|
نشانهایی از ماورای زمین (1)
دوستانیکه مطالب yahoo2 را از ابتدا دنبال کرده اند می دانند که تا امروز مطالب بسیاری دال بر حضور فرازمینیها, در وبلاگ قرار گرفته است . دانشمندان و محققان بسیاری از کشورهای مختلف هم بر این باورند که زمین ما میهمانانی از فضا داشته است و سعی می کنند تا مدارکی دال بر این مدعا بدست اورند و در این رابطه صحرای گوبــی هم مثل صحرای نازکا و اماکن و بناهای بیشمار دیگر , مورد علاقه ترین محلهای مورد کاوش میباشد . یکی از این دانشمندان پرفسور " میکائیل آگرست " میباشد که یک ریاضیدان و فیزیکدان برجسته محسوب میگردد. او با قاطعیت اعلام نموده است که " سودوم و گومورا " در گذشته های بسیار دور به وسیله انفجار هسته ای نابود شده است. در کتاب مقدس انجیل میخوانیم که مردمان ان شهر به خاطره گناهانشان به وسیله بارانی از سنگ گوگرد و اتش از اسمان مجازات شدند . حضرت لوط (ع) و اعضاء خانواده اش مصون ماندند – اما همسر وی که به فرمان او گوش نکرد که به عقب برنگردند و به صحنه مجازات را نگاه نکنند, به عقب نگریست و درجا تبدیل به ستونی از سنگ نمک زجاجی (بلورین ) شد . دانشمندان موافقند که انهدام ان دو شهر ممکن است مربوط به پنج تا شش هزار سال قبل باشد, ولی جریان اتش بازی را نمی پذیرند, زیرا هیچ نشانی از مواد مذاب ناشی از فعالیت اتش فشانی و یا زمین لرزه را در ان مناطق نیافته اند . به هر حال پرفسور " میکائیل آگرست " نقطه نظرات خود را در اغاز سال 1960 در مجله " ماسکولیترا چورنایا گازه تا " بچاپ رسانید که بارها از طریق تلوزیون و رادیوی روسیه مورد تفسیر قرار گرفت – زیرا وی بر این نکته تاکید داشت که بر مبنای کتب باستانی, اتش از اسمان بر سر انها باریده است و توضیحی که در این مورد میدهد این است که مهمانان فضایی بنا به دلایلی میخواستند بخشی از سوخت هسته ای سفینه خودشان را تخلیه یا منهدم نمایند – لذا انرا در بالای منطقه ای که فرمان تخلیه انجا را صادر کرده بودند منفجر نموده اند . **************************************************************************
************************************************************************** در بعلبک لبنان یک سکوی عظیم سنگی وجود دارد که در طول قرون و اعصار در اثر باد ساییده شده است و مبدا ان هنوز که هنوز است در رمز و راز قرار دارد . پرفسور " آگرست " عقیده دارد که احتمال دارد انرا برای تسهیل در امر فرود و برخاستن سفاین فضایی مهمانان سایر کرات طراحی و ساخته باشند . نظریه وی مورد حمایت بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است , انها معتقدند که افسانه های باستانی صرفا" برای تفنن نبوده است – بلکه از یک واقعیت نشات گرفته اند . مثلا" یکی از داستانهای انجیل مقدس با دقت و امانتداری کامل از یک فاجعه صحبت می کند که در زمانهای خیلی دور روی داده است . پرفسور " آگرست " میگوید : بیان بارانی از اتش و سنگ گوگرد تفسیر خوبی از اثرات حرارت یک انفجار هسته ای است . اگر مردم هیروشیما نیز در سطح تمدن انها قرار داشتند, احتمالا" جریان ماوقع را به همان صورت قید میکردند . زیرا سولفور سوزان حرارت زیادی تولید می کند و به هر چیزی که بچسبد ان را ذوب می کند . و اما در مورد همسر حضرت لوط و موضوع زجاجی (بلوری ) شدن او ... یک دیوار بتن ارمه در شهر هیروشیما را تداعی میکند که یکی از اثرات بمب هسته ای بود . پس با توجه به اینکه در ان منطقه مقدار زیادی سنگ نمک موجود بوده است این احتمال وجود دارد که پودر و ذرات نمک در اثر حرارت ذوب, با جسم سوزان او در آمیخته و بعد از سرد شدن شبیه ستونی از سنگ نمک شده است . تئوری" میکائیل آگرست " از طریق یافته های پرفسور " تکتیت " در صحرای لیبی مورد تائید مجدد قرار میگیرد . این دانشمند به خطا تصور کرده بود که ان یافته ها از بقایای موشکهای هدایت شونده هستند یا از ماهواره های از مدار خارج شده و سقوط کرده میباشند . اما آگرست به درستی میگوید که تا امروز هنوز انسان نتوانسته سفینه ای با ان عظمت بسازد که بعد از سقوط و برخورد با جو زمین بتواند منطقه ای با ان ابعاد حیرت انگیز را تحت پوشش خود قرار بدهد . ورقه ها و سنگهای پولکی و زجاجی شده منطقه وسیع از پهنه زمینی که تصور میشود دو شهر" سودوم " و " گومورا " در ان قرار گرفته بودند را فراگرفته است . تمام محققان و دانشمندان رشته های مختلف علمی بر این عقیده هستند که این سنگهای ریز بلورین در اثر حرارت بسیار بالا به این شکل درامده اند, اما انها هیچ توضیحی که این حرارت چگونه تولید شده است را به ما نمی دهند.!! ... اثاری از اجسام زجاجی شبیه به نمونه هایی که در "سودوم " و "گومورا " مشاهده شده اند توسط دانشمندان چینی و روسیه در صحرای " گــــوبــــــی " و دانشمندان امریکایی در داخل " دره مرگ " که بین کالیفرنیا و صحرای نودا واقع است کشف شده اند . یا " ویلیام واکر " ماجراجو که در سال 1850 فرمانده ارتش جمهوری نیکارگوآ بود – در مورد دره مرگ چنین نوشته است " در اطراف ساختمان با عظمت مرکزی – شهری گسترده شده است که حدود یک ونیم کیلومتر طول دارد . اثاری از مواد اتشفشانی کربن دار یا تکه های زجاجی شده در انجا بچشم میخورد که حاکی از یک فاجعه وحشتناک میباشد . در مرکز این شهر که به حق " پــــمـپـــــــی " امریکا میباشد. ( پــــــــمـپـــــی شهر فاجعه دیده از اتشفشان در کشور ایتالیا میباشد . دوستان میتوانند مطلب 5 خرداد 85 را که مربوط به این اتفاق تاریخی است را مطالعه کنند ) اثار بسیاری از ذوب شدگی ها بچشم میخورد .. اما اگر " ویلیام واکر " پــــــــــــمــپــــــــــــــی ایتالیا را دیده بود و یا از علم اتشفشان شناسی اطلاع می داشت بطور حتم پی میبرد که هیچ نوع فعالیت اتشفشانی در ان منطقه به وقوع نپیوسته بود و از طرف دیگر هیچ فعالیت اتشفشانی هر چقدر هم شدید باشد نمیتواند سنگهای دور از مواد مذاب را صرفا" به وسیله دمای هوا ذوب نماید یا ماسه های بیابان را ذوب و زجاجی بکند . ادامه دارد....... Yahoo ID = Jalal_webid |+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۵ و ساعت ۲:۳۶ ق.ظ |
