهور تلسکوپهای عظیم و رصدخانه های پیشرفته علم نجوم وارد مرحله جدیدی شده است . تلسکوپهای چون " هابل " و ماهواره های تحقیقاتی اطلاعات شگفتی را برای دانشمندان و محققان فضایی محیا ساخته است . اما اگر بشما بگویند که سومریان که حدود 3500 تا 4000 سال پیش بر روی این کره خاکی زندگی میکردند از سیاره ایکس در کتیبه هایشان یاد کردند , چه خواهید گفت .؟ حال اگر بشنوید سومریان تنها تمدنی نبودند که از این سیاره خبر داشتند و تمدنهای مثل " مایا " ها و " بابلیان " هم در کتیبه ها و بناهایشان از این سیاره یاد کرده اند , انگاه بخود نمیگوید چگونه و از کجا این موضوع را میدانستند.؟!!! دوستانی که مطالب ما را در Yahoo2 دنبال میکنند تا امروز با تمدنهای مختلف و شگفت اوری اشنا شده اند ... تمدنهای مثل تمدن " اینکاها " و " مایا " ها که شگفت آورترین تمدنهای امریکای جنوبی هستند.!! مردمانی که در ریاضیات و نجوم بی همتا بودند و معماری و مهندسی انان هنوز هم انسانهای عصر حاضر را در بهت و حیرت فرو میبرد. وقتی میفهمیم منجمان " مایا " فاصله کره زمین را با دیگر سیارات منظومه شمسی میدانستند و با دقتی باور نکردنی انرا محاسبه کرده بودند و یا وقتی تقویم انها را که یکی از دقیقترین تقویم های حال حاضر جهان است را می بینیم, انگاه نمیتوانیم از کنار این موضوع بی تفاوت بگذریم . دوستانی که برای اولین بار مطالب ما را دنبال میکنند برای اینکه بدانند از چه نابغه های صحبت میکنیم تنها به ذکر این موضوع میپردازم که منجمان " مایا " در " چیکن ایتزا " رصدخانه " کارکل " را ساختند که یکی از شگفت اورترین رصدخانه ها در جهت یابی نجومی است . انها تقویم دقیقی را بر مبنای 260 روز ویژه امور مذهبی , 365 روز خورشیدی 584 روز سیاره زهره ای را تدوین کردند . طول دقیق یکسال خورشیدی بعد از محاسبات طولانی در  2422 / 365 روز تثبیت شده است در صورتی که  مایاها همین تقویم را 2420 /365 روز براورد کرده بودند که تا سه رقم عدد اعشاری امروزی صحیح میباشد . توجه کنید این منجمان 15 تا 20 قرن پیش این محاسبات شگفت را انجام دادند . از ذوستان علاقه مند میخواهم از ارشیو مطالب " تمدنهای شگفت انگیز امریکایی جنوبی " را مطالعه کنند . تمدن مایا تنها یکی از چندین تمدن مهم امریکایی جنوبی است . تمدن " نازکایی " تمدن " اینکاها "  تمدنهای دیگر این منطقه هستند که اسرار و شگفتی های خاص خود را دارند .. حال برگردیم به موضوع  سیاره دوازدهم .. در ابتدای مطلب امروز از " نیبرویه " که در چندین تمدن مهم جهان با اسامی مختلف از ان یاد شده اشاره کردم . براستی چگونه این تمدنهای کهن توانسته اند به درک واحدی از یک موضوع خواست برسند .؟ البته تنها این موضوع مشترک انها نیست .. مثلا در تمام این تمدنها از سیل بزرگ که ما از ان به عنوان  "طوفان نوح " یاد میکنیم ,نام برده شده است . یا ساخت اهرام  که تقریبا در تمام تمدنهای کهن و مهم جهان انرا می بینیم . مطلب امروز ترجمه گوشه ای از کتاب " گمشده انکی " به قلم " زکریا سیتچین " که مربوط کشف سیاره دوازدهم توسط منجمان سومری میباشد .. براستی این علوم اسرارامیز چگونه به دست تمدنهای باستانی رسیده است .؟ از ساخت تلسکوپهای قدرتمند چند دهه نمیگذرد و" علم نجوم نوین " برای نسل امروز یک نوزاد تازه متولد شده است , چند سالی نیست که تلسکوپ هابل دریچه ای دیگری از کهکشان را  بر روی ما گشوده است پس چگونه متخصصان تمدنهای باستانی از سیاره دوازدهم در کتیبه هایشان با ما سخن میگویند .؟!! محاسبات پیچیده را چه کسانی به انها اموخته بودند .؟ براستی این علوم را از کجا فرا گرفته اند .؟!! ایا همانگونه که  بعضی از دانشمندان ادعا میکنند کسانی برای اموزش به زمین امده اند و انها را در این زمینه یاری رسانده اند .؟ یا انها به مرور زمان به این رشد و بلوغ رسیده اند.؟ هر چه باشد و نباشد نمیتوان علوم انان را نادیده گرفت و براحتی از کنار ان گذر کرد . در اینجا باید از دوستانمان در سایت  strange persian که اجازه درج قسمتهای مهمی از مطلب امروز را به ما دادند نیز تشکر نمایم .

 

زکریا سیتچین کیست .؟

 

زکریا سچیناو یک نویسنده و محقق روس تبار است که با مجموعه کتاب های سرگذشت زمین مشهور شد ، زکریا سیتچین از معدود افرادی است که قادر به ترجمه خط سومری بوده و بیشتر آثار او از ترجمه ی خطوط میخی سومری ها برگرفته شده است. در سال 1976، زکریا سیتچین، با چاپ کتاب خود بنام " دوازدهمین سیاره "، بحثی جنجال آمیز پیش کشید. در این کتاب و همچنین کتابهای بعدی، سیتچین ، ترجمه های خود از متون قدیمی سومری ها را آورد که داستانی شگفت انگیز در مورد منشا انسانها روی سیاره زمین نقل می کردند. داستانی متفاوت و بسیار جذاب تر از آنچه که تمامی ما تا بحال شنیده ایم.

 

افسانه‌های سومری

 

طبق ترجمه زکریا سیتچین از متون کتیبه‌های سومری، حدود ۴۵۰۰۰۰ سال پیش شرایط جوی سیاره ای دارای تمدن هوشمند بنام" نیبیرو * "  دچار مشکل می شود. " آنوناکی " گروهی از ساکنین این سیاره بودند که برای استخراج طلا بر روی زمین فرود آمدند. رهبری این گروه را شخصی به نام " انکی" بر عهده داشت. طبق کتیبه‌های سومری، آنوناکی برای ترمیم اتمسفر سیاره خود نیاز به طلای زمین داشتند. آنان اولین پایگاه زمینی را در منطقه ای به نام" اریدو " واقع درعراق امروزی بنا می کنند تا از بستر خلیج فارس طلا استخراج کنند. با کشف منابع دیگر در بین النهرین و آفریقا آنوناکی‌های بیشتری به زمین فرود آمده و معادن و پایگاه‌های دیگری در بین النهرین و آفریقا بنا کردند." ایگیگی‌ها " گروه دیگری از انسانهای فرازمینی بودند که به دستور انکی در معادن طلای زمین کار می کردند.

 

* نیبیروبه جسمی سرگردان گفته می شود که با سرعت در حال نزدیک شدن به زمین می باشد و می تواند باعث ویرانی سیاره ما گردد. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۹ و ساعت ۳:۲ ق.ظ  
 تصورات شگفت انگیز

پرفسور " ريگوئنا " در والنسيا در نزدیکی دریاچه ای به همین نام* که در حدود 32 کیلومتری جنوب غربی کاراکاس میباشد  ,اسکلتی را پیدا که جمجمه انها تخت بود . ( سطح فوقانی جمجمه تخت بوده است ) ابتدا تصور شد که صاحب این جمجمه ناقص الخلقه مادر زادی است . اما مدتی نگذشت که جمجمه های دیگر از جمله جمجمه ای متعلق به یک جنین با همان خصوصیات کشف شد . و با کشف بناهای یادبود برای انسانهای کله مخروطی,چنین استنباط میشود که سازندگان انها دارای قوهء بصیرت مضاعف بوده اند که برای دانشمندان امروز کاملا ناشناخته است . پرفسور " پاول برژایر  " در یکی از نوشته های روزانه خود چنین نوشته است : یکی از دوستان ما با نام " دنییل روزو " در سال 1952 عازم دشت لم یزرع "مارکاهواسی" واقع در غرب " کوردیلرادولاس " اند شد . تا کاوشهایی به عمل اورد . دشتی که فقط میتوان بر پشت قاطر به انجا رفت و وسعتی حدود 3 کیلومتر مربع دارد و در ارتفاع 1470 متری سطح دریا قرار دارد . " روزو " در انجا شکل حکاکی شده حیوانات و صورت انسان را در صخره ای یافت که فقط در نقطه انقلاب خورشیدی تابستان** نور افتاب روی انها افتاده و قابل رويت میگردند, و در غیر ان روز و انزمان در سایه و در تاریکی قرار گرفته و دیده نمی شوند!!! در میان ان کنده کاری ها شکل حیوانات دوران دوم زمین شناسی از قبیل سوسماران غول پیکر شیرها, لاک پشتها و شتر که در امریکای جنوبی ناشناخته است ( البته کاملا اینطور نیست زیرا بقایایی فسیل شده انها در قاره کشف شده است ) وجود داشت و در انجا یکطرف تپه ای را بصورت کله یک پیرمرد تراش داده بودند . وقتی از ان عکس گرفته و انرا ظاهر نمودند,فیلم نگتیو ان تصویر منور یک جوان را نشان میداد!! ایا این پدیده رابطه ای با نوعی مذهب ابتدایی داشته است.؟ تعین قدمت ان از طریق کربن-4 غیر ممکن است زیرا در "مارکاهواسی" هیچگونه بقایایی از موجودات زنده وجود ندارد, اما علم زمین شناسی قدمت انرا خیلی قدیمی تعین کرده است . "روزو " عقیده دارد که ان دشت مسکن تمدن " مسما " بوده است که احتمالا قدیمیترین نوع در روی زمین است . با توجه به این که ان تصاویر فقط در مواقع خاص و تحت تابش نور خورشید با زاویه به خصوص قابل رویت هستند,, در انصورت نمونه های مشابهی در قاره اروپا وجود دارند و شاید تعداد دیگری نیز باشند که نیاز به کشف شدن دارند . برای مثال در جنوب بریتانیا یک سری بنا های یادبود سنگی ماقبل تاریخ وجود دارند که مدت بیش از 40 سال مورد تجسس چند دانشمند از جمله "مارث سین جاست ", " ريکوارت ", " زکریالو روزیک " قرار داشت . انها متوجه علائم بخصوصی روی یکی از صخره های که معروف به " کرحم " میباشد , شدند . انها سال بعد مجددا به انجا برگشتند تا از انها عکس و تصاویر تعیه کنند,اما با کمال تعجب دریافتند که ان علائم محو شده اند . بهر حال یکی از متخصصین در انجا درنگ نمود و چند ساعت به نظاره ان سنگ پرداخت تا اینکه متوجه شد ان علائم به روی سنگ یواش یواش ظاهر میشوند!! بدین طریق دریافتند که بعضی از کنده کاریها روی سنگ ها در ساعات بخصوصی از روز و یا روز بخصوصی از سال قابل رويت اند . همچنین در " لاکماریاکوئر " سنگی از اینگونه بناهای یادبود وجود دارد که به نیمکت تجار معروف است و فقط در روزهای 16 و 17 ( معمولا 16 و 27 ماه های خورشیدی ) بعضی از ماه های به خصوص قابل رویت میشوند . تعداد کنده کاری های روی صخره موجود در هر قاره و عظمت کار ایجاد انها این توهم را بوجود می اورد که هنرمندان تراش دهنده انها دارای قدرت غول اسا و اسکنه غول پیکر بوده اند . برای مثال در ایتالیا "گایولیو فروسینی" به دو تا از این قبیل حجاری ها نام باکره صخره ها و به دیگری نیمرخ مرد داده اند که در الومایر نزدیک شهر روم واقع اند . کله حجاری دومی بصورت مخروطی است . درست مشابه " غول هاوی " در برزیل و اثار هنری مشابه دیگر در نقاط دیگر . پرفسور  پاول و برژایر میگویند که حجاریهای اسرار امیز که بعضی مواقع پدیدار می شوند و بعضی موافع ناپدید, احتمالا مربوط به نوعی مذهب ابتذلئی بوده اند . اما در مورد صورت " مارکاهواسی " چه توضیحی میتوانم بدهیم, که با چشم بدون مسلح پیر جلوه می نماید و با دوربین عکاسی جوان.؟ و درک این پدیده که یک هنرمند حتی بتواند با استفاده از تجهیزات و ابزار مدرن چنین اثر دو حالته را به وجود اورد مشگل است!! به زحمت میتوان تصور نمود که پیکر تراش ناشناخته باستانی دارای نعمت خدادادی " دید مضاعف " بوده است . به هر حال تعداد زیادی از اینگونه شگفتی های گذشتگان در انتظار کاشفان به سر میبرد .

 

 

****

* این دریاچه را قبلا با نام " لاگونادو تا کاریگوا " میشناختند

** اول تیر ماه

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ و ساعت ۲:۳۸ ق.ظ  
 معرفی 10 کشف باستان‌شناسی برتر سال 2009

سایت نشنال جئوگرافیک در گزارشی به معرفی 10 کشف باستان‌شناسی برتر سال 2009 پرداخت.

**

1ـ جمجمه جادوگر ایتالیایی؛ در ماه مارس جمجمه یك زن كه احتمالا در قرون وسطا به‌عنوان یك جادوگر با قرار ‌دادن آجری در دهانش كشته شده است، در ایتالیا كشف شد.

**

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ و ساعت ۲:۳۷ ق.ظ  
 شــــرق اســــــرارآمیــز  قسمت 2

 

با درود و سلام خدمت بینندگان Yahoo2 . دوستانی که مطالب ما را دنبال می کنند حتما مطلب " شرق اسرارامیز " را که در سال 86 در وبلاگ قرار گرفت را مطالعه کرده اند. در ان مطلب به اسرار و شگفتیهای تمدنهای مشرق زمین و بخصوص دستاوردهای باور نکردنی تمدن باستانی هند و تمدن باستانی چین پرداخته شده بود. مطلب امروز را میتوان ادامه همان مطلب دانست با این تفاوت که در این پست به شگفتیهای تمدن ایران باستان که در مجله معتبر باستان شناسی جهان " Archaeology " بقلم مفسر بزرگ این نشریه "اندرود تیلور " درج شده است میپردازیم.

 

 

 

 

شــــرق اســــــرارآمیــز  قسمت 2 « عجایب ایران باستان در شهـــرســوختـــــه »

 

 

این جمجمه متعلق به دختر بچه 8 تا 10 ساله است  که عمل جراحی بر روی ان انجام شده است .

 3200 سال قبل از میلاد مسیح , انزمان که بسیاری از مردمان این کره خاکی در فقر و جهل بربریت زندگی میکردند . تمدنی شگفت و اسرارامیز در ایران باستان پا بر عرصه تاریخ گذارده بود که به گفته "اندرود تیلور  " مفسر مجله " Archaeology " ( باستان شناسی جهان .. این مجله معتبرترین نشریه در زمینه باستان شناسی میباشد که نامداران این رشته علمی در ان قلم میزنند ) بسیاری از معادلات باستان شناسی را بر هم زده است. مردمان این تمدن باشگوه علاوه بر دانشهای مختلف در زمینه های گوناگون از قبیل پزشکی و دارویی – ریاضیات – معماری و شهرسازی , حکایت نوینی را از تمدنی غنی و پیشرفته برای نسل امروز بازگو می کند . " شهر سوخته "، نامی است كه بر این شهر خفته در تاریخ گذاشته شده است, از اسناد بدست امده از این سایت, باستان شناسان نتیجه گرفته اند که این شهر با اتش سوزی عظیمی روبرو شده است که چگونگی ان بر انان مشخص نشده است. این سایت در ۵۶ كیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. شهر سوخته ۱۵۱ هكتار وسعت دارد که نشان میدهد در انزمان شهر بزرگی بشمار میرفته است. معماری و نظام مهندسی این شهر یکی از عجایب باستان شناسی جهان بشمار میرود . سیستم آبرسانی و دفع آب های زاید ان چنان با دقت برنامه ریزی شده است که به گفته مهندسان شهرسازی محال است کسانی که نقشه فاضلاب این شهر را کشیده اند با علم ریاضیات بیگانه باشند . کشف قدیمترین " خـــط کــش " جهان در این سایت, نشان از دانش والای مهندسان ایران باستان در علوم ریاضیات دارد . "اندرود تیلور  " در ادامه مقاله میگوید : معماهای پیچیده سایت " شهر سوخته " انقدر اعجاب انگیز و قابل تامل است که

این خط کش که از جنس ابنوس میباشد در سایت باستانی شهر سوخته بدست امده است. این خط کش قدیمترین خط کش جهان بشمار میرود.

شاید نتوان انرا با درک امروز بشری حل کرد . او میگوید : وقتی به ابزار الات ابتدایی مردمان این شهر مینگریم با یک تمدن باستانی مثل سایر تمدنهای بشری مواجه میشویم . اما وقتی با سنگهای تذئینی که در زیورالات از ان استفاده شده روبرو میشویم نمیدانیم باید چه بگویم.!! این سنگها در عصر حاضر هم با پیچیدگیهای خاص خود از معادن استخراج میشود.!! به عنوان مثال نوعی سنگ عقیق در یکی از زیورالات مشاهده شده است که برای استخراج ان باید با وسایل خاص مثل کپسول اکسیژن و متهای فولادی به اعماق معادن رفت و انها را استخراج کرد و تا امروز مهندسان زمین شناسی بصورت طبیعی انرا در سطح زمین مشاهده نکرده اند.!! مهندسان ایران باستان چگونه انها را استخراج کرده اند .؟ انها چگونه توانسته اند به اعماق زمین بروند و اینگونه سنگها را استخراج کنند.؟ " اندرود تیلور  " در ادامه میگوید : تا امروز مستندات اندکی از دیگر تمدنها از قبیل تمدن مصر باستان در اختیار محققان است که نشان از دانش طبابت و جراحی های عجیب بر روی جمجمه انسان در تمدن فراعنه دارد.. طبیبان مصری عقیده داشتند که نوعی بخار در مغر ادمی جمع میشود که باعث بیماریهای مغزی میشود. انها با سوراخ کردن جمجمه و جراحی ان به مداوای افراد میپرداختند. اما مستندات سایت " شهر سوخته " نشان از ان دارد که طبیبان ایرانی علاوه بر جراحی مغز جراحی های دیگری نیز بر روی اعضای دیگر بدن افراد نیز انجام می داند.! در یکی از قبرهای جمجمه دختر بچه ای که تخمین زده میشود بین 8 تا 10 سال سن داشته است یافت شده که با دقت مغز او جراحی شده است . هر چند هنوز معلوم نیست که ایا صاحب این جمجمه پس از جراحی زنده مانده یا در اثر همین عمل جان خود را از دست داده اما دقت جراحی بر روی این جمجمه نظر باستان شناسان را بخود معطوف کرده است . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid

 

دانلود PDF مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸ و ساعت ۲:۱۱ ق.ظ  
 سفرهای عظیم فراموش شده

با عرض درود و سلام خدمت بینندگان با صفای Yahoo2 .. حقیقتا اتفاقات اخیر کشور دل و دماغی برای تعیه مطلب برایم نگذاشته است برای همین از شما بخاطره تاخیرم پوزش میخواهم . مطلب امروز را دوست نازنین ما " ابراهیم زارع " برای Yahoo2 تعیه و ارسال کرده است که همینجا از ابراهیم عزیزم تشکر میکنم . گاهی در مباحث باستان شناسی به اتفاقات شگفت اوری برخورد می کنیم که معماهای اسرارامیزی را در برابر ما قرار می دهد . در همین زمینه افراد بسیاری هم تلاش می کنند تا با کشف و پیدا کردن جواب این معماها ما را برای بهتر قضاوت کردن یاری نمایند. مطلب امروز هم یکی از همین کارهای شگفت انگیزی است که " تور هیردال " برای حل معمای سفرهای اسرامیز تمدنهای باستانی انجام داد . در اخر یکبار دیگر از ابراهیم زارع برای تعیه و ارسال مطلب امروز تشکر می کنم . امیدوارم ابراهیم مثل گذشته Yahoo2 را خانه خود بداند و ما را یاری کند.

 

 

سفرهای عظیم فراموش شده

 

حفاری، تنها راه کاوش گذشته ها نیست. برخی کشفها در مکانهایی صورت می گیرد که امکان حفاری در آنها وجود ندارد. به عنوان مثال، می توان از کار عظیم  " تور هیردال "  ( thor heyerdahl) نام برد که راههای دریایی باستانی را در پهنه اقیانوسها کشف کرد. بدیهی است از کشتیهایی که در دورانهای باستان این تور هیردالراهها را پیموده اند، هیچ رد و نشانی بر جای نمانده است. اما هیردال نشانه هایی از یک گونه مردم را در هر دو سوی این اقیانوسها یافت، آنگاه با به خطر افکندن جان خود ثابت کرد که بخشی ازآنها در روزگارانی بسیار دور، با پیمودن اقیانوسها به سوی دیگر جهان رفته اند! در گذشته، اروپاییان گمان میکردند که دریانوردان آنها نخستین کاشفان جهان بوده اند. از جمله، فکر میکردند که نخستین بار کریسف کلمب قاره آمریکا را در سال 1492 میلادی کشف کرده است. اما آیا براستـی او نخستین کسی بود که به قاره آمریکا گام نهاد؟ نه، حقیقت این است که وی و همراهانش از دیدار با انسانهایی که پیش از آمدن آنان، هزاران سال در این قاره می زیستند، بسیار در شگفت شدند. نظیر این رویداد، در بسیاری از سرزمینهای دیگر نیز رخ داده است. کاوشگرانی که کار نقشه برداری سرزمینهای گوناگون جهان را پیش می بردند، در همه جا با انسـانها روبرو شدند و هیچ سرزمینی را ازآنان تهی نیافتند. نیاکان این انسانها چگونه به این سرزمینها گام نهاده بودند؟ چگونه توانسته بودند بدون کشتیهای بزرگی چون کشتیهای امروزین ما، از اقیانوسها بگذرند؟ یک پاسخ این بود که این کار در روزکارانی بسیار دوو، هنگامی که قاره ها به یکدیگر پیوسته بوده اند، انجام گرفته است. شاید نیز بعدها، دریانوردانی توانسته بودند با قایقهـای کوچک خود، طول سواحل قاره ها را بپیمایند و از این سو به آن سوی جهان بروند. اما گگان نمی رود که گذشتن از اقیانوسهای بسیار عمیق اطلس و آرام، با قایقهای کوچک امکان پذیر بوده باشد؟ زیرا این قایقها برای چنین کاری بسیار خطرناکند. و اما در مورد مردم جزایر جنوبی اقیانوس آرام، مسأله شگفت آوری در میان بود. این مردم بلند بالا، زیبا و باهوش، در تنهاترین و دورافتاده ترین جزایر جهان می زیستند و توضیح حضور آنها در این جزایر براستی ناممکن بود. آنان با خشکیهای دیگر، فاصله های بسیار عظیمی داشتند و کمترین امکانی که توانسته باشند خود را از آمریکا به این جزایر دور دست برسانند، وجود نداشت. فاصله های عظیم و خطرات بی شمار، چنین امری را ناممکن می ساخت. از این گذشته، آنان به نزدیکترین همسایگان آسیایی-و حتی استرالیایی- خود نیز، هیچ شباهتی نداشتند. بومیان جزایر اقیانوس آرام یا پولینزیها   مردمان شادمان و باهوشی بودند که به آسودگی و آرامش در جزایر خود به سر می بردند و از بسیاری از مردم جهان آسوده تر و شادمانه تر می زیستند. آب و هوای عالی این جزایر، مواد غذایی و پناهگاه مورد نیاز آنان را به فراوانی فراهم می آورد. با این همه، در کشاورزی نیز چیره دست بودند و محصولات خود را درست به شیوه کشاورزان سرزمینهای دیگر، می کشتند و می درویدند. نخستین کاوشگران، این امر را بسیار شگفت انگیز تلقی کردند. و براستی، چرا روشها و شیوه های کشاورزی، در بخشهای گوناگون جهان، همه یکسان بودند؟ آیا این امر، از سر تصادف بود؟ یا نیاکان مشترکی، آن را به همه انسانها آموخته بودند؟ بسیار شگفت انگیز بود که این مردمان، گندم و غلات دیگر را می کشتند و می رویاندند و می درویدند و درست به شیوه ما، و با ابزارهایی یکسان، آنها را آرد می کردند. به همین سان، گونه های چارپایان اهلی آنان، با برخی از گونه های چارپایان اهلی ما، یکی بود. پولینزیها در ماهیگیری نیز چیره دست بودند و در پی این کار از جزیره ای به جزیره دیگر میرفتند. دریانوردانشان از روی حرکت ستارگان جهت و مسیر خود را می یافتند و درباره حرکات خورشید و ماه نیز آگاهیهای چشمگیری داشتند. در برخی از این جزیره ها، پاهای بلند و پیکره های عظیم شگفت انگیزی از سنگ ساخته بودند. این بناها و پیکره ها از بسیاری جهات به بناها و پیکره های سرزمینهای بسیار دوردست دیگر شباهت داشتند و برای ساختن آنها از صخره های عظیم و غول آسا بهره گرفته بودند. دشوار است دریابیم که این پیکره های بسیار عظیم را، چگونه بر سر پا قرار داده اند. تعداد این مجسمه های کوه پیکر که برخی از آنها 20 تن وزن و 10 مترارتفاع دارند، حتی از 1000 نیز در میگذرد. این مجسمه ها را مردم پولینزی، روزگاری، از سنگهای عظیم آتشفشانی تراشیده اند و شا ید نمادهایی از رهبران یا خدایان آنان بوده اند. بحث در باره این که این مجسمه ها چه معنی دارند و چگونه و چرا ساخته شده اند، هنوز نیز در میان پژوهشگران ادامه دارد و به نتیجه قطعی نرسیده است. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸ و ساعت ۴:۵۶ ق.ظ  
 معمای تمدن های ناپدید شده

سالهاست که در این وبلاگ با شما از عجایب و اسرار باستان شناسی جهان حرف میزنم . تا انجا که در توانم بوده سعی کرده ام شما را با تئوری و سئوالات پیرامون این ابنیه های تاریخی اشنا کنم . در این بناهای باشکوه اسراری وجود دارد که هنوز انسان امروز نتوانسته است معمای انها را حل کند . امروز سعی دارم بصورت فشرده شما را با این امکان باستانی اشنا کنم .

 

 

" معمای تمدن های ناپدید شده "

 

 

هر تمدنی یک معماست, این جمله " پیتر کولوسایمو " باستان شناس معروف ایتالیائیست, و براستی که اینچنین است . انسان امروز نمیداند انها دارای چه قدرتی و چه معلوماتی بودند و سئوال بی جواب تمام تمدنها این است که انها این علوم را چگونه بدست اوردند.؟ گاهی کشف واقعیت چنان دشوار می شود که در مقابل هر یک از این پدیده ها فقط یک علامت سئوال باقی می ماند و هیچکس قادر نیست که پاسخ ساکسی هوامانمستدل و قانع کننده ای برای ان بیابد . یکی از این عجایب تمدن باستان, معبد مارپیچ "بریتانی" است که نزدیک به 13 کیلومتر طول دارد و در ساختن ان بیش از 10000 قطعه سنگ بزرگ بکار رفته است . 300 قطعه از این سنگها هر کدام بیش از 15 پا یعنی نزدیک به 5 متر ارتفاع دارد .!! باز در اینجا این سئوال همیشگی مطرح میشود که چه کسی این بنای عظیم را ساخته است !؟ بنای عجاب انگیز دیگر که توجه دانشمندان و باستان شناسان را به خود جلب کرده یک قلعه قدیمی است به نام " ساکسا هوامن "  که پیش از شکوفائی تمدن "اینکا" ساخته شده است . کدام موجوداتی که از لحاظ جسمانی و عقلانی در حکم غول هایی بشمار میرفتند توانسته اند قبل از " اینکاها " این قلعهء باستانی را در کوهستان " اند " بنا نهد .؟ نکته شگفت انگیز درباره این بنای عظیم ان است که ساکنان اولیه " پرو " در امریکای جنوبی چگونه توانسته اند صدها بلوک سنگی را که برخی از انها 200 تن وزن دارند از زمین بلند کرده و این سنگهای عظیم را به منطقه ای که بیش از 3 کیلومتر از سطح دریا ارتفاع دارد منتقل سازند.؟ باستان شناسان در امريکاي جنوبي با معماهاي بيشماري روبرو هستند که هيچ جواب قانع کننده اي براي ان ندارند . دشتهاي نازکا و هزاران اثار ديگر تنها گوشه اي از اين معماي باستاني هستند.. در نقطه دیگر از این جهان یعنی جزیره " ایستر " پیکره های سنگی غول اسائی بطور پراکنده به  چشم میخورد که معلوم نیست الهام بخش این چهره های سنگی عظیم الچثه چه کسانی بودند.؟ پرسش بعدی ما درباره سکوهای " بعلبک " در سوریه میباشد . چه کسانی طرح اولیه این سکوهای اعجاب انگیز را ریخته اند و با چه وسایلی تخته سنگهای عظیمی را که هر یک بیش از 1200 تن (دقت کنید 1200 تن) وزن دارد بلند کرده بر فراز 54 ستون بلند که ارتفاع هر یک از انها به 27 متر میرسد قرار داده اند , انهم در قلب صحرا .؟ براستي انسان چه جوابي براي اين معماهاي باستاني دارد  "

" معبد عجیب "

 

بنای دیگری که توجه دانشمندان و باستان شناسان را بخود جلب کرده است, معبد مشهوری است موسوم به " پاگودای سیاه " ایا میتوان تصور کرد که این معبد عظیم را مردمان قدیم ساخته باشند.؟ این معبد 228 پا ( حدود 69 متر ) ارتفاع دارد و روی ان سقف یکپارچه ای از سنگ قرار گرفته است که وزن ان را 2000 تن ( به وزن ها دقت کنید ) تخمین می زنند !! معلوم نیست کسانی که این معبد عجیب را بنا نهاده اند چگونه موجوداتی بوده اند و چه نیروی خارق العاده ای داشته اند .؟ من از شما میپرسم کدام جرثقیل مدرنی را میشناسید که بتواند سنگینی وزنی معادل 2000 تن را جابجا کند .؟ دانشمندان فرضیات مختلفی دارند ..مثل انسانهای فضائی و بشقاب پرندها...شما هم میتوانید فرضیات خود را بصورت جامع بنویسید تا انرا در وبلاک قرار دهم همین کار را در وبلاکهای خارجی به وفور میتوان دید . ایا تمدنهائی با تکنولوژی فوق مدرن و معلوماتی فراتر از انسان امروز در این کره خاکی زندگی میکردند و سپس نابود شده اند.؟ ایا از انهمه علم و تکنولوژی تنها همین بناها باقی مانده .؟ در مورد اهرام ثلاثه مصر مطالب بسیاری در وبلاگ قرار گرفته است و ذکر انها تکرار است. اری تمدنهای گذشته بسیار پر رمز راز است . هنگامی که کاوشگران اسکلتی را از زیر خاک بیرون می اورند, انسان به اندیشه فرو میرود و از خود می پرسد که این شخص در چه دوره ای از تاریخ زندگی می کرده است؟ براستی هیچ چیز جالبتر از کنکاش در گذشته نیست . در غبار تمدنهای فراموش شده درسها و شاید هشدارهائی برای زمان ما نهفته است . در روستاها و شهرهای ویران شده باستانی که از زیر خاک بیرون امده اند , زمانی مردان و زنانی میزیستند که همانند ما عشق می ورزیدن و تلاش می کردند و ارزوی کامیابی در سر می پروراندند , با دشمنان خود نبرد میکردند و در اخر با زندگی وداع میکردند . لیکن ما اطلاعات اندکی از انها در دست داریم و در پاره ای از موارد حتا نامشان را هم نمیدانیم...باید در گذشته جستجو کرد , چرا که بدون گذشته اینده معنائی ندارد..... برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۸ و ساعت ۶:۱۰ ب.ظ  
 راز هیولای جزیره کرت

باستان شناسی را میتوان معبری تاریک فرض کرد که باید از ان به عمق تاریخ راه یافت و باستان شناسان را باید چراغهای روشن این معبر پر پیچ و خم دانست . باستان شناسی شباهت بسیاری به معماهای پلیسی دارد و باستان شناسان را باید کارگاهان این رشته دانست . انها باید مدارک و مستندات را یافته و انها را کنار هم بگذارند تا پازل این معما که همان تاریخ و تمدنهای باستانی است تکمیل شود . اما گاهی نشانه ها و مستندات بخاطره گذشت زمان که میتواند چندین هزارسال باشد بسیاری نامفهوم و گنگ است و همین امر کار کارگاهان باستان شناسی را سخت و گاهی غیر ممکن می کند . مطلب امروز در مورد یکی از این کارگاهان و باستان شناسان میباشد .  « آرتور ایوانز » باستان شناس نامی انگلستان که تنها با دنبال کردن یک افسانه توانست یکی از اسرارامیزترین معماهای باستان شناسی را حل کرده و نام خود را در تاریخ جاویدان کند. این افسانه از هیولای سخن می گفت...  « هیولای جزیره کرت » .. مطلب امروز از کتاب " کاوش در گذشته " بقلم " هوشنگ فتحی " برای شما خوبان در نظر گرفته شده است.

 

هیولای جزیره کرت

 

 

طبق افسانه نقل شده لابریت مکان پرپیچ و خمی بوده است که هر کس که وارد ان می شده در دالانهای ان سرگردان و عاقبت به دست مینوتور نابود می شده است.

جزیره کرت ، در دریای مدیترانه ، در روزگار باستان ، بین دو تمدن بزرگ مصر و یونان قرار داشت و از همین جزیره بود که یکی از معماهای کهن ، به صورت افسانه ای شگفت انگیز ، نسل به نسل و سینه به سینه نقل شده ، انسانها را به خود مشغول داشته و به فکر فرو برده است . بر طبق افسانه های مردم کرت باستان ، " مینو تور " موجودی به شکل نیمه آدمی و نیمه گاو ، با دو شاخ بلند و تیز بر سر ، در غاری عمیق در جزیره کرت می زیست و از گوشت انسان تغذیه می کرد و این موجود را مردم پرستش می کردند . مینوس ، پادشاه جزیره کرت ، برای مینوتور مکانی ویژه در برابر آن غار ساخته بود که راهرو های پیچ در پیچ و دالانهای گمراه کننده بسیار داشت و چنان بود که اگر کسی وارد این مکان می شد ، هر قدر جلو می رفت ، به چهار راه جدید می رسید و سرانجام در دهلیز های تو در توی آن گیج و گمراه می شد و در چنگال مینوتور گرفتار می شد.

این مکان عجیب را " لابریت " می گفتند  افسانه می گوید که" مینوس" پادشاه جزیره کرت ، دو فرزند داشت : پسرش " آندروژه " و دخترش " آریان " . آندروژه که ورزشکاری بی مانند بود ، بر آن شد به یونان برود و در مسابقه ای با قهرمانان ان کشور شرکت کند . در یونان آندروژه موفق شد همه قهرمانان را شکست دهد و شایستگی و مزیت جوانان کشور کرت را بر جوانان کشور یونان نشان دهد  . یونانیان که انتظار چنین شکستی را نداشتند و نمی توانستند شرم شکست را تحمل کنند ، تصمیم به قتل شاهزاده کرت گرفتند و سرانجام او را کشتند. چون خبر کشته شدن آندروژه به پادشاه جزیره کرت رسید ، چنان خشمگین شد که به قصد خونخواهی فرزند ، با صد کشتی ، انباشته از سربازان انتقامجو ، به یونان حمله ور شد و نه فقط آتن ، مرکز یونان را ویران کرد ، بلکه دستور داد یونانیان هر 9 سال یکبار 14 جوان  7 پسر و 7 دختر ، را به عنوان خونبهای فرزندش روانه جزیره کرت کنند تا به قربانگاه لابریت فرستاده شوند. این انتقام وحشتناک ، دو بار به فاصله 9 سال تکرار شد . هر بار 14 دختر و پسر یونانی ، در میان اشک و ناله مردم ، سوار بریک کشتی که بادبانهای سیاه ، به نشانه ماتم  داشت به جزیره کردت فرستاده می شدند و دیگر بازنمیگشتند. برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

 

دانلود PDF مطلب

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID =  Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸۷ و ساعت ۱:۲۵ ق.ظ  
 اسطوره های آسرارامیز

با درود سلام خدمت دوستان و بینندگان Yahoo2 از این که مطلب این پست کمی دیر در وبلاگ قرار گرفت از شما پوزش میخواهم . تا امروز مطالب بیشماری از شگفتیها و اسرار تمدنهای مختلف باستانی در Yahoo2 قرار گرفته است و معماهای این تمدنها از جهات گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است . مطلب امروز در مورد اسطورهای مشترک این اقوام میباشد . چگونه ممکن است یک اسطوره یا افسانه در قاره امریکا روایت شود و دقیقا همان افسانه در قاره اسیا و افریقا هم بگونه دیگر تکرار شود .؟!! فرض کنید خدای ناکرده تمدن امروز بشر بخاطره حادثه طبیعی یا در اثر جنگ اتمی منهدم شود, به نظر شما افراد اندکی که بر کره زمین باقی میمانند, دستاوردهای امروز بشر را چگونه تشبیه می کنند.؟ نسلهای اینده چگونه در مورد این روایات قضاوت خواهند کرد.؟ پس مطلب امروز را با قضاوت اینچنینی مورد مطالعه قرار دهید.

 

اسطوره های آسرارامیز

 

در این تصویر دو شکل شبیه هم را مشاهده می کنید . در تصویر سمت راست فضانورد عصر حاضر را مشاهده میکنید اما تصویر سمت چپ مجسمه کوچکی متعلق به 3000 سال پیش میباشد . سازنده این مجسمه از چه چیز الهام گرفته است.

در ساحل رود نسبتا کم عرض " موزنا " که از " کوردیلرابلانکا " در غرب " پــــرو " سر چشمه میگیرد و به داخل امازون می ریزد, دهکده به خواب رفته ای بنام " چن وین دوهوانتار " وجود دارد که این اسم را از یک تمدن بسیار بزرگ گرفته است . به نظر میرسد که فرهنگ انها در ان منطقه حاکم بوده است . پرفسور " جولیو تلو " یکی از باستان شناسان اهل پـــرو  که متخصص نژاد سرخپوستان میباشد رد پای تمدن " چن وین " را تا مسافات دور اطراف انجا پیدا کرده است . قدیمی ترین اثار فرهنگی و تمدن انها به 4000 سال قبل میلاد بر میگردد و بعضی از بناهای انها نیز در سال 715 میلادی ساخته شده اند . تاریخ دقیق انها هر چه که باشد این امر مسلم شده است که تمدن انها در 1500 سال قبل از میلاد به اوج شکوفایی خود رسیده و از ساحل اقیانوس ارام تا سرچشمه های رودخانه امازون را زیر سلطه خود داشته اند . معروفترین حیوان اسطوره " چن وین " ... " جگوار " بوده است . البته مارها و کاندورها ( کاندور نوعی لاشخور در امریکای لاتین است که طول فاصله بین بالهای انها گاهی به 3 متر میرسد ) نیز مانند تصاویر موجودات نیمه انسان و نیمه حیوان که در فرهنگ سایر تمدنهای امریکای باستان مشاهده شده از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند. جگــوار و پیــوما ( شیر کوهی ) به عنوان سمبل الوهیت و خدایی همان نقش شیر در میتولژی ( فرهنگ ) دنیای قدیم را داشته اند . و کاندور نیز همان نقش عقاب ما را بازی میکرده است . اما در مورد نقش مارها یک شکل بسیار حیرت انگیز وجود دارد . شکل این مار وقتی بصورت کشیده و باز بوده شکل سفینه فضایی باریک و دراز را بخود میگرفته و زمانی که چمبره و حلقه میزده است بصورت سمبلی از کهکشان در می امده است .! و موجود سمبلیک دیگری که هر بیننده را بیاد ارابه فضایی می اندازد مرغ اتش یا مرغ تندر میباشد . و انرا گاهی بصورت عقاب , شاهین, کاندور و یا جانور خزنده بالدار بکار میبرده اند و همان پرنده ای است که در نوک ستونهای یادبود بنام " تاتم پل " مشاهده می کنیم و شبیه به مار پردار " ازتک ها ", هیولای بالدار هندوها ,  اژدهای پرنده چینی ها , شاهین اسطوره مردم زیمباوه و ققنوس مصریان باستان که عقیده داشته اند هر 500 سال یکبار از میان خاکستر اشیانه اش را دوباره میسازد و بر فراز شهر " هلیوپولیس " مصر ظاهر میشود, میباشد. اگر گزافه گویی نکرده و موضوعات را پیچیده و عجیب جلوه ندهیم این معمای شگفت انگیز باقی می ماند که چطور تمام ملل و اقوام باستانی با فواصلی بعید جملگی از یک پرنده اتشین و یا تندر سمبل سازی کرده اند.؟!! پرفسور " هانسون گرانسفیت " در این مورد چنین میگوید : خیلی چیزها باستانی دیروز, نامفهوم و مبهم جلوه میکرد, امروز واضع است و فردا صحت انها مورد تائید قرار خواهد گرفت . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

 

دانلود PDF مطلب

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID =  Jalal_webid

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ و ساعت ۱:۵۵ ق.ظ  
 پـــمپیــــی شهر گــم شـده در تـــاریــخ - قـسـمـت سـوم

پمپیی شهر گم شده در تاریخ – قسمت سوم

 

با دورد و سلام خدمت شما دوستان و بینندگان Yahoo2 .. همانطور که می دانید در 2 قسمت مطلب گذشته با شما از یکی از مناطق باستانی جهان,  شهر فاجعه و درد یعنی شهر " پــمپیـی " حرف زدم . در قسمتهای گذشته شما با چگونگی محو دو شهر مهم روم باستان " پمپیی " و همسایه ان " هرکولانوم " اشنا شدید . اما در پست امروز که اخرین قسمت مطلب " پمپیی شهر مدفون شده در تاریخ " میباشد, شما عزیزان را با مراحل مختلف کشف این شهرها و مراحل مختلف باستان شناسی اشنا خواهم کرد . بی گمان دوستداران مطالب باستان شناسی اسرارامیز حکایت این فاجعه هولناک را از یاد نخواهند برد .

 

همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید اخرین تلاشهای یک شهروند پمپیی کاملا نمایان است . اما خشم طبیعت بی رحمانه مردم این شهر غافلگیر کرده است .

در سال 1707 میلادی تغییر مختصری در عرصه سیاست باعث شد سیسیل و بخشی از ناحیه جنوبی ایتالیا از جمله ناپل به اتریـــش تعلق گیرد و شاهزاده " دولبـــوف " فرمانروای این مناطق شود . این انتصاب کاملا مطابق با میل شاهزاده بود, نه به دلیل اب و هوای ملایم و دلپذیر منطقه بلکه بعلت سابقه تاریخی و فرهنگی ان . از دوره رنسانس به بعد اروپاییهای با فرهنگ, روزگار شکوفایی تمدن یونان و روم را نه تنها از دوران فرهنگی خود با شکوهتر و پیشرفته تر می پنداشتند بلکه ان را فصل زرینی در تاریخ تمدن بشری می دانستند . پرنس " دولبوف " تصمیم گرفت برای خود ویلایی به سبک روم باستان در منطقه بسازد و ان را با اشیاء باستانی دوره رومیها تزئین کند . در طی این سالیان روستائیان اینجا و انجا گلدان و مجسمه یا اشیاء دیگری را از زیر خاک بیرون اورده بودند و با قیمتی خوب انها را می فروختند . اما شاهزاده فکر مهمتری به سرش زد . او شنیده بود که در باغهای دامنه " وزو " اشیاء قیمتی فراوانی پیدا میشود, بنابر این زمینهای ان منطقه را خرید و کارگرانی را اجیر کرد تا در انجا گمانه زنی کنند . کارگرها سه مجسمه زن بهمراه مجسمه ای از " هرکول " و اشیاء دیگر پیدا کردند . شاهزاده " دولبوف " متوجه شد که گمانه ها به معبدی رسیده اند و این معبد لابد بخشی از یک شهر است . انها با حفاری به اینمعبد رسیدند که حدود  1/5 تا 2 متر ماده سخت اتشفشانی دور تا دور انرا فرا گرفته بود . شاهزاده با خارج کردن همه مجسمه ها علاقه خود را از دست داد, چون تا مدتهای مدیدی چیزی یافت نشده بود . چند دهه بعد وضعیت سیاسی این منطقه را به اسپانیائیها واگذار کرد. انها هم شروع به حفاری کردند و در سال 1738 به کتیبه ای برخوردند که روی ان عبارت " تئاتر هرکولانوم " نقش بسته شده بود . انچه شاهزاده دولبوف  کشف کرده بود معبد نبود بلکه سالن تئاتر بود و این منطقه نیز شهر " هرکولانوم " بود . فقط عده کمی از مورخان ان دوران از وجود این شهرها و سرنوشت انها اطلاع داشتند . حتی در محافل علمی, محل دقیق این شهرها نامشخص بود . بخصوص لایه ضخیم اتشفشانی کاملا منطقه را دگرگون کرده بود, اما سالن تئاتر مسئله را حل کرد . " هرکولانوم " حدود 7 کیلومتری جنوب غربی قله " وزو " قرار داشت . همین مشگل در مورد " پمپیی " نیز وجود داشت . محققان می دانستند این شهر در جنوب شرقی اتشفشان قرار داشته اما هیچکس نمی توانست محل انرا به دقت بیان کند . در میان مردم شایع بود در دامنه کوهی که مشرف به رودخانه " سارنو " بود, باقیمانده شهری قرار دارد که انرا " لاسیویتا " یا شهر کهن مینامیدند . زیرا پایه های ساختمانهایی کهن در انجا پیدا شده بود . در سال 1594 کارگرانی که مشغول حفر مجرایی برای لوله های اب بودند به سنگ نبشته ای برخوردند که روی ان کلمه " پمپیی " نقش شده بود . موضوع جدی گرفته نشد چون بعضی فکر میکردند این کلمه به دولتمرد رومی " پمپیی کبیر " اشاره دارد . حقیقت تا میانه قرن هجدهم اشکار نشد . در سال 1748 گروهی از مهندسان اسپانیایی که از دهه قبل در " هرکولانوم " مشغول حفاری بودند توجه خود را معطوف " لاسیویتا " کردند . انها نخست دیوار زیبایی را که روی ان نقش گل و بوته های زیبا نقاشی شده بود را پیدا کردند و بعد اسکلت مردی همراه با سکه های طلا و نقره را یافتند... این مرد این سکه ها را هنگام اتشفشان پیدا کرده و قصد فرار از مهلکه را داشته که گازهای سوزان امان این کار را به او نداده بودند . در این منطقه کار ساده تر بود زیرا خاکستر اتشفشانی نسبت به " هرکولانوم " سست تر و کم عمق تر بود . اما مهندسان به فاجعه ای که بر سر شهر نازل شده توجهی نداشتند و بیشتر در پی مجسمه های مرمر و اشیاء گرانبها بودند . هنوز محل شهر کشف نشده بود . اما در سال 1763 کتیبه ای پیدا شد که روی ان کلمه " ایالت پمپیی " نوشته شده بود . شهر باستانی و مدفون شده در دل تاریخ پیدا شده بود . جویندگان گنج به سرعت عازم منطقه شدند و حفاریهای بی رویه و غیر اصولی صدمات زیادی به اثار باستانی " وزو " وارد میکرد . " الکولیه " مهندسی که ریاست گروه حفاری را به عهده داشت فقط در فکر ان بود که خاطر " چارلز سوم " امپراطور اسپانیا را با ارسال مجسمه های برنزی و مرمر و جواهرات کشف شده خوشحال کند . بنابر این با شتاب از محلی به محل دیگر میرفت و بیشتر درصدد غارت بود تا کشف اثار تاریخی .. کچبریها از دیوارها کنده شد . نقاشیهای دیواری جدا می شد . سکه ها و مجسمه ها و اشیاء دیگر بدون انکه مشخص شود از کجا برداشته شده منتقل می شد . حتی در بعضی از جاها با انفجار باروت دیوارها را خراب میکردند تا به درون اتاقی برسند . این شیوه های وحشیانه پادشاه اسپانیا را بزودی صاحب بزرگترین مجموعه هنری باستانی اروپا کرد . گاه بیگاه یکی از شخصیتهای سیاسی برای تماشای زیر و رو کردن این اثار باستانی به محل حفاریها می امدند .. برای انها همیشه نمایشی از قبل اماده می شد.. در همین بازدیدها بناگاه کارگری فریاد می زد و گلدان یا مجسمه ای را که قبلا در زیر خاک پنهان شده بود بیرون می کشیدند . در سال 1788 شاعر و نویسنده بزرگ المان " گوته " برای تماشای این دو شهر به ایتالیا امد و از خسارتی که به این اثار وارده شده بود متاثر گردید و چنین نوشت : « هزار افسوس که این حفریات به دست متخصصان المانی انجام نگرفته است – زیرا بسیاری از اشیاء نفیس و گرانبها نابود شده است » . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید .

  

دانلود PDF مطلب

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo ID = Jalal_webid


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ و ساعت ۳:۲۲ ق.ظ