|
کتیبه خورشید - سرنوشت کلئوپاترا
ستونهای هرمی شکل سنگی مصر در اصل برای ستایش خدایان و بخصوص خدایان خورشید برافراشته شده اند که از زمان رومی ها به عنوان نشانه های فتح و نیروهای اسرارامیز شناخته شده است . ستونهای گرانیتی با وزنی حدود 150 تن در مقابله با اشخاصی که برای جابجایی انها کوشش و مبارزه میکردند رازهای شگفتی در سینه دارند . هنوز معلوم نیست چگونه معماران مصری این غولهای سربه فلک کشیده را جابجا میکردند.! شاید هیچکس به اندازه » سرجیمیز الکساندر » انگلیسی ,این سئوال را از خود نکرده باشد . در سال 1877» محمد علی » حکمران مصر, ستون کوه پیکری را که حدود 3000 سال پیش توسط صنعتگران مصر باستان حکاکی شده بود به " سرجیمیز الکساندر " پیشکش کرد . برای حاکمان وقت غارت و چپاول میراث فرهنگی مصر هیچ ارزشی نداشت .. انها برای راضی نگه داشتن دول اروپایی از تمام ابزارهای موجود استفاده میکردند . در عوض برای " سرجیمیز الکساندر " انتقال این کتیبه باستانی به انگلستان یک غرور ملی محسوب می شد .
( البته کتیبه کلئوپاترا تنها کتیبه غارت شده از این قبیل نیست- کتیبه توتموس سوم در شهر نیویورک – کتیبه رامسس دوم در شهر پاریس نمونه های از ستونهای غارت شده اند.) همانگونه که اشاره شد این ستون 150 تنی که ارتفاع ان بیش از 20 متر بود به دستور »کلئوپاترا » تراش خورده بود . در این کتیبه از خدایان خورشید قدردانی شده و از ایثار و فداکاریهای " کلئوپاترا " که در راه ابادی مصر صورت گرفته حماسه های به خط هیروگلیف بر تن این ستون نقش بسته بود . تنها فکر سرجیمیز چگونگی انتقال این کوه سنگی از » لوکسور » به بندر اسکندریه و سپس حمل ان به انگلستان بود . بیش از 700 نفر برای این جابجایی تلاش میکردند – در اخر ستون سنگی را در داخل یک استوانه اهنی ضد اب قرار دادند و انرا بر روی چرخهای عظیمی استوار ساختند . این چرخها که قطر انها به 3 متر می رسید از جنس اهن و همچنین چوبهای مقاوم بود . چوب برای ان بود که بتوانند این استوانه غول پیکر را به دریا بیافکنند . برای اولین بار در دریا استوانه ای به صفهات اهنی, سکان , عرشه اهنی و کابین مجهز شده بود – این وسیله عجیب توسط یک کشتی بخار بنام » الگا » در 21 سپتامبر 1877 بندر اسکندریه را به مقصد انگلستان ترک کرد . مسافرتی خطرناک و همچنین مهیج , روزنامه های انگلیسی خبر این انتقال را لحظه به لحظه دنبال میکردند . شایعات مختلفی در شهر بگوش می رسید , کتیبه خورشید در دریا غرق شده است .!! البته این یک شایع بود .. در یکی از روزها, طوفان باعث شد که ناخدا بطور موقت کشتی اسیب دیده را رها کند . بعد از اینکه کشتی تعمیر و اماده شد, بنای تاریخی در 21 ژانویه 1877 وارد رودخانه تایمز شد و در کنار رودخانه لنگر انداخت . مردم لندن دسته دسته برای دیدن این ستون 3000 ساله به حاشیه رودخانه می امدند – جرثقیلی به ارتفاع 35 متر ساخته شد و » کتیبه خورشید » بعد از یک تلاش مداوم در کنار رودخانه به روی پا ایستاد . امروزه با گسترش شهر لندن پارک کوچکی در مجاورت " کتیبه خورشید " ساخته شده و مجسمه های به شکل » ابوالهول » در کنار این بنای باستانی جای گرفته است . اما در این مجموعه هیچ نشانی از ذوق و هنر معماران باستانی مصر بچشم نمیخورد . مردم لندن نام نامفهومی بر این کتیبه گذاشته اند .. » سوزن کلئوپاترا » ... نمیدانم . شاید سرنوشت " کتیبه کلئوپاترا " مثل سرنوشت خود او باشد . اروپا و روم باستان , نقش اساسی در زندگی " کلئوپاترا " داشتند و اینکه یک کشور دیگر از اروپا ... انگلستان .!!! " کتیبه خورشید " که بیش از 3000 سال در پرتو افتاب سوزان مصر پابرجا ایستاده بود – اینک از خدایان خورشید در اسمان بارانی لندن استمداد می طلبد .
***
در تصویر بالا دو نمونه از ستونهای نیمه کاره را مشاهده میکنید . در تصویر سمت راست استخراج سنگ غولپیکری را که در معدن رها شده است را میتوانید ملاحظه کنید . حال چگونه این سنگها را جابجا میکرده اند معمای است که هنوز لاینحل مانده است.! در تصویر سمت چپ ستونی را که شکل ان کامل شده و هیروگلیفهای بر پیکرش نقش بسته است را مشاهده می کنید . متاسفانه نیمی از این ستون در جابجایی (بخاطره ساخت سد ناصر در کنار معبد ابو سیمبل ) ویران شد .
***
سرنوشت کلئوپاترا « كلئوپاترا » ، یا در واقع كلئوپاترای هفتم، دختر « پتولمی » دوازدهم فرعون مصر و خواهرش كلئوپاترای پنجم، است كه در سال 69 یا 70 پیشازمیلاد متولد شد و امروز یكی از مشهورترین حاكمان مصر باستان محسوب میشود . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
Yahoo ID = Jalal_webid
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۶ و ساعت ۴:۲۴ ق.ظ فرعونی از سرزمین پارس
چندی پیش برای تعیه مطلبی در مورد " کتیبه خورشید " که مربوط به تمدن فراعنه است, در اینترنت جستجو میکردم . در سایت " واتیکان " ناگهان چشمم به واژه عجیبی افتاد : " فرعونی از سرزمین پارس " این کتیبه در مورد " کمبوجیه " پسر کوروش کبیر , پادشاه ایران زمین بود . خیلی تعجب کردم .!! میدانستم در گذشته های دور ایرانیان بر سرزمینهای پهناوری حکومت میکردند, اما نمیدانستم پادشاهان ایرانی در مصر باستان تاج پادشاهی را بر سر گذاشتند و به عنوان "فرعون " در ان سرزمین افسانه ای تاجگذاری کردند . خیلی برایم جالب بود, میدانستم برای شما دوستان هم جالب و جذاب است که بدانید نیاکانمان چگونه توانستند قدرت و عظمت ایرانیان را در سرزمین فراعنه به تصویر بکشند . معتبرترین سند تاریخی فتح مصر و تاجگذاری در سرزمین فراعنه - توسط پادشاه ایران ,کتیبه ای است که به خط هیروگلیف بر روی مجسمه بدون سر که متعلق به پسر کاهن بزرگ معبد " سایس " میباشد ,حک شده است : » هنگامیکه کمبوجیه شاه بزرگ و شاه تمام کشورها به مصر امد, با او مردان بسیاری از کشورهای مختلف بودند . او در این کشور به تمامی مصر به پادشاهی یافت .( مصر علیا و مصر سفلی ) ... سپس پادشاه به معبد سایس رفت و در برابر الهه نیت به خاک افتاد ... او مرا پزشک بزرگ نامید و من به دستور پادشاه, زمین های خوب به کاهنان دادم ,کودکان را غذا دادم ,کارهای سودمند برای تنگدستان و یتیمان انجام دادم و به فرمان شاه همه را از گرفتاری های بزرگ رهانیدم. « این کتیبه اکنون در موزه " واتیکان نگهداری میشود . فرعونی از سرزمین پارس
اما هردوت درباره حمله" کمبوجیه " به نقل از مصریان نوشته است : پادشاه جدید ایران صفیری را به مصر فرستاد و دختر فرعون را خواستگاری کرد, ولی فرعون " امازیس " به جای دختر خودش, دختر یکی از درباریان را برای شاه ایران فرستاد . مدتی بعد با فاش شدن راز دختر, کمبوجیه تصمیم گرفت به مصر حمله کند .! البته بعضی از مورخان ایرانی این گفته مصریان را که هردودت نقل می کند قبول ندارند . انها میگویند : پادشاه ایران مدتها بود که تصمیم به فتح مصر داشت و شاید این بهانه خوبی بوده تا " کمبوجیه " بتواند تصمیم خود را عملی سازد . در سال 529 قبل از میلاد سپاه ایران به سوی فینیقیه حرکت کرد . " امازیس " فرعون مصر که فکر میکرد پادشاه ایران میخواهد به کمک نیروی دریایی خود در سواحل لبنان و فلسطین و از طریق دریای مدیترانه به مصر حمله کند, تمام نیروهای خود را در بنادر دلتای نیل مستقر کرد . اما " کمبوجیه " که در کنار پدرش " کوروش کبیر " تاکتیکهای جنگی و همچنین سیاست و مردم داری را فراگرفته بود سپاهیانش را از طریق خشکی و در امتداد ساحل دریا به سوی صحرای سینا حرکت داد . برای عبور از صحرای خشک و سوزان سینا " کمبوجیه " به حاکمان عرب دستور داده بود تا در فواصل معین شترهای با مشک پر از اب قرار داده شوند تا سپاهیان او با کمبود اب مواجه نشوند . » مورخان میگویند : برای اولین بار یک لشکر جنگی توانست از راه صحرای سینا عبور کند و خود را به شهرهای مصر برساند. « - فرعون " امازیس " که تازه متوجه اشتباه خود شده بود قوای مصر را به سوی مرزهای خشکی برگرداند . با مرگ ناگهانی " امازیس " پسر جوانش " پسماتیک " سوم بر تخت نشست ,اما جوانی و تجربه کم از او در برابر " کمبوجیه " یک مقلوب کامل ساخت و لشکریانش مصر مجبور شدند" ممفیس " پایتخت مصر را به سپاهیان ایران واگذار کنند . " کمبوجیه " که راه و رسم حکومت و سیاست را از پدرش " کوروش " اموخته بود – همچو پدر بزرگوارش رفتار کرد . او به سپاهیان دستور داد تا شهر را غارت نکنند و به عقاید مصریان احترام بگذارند . پادشاه ایران پس از ورود به پایتخت, خود را فرعون جدید مصر علیا و سفلی نامید و به عنوان اولین فرعون سلسله 27 تاجگذاری کرد . " کمبوجیه " سپس لباس فراعنه را پوشید و به معبد " سایس " رفت تا در مراسم مذهبی شرکت کند . کاهنان مصر هم " کمبوجیه " را فرزند الهه " نیت " و فرعون قانونی خود نامیدند . توضیح مجسمه بدون سر داریوش . محل نگهداری موزه ایران باستان – ارتفاع 2 متر و عرض 35 سانتیمتر – قدمت : 520 تا 550 سال قبل از میلاد مسیح. داریوش کبیر " فرعون دوم از سلسله 27 " در مورد رسیدن " داریوش " به پادشاهی ایران و مرگ " گمبوجیه " روایات بسیاری در تاریخ به ثبت رسیده است که مربوط به مطلب امروز ما نمیشود . اما تمام مورخان بر این عقیده هستند که " کمبوجیه " پس از فتح مصر بار دیگر به فکر جهانگشایی افتاد- به همین دلیل رهسپار دیار " قرطاجنه " یا همان لیبی امروزه شد . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
در این سایت تمام القاب و قلمروهای حکومتی داریوش کبیر که به زبان هیروگلیف بر پایه مجسمه او نقش بسته است – با دقت بررسی شده است . کلیک کنید .
Yahoo ID = Jalal_webid ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۶ و ساعت ۹:۱ ب.ظ |
مصریان باستان برای ستایش خدایان خود از شیوه های مختلفی استفاده میکردند . نقش و نگارهای


