« نیبرویه » اردوگاه فرازمینی ها -  قسمت اول ( 1 )

نام نیبرو در تمدن های کهن باستانی

 

1 - نیبیرو " نام گذاری سومریان " 2- ماردوک " نام گذاری بابلیان " 3- ورم وود " در انجیل عهد جدید "   4-  ek Tzoltze " در ستاره شناسی قوم مایا "  و همچنین سیاره ایکس " در ستاره شناسی حال حاضر "

 

انکی و آفرینش انسان 

 

طبق کتاب "کتاب گمشده انکی" نوشته زکریا سیتچین که ترجمه ای است از برخی لوحه‌های سومری، ایگیگی‌ها برای رهایی از مشقت کار در معادن سر به طغیان گذاشته و دست از کار کشیدند. انکی برای جبران نیروی کار، با دستکاری‌های ژنتیکی میمونها ( به قولی انسان هموساپینس ) در آزمایشگاه خود گونه جدیدی از انسان یعنی گونه" هموساپینس ساپینس " یا انسان دانای امروزی را بوجود آورد تا در معادن طلا کار کنند. اما پس از مدتی انکی بر خلاف نظر دیگر آنوناکی‌ها با زنی از زمینی‌ها ازدواج می‌کند و صاحب فرزندانی می شود. بسیاری اعتقاد دارند نیمه خدایان ( پسران و دختران خدایان ) در مصر و آتلانتیس و همچنین رب النوع افسانه‌های یونان که مردم آنها را می پرستیدند فرزندان آنوناکی هستند که حاصل ازدواج نژادی بین آسمانیها و زمینی هایند. این داستانی حیرت انگیز است. بیشتر تاریخ شناسان، انسان شناسان و باستان شناسان آن را بعنوان یک افسانه سومری در نظر می گیرند. اما کار سیتچین ، مجموعه ای از هواداران و محققان سرسخت ایجاد کرده است که داستان را بسیار ارزشمند می دانند و برخی از آنها بر این باورند که به زودی نیبرو دوباره به ما نزدیک می شود و زمان تخمینی آن بین سالهای 2003 تا 2013 است .

 

داستان کتیبه ها

 

کتیبه های خطوط میخی باستانی که قدمت آنها به شش هزار سال پیش باز می گردد ، قصه ای می گویند . در آنها نوشته شده که موجوداتی بنام آنوناکی از سیاره دیگری در منظومه شمسی ما ، بنام نیبرو به روی زمین آمدند. اگر تابحال در این مورد نشنیده اید، علت آن است که علم نجوم ما ، نیبیرو را بعنوان یکی از سیاراتی که دور خورشید می گردند، قبول ندارد. سیتچین مدعی است که نیبیرو وجود دارد، و حضور آن نه تنها برای گذشته نوع بشر ، بلکه برای آینده او هم نقش مهمی دارد.

انسانهای اولیه در سومر و بابل به ترتیب نام این سیاره ایکس را نیبیرو و ماردوک گذاشته بودند. نیبیرین ها ، مردم نیبیرو ، اغلب آنوناکی ، نفلیوم، الوهیوم ( معادل خدایان) ، و ماردوکی ها نامیده می شوند. کلمه آنوناکی به معنای از آسمان بر زمین آمدگان می باشد. در انجیل عهد عتیق ، این ملاقات کنندگان آسمانی و بهشتی ،" آناکیم " خوانده شده اند.

 

سومری ها و ستاره شناسی

 

همانطور که میدانید سومریها یکی از اولین تمدنهای شناخته شده روی زمین هستند که محل زندگیشان  جایی در عراق کنونی بود. آنها تعدادی لوح از خود به جای گذاشتند که خیلی جالبند. اگر شما ترجمه لوح های سنگی را بخوانید  چیزهایی را پیدا میکنید که ادیان امروزی هم به آن اعتقاد دارند. بعضی ها میگویند منشا برخی از عقاید دین های امروزی به نحوی از آنجا نشات می گیرد. این سومریها در ستاره شناسی بسیار پیشرفته بودند. بعضیها اعتقاد دارند موجودات غیر زمینی با آنها در ارتباط بودند وگرنه نمیتوانستند همچین علمی داشته باشند. خوب از این قضیه هم که بگذریم آنها در لوحهای سنگی، سیاره های منظومه شمسی رو توصیف کردند و حتی طرز بوجود آمدن کره زمین و خیلی چیزهای دیگر که ستاره شناسان به تازگی آنهم با تکنولوژی جدید کشف کردند را شرح دادند. 

 

***

 

منظومه شمسی به همراه سیاره نیبیرو

**

چرخ زندگی

 

***

درخت زندگی و گوی بالدار

**

 

کتیبه هایی که کشف رمز شده اند

 

در قرن 6 قبل از میلاد مسیح، کاتبانٍ Enuma Anu Enlil، گروهی از مردان بابلی بودند که کارشناسان حرفه ای در ستاره شناسی و طالع بینی محسوب می شدند. کتیبه ها اشاره ای به این گروه از کاتبان دارد ، اما ما دقیقا نمی دانیم که آنها که بودند، چه کار کردند و چگونه آموزش دیده اند. با این حال ، برای صدها سال کاتبان، سوابق دقیقی از وقایع طبیعی بر روی زمین و آسمان به منظور پیش بینی آینده ثبت کرده اند . برای آشنایی با جزئیات این کتیبه ها اینجا کلیک کنید.

 

علامت خورشید یا گوی بالدار

 

این سمبل یکی از مهمترین سمبل های تمام اعصار می باشد. در اکثر تمدن های باستانی ردّ پایی از آن به چشم می خورد. توضیح کامل این علامت خارج از بحث ماست، اما گفته می شود که این علامت به نیرویی ماورایی ( فضایی ) ربط دارد و همین طور به سیاره مرموز نیبیرو. می گویند این سمبل، از پدیده خورشید گرفتگی الهام گرفته شده است.

 

***

***

***

 

چرا به آن سیاره ایکس می گویند؟ 

 

در گذشته‌ای نه چندان دور ، اخترشناسان می‌خواستند به دنبال انحرافات مشاهده شده در حرکات مداری سیاره اورانوس و نپتون نشانه‌ای از سیاره دهمی را در منظومه شمسی بیابند. می‌گویند تاریخ هرگز تکرار نمی‌شود. با این حال، از 1864 و به دنبال کشف سیاره نپتون بر مبنای محاسبات اوربین لوویه ، بسیاری از اخترشناسان کوشیدند این موضوع را دوباره تکرار کنند. عده‌ای هم می‌خواستند سیاره‌ای فرضی و نزدیکتر از سیاره عطارد نسبت به خورشید را کشف کنند. برخی هنوز هم تمام سعی خود را بکار می‌اندازند تا سیاره‌ای بزرگ را در مرزهای نهایی منظومه خورشیدی بیابند. لوویه ، برای پیش بینی وجود وضعیت قرارگیری و موقعیت نپتون ، بررسیها و محاسبات خود را بر مبنای انحرافاتی که حرکت اورانوس را مختل می‌کردند و در آن زمان توضیحی برای آنها نیافته بودند، پایه گذاری کرد.

 

 ***

***

کشف نپتون و نتیجه آن

 

نپتون بر اساس محاسبات ریاضیدانانی به نام های جان کاچ آدامز و اوربین لوویه کشف شده بود تا توضیحی بر اختلافات موجود میان مدار محاسبه شده و رصد شده سیارات اورانوس، زهره و مشتری باشد. پس از کشف نپتون، هنوز هم اختلاف نورهایی در مدار این سیارات دیده می‌شد. دامنه این اختلافات نوری حتی به مدار نپتون نیز رسیده بود. این اطلاعات و ابهامات موجود اخترشناسان را به این فرضیه سوق داد که احتمالا باز هم سیاره دیگری این بار ماورای سیاره تازه کشف شده نپتون وجود دارد. دو دانشمند به نامهای ویلیام پیکرینگ و پرسیوال لاول ، هر یک مستقل از دیگری ، جرم و مسیر این سیاره فرضی را محاسبه کردند که لاول پیشاپیش آن را "سیاره ایکس" نامیده بود. البته وی دو سری تحقیقات مجزا برای کشف دقیق این سیاره انجام داد که اتفاقا هر دوی آنها با ناکامی همراه بود. نخستین سری از این تلاش‌ها در سال 1909 پایان یافت. پس از تجدید نظرهایی در محاسبات و پیش‌بینی‌هایش درخصوص مکانی که این سیاره باید وجود داشته باشد، دومین سری از تلاش‌هایش را در حد فاصل سال‌های 1913 تا 1915 انجام داد، اما آن نیز بدون نتیجه مشخصی پایان یافت.

کشف پلوتو

کاوشهای تصویری که بر مبنای این محاسبات انجام گرفته بودند، تا مدتها بی‌ثمر ماندند، سرانجام اخترشناسی به نام کلاید تامبا شیئی را که این همه چشم به انتظارش بودند در منهای 6 درجه از موقعیت پیش بینی شده ، شناسایی کرد. این سیاره جدید ، نام پلوتو را به خود گرفت. اما طولی نکشید که مشخصات آن (قطر ظاهری کم و درخشش آن که بسیار کمتر از پیش بینی‌ها بود) این تردید را بوجود آورد که جرم پلوتو بسیار کمتر از آن مقدار است که بتواند اختلالی بویژه در حرکات اورانوس و نپتون بوجود بیاورد. در دهه‌های 1980 و 1990 رابرت هارینگتون از اخترشناسان رصدخانه نیروی دریایی آمریکا که برای نخستین بار محاسبه کرده بود پلوتو آنقدر کوچک است که نمی‌تواند اختلالی در مدار اورانوس یا نپتون ایجاد کند، رهبری تحقیقاتی گسترده برای تشخیص علت اصلی مدارهای نامنظم سیاره پلوتو را به عهده گرفت. وی این‌گونه محاسبه کرد که حتی در صورت وجود هم، سیاره X باید در فاصله‌ای معادل 3 برابر فاصله خورشید از مدار نپتون قرار داشته باشد و در عین حال سیاره‌ای بشدت خسوف و کــسوفی باشد. مطرح‌شدن این یافته‌ها از سوی محققان و صاحب‌نظران با درک‌های متفاوتی روبه‌رو شد. اما در سال 1972 دنیای علم شاهد طرح نظریه عجیب و البته بحث‌برانگیز دیگری درخصوص این سیاره بود. در آن سال ژوزف برادی از رصدخانه ملی لاورنس لیورمور به مطالعه دقیق بی‌نظمی‌هایی در دنباله‌دار هالی‌ پرداخت. وی مدعی شد این بی‌نظمی‌ها می‌تواند ناشی از وجود سیاره‌ای در حد و اندازه مشتری باشد که در نقطه‌ای از منظومه شمسی فراتر از نپتون قرار داشته و به دور خورشید می‌چرخد. این نظریه به دلیل آن که بسیار جنجال‌برانگیز بود از سوی اخترشناسانی نظیر برایان مارسدن از دانشگاه هاروارد آمریکا مورد حمله قرار گرفت. او که درخصوص سیاره X تردیدهایی را مطرح کرده بود، در پاسخ به این نظریه جنجالی گفت : بی‌نظمی‌هایی که در دنباله‌دار هالی‌‌ وجود دارد، تصادفی است و براحتی می‌توان گفت که تنها خطاهای رصدی هستند و نه چیز دیگر. 

پایان قسمت اول

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۹ و ساعت ۳:۲ ق.ظ