سلام خدمت تمام عزیزان..همانطور که در پست قبل برایتان توضیح دادم, مطلبی را که برایتان در نظر گرفتم مربوط میشود به " پروازهای عجیب " که قسمت اول انرا در مباحث گذشته دنبال کردیم ..لازم است یک مطلب را در اینجا تصیح کنم و ان این است که ادرس مطلب قبل توسط دوست نازنینم " پیام " برای من ارسال شد , همان عزیزی که مطلب شیخ بهائی را برای بنده فرستاده بود که جا دارد از ایشان پوزش خواسته و بخاطر ارسال ادرس مطلب قبلی از ایشان تشکر کنم . ان ادرس باعث شد که من بدنبال مطالب دیگر بگردم و این مطلبی را که امروز میخوانید نتیجه جستجو بنده از چندین کتاب و منابع مختلف است ..امیدوارم توانسته باشم مطالب را جوری دسته بندی کنم که شما از خواندن ان لذت ببرید .. " پروازهای عجیب " شامل یک قسمت دیگر هم است اما کاملا متفاوت با مطلب امروز است و به امید خداوند در مطلب بعد انرا دنبال می کنیم..اما ادامه مطلب گذشته
ایا براستی اینگونه پروازها حقیقت دارد.؟ ""پرفسور " اریک نورمن " یکی از باستان شناسان شهیر دانشگاه هاروارد میگوید : هنوز انسان چیزی از علوم تمدنهای گذشته نمیداند به عنوان مثال , شاید برای شما غیر باور باشد که اعلام نمائیم مصریان از نوعی نور مصنوعی استفاده می کرده اند . انها از وجود انرژی الکتریکی باخبر
بوده اند . یا پرفسور " گونیم " میگوئید من مطمئنم انها با اسرار علمی و همینطور انرژی الکتریکی غریبه نبوده اند و اشاره کرده است که اطاقهای سری در اعماق اهرام وجود دارند که بعد از سپری شدن بیش از 40 قرن و پس از کشف و گشوده شدن مجدد , وقتی هوای تازه بدرون انها نفوذ کرد , دیوارها و کف و سقف انجا پوشیده شده بود از هیروگلیف و رنگها و نقش های گوناگون , و کاملا واضح است که ان نقاشی ها با دقت و ظرافت بعد از نصب ان سنگهای عظیم به روی دیوارها کشیده شده است . با این حساب هنرمندان ان عصر از چه چیز به عنوان منبع روشنائی استفاده میکردند.؟ کار هنری به ان دقت و ظرافت نیاز به روشنائی معادل روشنائی روز دارد . چراغهای معمولی و مشعل نمیتوانسته کار ساز باشد و از طرف دیگر واضع است که از این قبیل وسائل روشنائی استفاده نشده است . زیرا هیچگونه اثری از دود و دوده در انجا وجود ندارد . در این قسمت دوباره پرفسور " اریک نورمن " میگوید : شاید عجیب و غیر باور باشد که اعلام نمائیم مصریان از نوعی نور مصنوعی استفاده میکرده اند . و حتی قبل از کشف عدسی در ان اماکن ( بعدها در انجا نوعی عدسی پیدا شد که تما محققان را دچار تعجب کرد ) نظریه فرایند الکتروشیمی مطرح شده بود ..."" از مطلب مورد نظر خود دور نشویم..در بعضی از دستنوشته ها مطالبی بچشم میخورد که باور کردنی نیست..در گذشته مردم در مورد مصریان عقاید عجیبی داشتند . مثلا مصریان میدانستند که چگونه نیروی جاذبه را خنثی نمایند و یا بلد بودند که با استفاده از وسایل فوق صوتی سنگهای عظیم را بریده و حمل نمایند . همانطور که کاروکس ادعا می کند " انسانهای ماقبل تاریخ پی به نیروی ارتعاشات برده و از انها برای بریدن سنگ چخماق استفاده میکرد " یا در کتاب لئوناردو در مورد سحر و جادوی کلدانیان چنین امده است " کاهن های عون میدانستند چگونه طوفانها را از خود دور کنند و یا از سنگهای عظیم برای ساختن معابد خود استفاده کنند که نیروی هزار مرد برای جابجایی انها لازم بوده است " یا طبق یک افسانه عربی , مصریان با ورد کلمات سحر امیز مکتوب و در طومارهای پاپیروس , سنگهای عظیم به کار رفته در اهرام را در هوا به پرواز در اورده و در محل مورد نظر پائین می اوردند . ژاک ویس این افسانه را بخاطر داشته که چنین نوشته است " قطعه سنگهای عظیم تا 600تن یک وجهشان مقعر و وجه دیگرشان محدب است لذا در موقع کار گذاشتن کاملا به همدیگر چفت و جور شده و یک بنای یکپارچه کاملی را به وجود می اوردند . و تنها راه قرار دادن انها بر روی هم این است که انها در هوا معلق نگه داشته و به ارامی در محل خود بچینند " کاروکس میگوید که کاهنان مصر باستان به داشتن قدرت شناور شدن در هوا شهرت داشتند و در این رابطه مثالهای جالبی از نویسندگان قدیم می اورد . یا پلینی ( پدر ) بیان میکند که دینوکریتس که یک معمار هم عصر اسکندر کبیر بود , طاق اصلی معبد ارسینو را از سنگهای اهن ربا ساخت تا اینکه بت های انجا به صورت معلق در هوا بمانند . و یا حکیم ریوفینوس اهل اکولیا که در قرن چهارم میلادی میزیسته در مورد استفاده از نیروی مغناطیس از مشاهدات شخصی خود از معلق ماندن یک دیسک در هوا در معبد عظیم سراپیس در نزدیکی اسکندریه , که سنبل خورشید بود نام میبرد . حکیم لوسیین ( قرن دوم میلادی ) که به خاطر سوفسطایی ( بدبینی ) شهرت دارد , اشاره کرده است که در یکی از معابد سوریه کاهنان انجا تندیس خدای ( بت ) خود را در حال تعلیق در هوا نگهداشته بودند . موضوعات مربوط به شناور ماندن در هوا را میتوان در منابع مختلف مربوط به دورانها و مردمان گوناگون مشاهده کرد , از جمله : کاسیوس دوروس که یک سیاستمدار و نویسنده قرن پنجم میلادی بود , صحبت از کوپید ( تندیس عشق که بصورت یک کودک برهنه بالدار که کمانی در دست دارد ) می نماید که در معبد دایانا بین زمین و اسمان در هوا قرار گرفته بود . ودر تبت هزاران نفر زوار صومعه خالدان , تندیس "تسان کابا" را که یک مصلح بود , در حال تعلیق در هوا مشاهده کرده بودند . و در کلیسای بیزان در ابیسینیا, یک میله فلزی مشهور به میله پرنده , قرنها بین زمین و اسمان در هوا معلق مانده بود . این موضوع را پدر " فرنسیسکو الوارز " که در سال 1515 میلادی به عنوان منشی سفارتخانه پرتغال انجام وظیفه میکرده بیان نمود و تاکید کرده است که هیچ کلکی در کار نبوده و هیچ وسیله نامرعی برای حفظ ان در هوا وجود نداشته است . این موضوع را دو قرن بعد ژاک پاست نیز تعریف کرده است و چون احتمال میداده است که شاید یک وسیله نامرعی انرا در هوا نگهداشته است از متولی انجا خواسته بود تا به او اجازه دهد وی انرا از نزدیک معاینه نماید و مینویسد " من میله ای را در بالای ان و در پائینش و همینطور در اطراف ان حرکت دادم و برایم مسلم شد که هیچگونه تکیه گاه نامرعی ان را در هوا نگاه نداشته است " در اینجا باید مطلبی را که دوست عزیزمان " 4- باد " در هفته های گذشته برایم کامنت کرده عنوان کنم . ایشان بعد از نگارش عجایب " شیخ بهائی" نوشته بودند : از دیگر عجایب شیخ بهائی کار گذاشتن مجسمه ای در اطاقی , که بصورت معلق باقی مانده بود . هنگامی که چهار گوشه اطاق را کندند مجسمه بر زمین افتاد و هرگز به حالت اولیه باز نگشت , هنوز هیچ کامپیوتری قادر به محاسبه انرژی مغناتیسی این چهار قطب که جاذبه زمین را از بین برده بود نیست . ( با تشکر از ایشان ) من هرگز مطالب را هر چند کوچک باشند نادیده نمیگیرم و انها را جمع میکنم چون میدانم یکروز بکار می اید . ایا اینها نمونه هائی از خواص مغناطیسی است و یا مربوط به وسایل مافوق صوت میباشد .؟ یا براستی اصراری وجود دارد که فهم انسان امروزی از درک ان عاجز است . دوباره به گفته پرفسور " اریک نورمن " دقت کنید : هنوز انسان چیزی از علوم تمدنهای گذشته نمیداند!! عنوان کردن این جمله در عصری که دانش و فن اوری جهان را تسخیر کرده , یک جمله کاملا عجیب است..اما من میگویم انسان امروز هیچ چیز از علوم تمدنهای گذشته نمیداند.. ادامه دارد..
Jalal.Sayadey@Gmail.com
Yahoo ID = Jalal_webid
|
+| نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری در سه شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۴ و ساعت ۱۰:۲ ق.ظ