. " پائول کوزوک " در گردش کوتاه خود در منطقه متقاعد شد که ممکن است خطوط بخشی از رصدخانه ای باشد برای ثبت علائم اسمانی . این تصور به ساکنان صحرا این اجازه را داد که زمان وقوع دوباره طغیان
رودخانه را حدس بزنند و کاشت و برداشت محصول را بتوانند به موقع انجام بدهند . " رائول کوزوک " اجبارا" تحقیقاتش را پایان داد و به شغل تدریس در دانشگاه نیویورک بازگشت . اگر چه او بازگشت ولی چکیده افکارش را به دوست المانی اش سپرد . " رائول کوزوک " جانشینی بهتری از " ماریا ریچی " نمیتوانست پیدا کند . او در سال 1903 در شهر زیبای " درسدن " واقع در المان بدنیا امد . " ماریا ریچی " دختر یک قاضی بود و در یک خانواده بسیار منظم و مستبد تربیت شده بود . خانواده اش او را به تقویت هوش و بازیهای ورزشی تشویق میکردند . در سال 1920 " ریچی " در شنا و ریاضیات از بقیه همکلاسهایش پیشی گرفت . او دختر مستقل و مصممی بار امد . پیدایش حزب نازی " ماریا ریچی " را مجبور به ترک وطن نمود . در سال1932 به اگهی در روزنامه هامبورگ برخورد که نیازمند یک ناظر مالی برای یک خانواده ثروتمند در کشور " پرو " بودند . او از این موقعیت استفاده کرد و در پایان دهه بعنوان معلم و مترجم اوراق رسمی علمی در پایتخت " پرو " – شهر " لیما" به کار پرداخت . در انجا بود که " ماریا ریچی " با" پائول کوزوک " اشنا شد . " پائول کوزوک " او را با ریاضیات و نجوم اشنا کرد و به مطالعه خطوط " نازکا " دعوت کرد . " ماریا ریچی " 36 ساله از ان زمان به بعد, بقیه عمرش را درباره مطالعه خطوط اسرار امیز " نازکا " گذراند و زمانی درباره کارش چنین گفت : »انگار به درون این کار سر خوردم . من همیشه در مورد همه چیز خیلی کنجکاو بودم. « ریچی در
سال 1945 کار خود را در شهر لیما ترک کرد و به شهری در نزدیکی " نازکا " رفت . جائیکه باقی عمرش را به مطالعه دقیق و کامل خطوط گذراند . او هفته ها در یک کلبه ساده و با یک رژیم گیاهی زندگی میکرد . نان – پنیر – میوه و شیر غذاهای او بودند . از صبح خیلی زود بیدار می شد, تا بتواند طلوع خورشید را که بخصوص در دوره تحول تابستانی بر روی بعضی از خطوط قرار میگرفت ببیند . او نظریات " پائول کوزوک " را مبنی بر ارتباط خطوط با تحولات تابستانی و بهاری و اعتدال پائیزی و قرارگیری بعضی از نقاط در ارتباط با پیدایش فصلی بعضی از ستارگان, همگی را تائید کرد . او همراه با یک جارو و یک وسیله اندازه گیری در صحرا خطوط را اندازگیری نمود . در حقیقت, اوایل کار زمانیکه با جارو در محل پیدایش می شد – ساکنان محلی تصور میکردند یک جادوگر را دیده اند . یکبار " ریچی " بعد از چند روز راه رفتن و جارو کردن یک مسیر مارپیچ, ناگهان دریافت که در دم یک میمون غول اسا ایستاده است . او گفت : »تنها کاری که کردم بر روی زمین نشستم و خندیدم . « او شباهت زیادی بین اشگال غول اسا و کوزگری و منسوجات سرخپوستان پیدا کرد . باستان شناسان هم
نظریات او را تائید نمودند . اثار هنری پیدا شده در نزدیکی خطوط " نازکا " – به زمانی از عمر منطقه اشاره می کند که تمدن سرخپوستان " نازکا " بر بیان مسلط شده بود . از ساکنان اولیه کرانه های " پرو " که به نظیر می رسد تمدن پیچیده ای هم داشتند و قبل از امپراطوری " اینکاها " می زیسته اند, اطلاعات کمی در دست است . انان بوسیله زراعت و کشاورزی و با استفاده از سیستمهای ابیاری جالبی زندگی را می گذراندند . اینان سازندگان اهرام بودند ( اهرام تئوتی هاکان واقع در مکزیک) و گوزه گری و منسوجات بسیار جالبی خلق نموده اند . هزاران تکه سرامیک رنگارنگ که بیشترشان متعلق است به تمدن " نازکا " بین سالهای 400 تا 600قبل از میلاد, در تمامی دشت " نازکا " پراکنده شده است . این بقایای سرامیک و خطوط تنها اثار باقیمانده ساکنان صحرا است . " ماریا ریچی " ریاضیدان مجذوب این نظریه شد که " نازکاها " در طرح و ساخت خطوط از اصول زمین شناسی استفاده کرده اند . او دریافت بعضی از خطوط که چند کیلومتر طول دارند و بدون کوچکترین انحرافی از مسیر مستقیم از تپه های کوچک و کاریزها میگذرند – با قواعد بینظیر ریاضی محاسبه شده است . در " نازکا " تصاویری مثلث شکل با چیدمان عجیب بچشم میخورد – این اشگال تا امروز یک اسرار باور نکردنی را در خود جای داده است – ایا شما شهامت شنیدن انرا دارید؟! موضوع خیلی ساده است – ساکنین گذشته نازکا قبل از انکه " فیثاغورس" و" تالس" از زاویه ها و محاسبات ان سخن بگویند – این محاسبات را میدانستند.! انها در دل صحرا مثلثهای عظیمی را رسم کرده اند که بدون دانستن این دانش, رسم و کشیدن انها غیر ممکن بوده است.! " ریچی " متوجه شد – سرخپوستان ابتدا طرحهایشان را در ابعاد
کوچک در نقطه ای می کشیدند, سپس انرا در اندازه های بزرگتری پیاده میکردند . تمامی زندگی " ماریا ریچی " بکار در صحرا و زندگی با ساکنان صحرا گذشت . این زن با لباس ساده و شمایلی خاص خود به قهرمان " پرویی " معروف شده بود . تولد او در شهر گ نازکا " جشن گرفته شد و خیابان و مدرسه ای به اسم او نامگذاری شد . به او برای کار مستمر و مطالعاتش پاداشی بین المللی اعطا شد . این زن جستجوگر در سال 1980 با انکه نیمی از بینائیش را از دست داده بود – هنوز سرپا بود و به کار و تلاش خود ادامه می داد . افراد بسیاری در صحرای " نازگا " فعالیت کردند و تئوریهای مختلفی را ارائه دادند – اما جنجالی ترین تئوری از زبان و قلم پرفسور " اریک فن دانیکن " جاری شد ه است . " نازکا محل فرود و برخاستن سفینه های افراد هوشمند از سایر کرات دیگر میباشد .!! او در یکی از سخرانی های خود فریاد زد : ایا باندهای فرود را نمی بینید؟ ایا اشگال دقیق هندسی را نمیتوانید مشاهده کنید؟ یک نگاه به پرنده اتشین نازگا بیندازید . از صدها مهندس ارشیتکت شاید یک نفر هم نتواند رتیل نازکا را رسم کند. از چه می هراسید ؟ اریک فن دانکین را میتوان با نویسنده کتاب " هری پاتر " مقایسه کرد . در سال 1968 کتاب ارابه خدایان پرفروش ترین کتاب سال شناخته شد و تقریبا" به تمام زبانهای روز دنیا ترجمه شد . او بعد از رهائی از زندان مسافرت خود را به تمام نقاط دنیا اغاز کرد . اجازه دهید در یک مطلب مجزا درباره این مرد خستگی ناپذیر بنویسم .
تصاویر عظیم در مکانهای دیگر
در سال 1923 در حدود 1800 کیلومتر دورتر از صحرای پرو در دشت نازکا – " کلنل جری فیلیپز " خلبان نیروی
هوائی در یک هواپیمای کابین باز دو باله جنگ جهانی اول بر فراز صحرای "موجاوه "در ارتفاع 1500 متری زمین در حال پرواز بود . در نزدیکی شهر کوچک " بلایت " نزدیک کالیفرنیا بطور اتفاقی به پائین خیره شد . او بعدها نوشت : »چیزی را که دیدم به سختی باور کردم . در صحرای بدون سکنه و به دور از تمدن, طرح بزرگی از یک مرد و یک حیوان با دم بلند روبرو شدم « در طی سالهای بعد گزارشات زیادی بوسیله محققان و جستجوگران منتشر شد و دیگران را بر ان داشت که منطقه را از نزدیک مشاهده و بررسی کنند. در نقطه ای در نزدیکی "کلرادو " حدود 275 شیار بر روی زمین دیده شد که علائم گنگ و عجیب همانند نقاشی کودکان از حیوانات و انسانها بودند . سطح زمین " موجاوه " همانند صحرای " نازکا " از صخره هایی پوشیده شده است که به سبب نور خورشید سیاه رنگند . قاعدتا" هنرمندان موجاوه هم همان تکنیک جابجائی سنگها را برای رساندن پیغامهایشان بکار بردند . بیشتر علائم و خطوط صحرا از سال 1970 کشف شدند و این موضوع مرهون زحمات باستان شناس کالیفرنیایی " چی ون ورلهوف " و همکارانش که یک مزرعه دار محلی و خلبان " هری کیسی " است . انها با هواپیما و پیاده بر روی زمین, تمامی منطقه را که کاشفان اسپانیایی به ان لقب " صحرای مردگان " را داده بودند جستجو کردند . اگر بخواهم تمام نقاشی ها و خطوط اسرار امیز قاره امریکا را بیان کنم این مطلب پایانی ندارد . اما در یک کلام در قاره پهناور امریکا بیش از 45 تصویر عظیم از حیوانات و اشگال مختلف میتوانید مشاهده کنید . البته اکثر انها را باید از داخل هواپیما و از بالا مشاهده کتید . اما قاره امریکا تنها قاره ای نیست که این تصاویر بر روی ان نقش بسته است . در کشور انگلستان و در فاصله 105 کیلومتری غربی لندن دهکده "برکشایر" قرار دارد . بر روی یکی از تپه های این دهکده تصویر اسب " پوفینگتون " را میتوانید مشاهده کنید که چهار نعل در حال تاختن است . این تصویر بیش از 111 متر طول دا
رد, قدمت ان تقریبا" برابر است با سنگهای ابتدائی "استون هنج " اما برای کشیدن این اسب حتما" باید از فضا راهنمائیهای صورت گرفته باشد .! چند کیلومتر دورتر در میان کناره های تپه ها در "دورتشایر " شکلی عظیم الجثه به ارتفاع 150 متر قرار دارد . این شکل عظیم الجثه مردی است که چماقی بزرگ بدست دارد, طی قرنهای زیادی به دلیل برهنگی این تصویر او را بنام " مرد بی حیای سرنی " میشناسند . این نقش هم مانند دیگر تصاویر بصورت یک راز باقی مانده است . درباره این تصویر عظیم, افسانه های زیادی بین مردم رواج دارد . بعضی میگویند او همان " هرکول " معروف روم باستان است . در حالیکه عده ای میگویند که پیکره یکی از خدایان سلتیک است . افسانه های عامیانه مدعی هستند که این نقش نشانگر غولی است که در ان مکان کشته و سر از بدنش جدا شده است . افسانه ها هر چه باشند – مهم نیست . مهم این است که تصویر " مرد بی حیای سرنی " و دیگر اشگال هنوز هم انجا هستند و مردم زیادی مراسم مختلف خود را بر گرد انها انجام میدهند . در طی قرنها اشگال قدیمی تپه های بریتانیا, موجاوه , و تصاویر بی همتای نازکا – دانشمندان حرفه ای و اماتور بسیاری را به تعمق واداشته است . علی رغم تمام نظریه ها و تئوریهای مختلف خوش ظاهر – فاصله ما با ان تمدن چنان زیاد است که به گفته " بانوی صحرا " -"ماریا ریچی" در کتاب خود با نام خطوط : ما هیچوقت تمامی جوابها را پیدا نخواهیم نمود . اما تلاش می کنیم . این مطلب تقدیم به تمام جوانان ایرانی جویای علم و دانش و با تشکر بسیار از خانم " اذز جولائی " که زحمات او باعث شد این مطلب شکل بگیرد .
تصویر کامل از مرد بی حیای سرنی
نگاهی به داخل اسب پوفینگتون بیندازید
Jalal.Sayadey@Gmail.com
Yahoo ID = Jalal_web id
|
+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵ و ساعت ۱۰:۴۹ ب.ظ