اما شکی وجود ندارد که همین کتاب بخشهایی را از یک اثر قدیمی تر از خود اقتباس کرده است . مثلا" در مورد یک ماشین پرنده چنین نوشته است.» " بهیما "در داخل ماشین خود در اطراف پرواز نمود, با شکوه و تلالو خورشید و غرشی چون رعد ... ارابه پرنده در شبهای تابستان مانند شعله اتش می درخشید...سپس ان ارابه بالاتر رفت و با غرشی سهمناکتر از رعد و برق , تمامی اسمان روشن شد«. یا در کتاب دیگر بنام " مهاویرا " بقلم " بهاوابهوتی " (قرن هشتم میلادی ) چنین میخوانیم » یک گردونه پرنده به نام پوشپاکا چندین نفر را از پایتخت باستانی آیودهیا منتقل می کند – اسمان پر از ماشین های پرنده شگفت انگیز است – با اینکه ظلمات تمام شهر را فراگرفته – اما به وسیله چراغهای با نور زردشان قابل تشخیص اند« تا این اواخر ماجراهای این چنین را افسانه پردازی محض تلقی می نمودند, اما در عصر فعلی که عصر فضا میباشد از
شرح و توصیف بالا بی اختیار راکتورهای اتمی , موشکها و سفینه های فضایی را استنباط می کنیم . علاوه بر اینها " وداها " در مورد " ویماناهای " مختلف و در اندازهای گوناگون خبر می دهند . از قبیل : ویمانای " اگنی هوترا " که مجهز به دو موتور بوده است – ویمانای فیل که دارای موتورهای بیشتر بوده است – و انواع دیگر تحت نامهای مرغ ماهیخوار و لک لک و غیره .. درست مانند ما که اسامی این چنینی را روی هواپیماها و موشکهای خود می گذاریم .! ( شاید دوستان بگویند چگونه شما نام موتور را انتخاب کردید؟ که به حق درست هم میگویند..... وقتی اشاره میشود که در انتهای ویمانای اگنی هوترا دو کوره اتش – یا در انتهای ویمانای فیل پنج کوره اتش وجود داشت و از صدای انها گوش ها برای همیشه کر می شد.!! شما چه نامی بر این کوره ها می گذاشتید.؟! ) در بخش " ماسولا پروان " کتاب " مهابهاراتا " چنین میخوانیم : » ان یک اسلحه ناشناخته ای بود, یک اذرخش اهنین, یک پیام غول پیکر مرگ و نیستی – که تمامی ساکنین " آندها کاو وریشنی " را سوزاند و تبدیل به خاکستر نمود , اجساد انها مسخ شده و قابل تشخیص نبود, موها و ناخنهایشان فرو ریخته بود, کوزه ها بدون دلیل شکسته و خورد شدند, رنگ پرندگان سفید شد و در عرض چند ساعت تمامی مواد غذایی فاسد شد . « و باز چنین نوشته شده : » چوکرا که سوار بر یک ویمانای قدرتمند بود یک گوی اتشین به شهرهای سه گانه پرتاب کرد- که به سنگینی و قدرت تمام کیهان بود . یک دود عظیم با نور و حرارتی برابر ده هزار خورشید با تمام شکوه خود به هوا بلند شد .! « ایا تمامی اینها صرفا" محصول تخیلات ذهنی یک نویسنده باستانی است.؟! ستونی از اتش و دود, انفجاری که درخشانتر از خورشید باشد, ریزش مو و ناخن, فاسد شدن مواد غذایی یا حیوانات و پرندگانی که رنگ خود را از دست داده اند . هیچکدام از اینها موضوع بی موردی در تشریح اوضاع بعد از یک انفجار اتمی نیستند . البته احتمال دارد که نویسندگان " وداها " از تخیل قوی برخوردار بوده اند ولی مصداق پیدا کردن تمام اندیشه های انها با واقعیتهای علمی که امروز ما انها را میشناسیم دور از ذهن است . برداشت ما از مطالب مربوط به افسانه های هندوها و " ویمانا " این است که ان یک نوع وسیله نقلیه هوایی بوده است . اگر بخواهیم کلیه مطالب مربوط به ان را از کتب هندی و تبتی جمع اوری و انرا در وبلاگ درج نمائیم – براستی مثنوی هفتاد من کاغذ میشود . اما بطور کلی افسانه های بیشماری وجود دارد که با خواندن ان ,خواننده بیاد سلاحهای پیشرفته امروزی می افتد . مثلا" در افسانه ای از سلاحهای یاد کرده اند که شبیه به بمب هیدروژنی بسیار قدرتمند است و یا " آگنیراتا " که یک جت بمب افکن خود کار میباشد . یا بمب " سیخاراستر "که تاثیری مانند بمب " ناپالم " امروزی دارد و یا " آوید یاسترا " که مانند بمب های شیمیایی عصبی عمل میکرده است . در کتاب " بهاوا بهوتی " چنین میخوانیم : » حکیم به دستورالعمل های براهما اطمینان پیدا کرده بود, زیرا کلیه اسرار و نحو استفاده از سلاح های قدرتمند از جمله اسلحه" پراس واپانا " (خواب اور) و اسلحه اتش پران را که میتوانست تمامی ارتش" کومبها کارنا " را به خاکستر تبدیل نماید به وی یاد داده بود. « یا در کتاب " دروناپروان " (کتاب هفتم مهابهاراتا ) یک سوپر بمب را چنین تشریح نمده است . : » انها یک گوی اتشین قدرتمندی را پرتاب نمودند که با آتش بدون دود حرکت میکرد و تاریکی
شدیدی روی ارتش و همه چیز سایه گسترد . به دنبال ان طوفان وحشتناکی وزیدن گرفت ابری به رنگ خون به سوی سطح زمین کشیده شد . طبیعت دیوانه گردید – گویی خورشید به دور خود چرخیدن گرفت . دشمن مانند بوته های اتش گرفته سقوط نمودند – رودخانه ها شروع به جوشیدن کردند و انهایی که به داخل ان پریده بودند به فجیع ترین وضعی پختند . جنگل ها اتش گرفته و تبدیل به خاکستر شدند , اسبها و فیلها که گرفتار اتش شده بودند , به هر سو فرار میکردند و شیهه می کشیدند و نعره سر داده بودند... بعد از اینکه باد دودها را پراکنده نمود و هوا صاف شد توانستیم هزاران جسد را مشاهده کنیم ... انسانها .. اسبها .. فیلها... همه سوخته بودند. «و بالاخره توصیف " دروناپروان " از سلاح برهما چنین است : » پسر درونا ان گوی اتشین را پرتاب کرد , طوفان مهیبی وزیدن گرفت , امواج عظیم به سوی ساحل یورش اوردند , سربازان در اثر غرش مهیب کر شدند , زمین لرزید , سطح ابها بالا امد و کوهها دو نیم شد «. در اینجا نیز نمیتوانیم چنین فرض کنیم که تمام این توصیفات افسانه محض است و مبنای علمی ندارند – تخیل یک نویسنده هر چقدر هم که قوی باشد باز نمیتواند توصیف وسایل پرنده و سلاحهای مرگبار را به ان دقت به عمل اورد ... انهم تخیل یک نویسنده باستانی... جهان باستانی ما چه در شرق ان باشیم چه در غرب ان .. سرشار از شگفتی و اسرار است . شاید روزی علم و تکنولوژی به کمک ما بیاید تا راحتر بتوانیم در مورد گذشته این جهان خاکی قضاوت کنیم .
دانلود مطلب قسمت ۱ و ۲
کتابخانه وبلاگ
Jalal.Sayadey@Gmail.com
Yahoo ID = Jalal_webid
|
+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در جمعه ۸ دی ۱۳۸۵ و ساعت ۳:۱۲ ق.ظ