|
اسطوره های آسرارامیز
تاکنون چندبار پرتاب سفاین فضایی به وسیله موشکهای غول اسا را در تلوزیون دیده اید که با غرش تندر مانندی به هوا برخاسته و دنباله خود دود و اتش برجا گذاشته اند.؟ ایا نمیتوان عنوان مرغ اتش بر انها نهاد.؟ در یک اسطوره مصری امده است که پادشاه به داخل شکم یک پرنده سفید که از اسمان امده بود و بدنبال خود شعله های اتش را می کشید, پناه برد. روایات خدایان شعله سوار بر پشت پرندگان اتشین که در هوا پرواز میکردند, میان ملل باستانی امریکا , هندوستان و سایر قسمتهای اسیا یک موضوع شناخته شده است . و در مورد ققنوس مصریان چنین امده است « فوئنیکس از شاخه های معطر اشیانه اش سر به در اورده و پرواز می کند و شعله های اتش از کنار بالهایش زبانه می کشد » ایا یک نفر بومی ان عهد تعریفی بهتر از این را میتواند در مورد به هوا برخاستن یک سفینه فضایی بنماید.؟پرفسور هومت استاد دانشگاه فضایی روسیه با مشاهده این قبیل داستانها نکته نظرات مشابهی برای دانشمندان روسی مطرح می کند : هر روز که میگذرد به مفاهیم اسطوره ها بیشتر پی برده و اگر انها را بصورت صحیح مورد ارزیابی قرار دهیم و انها را درک کنیم بیشتر قانع میشویم که انها چیزی جز خاطرات حقیقی از رویدادهای بسیار دور گذشته نیستند . عمده کار این است که هسته درونی اسطوره ها, شرح وقایع و افسانه را از پیرایه ها جدا نموده و به انها چنگ بزنیم . مثلا افسانه " ایکاروس " یا انسان پرنده – را درنظر بگیریم که به صورتهای مختلف در سرتاسر دنیا نقل میشود و بعد از تجزیه و تحلیل به این نتیجه میرسیم که چیزی جز یک خاطره از امکان پرواز انسانها در اسمان نبوده است که تکنیک ان از خاطره ها رفته است . تمدن امروزین ما فقط از 2000 سال به این طرف شکل گرفته است و حالا شاهدیم که انسان عصر حاضر با استفاده از وسایل پروازی خود به فضا گام نهاده است و اگر خدایی ناکرده زمین دچاره یک بلای اسمانی و یا از طریق بمب اتمی منهدم بشود, ایا نسل های بازماندگان احتمالی ,خیلی زمانها بعد به تعداد قلیلی از تجهیزات مدرن باقی مانده دست یابند در مورد انها و ما مانند افسانه " ایکاروس " یا همان انسان پرنده قضاوت نخواهند کرد.؟ پرفسور " هومت " میگوید که تصور چنین رویدادی اسان است . حتی در این دوران ما که به عصر کامپیوتر و فضا شهرت دارد, هنوزهم خرافات فراوانی باقی مانده است . پس نسل های اینده نجات یافته از یک فاجعه احتمالی ان فاجعه را مجازات الهی تلقی می کنند . برای مثال اگر " یوری گاگارین " یا " ارمسترانگ " را مثال بزنیم بازماندگان بعد از فاجعه فرضی که مسلما" به بربریت گرفتار شده اند در مورد انان چنین افسانه پردازی می کنند :« مردی به نام ارمسترانگ وجود داشت که به قدرت و زیبایی ماه رشک میبرد و مشتاق بود تا مانند او بشود, لذا سوار بر ارابه اتشین شده و به اسمان پرواز نمود و بسوی ماه رفت و روی ان فرود امد . اما خورشید که پدر ماه است از این کار ارمسترانگ خشمگین شده و برای انتقام گرفتن از او یک سنگ اسمانی بدست گرفت و انرا بسوی زمین پرتاب کرد, بدین طریق تمام نسل بشر را بهمراه او نابود نمود .» و اگر بلا از نوع زمینی باشد در این صورت ان الهه زمین است که از ناسپاسی فرزندان خود به خاطر ترک ان و رفتن به سوی سیارات دیگر عصبانی شده و انها را مجازات خواهد نمود . و اگر فاجعه بدلیل بمب اتمی باشد افسانه شکل دیگری بخود خواهد گرفت . مثلا خواهند گفت که خدایان بر سر حکومت بر زمین و اسمانها با هم نزاع کرده و زمین را منهدم نمودند و از این قبیل تعریف ها..» هومت باز هم چنین ادامه می دهد : « چرا نباید این طور باشد که هزاران بلکه ده ها هزار سال جلوتر از ما تمدنی وجود داشته که هزاران سال دوام اورده و به اوج شکوفائی و امکانات پروازی دست یافته باشند.؟ و انرا به این دلیل رد نمائیم که اندیشه ان اسان است, پس باید با احتیاط و با شک و تردید با ان برخورد نمائیم . ان هم نه تنها با قاطعیت بلکه با پیش داوری عجولانه .» Yahoo ID = Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ و ساعت ۱:۵۵ ق.ظ |
