پـمپـیی شهر گم شده در تاریخ -1
با درود و سلام خدمت تمام دوستان و عزیزان که Yahoo2 را در طول 4 سال فعالیت همچنان حمایت می
کنند. مطلب امروز یکی از عجیبترین و هولناکترین کشفیات باستان شناسی میباشد . شهر فاجعه و مرگ شهر باستانی " پـــــمپـــــیی " .. دوستانی که مطالب Yahoo2 مطالعه کردند, حتما" بیاد دارند که در تاریخ 5 خرداد 85 مطلبی با عنوان " چرا مردم پمپیی مجسمه شدند " در وبلاگ قرار گرفت . ان مطلب بصورت خلاصه از این فاجعه هولناک با شما سخن می گفت .. اما مطلب امروز یک مطلب کامل و جامع در مورد این شهر کشف شده باستانی میباشد . در این مطلب با شما از تاریخ شهر پمپیی و همسایه نزدیک ان شهر " هرکولانوم " قبل از فاجعه و موقعیت مهم این دو شهر در تاریخ روم باستان و همچنین چگونگی محو دردناک پمپیی با شما سخن خواهم گفت .. و همچنین کشف مجدد ان و مراحل مختلف باستان شناسی که همراه با تنکنیکهای نوین مهندسی میباشد را با هم مورد بررسی قرار خواهیم داد . برای همین مجبورم مطلب فوق را در 2 یا 3 پست در وبلاگ قرار بدهم . بسیار خوشحالم که بگویم برای اولین بار چنین مطلب کاملی از شهر باستانی " پــــــمپـــــیی " به زبان فارسی ترجمه شده و در سایت یا وبلاگی قرار گرفته است . و بسیار خرسندم که با حمایتهای شما یاران و عزیزان در این چند سال وبلاگی در این سطح به زبان فارسی مطالب باستان شناسی را دنبال و بررسی می کند . این مطلب از کتاب " پـمپـیی شهر گم شده در تاریخ " بقلم " تایم – لایف " برای شما در نظر گرفته شده است.
***
حکایت شهر پمپیی حکایت هولناک و باور نکردنی از یک فاجعه عظیم و کم سابقه طبیعت میباشد . گویی طبیعت میخواهد هنر خود را به شکلی عجیب برای نسل امروز بیادگار بگذارد . تا امروز مجسمه های زیادی توسط انسان از خاک طبیعت ساخته شده است, اما مطلب امروز حکایت معکوس این روند را برای شما بدنبال دارد. یعنی ساختن مجسمه های انسان توسط طبیعت . اینبار طبیعت با ذوق دلخراش و از خاک خود انسانهایی را مجسمه کرده است که وقتی به انها نظر می اندازید, حس وحشتناکی تمام وجود شما را تسخیر می کند . این چند سطر از مقدمه مطلب" چرا مردم پمپیی مجسمه شدند " برای شما بیان شد تا شاید عمق فاجعه را بتوان ترسیم کرد .
|

متخصصان با استفاده از این حفره ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند . |
در اوت 1991 جزئیات فاجعه ای که 1900 سال قبل شهر باستانی " پمپیی " را که یکی از مشهورترین و جالبترین مکانهای باستان شناسی بود , مشخص شد . باستان شناسانی که این شهر قدیمی را کشف کردند از جزئیات فاجعه ای که در روزهای 25 و 26 اوت سال 79 بعد میلاد باعث نابودی این شهر شد, باخبر شدند . انها 23 میلیون دلار بودجه در اختیار داشتند تا لایه های سنگ و خاک را از روی خرابها کنار بزنند, اما در حین حفاری به لایه ضخیمی از خاکستر سخت برخوردند که مسیر کاوشها را تغییر داد . خاکستر اتشفشان " پمپیی " خدمت مهمی به باستان شناسان کرده بود . این خاکستر بسیاری از قربانیان فاجعه را در خود محصور کرده و بعد سخت شده بود و هنگامیکه بدن قربانیان متلاشی شد, حفره ای درست به شکل و شمایل قربانیان برجا مانده بود , درست مثل قالبی اماده که در انتظار ریختگری برای شکل دادن اشیاء اماده شده , دریغا که طبیعت بی رحم با وحشیگری عجیبی به شهر تاخته بود و برای اینکه هنر و قدرت خود را برای نسل اینده به یادگار بگذارد, توسط خاکستر سوزان که به ارامی سرد شده بود قالبهای را برای اینده اماده کرده بود . دقیقا" مثل تابلوی نقاشی که خاکستر روی ان نشسته است . اما نقاش برای مدل خود شهری را انتخاب کرده و به جای رنگ از انسانهای بی نوایی که در شهر زندگی میکردند .!! متخصصان با استفاده از این حفره
ها توانستند قالبهای دقیقی از شکل و شمایل شهروندان نگون بخت " پمپیی " به دست اورند . متخصصان با استفاده از شیوه های جدید مخلوطی از سیمان و بوکسیت را بدرون هر حفر ای که تصور می شد اسراری در خود نهان دارد تزریق کردند . به این ترتیب قالبها بدون ترک خوردن خشک می شد . البته خشک شدن قالبها چند هفته طول می کشید . بعد از خشک شدن قالبها , یکی از هولناکترین فجایع تاریخ پیش روی انها ظاهر شد . شهری با شهروندانش , که برای رهایی از مرگ تلاش میکردند . اثار وحشت و نگرانی در چهره اکثر مردمان شهر به وضوع نمایان بود . همانگونه که در بالا عنوان کردم جای جای شهر مثل یک تابلوی نقاشی بود.. در خانه ای پدر فرزندش را بغل گرفته بود و زن خانه کنار ان دو نشسته و در انتظار پایان این فاجعه بود .. در جای دیگر جسد 9 نفر که در لحظات وحشت, گرفتار مرگ شده بودند—بچشم میخورد . واقعه ای که برای انها اتفاق افتاده بود واضع بود . در ساعات اولیه اتشفشانی انها زیر باران سنگی که بر شهر میبارید زیر سقف خانه ای پناه گرفته بودند, اما باران سنگ بی امان بر فراز سقفها میبارید, خیابانها را پر میکرد و از پنجره ها و درها بدرون سرارزیر می شد . انها همچنان در انتظار بودند تا ریزش سنگ متوقف شود و بناگاه چنین شد . شاید انها نفسی از سر اسودگی کشیدند و تصور کرده بودند که نجات یافته اند, اما ابر داغی از خاکستر و گاز همچون نفس مرگ بر شهر وزید . انها به سرفه افتادند و با وحشت به سوی درها دویدند اما پیش از انکه بتوانند از میان سنگها راهی باز کنند گاز سمی و سوزان انها را خفه کرده بود . . برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
Jalal.Sayadey@Gmail.com
Yahoo ID =Jalal_webid
دانلود PDF مطلب
توجه
اما نکته ای که لازم دیدم یاداوری کنم .. بسیاری از دوستان گله دارند که مطلب PDF کمی سنگین است . تمام مطالب PDF ما با برنامه Zip خود ویندوز فشرده شده تا حجم مطالب برای دانلود کمتر باشد . شما عزیزان بعد از دانلود به روی فایل Zip کلیک سمت راست کرده و روی گزینه Extract All کلیک کنید تا فایل از حالت فشرده خارج شده تا شما راحت بتوانید انرا مطالعه کنید .
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت ۳:۴۹ ق.ظ