لحظه به لحظه با هاروارد کارتر در راه کشف مقبره توت عنخ امن

ادامه مطلب : لحظه به لحظه با هاروارد کارتر در راه کشف مقبره توت عنخ امن

 

" لرد کارناروون " با اضطراب از من پرسید : چیزی می بینی؟ و من تنها کلماتی را که توانستم بر زبان بیاورم اینها بود – بله چیزهای خیلی عالی .!!  " کارتر " خود را با اکراه عقب کشید و سوراخ را بزرگتر کرد تا همگی بتوانند ان صحنه را تماشا کنند ( واقعا یک لحظه خود را جای انها بگذارید ) پیش روی انها – یک ردیف از اشیاء سلطنتی درخشنده و باور نکردنی وجود داشت که بمدت بیش از 3000 سال دست نخورده باقی مانده بودند و از کف زمین تا سقف ان اتاق کوچک را پر کرده بود . " کارتر " در دفتر خود نوشته است : پس از مدتی از تماشای اشیاء درون اطاق پیشین ( اولین اطاق مقبره ) به دقت گذرگاه را مهر و موم کرده تا طبق قرار قبلی و در تاریخ دیگر با حضور مقامات مصری انرا رسما" بازگشایی کنند . مدارکی که بعدا" بدست امد نشان میدهد که تیم " کارتر " بر خلاف قرارهای قبلی با بنگاه اشیاء عتیقه مصر ان شب را داخل مقبره گذرانده و مسرور از کشف خود به شادمانی سرور پرداختند . همزمان با اشکار شدن رازهای 3245 ساله ان اتاقها توسط " کارتر " توجه او معطوف سه نیمکت بود که یک سوی اتاق کوچک را بخود اختصاص داده بودند . نیمکتهایی که قسمت عمده ان از طلا بودند و اشگال حیوانات هیولا مانند بر رویشان حجاری شده بود . او مینویسد : این حیوانات غریب که سرهایشان سایه های عجیبی را بر روی دیوار پشت سر ما انداخته بودند, موجب ترس و وحشت می شدند . بر روی این نیمکتها گنجینه هایی قرار داشت : گلدانهایی از مرمر سفید, صندوقهای حجاری شده و کوزه های عطر, میزهای بازی ساخته شده از عاج و آبنوس – ویک تخت سلطنتی بسیار زیبایی حجاری شده . " کارتر " به هر سو که نگاه میکرد اشیاء گرانبهایی را مشاهده میکرد که بدون هیچگونه دقتی جابجا شده بودند . این کار احتمالا" از سوی سارقانی صورت گرفته بود که اندک زمانی پس از دفن " توت عنخ امن" وارد انجا شده بودند . در گوشه ای از پیش اطاق ( اولین اطاق مقبره ) ارابه های جنگی وجود داشت که اجزاء ان از هم جدا شده بودند . چهارچوبهای چوبی این ارابه ها از طلا بود و با سنگهای قیمتی تزئین شده بود . در زیر یکی از نیمکتها " کارتر " حفره  کوچکی را مشاهده کرد که دلیل دیگری بود بر دزدیهای همان زمان, این حفره به اطاق دیگر راه میبرد, این اطاق که اطاق "ضمیمه" نامیده شد, مملو از اشیاء گرانبها بود – بنحوی که حتی یک سانت فضای خالی در ان باقی نمانده بود . با نگاهی گذرا " کارتر " متوجه کشتی های سنگی – جعبه های مزین و صندلی های انباشته شده رویهم گردید . تختها و چهارپایه های طلاکوب در تمام اتاقها به حالت پراکنده بچشم میخورد . در داخل سبدهای ساخته شده از نی , هنوز میوه و نان وجود داشت که برای استفاده فرعون در جهان دیگر بودند . در داخل بیش از 50 صندوق که برخی مربوط به اداب و رسوم فراعنه,جنگ, و تصاویر خانوادگی مزین شده بودند, این اقلام وجود داشتند : کتان – وسایل ارایش – زیور الات و انواع حلقه . در میان وسایل متعلق به این پادشاه جوان, دسته موی متعلق به مادر بزرگ او ملکه " تیه " دیده می شد که احتمالا" " توت عنخ امن " انرا به عنوان یادگاری از علاقه فراوانش به او نگهداری کرده بود . مصنوعات گیج کننده صنعتگران کماکان نظرها را بخود جلب میکرد, منجمله 35 کشتی مدل که برخی بادبانهای خود را نیز برافراشته بودند – گویی در شرف حرکت هستند . برخی از این کشتی ها جنبه اداب و رسوم داشتند و بطور نمادین بیانگر سفر دریایی مردگان به جهان دیگر بود . برخی دیگر کرجیهایی بودند مخصوص عبور از رودخانه و از جنس چوب رنگ امیزی شده . خیره کننده ترین اشیاء موجود در اتاقها, یک جفت مجسمه چوبی هم اندازه انسان بود که وظیفه مراقبت از پادشاه را به عهده داشتند . " کارتر " و دیگران در داخل اتاق کوچکی که در ان به محل دفن جسد متصل بود, با معبد زراندودی برخورد کردند که در چهار گوشه ان پیکره های حجاری شده و مطلای چهار الهه نگهبان بچشم میخورد . در داخل اطاق محفظه سایبان گونه " توت عنخ امن " قرار داشت و تا سالها بعد که گور پاکسازی شد, انرا گشودند . در داخل اتاق, چهار محفظه استوانه ی شکل بود که اندامهای داخلی بدن پادشاه در انها قرار داشت . در داخل این چهار محفظه – 4 تابوت طلایی مینیاتور قرار داشت که هر یک قسمتی از امحاء و احشاء فرعون را در خود جای داده بودند : جگر – ششها – روده ها – و شکمبه, " کارتر " حضور خود را در گور – مانند یک ادم  فضول در میان گرد و غبار زمان توصیف کرد . " کارتر " غرق در کار دسته بندی اشیاء نفیسی شد که مستلزم بالاترین دقت و تدبر بودند . مسئله پیچیده در کار وضعیت بهم ریخته اشیاء داخل گور بود که حاصل دست کم دو نوبت دزدی و تلاشهای شتابزده مسئولان گذشته این گور در سرو سامان دادن به اوضاع بود . حتی در بررسی مقدماتی نیز مشخص گردید که بسیاری از این مصنوعات به مرحله اضمحلال رسیده اند . یک صندلی که ظاهرا" در وضعیت خوبی بود,با کوچکترین تماس کاملا" از بین رفت و به خاک تبدیل شد .طی چند هفته بعد " دره شاهان " شبیه کندوی زنبور پر از جنب و جوش شده بود. مواد حفاظت کننده و بسته بندی اورده شدند, ازمایشگاهها و تاریکخانهایی بر پا شدند, انبارهایی اماده شدند و پاسدارخانه های برای محافظت راه اندازی بیش از 200 نفر گنجینه را به مکان امن میبردندشد . " هاروارد کارتر " از متخصصان مشهور جهان مساعدت طلبید, منجمله کارشناسانی در زمینه های حفظ و نگهداری اشیاء عتیقه, دانشمندان متون عهد باستان, و نقشه کشها و فهرست برداران – مهمترین کارشناس , عکاس باستان شناسی بنام " هری برتون " بود که به خرج موزه " متروپلیتن نیویورک " از کلیه اشیاء در جای اصلی انها به هنگام کشف و سپس بهنگام نقل و انتقال عکسبرداری کرد.  با سرازیر شدن موج دانشمندان و تجهیزات, روزنامه نگاران مشهور جهان به این محل هجوم اوردند . دیگر کشف گور و مقبره " توت عنخ امن " مورد توجه جهانیان قرار گرفته بود و هر روز اخبار مربوط به ان در راس خبرها قرار داشت . قرن در انتظار پایان هزازه بود تا " هاروارد کارتر " را به عنوان بزرگترین کاشف باستان شناسی خود به جهانیان معرفی کند .

در حالیکه اکثر مردم جهان با تعجب و حیرت به این کشف تاریخی نگاه میکردند, " کارتر " و تیم همراهش که متشکل از کارشناسان و محققان خبره فن بودند – با دقت محتویات فراوان مقبره را در حضور مسئولین مصری فهرست برداری و سپس انها را خارج میکردند . هفت هفته بطول انجامید تا پیش اطاق به تنهایی پاکسازی شد و هر روز که میگذشت ضرورت سرعت بخشیدن بکار, بیشتر احساس می شد . با برداشته شدن پوشش کچی پیش اطاق مزبور, مهر و موم محکم ان از بین رفته و پس از هزاران سال محیط پاکیزه و دست نخورده ان با خطر مواجه گشته بود . مصر شناس امریکایی " جیمیز هنری برستد " که از سوی "کارتر" به کار فراخوانده شده بود- اظهار داشت که : صدای عجیب خش خش را می شنیده که حکایت از سرعت پوسیدگی و فساد اشیاء داخل گور را داشت . پس از مراسم رسمی گشایش گور در 17 فوریه سال 1923 " لرد کارناروون " پس از بیماری مختصر در 6 اوریل سال 1923 درگذشت . برخی مرگ او را نه ناشی از ذات الریه بلکه ناشی از نفرین جسد مومیایی فرعون " توت عنخ امن " میدانستند .( من مطلب کاملی بنام هجوم به مقبره مرگ برای شما نوشتم و دیگر احتیاجی به توضیح نمی بینم ) در هر حال یکسال گذشت تا اینکه " کارتر " موفق به گشودن سه صندوق باقیمانده گردید . قطعات فوق العاده ای از حاصل کار صنعتگران وجود داشت که یکی در دل دیگری جای گرفته بود , قابهای چوبی و طلای انها با صحنه هایی از دوزخ تذئین گشته بودند . بر روی درهای بسته و حکاکی داخلی ترین صندوق دو الهه بالدار ترسیم گشته بود, گوئی انها وظیفه داشتند از فرعون جوان محافظت کنند . کارتر به کمک طنابهای کارتر مرحله به مرحله این گنجینه شگفت را همراهی میکردایمنی قصد گشودن درها را داشت . به گفته او –" انچه باید انجام میدادیم – باز کردن یک به یک صندوقها بود – این کار مانند پوست کندن یک پیاز بود . انگاه میتوانستیم با خود شاه مواجه بشویم " اما در عمل این کار بیش از انچه تصور می شد, پیچیده بود . بیرونی ترین صندوق مملو از عتیقه ها, تقریبا" تمام محل دفن را پر کرده بود و برای همین شرایط کار برای حفاران بسیار مشگل شده بود . فضای باریک موجود میان صندوقها نیز مملو از مصنوعاتی از قبیل : کاسه های چوبی – بادبزنهای ساخته شده از پر شتر مرغ و ظروف مرمر منجمله ظروفی با تصویر حکاکی شده یک شیر که زبان قرمز خود را بیرون اورده بود . ( دوستان برای درک بهتر مطلب حتما نقشه تابوت توت عنخ امن را ببینند. برای دیدن نقشه بزرگ تابوت همینجا کلیک کنید ) پیش از انکه " کارتر " و دستیارانش بتوانند صندوقهای سنگین مربوطه را بصورت قطعات جدا از هم در اورده و فضای کافی برای بررسی تابوت سنگ اهکی بوجود اوردند, یکسال دیگر گذشت . زمانیکه انان به این کار نائل امدند – غافلگیری های بیشتری انتظار انان را می کشید . سرپوش تابوت سنگ اهک که بیش از یک تن وزن داشت – ظاهرا" به دلیل اهمال کارگران ترک برداشته بود . این شکاف مشگل جدی بر سر راه باستان شناسان ایجاد کرد . اگر سرپوش شکسته بر روی محتویات تابوت سقوط میکرد, جسد مومیایی از بین میرفت . پس از بحث های مفصل مهندسین همکار " کارتر " یک سری قرقره مهیا نمودند تا درپوش سنگین را به سلامت بالا کشیدند . همزمان با باز شدن درپوش – کار سخت و طاقت فرسا - تمام لوازم با دقت بسته بندی می شدیک تابوت بزرگ چوبی زراندود مخصوص جسد مومیایی – به شگل فرعون ظاهر شد . دستهای این شمایل با در اختیار داشتن نشانه های سلطنتی مصر یعنی یک خرمن کوب و یک عصای سلطنتی, بر روی سینه قرار گرفته بودند . صورت که شمایی بسیار قابل توجه داشت از طلای خالص بود . چشمانی کریستالی ساخته شده بر روی ان به طرز ماهرانه ای جاسازی شده بود . این تابوت حیرت انگیز ظاهرا" برای قرار گرفتن در تابوت سنگ اهک بیش از اندازه بزرگ بود است – برای همین انگشتان پا را تراشیده بودند و در تابوت تراشه های بچشم میخورد . در داخل تابوت اول, تابوت دیگری قرار داشت که قابل توجه تر از تابوت قبلی بوده و از چوب زراندود مزین به شیشه قرمز و ابی – و فیروز ساخته شده بود . تابوت دوم نیز جابجا شد تا به سومین و اخرین تابوت دست یافتند . این تابوت در پوشش ضخیم کتانی قرار داشته و در اطراف ان دسته های گل بجا گذاشته شده توسط عزاداران دیده می شد . برگها و گلبرگهای چند قرنه که بی شباهت به یک اشتباه کافی بود تا مومیایی فرعون توت عنخ امن برای همیشه از بین برودگلهای خشک شده اخر تابستان نبودند. با کنار زدن انچه بر روی تابوت سوم وجود داشت, " کارتر " با تابوتی مواجه شد که در داخل یک ورقه طلایی ضخیم پیچیده شده بود . بالاخره " کارتر " اماده بررسی بقایای مومیایی فرعون شد . او به اهستگی در پوش تابوت طلایی را بلند کرد و با جسد مومیایی " توت عنخ امن " روبرو گشت که با نوارهای کتانی پوشیده شده بود و در یک شنل طلایی قرار داشت . نقاب پادشاه در اندازه طبیعی در برابر زمینه پارچه ای کم رنگ به روشنی میدرخشید . این نقاب توسط صنعتگران باستان از چندین ورقه طلا ساخته شده بود . این نقاب جلاء یافته مزین به شیشه ابی – کوارتز و شیشه اتشفشانی بود و در قسمت چانه – از یک ریش تشریفاتی برخوردار بود . بر پیشانی او یک مار کبری و یک کرکس نشسته بودند که نشان دهنده خدایان " نخبت " و " وجیت " بودند – مار کبری در حال پرتاب اتش از دهان خود به سمت دشمنان فرعون بود . جسد فرعون در سیزده لایه پوشانده شده بود و در لابلای این پوشش 143 قطعه طلسم جواهر نشان بعلاوه خنجر تیغه طلا وجود داشت . علیرغم تدارکات دقیق, گذشت زمان وضعیت جسد را خراب کرده بود . برای حفظ طراوت جسد, انرا با صمغ کاج اغشته بودند . وجود مایعات, جسد را اکسیده نموده بود و بر اساس فرایند اشتعال خودبخودی, باعث سوختگی جسد و سیاه شدن فرعون شده بود و انرا به کف تابوت چسبانده بود . برای جدا کردن قسمت به قسمت جسد از تابوت, به چاقوهای حرارت دیده نیاز بود . در فوریه سال 1932 " هاروارد کارتر "  اخرین اشیاء قیمتی از مجموع 5000 شیء را تحویل موزه قاهره داد .  " هاروارد کارتر " همیشه می گفت : ایکاش " لرد کارناروون " زنده میماند و صورت مومیایی شده " توت عنخ امن " را بهمراه گنجینه ای که همراهش بود – بچشم می دید.! اما افسوس او به همان جائی رفت که 3245 سال قبل فرعون جوان به انجا رفته بود .

نقشه ای از مقبره - به دربهای مخفی خوب دقت کنید *

 

امروزه توریستهای بیشماری از گنجینه و تابوت " توت عنخ امون " در موزه ملی مصر در شهر قاهره دیدن می کنند . در همان مکانی که مقبره این فرعون جوان در دره شاهان میباشد, ماکتی از همان صحنه بشکل خارق العاده ای باسازی شده است – همه چیز به طرز ماهرانه ای در سر جای خود قرار گرفته است . نام  هاروارد کارتر مثل مومیایی " توت عنخ امن " و گنجینه او برای همیشه در تاریخ ماندگار خواهد ماند .

تصویری از تابوت توت عنخ امن که هرگز از یاد نخواهید برد

براستی کدام دستها این تخت را حجاری کردند

تعدادی از گنجینه این فرعون بزرگ

شماره -2

 

 

Jalal.Sayadey@Gmail.com

Yahoo  ID = Jalal_webid

|+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۵ و ساعت ۲:۵۵ ب.ظ